فراموش کردم
رتبه کلی: 1585


درباره من
کیامثل منن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من صبح از خواب پا میشم نزدیک 10 دقیقه اینطوریم :D تا آپدیت شم بفهم کی هستم چی میخوام زندم یا مرده دنیا دسته کیهه !!!!:D کیاا مثل منن  ...
تاریخ درج: ۹۲/۱۱/۲۶ - ۱۷:۲۱ ( 2 نظر , 18 بازدید )
می فهمی خودت را
  ... ، !! ! !!.. " هنوز "؟ . ؟ ... ، ، !... ، ! ؟ ُ، ، ... ...!   مرا با خیالت تنها نگذار خیالت اصلاً به تو نرفته… مهربان نیست آزارم میدهد..!! دلم خودت را میخواهد...   میفمهی!!!خودت را.         &n...
تاریخ درج: ۹۲/۰۸/۰۵ - ۱۳:۳۶ ( 10 نظر , 48 بازدید )
پ نه پ.............
            از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن    طرف میگه بفرستم واستون؟؟؟    میگم پ نه پ آپلود کن    لینکش رو بده دانلود میکنم. ♦♦♦♦♦♦♦پ نه پ جدید و خنده دار♦&...
تاریخ درج: ۹۲/۰۷/۱۴ - ۱۳:۱۵ ( 10 نظر , 76 بازدید )
امان از دست این بچه های شیطون
  ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۷/۰۳ - ۱۲:۴۸ ( 18 نظر , 83 بازدید )
زیبایی
   خداوند در تمام موجوداتی که آفریده زیبایی را به جنس نر داد.... ................جز انسان !!!!!!! چون به انسان نجابت داده                           ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۷/۰۳ - ۱۲:۲۸ ( 3 نظر , 46 بازدید )
همه چی هست
امنیت دادن به یک زن یعنی: محکم دستش را گرفتن ... با دیوانگی هایش زندگی کردن ... احساسِ زنانه اش را فهمیدن ... امنیت یعنی: دستت را که می گیرد ،صورتت را که میبوسد، بداند ناب تر از دست هایِ تو دستی نیست .... بداند ماندنی تر از نگاهِ تو چشمی نیست ... بداند برایِ بوسه هایش مرز نمی گذاری، برایِ خنده ه...
تاریخ درج: ۹۲/۰۶/۲۱ - ۱۲:۱۸ ( 15 نظر , 79 بازدید )
تقدیم به همه شمایی که به من سر میزنید
...
تاریخ درج: ۹۲/۰۶/۲۱ - ۱۱:۲۳ ( 3 نظر , 49 بازدید )
تولد همسرم
     تبریک تولد    تمام لحظه های عمرم بدرقه ی نفس کشیدن توست، به دنبال کوچکترین فرصت بودم تا بزرگترین تبریک را نثار قلب مهربانت کنم، ورق خوردن برگ سبز  دیگری از زندگی ات را تبریک میگویم، تولدت آذین زندگی ام باد     روز تولدت آغاز سفر زیبا و پرهیجان "د...
تاریخ درج: ۹۲/۰۱/۰۷ - ۱۸:۱۴ ( 3 نظر , 169 بازدید )
حرف دل
  نگـــاه... لعنتـــــــ بـــه نگــــــاهـــی کـــــه نمیـــــدانــــی معـنــــــــــایـــــش رفتـــــــن استــــــــ یــــا مـــانـــدن!   جنگـــــ دل و غــرور... چــه جنگــی بــه راه افتـــاده بیــن دل و غــــرو...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۳۱ - ۱۲:۲۷ ( 26 نظر , 841 بازدید )
حلقه ازدواج
اگه میذاشتن... پسر حلقه اش را در آورد و روی پیشخوان گذاشت ، دختر نیم نگاهی به او کرد و سرش را  پائین انداخت ، پیر مرد طلافروش حلقه را روی ترازوی کوچکش انداخت ، نیم نگاهی به هر  دوی آنان کرد ، حلقه را از روی ترازو برداشت و مشغول محاسبه قیمت شد ، پسر...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۹ - ۱۸:۱۰ ( 42 نظر , 1683 بازدید )
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات