فراموش کردم
اعضای انجمن(187) ارتباط با مدیریت انجمن طریقه آپلود عکس ، فیلم وموسیقی میانالی از نگاهی متفاوت طریقه قرار دادن موسیقی و کلیپ در مطلب
جستجوی انجمن
سامان4شیردل (zaqaz )    

خیاط در کوزه افتاد.

درج شده در تاریخ ۹۶/۰۱/۰۵ ساعت 18:31 بازدید کل: 82 بازدید امروز: 78
 

                                         کوزه

در روزگار قدیم در شهر ری خیاطی بود که دکانش سر راه گورستان بود.

وقتی کسی می مرد و او را به گورستان می بردند از جلوی دکان خیاط می گذشتند.

یک روز خیاط فکر کرد که هر ماه تعداد مردگان را بشمارد و چون سواد نداشت کوزه

ایبه دیوار آویزان کرد و یک مشت سنگ ریزه پهلوی آن گذاشت.

هر وقت از جلویدکانش جنازه ای را به گورستان می بردند یک سنگ داخل کوزه

می انداخت و آخرماهکوزه را خالی می کرد و سنگها را می شمرد.

کم کم بقیهدوستانش این موضوع را فهمیدند و برایشان یک سرگرمی شده بود و

هر وقت خیاط را می دیدند از او میپرسیدند چه خبر؟

خیاط می گفت امروز چند نفر تو کوزه افتادند.

روزها گذشت وخیاط هم مرد.

یک روز مردی که از فوت خیاط اطلاعی نداشت بهدکان او رفت و مغازه رابسته یافت.

از یکی از همسایگان پرسید: «خیاط کجاست؟»

 

همسایه به او گفت: «‌خیاط هم در کوزه افتاد.»

 

و این حرف ضرب المثل شده و وقتی کسی به یک بلائی دچار می شود که پیش از

 

آن درباره اش حرف می زده، می گویند: «خیاط در کوزه افتاد.

 

 

 

این مطلب توسط جلال علی اصغری بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۶/۰۱/۱۵ - ۱۸:۴۰
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر

1
2
1 2


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات