فراموش کردم
رتبه کلی: 548


درباره من
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
وقتی می شنوم که صدای شیپور میخوام ظهور حق در خارج از زمین نگه دارید
وجود ندارد آیا هیچ قبر می توانید بدن من را خوب نگه نمی ، نگاه راه را به پایین رودخانه
چه چیزی به شما فکر می کنم من را ببیند؟
من یک گروه از فرشتگان و آنها پس از آمدن میفهمند!
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
نگاه کردن از ان گابریل وجود دارد در اختیار نداشته باشد
پای خود را بر روی زمین قرار دهید و ببینید اما گابریل تو نمی ضربه
ترومپت خود را تا وقتی که شما آن را بشنود از من است
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
ملاقات عیسی مسیح من ، من را تامین کند. دیدار با من در وسط هوا
و اگر این بال من را شکست نه من شما را در هر نقطه ملاقات
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
من مادر و پدر را ملاقات نمیکنم،
من ملاقات کردن جاده رودخانه رو ترجیح میدم
و مامان تو میدونی که من همیشه آنجا خواهم بود و همه چیز را برسی خواهم کرد!
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
هیچ قبری نمیتواند بدن من پایین نگاه دارد
1- بیخیال عشق 40% 2- خوب 32% 3- بد 17% 4- متوسط 11% مجموع آراء: 47 رایرای ها قابل مشاهده است
خودت را تصور کن بی " او"
خودت را تصور کن بی " او" ... شاید بفهمی چه میکشم بی " تو". ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۲۰ - ۱۲:۰۲ 3 نظر , 205 بازدید
دیروز اومده بود دیدنم با یه شاخه گل سرخ
دیروز اومده بود دیدنم با یه شاخه گل سرخ و لبخندی که همیشه آرزوشو داشتم گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاش کردم… وقتی رفت… سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود… ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۲۰ - ۱۱:۵۵ 0 نظر , 264 بازدید
نه
نه تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است! گفته بودی دوستم داری بی اندازه خوب که فکر می کنم تا...
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۲۰ - ۱۱:۵۰ 1 نظر , 176 بازدید
پشت پا خوردم
پشت پا خوردم ز هر کَس که گفت یار منه چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه هرکه دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم دیدم این دست محبت ، حلقه دار منه . . . ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۲۰ - ۱۱:۴۷ 0 نظر , 167 بازدید
بیا امشب
بیا امشب برای سروهایی که دیگر آزاد نیستند گریه کنیم اگر چه چشم هایمان هم اسیر باشند بیا از یاد نبریم بوسه های پنهانی را دربن بست همین کوچه همین کوچه ای که سال هاست در انتظار فریاد ما برای رهایی از خویش است من خوا ب دیده ام که باز هم دختران پیراهن گلدار بر تن می کنند و در باد می رقصند ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۰۷ - ۲۰:۱۷ 1 نظر , 171 بازدید
سوال (لطفا جواب بدید)
بدون هیچ سلام احوال پرسی میخوام سریع برم سر اصل مطلب.جواب دادن به این سوال یکم مشکله اما مطمئنا هممون دو تا راه داریم اره یا نه.اگه عشق اولت بخواد برگرده چیکار میکنی… عشق اولت… خدایش چیکار میکنی؟ دوست دارم قبل از اینکه به سوالم جواب بدی فقط ۳۰ ثانیه به اون شبی که تا صبح بیدار بودیو گ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۰۷ - ۱۹:۴۹ 6 نظر , 202 بازدید
همون شب
همون شب که من رو فراموش کرد تو آغوش کی دست و پا می زدی چراغ اتاقو کی خاموش کرد؟ کی از شعله ی بوسه هات گرم شد بگو با کی بووودی شبو لعنتیییییییییییی بگو قیثمت ناله هات چند بووود نفسهاتو دادی به چه قیمتی؟؟؟ دارم میرم از زندگیت تا ابد دیگه فکر دیدارتم سختمه بذار باورم شه یه کابوسه که لبا...
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۰۷ - ۱۹:۴۳ 2 نظر , 180 بازدید
پیرمرد
فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی . پیرمرد از دختر پرسید : - غمگینی؟ - نه . - مطمئنی ؟ - نه . - چرا گریه می کنی ؟ - دوستام منو دوست ندارن . - چرا ؟ - جون قشنگ نیس...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۳۰ - ۱۹:۴۳ 1 نظر , 183 بازدید
همه گفتن
همه گفتن:عشقت داره بهت خيانت مي کنه! گفتم:مي دونم! گفتن:اين يعني دوستت ندارهاااا! گفتم: مي دونم! گفتن:احمق يه روز ميذاره ميره تنها ميشي ! ... ... ... گفتم:مي دونم! گفتند:پس چرا ولش نمي کني..؟! گفتم:اين تنها چيزي ِ که نمي دونم! ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۳۰ - ۱۹:۴۱ 1 نظر , 172 بازدید
سلامتی اون کسی.....
سلامتی اون کسی که داشت میرفت گفتم نـرو نمیتونی فراموشم کنی برگشــت نـگــام کرد گفتم دیدی نمیتونی … گفـت: ببخشید شمـــا ؟ ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۳۰ - ۱۹:۳۹ 3 نظر , 242 بازدید
میگن
میگن پُشت سر مسافر آب بریزی برمیگرده اشــک که از آب زلال تره پس چرا مسافر من برنمی گرده ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۳۰ - ۱۹:۳۸ 2 نظر , 154 بازدید
خدا
خدا به تو 2 تا پا داد تا با اونها راه بری!!2 تا دست داد تا نگاه داری!!2 تا گوش داد تا بشنوی!! 2 تا چشم داد تا ببینی!! ولی چرل فقط یک قلب داد؟!؟!؟!.....چون قلب دوم تو رو به کس دیگری داد تا اونو پیدا کنی!!!...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۵ - ۲۰:۴۸ 0 نظر , 178 بازدید
اخرین
آخرین نخ سیگارم به حرف آمد.... مرا نسوزان، تنها میمانی..........
