فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
کمک13 خوشگل6
  • خدا
برای جداسازی برچسب ها از کلید Enter استفاده کنید.
گاهی مثل خدا باشیم
گاهی مثل خدا باشیم
صبحتون قشنگ مشنگ و سرد ...چرا هوا یهو سرد میشه دوباره یهو گرم‌میشه
صبحتون قشنگ مشنگ و سرد ...چرا هوا یهو سرد میشه دوباره یهو گرم‌میشه
گاهی وقتا
گاهی وقتا ......گاهی وقتا گاهی وقتا نمیتونی چیزی بگی باید ببینی ولی حرف نزنی ................ گاهی وقتا دلت میخواد از سینه بیاد بیرون تا خیلی چیزهارو نبینی با چشات گاهی وقتا لازمه لبخند بزنی و به راحتی از کنار ی موضوع رد شی و به روی خودت نیاری ؛ گاهی وقتا لازمه که دست دشم...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۸/۰۵/۰۶ - ۱۱:۴۷ 29 نظر , 292 بازدید
خدای من ...
خدای من ...
تو اشرف ترین مخلوقات خدا ، برای من ساخته شدی ...!
تو اشرف ترین مخلوقات خدا ، برای من ساخته شدی ...!
خاص فقط خداست
به ما گفتند باید بازی کنید گفتیم با کی؟ گفتند با تیم دنیا تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟ سوت آغاز بازی رو زدن فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست بازی شروع شد و دنیا پشت سرهم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیازها برابر بود تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت: نگران...
جلال علی اصغری تاریخ درج: ۹۸/۰۳/۱۶ - ۲۰:۰۳ 21 نظر , 209 بازدید
رویا
زیباترین لباسی که می تواند زن را بپوشاند؛بازوهای مردیست که دوستش دارد ...!به رنگ رویا ... کی گفته رویاها دست نیافتنی اند ؟؟؟اتفاقاً ، من یه رویا دارم به رنگ آبی به وسعت تمام آسمونها یه رویا دارم سبزِ سبز ، به پهنای یه دشت ... من یه ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۸/۰۳/۱۰ - ۱۲:۴۴ 26 نظر , 295 بازدید
ماه مهمانی خدا
ماه مهمانی خدا
خدایا شکرت
خدایا شکرت
طرح جدید
طرح جدید
باز باران
بی بند و باری من و باران...بارانسر به هوایی شب و پل در خیاباناین شهر از گیجی من رودست خوردهکه دُور می گیرد مرا میدان به میداندنیا مرا در آرزوها "پارک" می کردوقتی که گل/می چیدم از ترس نگهبانوقتی که چنگ انداختم در صورت مرگوقتی گرفتم زندگی ام را به دندانبا بی سوادی ام خدا را حفظ کردممثل ح...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۸/۰۱/۰۶ - ۲۳:۰۹ 30 نظر , 291 بازدید
من،مرگ را زیسته ام
من،مرگ را زیسته ام مرگ را دیده ام من در دیداری غمناک من مرگ را به دست سوده ام من مرگ را زیسته ام با آوازی غمناک غمناک وبه عمری سخت دراز و سخت فرساینده آه! بگذاریدم! بگذاریدم! اگر مرگ همه آن لحظه ای آشناست که ساعت سرخ از تپش باز می م...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۲/۰۳ - ۱۸:۱۸ 42 نظر , 285 بازدید
ای محبوب
بشنو ای محبوب که مقصود آفرینش تویی نقطه مرکز و محیط کائنات تویی آن مشیت و فرمان که بین آسمان و زمین در حرکت است تویی بسیط و مرکب تویی من ادراک را در تو آفریدم تا آیینه دیدارمن باشد اگر مرا ادراک کنی خود را نیز در خواهی یافت اما اگر در سو...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۲۹ - ۱۳:۲۹ 26 نظر , 262 بازدید
تویی.......................
این من هستم که وفادار خواهم ماند ، این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند! این من هستم که آخرش میسوزم ، این تو هستی که میروی و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم… تو مرا می فهمی من تورا می خواهم و همین ساده...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۲۷ - ۱۸:۴۲ 24 نظر , 235 بازدید
ازدارِ دنیا دلی داشتم که آنقدر دردآلود است و خون بار که حتی به فاتحه ای آن را نمی خرند ..
از دل من بگذر وبگذار.............................. روزی خواهم رفت.....شاید هم شبی ....کسی چه می داند ...... در فصل و ساعتی مقرر که شاید تنها مرادِ این دلِ بی مرادم باشد .... مگر فرق می کند کِی باشد ؟؟ شاید آن روز آماجِ برف باشد و دلِ آسمان چون دلِ سرد...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۲۴ - ۲۱:۱۴ 18 نظر , 156 بازدید
تو ای جان ودل من
عشق تو در جان من ای جان من آتشی زد در دل بریان من در دل بریان منآتش مزن رحم کن بر دیده‌ی گریان من دیده‌ی گریان من پرخون مدار در نگر آخر به‌سوز جان من سوز جانم بیش ازین ظاهر مکن گوش می‌دار این غم پنهان من درد ا...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۲۲ - ۱۶:۵۱ 18 نظر , 163 بازدید
لیلای بی دل را ببین، از عشق تو مجنون شده
زهی به عشق رسیدی ز عقل و هوش برونی ز عشق جامه دریدی به گاه سر به ربونیچه عشقی و چه جنونیبرون ز خویش بجستم درون بدیدم و رستم چه میل و عشق شدستم به جست و جوی درونیچه عشقی و چه جنونیشکست کشتی صبرم هزار بار ز موجت سری برآر ز موجی که موج ق...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۱۹ - ۱۸:۰۳ 17 نظر , 187 بازدید
جوانمردم
رو به بالا و روبه پایین نماز می خواند رو به چپ وروبه راست رکوع می رفت به پس و پیش و به زیروزبر قنوت می خواند می چرخیدوسلام می داد.می رقصیدوبه سجده می افتد خداگفت:چه می کنی با این همه شوروبا این همه بی پروایی؟ می خواهی به دیگران بگویم چه ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۱۸ - ۱۹:۴۸ 24 نظر , 152 بازدید
مأیوس نباش
سالِ بد سالِ باد ...سالِ اشک سالِ شک.سالِ روزهای دراز و استقامت‌های کم سالی که غرور گدایی کرد. سالِ پست... سالِ درد سالِ عزا ...سالِ اشکِ سالِ خونِ... سالِ کبیسه… زندگی دام نیست عشق دام نیست حتا مرگ دام نیست چرا...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۱۵ - ۱۶:۰۶ 25 نظر , 178 بازدید
دوستان ...
دوستان ...
دوستان ...
دوستان ...
تو ای جان ودل من
تو ای جان ودل من ،هستی من تو ای در شام غمها ، مستی من تو ای بنشسته با خون در وجودم تو ای امید و عشق و تار و پـــودم تو در چشم منی ، هر جا که هستم تو را هر جا که هستی ، می پرستم شرابی ، شعر نابی ، هر چه هستی مرا از هـر چه غــیر از خود گســست...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۱۰ - ۲۱:۱۲ 17 نظر , 147 بازدید
چه تقدیمت کنم؟
چشمانت چون رود غم‌هاست دو رود آهنگین که مرا با خود می‌برند به فراسوی زمان ها دو رود آهنگین و گم گشته ماه من! که مرا نیز گم کرده اند! و فراتر از آن دو اشک سیاهی ست که آهنگ کلامم را جاری ساخته... چشمانت توتون و شراب من! و آن جام دهم...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۰۸ - ۱۹:۰۳ 25 نظر , 155 بازدید
سپیدار
دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید . سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود . دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه . گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت . گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۰۷ - ۱۹:۰۱ 27 نظر , 158 بازدید
ابریشم نقره ایی فام هستی ....
روح سرکشم در بند لحظه ها فقط به جان ثانیه ها شلاق میزند تا در نبود تو به تیک تیک قلبم جواب بدهد ...وبرای خود سودای نفس را به فراموشی بسپارد .....وفکر اینکه چه بودم ....وچه خواهم کرد واین پیله ی تن را برای پروانه بودن چطور به ابریشم نقر...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۰۶ - ۲۱:۱۰ 20 نظر , 170 بازدید
آب شو تا او بیاید...
زندگیِ ما چه خواهد شد؟ اهداف ما، آرزوهای ما، وابستگی و اعتقادات ما چه خواهد شد؟ سرانجاممان چه خواهد شد؟زندگی تمام چیزهایی را که برایت مهم جلوه میدهد را یکی یکی از تو میگیرد. و تو با چنگ و دندان و زحمت یکی یکی آنها را بدست آوردی و به آنها میبالی. اما زندگی برای وابستگی های تو ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۰۴ - ۱۵:۵۰ 33 نظر , 173 بازدید
من تو را بی واسته میخواهم...
گفت باید قربانی کنی تا عبور کنی گفتم قربانی میکنم گفت باید وابستگی هایت را قربانی کنی گفت قربانی میکنم گفت کافی نیست باید قربانی کنی گفتم من هایم را قربانی میکنم گفت کم است باید قربان...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۱۰/۰۲ - ۱۶:۲۶ 31 نظر , 191 بازدید
آن که می خواهد دوباره متولد کند بودن و خواستن و آغازیدن را.
پپپپپ پپ به تماشای خود نشسته امبه تماشای آن ناف مهری که مرا خون دادتا به زندگیبه کودکیبه بودنهستی و عشقبه شادی،گریه و بغض وصلم کندمن وصل شدمبالیدم و پر کشیدم تا قهقهه هاتا رهایی بادکنک ها و شور لحظه هاتا شمردن پنج‌تایی دوستت دارم هاتا گستاخی های کودکانه و آغوش گرم مادرانهتا دغد...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۹/۲۳ - ۰۰:۰۱ 63 نظر , 190 بازدید
نابود
وقتی که معشوق می بیند که عاشق او را به نهایت درجه دوست می دارد. معشوق خود عاشق عاشق می شود. پس عاشق به مقام معشوقی ارتقاء می یابد و معشوق به مقام عاشقی می رسد. ذهن فنا (نابود) می­شود و عاشق و معشوق با یکدیگر یکی می گردند. و ا...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۹/۲۱ - ۱۸:۵۴ 23 نظر , 136 بازدید
دوام بیاور
دوام بیاور ... حتی اگر طنابِ طاقتت به باریک ترین رشته اش رسید حتی اگر از زمین و زمانه بریدی حتی اگر به بدترین شکلِ ممکن ، کم آوردی . در ذهنت مرور کن ؛ تمامِ آرزوهایِ محال دیروز را که امروز ، زیرِ دست و پایِ روزمرگی ات ، جولان می دهند...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۹/۱۶ - ۲۰:۵۳ 14 نظر , 237 بازدید
قوی ترین زنِ رویِ زمین
موجودی در من زندگی میکند که ای کاش هایش همیشه دَمار از حوصله هایم در می آورد... خواستن هایش را لجوجانه با من در میان میگذارد و پایش را مثلِ بچگی هایش محکم به زمین میکوبد که همان.... همان را هر جور که باشد... میخواهد... آنهم فقط....
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۹/۱۵ - ۲۳:۲۸ 24 نظر , 157 بازدید
نامه هایی که خواننده ندارند
قصه از هر کجا شروع بشود مهم نیست، همیشه همه چیز با تو تمام می شود. پاییز طلایی برگ ریز هم. شانه که می کنی موی پاییز را، هلاک انگشت هایت می شوم، دلم شانه می خواهد... شانه هایت را. گفته بودی که آبشار بلند و سیاه رنگ یلدا را دوست ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۹/۱۴ - ۲۱:۴۳ 22 نظر , 150 بازدید
دلم آغاز میخواهد......
شدم زندانی دنیا، دلم پرواز میخواهد کمی تنهایی و فریاد، دلم آواز میخواهد زند ساز مخالف باز، این دنیای دیوانه برای پاسخش اینبار، دلم یک ساز میخواهد شدم قربانی احساس، ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۹/۱۲ - ۱۹:۵۱ 30 نظر , 187 بازدید
اگر داشته باشی، میبخشی. اگر نداشته باشی، از چه چیزی میتوانی ببخشی؟
گاهی به جایی میرسی که احساس میکنی همه یِ آموزشهایی که تاکنون دیده ای، راهی به ترکستان بوده است. گاهی احساس میکنی معلمان و والدین تو، که تو را برای بالا رفتن از این نردبان تشویق کرده اند، همه در خوابی عمیق فرو رفته اند. این راه، راهی...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۹/۰۹ - ۲۰:۳۴ 42 نظر , 182 بازدید
آیا با من همسفر خواهی شد؟
تقدیم به تو که بدون هر نام و هر واژه ای برایم حضوری پاک داری. بالهایم را گشوده و آماده پروازم آیا با من همسفر خواهی شد؟ من همسفری میخواهم همراه و همراهی میخواهم راهوار سفری از عشق تا جاودانگی سفری از امروز تا هر فردای نا رسی...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۹/۰۵ - ۲۳:۰۴ 44 نظر , 176 بازدید
شـک نکنیــد!
مهم نیست که زندگیتان خوب است یا بد! هر روز را با قلبی شکرگزار از خواب بیدار شوید که هنوز نفس میکشید! ما برای این دنیا آفریده نشدی...
سامان4شیردل تاریخ درج: ۹۷/۰۸/۲۴ - ۱۰:۴۱ 17 نظر , 338 بازدید
نمی فهمی...
سر ساعت قرار بیقراری را نمیفهمیدری وامانده و چشم انتظاری را نمیفهمیشده یک ثانیه یک قرن بر تو بگذرد؟ هرگزتو اصلن معنی لحظه شماری را نمیفهمیهزارن حرف دارد خاطره با هر نگاه خودسکوت عکس های یادگاری را نمی فهمیسرم بر شانه ی دیوار مثل هر شب دیگردلیل...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۸/۱۸ - ۱۴:۵۱ 30 نظر , 179 بازدید
زندگی را نخواهیم فهمید...
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۸/۱۵ - ۱۹:۰۱ 29 نظر , 168 بازدید
ملاقات باخدا.
ملاقات باخدا.
ِ واسه تکرار انکار دل حساس میترسم...!
من از آغاز نمیترسم من از پرواز نمی ترسم من از آغاز یک پرواز بی احساس می ترسم! من از تکرار نمیترسم من از انکار نمیترسم ِ ِ من از تکرار انکار همین احساس میترسم! من از سوختن ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۷/۲۸ - ۲۰:۰۸ 24 نظر , 189 بازدید
خدا میبیند
خدا میبیند
عشق یک پروانه می خواهم
دلم آغوش گرم و عشق یک پروانه می خواهد غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می خواهد به پای خواندنش هم گریه ی جانانه می خواهد من آن ابر پر از بغضم که هر جایی نمی بارد برای گریه کردن، مرد هم یک شانه می خواهد شبیه شمع تنهایی ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۷/۱۹ - ۱۴:۱۹ 25 نظر , 164 بازدید
خدایا به من بنگر،
ای که از بندگانت بسیار زود راضی می شوی ببخش آن عبدی را که جز دعا و تضرع بدرگاهت مالک چیزی نیست . آری، تو بر همه کس مقدری و هر چه بخواهی می کنی . ای که نامت دوای دردمندان و یادت شفای بیماران است و طاعتت بی‏ نیازی از هر چه در جهان ، ترحم کن به کسی که سرمایه ‏ا...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۷/۱۳ - ۲۰:۱۹ 21 نظر , 166 بازدید
آنان که بسیار عاشقند...
ننویس از این به بعد تمام بغض هایت را اشک هایت را نرسیدن هایت را نبودن ها را، نشدن ها را دلتنگی ها، حالهای خراب، اوقات غبار گرفته را چشمان بارانی ات را ننویس به نام من! ننویس پای دل خسته ام! همان که خسته اش کردی... از خودت، از خ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۷/۱۱ - ۲۰:۴۲ 28 نظر , 174 بازدید
رجعت پیکر شهید به زادگاهش شهرستان میانه پس از ۳۳
رجعت پیکر شهید "سلطانعلی عبدالهی نیک آبادی" به زادگاهش شهرستان میانه پس از ۳۳ سال غربت، پیکر مطهر شهید "سلطانعلی عبدالهی نیک آبادی" به زادگاهش "میانه" باز می‌گردد. مراسم استقبال از پیکر مطهر این شهید والامقام روز جمعه ۱۳ مهرماه راس ساعت ۱۰ صبح در فرودگاه بین‌المللی شهید مدنی تبریز...
سامان4شیردل تاریخ درج: ۹۷/۰۷/۱۱ - ۱۱:۵۰ 13 نظر , 231 بازدید
دنبال مرد میگردی؟
دنبال مرد میگردی؟
خدا
خدا
خود شرح است و عشق و دیگر هیچ
خود شرح است و عشق و دیگر هیچ
گم شدم در خود ندانم من
گم شدم در خود ندانم من، کیم یا چیستم قالبم، عقلم، حیاتم، جان گویا چیستمآدمی نامم ولیکن آدمی در اصل چیست؟ معنی ام یا صورتم، یا مسما چیستمدرچنین صورت که من دارم چگویم وصف خویش؟ آتشم، خاکم، نسیمم، آب دریا چیستمعاقلم، دیوانه ام، در فرقتم یا در وصال نیستم، هستم، نه بر جایم، نه بی ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۶/۲۶ - ۱۸:۱۶ 29 نظر , 198 بازدید
شرمنده ام یا رب .ببخش
شرمنده ام یا رب .ببخش
انسانم ارزوست. احسن
انسانم ارزوست. احسن
دیندار بسی دیدم اما همه در ظاهر
باهرکه وفا کردم صد جور و جفا دیدم از غیر بدی دیدم ، از خویش خطا دیدمبیمار فراوان و درمان نبود جز تو هر سو که نظر کردم، محتاج شفا دیدمدر کنج قفس بسته ، دلمرده شد از پرواز بال و پر خون آلود بر مرغ هوا دیدمعاشق به جهان کم شد معشوقه نمیبینم دل...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۶/۲۰ - ۱۸:۲۶ 28 نظر , 367 بازدید
انسانیت
انسانیت
درگذشت
درگذشت
دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن .....
دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن .....
تا ابد ما مست آن پیمانه ایم
عاشقان مستنـد و ما دیـوانه ایم عارفان شمع اند و ما پروانـه ایـم چون نداریم با خلایق الفتـی خلق پنـدارنـد ما دیـــوانـه ایـم در ازل دادند چون جام الست تا ابـد ما مست آن پیمانـه ایـم ظاه...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۵/۱۵ - ۲۲:۴۶ 22 نظر , 122 بازدید
انسانهای خوب . .....  آنها دائمی اند!
انسانهای خوب . ..... آنها دائمی اند!
اعتماد به خدا
اعتماد به خدا
خداگو با خداجو فرق دارد
خداگو با خداجو فرق دارد
هرچه کمتر بهتر
هر چقدر کمتر جواب انسان های منفی رو بدید از زندگی با آرامش بیشتری برخوردار خواهید بود... به خاطر حرف مردم زندگیتو خراب نکن این مردم‌ اگر پیامبر هم بودند هزار ایراد از کار خدا میگرفتند ؛ شما که جای خود دارید...!! ...
سامان4شیردل تاریخ درج: ۹۷/۰۵/۰۸ - ۱۹:۲۶ 21 نظر , 317 بازدید
به خود آی
حقیقت نه به رنگ است و نه بو، نه به های است و نه هو، نه به این است و نه او، نه به جام است و سبو نه مرادم نه مریدم ، نه پیامم نه کلامم، نه سلامم نه علیکم، نه سپیدم نه سیاهم. نه چنانم که تو گویی نه چنینم که تو خوانی و نه آنگونه که گفتند و...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۵/۰۶ - ۲۲:۳۸ 21 نظر , 79 بازدید
روزای خوبی داشتیم
قدیما بیسکویت هاهم با وفابودند «مادر» ! اما الآن بیسکویت هاهم بی وفاشدن «های بای»...!! نیومده میره....... سلام خداحافظ نمیدونم قد ما کوتاه بود یا قدیما برف بیشتر میومد!! نمیدونم دل ما خوش بود یا قدیما بیشترخوش...
سامان4شیردل تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۳۱ - ۱۹:۵۲ 27 نظر , 287 بازدید
من روزه ام را از روی هوس نشکستم ....
به نام خدا ... همه می دونید که بیماری جزام ذره ذره گوشت و تن را می خوره و یهو می بینید که یکی یک طرف از صورتش کاملا ریخته و نه لپ داره نه گونه ... و از بیرون صورت دندوناش معلومه ... یا یک تیکه از استخوان دستشون معلومه و گوشتاش همه ریخته ... بیمارای جزامی چهره های خیلی ...
سایه-91 تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۲۸ - ۰۱:۳۱ 24 نظر , 138 بازدید
صبحت بخیر عزیزم
صبحت بخیر عزیزم! « داستان زندگی پسری که در 16 سالگی عاشق دختری میشه . پسر نوشته چنان دیوانه وار عاشقش شده بودم که به اصرار زیاد تونستم پدرمو قانع کنم که بریم خواستگاری. اما پدر دختر مخالفت کرد. برای اینکه منو از سر خودش باز کنه، گفت ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۲۷ - ۱۶:۵۵ 18 نظر , 115 بازدید
خدا کسی که احساسش کند، نداشت
خدا کسی که احساسش کند، نداشت هرکسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت هرکسی دوتاست و خدا یکی بود و یکی چگونه می توانست باشد؟ هرکسی به اندازه ای که احساسش می کنند، هست و خدا کسی که احساسش کند، نداشت عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۲۶ - ۲۱:۵۲ 15 نظر , 85 بازدید
شرح در متن
شرح در متن
کاش میان این همهمه و شلوغیِ این جماعت لاکردار خدایی هم بود برای تنهاییِ بی رحم من ...
کاش میان این همهمه و شلوغیِ این جماعت لاکردار خدایی هم بود برای تنهاییِ بی رحم من ... برای تسکین این قلب مریض ... که بگوید : هیس ؛ آرام باش ؛ خبری نیست.... بخندد ... هی بگوید که هوایت را دارم... باز بگوید : که بعد از همه...
alone girl تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۲۱ - ۰۷:۵۵ 21 نظر , 130 بازدید
مارابس
همچو خورشید به عالم، نظری ما را بس نفس گرم و دل پر شرری ما را بس ...
سامان4شیردل تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۱۹ - ۰۹:۰۸ 20 نظر , 275 بازدید
شهادت امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد
شهادت امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد
سکوت سرد
چقدر تلخ میشوم روزهایی که زمین و زمان، چنگ میزنند به دلم.. این روزها تلخ تر از همیشه ام.. تلخ تر از مزۀ گس غروب یک روز آخر هفته، درست وسط پاییز.. انگار «من» بودن را یادم رفته است.. انگار «تو» بودن را هم یادم رفته است.. این آخری را محال است باور کن...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۱۷ - ۱۷:۳۱ 21 نظر , 87 بازدید
پونه های وحشی
پر از اندوهم و مست از می ناب بیا تا با تو راز دل بگویم به اشک دیدگان زنگ درون را چو موج از سینه ساحل بشویم بیا ای آرزوی من که امشب شوم از بوده ونابوده غافل بیا سنگ صبور من که غمها کشیده سر برون از خانه دل من امشب...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۱۴ - ۲۲:۴۸ 21 نظر , 309 بازدید
راز ماندن
کوه پرسید ز رود زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟ گفت:در رفتنِ من کوه پرسید:و من؟ گفت در ماندنِ تو بلبلی گفت:و من؟ خنده ای کرد و گفت: در غزل خوانی تو آه از آن آ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۱۳ - ۲۰:۴۷ 27 نظر , 60 بازدید
ای پیر خرابات
ای پـــــــــــــــــیر خرابات که میخــــانه ندیدی! ویرانه دل مــــــــــــــــاست تو ویــــرانه ندیدی!ای رند غزل پـــوش که بر ســـــنگ سرت خورد از دوست چه دیدی که ز بــــــــــــیگانه ندیدی؟ ای بی خبر از خـــــــانقه از خویـــــش حـذر کن در محبس تن، شرزه ی شــــــــــــیرانه...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۱۱ - ۲۳:۱۵ 18 نظر , 148 بازدید
غیبت پر سوال تو...
چه بوی خوشی می‌دهد این جامه‌ی قدیمی این پیراهن آبی این همه پروانه‌ی قشنگ در قابِ نامه‌ها، این چند حبه‌ی قند در کنج روسری قاب عکسی کهنه بر رَف گِل‌اندود بی‌آینه، و جستجوی خط و خبری خاموش در...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۰۹ - ۱۳:۱۸ 22 نظر , 94 بازدید
گاهی سر بزن
گاهی سر بزن
از تو دلگیرم
از که برای چه بنویسم وقتی دور دست های خیال من از رویای تو خالی است. این روزها دانستم که نجوم را دوست دارم، علم اسطرلاب را، دور قمری و مدار شمسی را، ستاره و سیاره و سیاه چال را ... اینجا زمین در قلب تو می تپد و تو خورشید سر به هوای کهک...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۰۸ - ۱۵:۰۰ 25 نظر , 180 بازدید
خداوندا
خداوندا
عاشق نشدی زاهد ، دیوانه چه می دانی
عاشق نشدی زاهد ، دیوانه چه می دانی در شعله نرقصیدی ، پروانه چه می دانی لبریز می غمها ، شد ساغرِ جان من خندیدی بگذشتی ، پیمانه چه می دانی یک سلسله دیوانه ، افسون نگاه او ای غافل از آن جادو ، افسانه چه می دانی من مست می عشقم ، و از...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۰۴ - ۱۷:۱۱ 26 نظر , 112 بازدید
من یک انسانم...
اگر به خانه‌ من آمدی برایم مداد بیاور، مداد سیاه می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم! یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۰۳ - ۱۸:۱۱ 22 نظر , 109 بازدید
یک نفر
یک نفر باید باشد که بدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز را تعریف کنی تمام حرف هایی که دارد آرام آرام درونت می گندد را به زبان بیاوری از آن حرف هایی که شب ها موقع خواب به بی رحمانه ترین شکل ممکن به سرت هجوم می آورند و رسالتشان...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۰۲ - ۱۹:۱۶ 24 نظر , 112 بازدید
خوب ِ دنیای من!
می دانی؛ من نشسته ام، شمرده ام. دلتنگی اولین حس دنیا نیست. اولین حس یک رابطه نیست. یک رابطه هیچ وقت با دلتنگی شروع نمی شود. من اول تو را می بینم. خوب که نگاهت می کنم در تمام تنم رسوخ می کنی و چنان دلم را می لرزانی که دیگر نگاه هیچ کسی...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۳۱ - ۲۰:۱۳ 28 نظر , 88 بازدید
من این بازی را ادامه میدهم...
دنیا دیوارهای بلند دارد و درهای بسته که دور تا دور زندگی را گرفته‌اند. نمیشود از دیوارهای دنیا بالا رفت. نمیشود سرک کشید و آن طرفش را دید. اما همیشه نسیمی از آن طرف دیوار کنجکاوی آدم را قلقلک میدهد. کاش این دیوارها پنجره داشت و ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۳۰ - ۱۰:۴۰ 49 نظر , 79 بازدید
ای وطنم درد دارم
"قلبم درد میکند"برای بدبختی های جامعه برای بی قانونی ها برای سرخوردگی ها برای نداشته ها و داشته ها برای کودکی که در سطل زباله دنبال یه تیکه نان میگردند "قلبم درد می کند"برای زنی که جوراب به دست و التماس میکند ازش خرید کنیم برای پیرم...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۲۸ - ۱۸:۴۳ 19 نظر , 107 بازدید
ای رهگذران
رهگذران ..... زیرسایه ی دلم لختی بیاسایید... شاید در این هنگام از شاخه های رنج کشیده ام قطره ای خستگی بر تنتان ببارد ..... و بفهمید که هنوز با همه خستگی هایم , استوارم و سایه ای دارم که ماوی رهگذران است.... &...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۲۷ - ۲۱:۲۶ 13 نظر , 81 بازدید
هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم
کاش دور و بر ما این همه دل‌بند نبود و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود آتشی بودی و هر وقت تو را می‌دیدم مثل اسپند، دلم جای خودش بند نبود مثل یک غنچه که از چیده شدن می‌ترسید خیره بودم به تو و جرأت لبخند نبود هرچه من نقشه ک...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۲۶ - ۲۱:۴۵ 17 نظر , 66 بازدید
وقتی دلت تنگ باشد
وقتی در سکوت مبهم شب دلتنگ باشی یه شعر ناب می توونه بغضهزار ساله ات رو بشکنه و وزش نسیم نوازشگر اشک های غلطان روی گونه هات باشه در لحظاتی که احساس می کنی از کلام دل، عشقی خالص به نگارش درآمده...و شاید از دل تو ...انگار یه جاهایی ا...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۲۵ - ۱۵:۵۵ 25 نظر , 81 بازدید
عید فطر مبارک
عید فطر مبارک
شاخه نبات
سال‌ها پیش خواجه شمس‌الدین محمد شاگرد نانوایی بود. عاشق دختر یکی از اربابان شهر شد. که دختری بود زیبا رو بنام شاخ نبات. در کنار نانوایی مکتب خانه ای قرار داشت که در آنجا قرآن آموزش داده می‌شد و شمس‌الدین حافظ در...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۲۲ - ۲۲:۳۲ 52 نظر , 81 بازدید
عشق را در چه می دانی؟
عشق را در چه می دانی؟؟؟ عشق را اینگونه می بینم... پاک کردن قطره اشک زلال کودک پا برهنه ای، در گل الود کوچه فقر در شراکت بار پیرزنی خمیده تا انتهای کوی مستقیم دوست در گرمای نوازش طفلی ژولیده موی، میان سوز سرمای یتیمی در موج ارام ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۲۱ - ۱۸:۲۸ 26 نظر , 100 بازدید
خدای من ...
خدای من ...
به همین آسانی
عشقبازی به همین آسانی است ... که گلی با چشمی بلبلی با گوشی رنگ زیبای خزان با روحی نیش زنبور عسل با نوشی کارهموارۀ باران با دشت برف با قلۀ کوه رود با ریشۀ بید باد با شاخه و برگ ابر عابر با ماه چشمه‌ای با آهو برکه‌ای با م...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۲۰ - ۱۲:۵۳ 25 نظر , 89 بازدید
زندگی چه معلم مهربانی است.
زندگی معلم بزرگی است... : زندگی می آموزد که شتاب نکن. زندگی می آموزد چیزهایی که می خواهی به آنها برسی وقتی دریافتشان می کنی می بینی آنقدر هم که فکر می کرده ای مهم نبوده شاید هم اصلا مهم نبوده شاید موجب اندوهت نیز شده است. زندگی می آ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۱۹ - ۲۰:۲۹ 26 نظر , 112 بازدید
سلطان قلبت خداست
سلطان قلبت خداست
قوی ترین زنِ رویِ زمین...
موجودی در من زندگی میکند که ای کاش هایش همیشه دَمار از حوصله هایم در می آورد... خواستنهایش را لجوجانه با من در میان میگذارد و پایش را مثلِ بچگی هایش محکم به زمین میکوبد که همان.... همان را هر جور که باشد... میخواهد... آنهم فقط....فقط برایِ خودش.... موجودی نحیف و شکننده که س...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۱۴ - ۲۰:۴۴ 24 نظر , 132 بازدید
بهترین رفیق
بهترین رفیق
شب  های قدر
شب های قدر
چوب خدا صدا ندارد... دزدی نکنیم
دزدی فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیستوقتی پزشکی برای «نفع رساندن» به همکار و رفیق رادیولوژیست خود، بیمار بی خبر از همه جا را به او حواله میکند این دزدی استوقتی راننده تاکسی مسافر شهرستانی ناآشنا را در شهر دور خودش می چرخاند و ...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۱۳ - ۱۰:۰۰ 30 نظر , 112 بازدید
به خدا درد کمی نیست
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودتبه خدا درد کمی نیست که با پای خودت بدنت را بکشانی به سر دار خودت کاروان رد بشود، قصه به آخر برسد بشوی گوشه ای از چاه خریدار خودتدرد یعنی لحظاتی به دلت پشت کنی بشوی شاعر و یک عمر بدهکار خودتدرد یعنی که نماندن به صلاح...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۱۱ - ۲۳:۱۷ 33 نظر , 73 بازدید
خدا را در دیگران جستجو کنید.
یه روز که سال اول دبیرستان درس می خوندم، یکی از بچه های مدرسه رو دیدم که داشت قدم زنان می رفت خونه. به نظرم همه کتاباش رو همراهش داشت. با خودم فکر کردم ...
سامان4شیردل تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۱۱ - ۱۱:۳۸ 29 نظر , 292 بازدید
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم / یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج
مدتی بود که وقتی صبحا از خواب بیدار میشدم، تا شب موقعی که میخواستم بخوابم، مدام تعدادی از عیبامو پیدا میکردم.این شده بود کارِ هر روزم.بعضی از روزا چنتا از عیبامو میدیدم بعضی از اونا رو میدونستم ولی تا به اون روز به این دید نگاهش نکرد...
لاهوتیان تاریخ درج: ۹۷/۰۳/۱۰ - ۱۰:۱۵ 20 نظر , 79 بازدید
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات شبهای جمعه در میانالی
کاربران آنلاین (4)