فراموش کردم
اعضای انجمن(461) ارتباط با مدیریت انجمن طریقه آپلود عکس ، فیلم وموسیقی میانالی از نگاهی متفاوت طریقه قرار دادن موسیقی و کلیپ در مطلب
جستجوی انجمن
لاهوتیان (whoop )    

روحم صیقل خورد پای عشق

درج شده در تاریخ ۹۵/۱۰/۲۷ ساعت 12:53 بازدید کل: 52 بازدید امروز: 47
 

روحم صیقل خورد

 

در مسیر بزرگ رهایی روحم صیقل خورد ...

مانند آبی که از یخهای بلندترین قله های زمین با

شستن همه ی پلیدیهای این روح سرکش ...

می شورد وپیش میرود وگاه خود عاجز از این سرکشی

وعاصی بودنش ...عشقی در خود حس میکند که از عالم

وآدم فرو نشسته ..فکرم قطره هست در دریا ...

ودیوانه وار در این دریای طوفانی به هر کجا خودرا در نقطه ی

اول یخ زدگی حس میکند ...عود روشن کرده‌ام.

تنها توی نشیمن نشسته‌ام و دارم می‌نویسم.

از آن شب‌های ساکت است. حواست به من هست؟

باید مقتدرانه‌‌تر بنویسم.

 

پای عشق

 

امشب تو اسیر منی  من اسیر واژه ها

امشب کسی صلحنامه   نمی‌نویسد

تا هردو‌یمان رها شویم از هم.

بزرگ‌ترین سعادت برای یک انسان این است

که با یک روح بزرگ در زندگیش برخورد کند،

اما انگار رسم خلقت این است که بزرگ‌ترین

سعادت‌ها بزرگ‌ترین رنج‌ها را هم

در خودشان داشته باشند.»

در حقیقت کشنده یکی است:

در نظر مولانا یک جمال و یک دلربا در عالم بیشتر نیست

و آن جمال مطلق الهی است، پس،

هر کجا دلی از کف برود، او برده است،

الا آنکه حق گاه پنهان است و گاه آشکار و خلق گاه

می‌دانند و گاه نمی‌دانند.

 

پای عشق

 

نیک است اگر همه وقت مدام بی چاره باشی،

در حالت قدرت هم خود را بی‌چاره بینی،چنانکه در حالت

عجز می بینی، زیرا که بالای قدرت

تو قدرتیست و مقهور حقی.
در همه احوال تو دو نیمه نیستی، گاهی باچاره و گاهی

بی چاره، نظر به قدرت او دار و همواره خود را بی چاره

می‌دان و بی دست و پای و عاجز و مسکین.

چه جای آدمی ضعیف؛ بلکه شیران و پلنگان و

نهنگان همه بی چاره و لرزان وی اند، آسمان ها و زمین ها

همه بی چاره و مسخر حکم وی اند. او پادشاهی عظیم است،

نور او چون نور ماه و آفتاب نیست که به وجود ایشان

چیزی بر جای بماند، چون نور او بی پرده روی نماید 

نه آسمان ماند و نه زمین و نه آفتاب و نه ماه،

جز آن شاه کس نماند.

 

پای عشق

 

 

امشب دنبال چیزی می‌گردم ردی از تو کلمه‌ای،

حرفی سرت را اگر بالا بگیری سراغت را

از ماه می‌گیرم نگاهت را پایین بیاندازی

به زمین برمی‌گردم امشب تو

شاعرم میخواهی کلمات اما  رامم نمی‌شوند

پونه..

 

این مطلب توسط جلال علی اصغری بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۵/۱۰/۲۷ - ۱۳:۴۰
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
1 2


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)