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۵ - ۲۰:۴۰ 1 نظر , 175 بازدید
حاضری جون فداش کنی
حاضری جون فداش کنی حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی حاضری که بگ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۵ - ۲۰:۲۴ 1 نظر , 266 بازدید
متشکرم
متشکرم برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی. برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی. برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی. برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی. برای همه وقت هایی که با من شریک شدی. برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی. برای ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۵ - ۲۰:۲۲ 2 نظر , 181 بازدید
برای تویی
برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست... برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست ... برای تویی که احسا سم از آن وجود نازنین توست ... برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است... برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی... برا...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۵ - ۱۹:۴۲ 3 نظر , 220 بازدید
می گن چرا
می گن چرا انقدرتحت فشارش گذاشتی ؟ سکوت می کنم می گن چرا نمی ذاری هرکاری که می خواد بکنه ؟ سکوت می کنم می گن چرا اگر بهت توجه نکنه ازش دلخور می شی ؟ سکوت میکنم می گن چرا وقتی می ره با یکی دیگه اشک می ریزی ؟ سکوت می کنم می گن چرا تمام لحظه هات رو در حسرت با اون بودن خراب می کنی ؟ سکوت می کنم می گ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۵ - ۱۹:۳۴ 11 نظر , 230 بازدید
بـایـد کـسـی را پـیـدا کـنـم
بـایـد کـسـی را پـیـدا کـنـم کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـد (!) آنـقـدر کـه یـکـی از ایـن شـب هـای لـعـنـتـی آغـوشـش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتـگـی اَم بـگـشـایـد... هـیـچ نـگـویـد! هـیـچ نـپـرسـد... فـقـط مـرا در آغـوش بـگـیـرد... ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۵ - ۱۹:۲۵ 4 نظر , 274 بازدید
من به انتهاي بودنم رسیده ام
من به انتهاي بودنم رسیده ام اما اشک نمی ریزم. پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند.....
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۴ - ۲۰:۵۱ 1 نظر , 214 بازدید
چوپان قصه ما
چوپان قصه ما دروغگو نبوداو فقط تنها بود واز فرط تنهایی فریاد گرگ سر میداد افسوس که ...کسی تنهایی اش را درک نکرد و همه در پی گرگ بودنددر این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست .....
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۴ - ۲۰:۵۰ 0 نظر , 230 بازدید
بیچاره سنگی
بیچاره سنگی که از دست کودکی رها میشود بسوی گنجشکی ! نمی داند که دل کودک را بشکند یا دل گنجشک را.......!!!...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۵ - ۱۳:۲۷ 1 نظر , 180 بازدید
عشق از دوستی پرسید
عشق از دوستی پرسید : تفاوت من و تو در چیست؟ دوستی گفت: من افراد را به سلامی آشنا میکنم ولی تو با نگاهی و من آنا را با دورغی جدا میکنم ولی تو با مرگ ! ! !...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۵ - ۱۳:۲۶ 3 نظر , 242 بازدید
دکتر شریعتی
من رقص دختران هندی را از نماز پدر و مادرم بیشتر دوست دارم چون آنها از روی عشق می رقصند و اینها از ترس نماز می خوانند!!!(دکتر شریعتی)...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۵ - ۱۳:۲۵ 1 نظر , 197 بازدید
عاشق
بچه که بودیم، دخترا عاشق عروسک بودند و پسرها عاشق مردهای قوی، حالا که بزرگ شدیم، دخترا عاشق مردهای قوی شدند و پسرها عاشق عروسک ها.......
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۵ - ۱۳:۲۴ 1 نظر , 193 بازدید
عبادت
گناهی که پشیمانی بیاورد ٬ بهتر از عبادتی است که غرور بیاورد . ....
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۵ - ۱۳:۲۳ 1 نظر , 173 بازدید
دختر كبريت فروش
دخترک برگشت چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد . گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ... ......... گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم را نخریدند سالهاست تن می فروشم ......
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۵ - ۱۲:۱۵ 2 نظر , 256 بازدید
اغوش گرمت
اغـــ ـوش گــَ ـرمــَم بـ ـآش... بگــ ـذآر فــَرآمـــ ـوش کــُ ـنــَم لــَحــظـہ هــآیی رآ کــ ـہ دَر سـَ ـرمــآی بـــیــکــَ ـســــــــــی لَرزیـــ ــدَم... ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۵ - ۱۱:۵۹ 0 نظر , 302 بازدید
كلاغ
یه روزی آقـــای کـــلاغ،یا به قول بعضیا جناب زاغ رو دوچرخه پا می‌زد،رد شدش از دم باغ پای یک درخت رسید،صدای خوبی شنید نگاهی کرد به بالا،صاحب صدا رو دید یه قناری بود قشنگ،بال و پر، پر آب و رنگ وقتی جیک جیکو می‌کرد،آب می‌کردش دل سنگ قلب زاغ تکونی خورد،قناری عقلشو برد توی فکر ق...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۰۵ - ۱۱:۳۰ 6 نظر , 220 بازدید
گر روزی
گر روزی مردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم. بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای معشوقم گریه کند. چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم. و آخرین خواسته ی من از شما اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۰۴ - ۱۷:۵۳ 4 نظر , 218 بازدید
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات