فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 1115


درباره من
وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم,

ترس تمومه وجودمو برداشت که شاید منم یه روز مثل نیلوفرتنها بشم.

سریع از کنار مرداب رد شدم ,

وقتی می بینم خودم مرداب شدم ,

دنبال یه گل نیلوفرمیگردم تا از تنهایی نمیرم.

و حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده ,برای اینکه:

مرداب نمیره...

پیام خصوصی ندید لطفا



تنهایی...
ضجه های ویرانی من را آهسته بنواز سنتور شکسته من . اینجا دستها را باید پنهان کرد مبادا هرزگی را میان انگشتهایت جا بگذارند مسافرانی که آهسته قدم میزنند بر سنگفرش دوست داشتن. من از حقارت عشق سکوت کرده ام . اینجا یک روزمرگی زیبا خواهد بود برای نوشیدن تمام قهو...
تاریخ درج: ۹۳/۰۴/۰۹ - ۱۷:۵۶ 262 نظر , 110 بازدید
شهزاده رویا
شهزاده رویا
حباب...
باران نگاه من... آن زمان که شانه هایت را شست در انگارم بود که کینه ها میشوید... اما باران... به اشتباه یاد مرا از خاطرت شست... و اکنون هربار زیر باران به طمع احقاق حق خود خیس میشوم و تنهـــــــــــــــــا......
تاریخ درج: ۹۴/۰۴/۲۴ - ۲۳:۰۶ 126 نظر , 53 بازدید
نیلوفر...
از مرز خوابم می گذشتم، سایه تاریک یک نیلوفر روی همه این ویرانه ها فرو افتاده بود . کدامین باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟ در پس درهای شیشه ای رؤیاها، در مرداب بی ته آیینه ها، هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم یک نیلوفر روییده بود . گویی...
تاریخ درج: ۹۳/۱۱/۰۷ - ۱۸:۱۶ 168 نظر , 99 بازدید
قاب عکس
از ماجرای عشقت رو سفید بیرون آمدند موهایم...... با اجازه تو! جای خالی ات را به انتشار بوی شاخه گلی هدیه کرده ام. ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۶/۲۸ - ۱۷:۰۷ 373 نظر , 433 بازدید
تکیده نفسی...
رد می شوی از کنارم و خوب می دانم آن نگاه گریزان سهم ساده ی دست های خسته ی من است که بر شیار شانه های تو روزگاری می آرمید. باید تگرگ ببارد و چاره ی کار باران نیست.از روی ریل هایی که این همه آدم می گذرند تکیده نفسی برای من می ماند...... که خوب نگاه کنم ....................
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۲۴ - ۲۳:۴۴ 262 نظر , 47 بازدید
وقتش رسیده که پاکش کنی......
تخته سیاهی شده ام پای دیوارِ زندگی گچ خورده ی سالهای رفته و روزهای شب شده... به سادگی غمگین میشوم از " کج بیت های عاشقانه" ی دختری،کنجِ چهارگوشه ی پیکرم... دل خوش میکنم به....... لبخندِ ماسیده ی شکلکی،جان گرفته از دستهای پسری بازیگوش... شک ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۴/۲۶ - ۱۵:۱۳ 235 نظر , 38 بازدید
کلاس درس خدا
...
تاریخ درج: ۹۳/۰۷/۱۰ - ۲۲:۱۲ 180 نظر , 94 بازدید
هجران
غصه ی دوری دلدار مرا پیرم کرد غم هجران نگارم ز جهان سیرم کرد گریه کردم ز فراغت گل من باور کن که مرا غربت این شهر زمین گیرم کرد . . ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۶/۱۹ - ۰۰:۲۷ 157 نظر , 52 بازدید
سجاده
دستهای کودکی من کوتاه است از سجاده‌هایی که تسبیح انگشتانش تو را دل‌دل می‌کند. یکی دارد حاشیه دستان مرا بهم می‌بافد، کنار تمام واژه‌هایی که وامدار دیروزند و تا فردا هی باید خود را به دار قالی‌هایی بکشند که رج به رج بوی پاهای تو را ریشه می‌زنند. ...
تاریخ درج: ۹۲/۱۰/۰۷ - ۲۳:۲۲ 286 نظر , 303 بازدید
دوست می دارم....
عصری است غروب آسمان دلگیر است ، افسوس برای دل سپردن دیر است هر بار بهانه ای گرفتیم و گذشت ، عیب از من و توست ، عشق بی تقصیر است ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۲/۲۵ - ۱۹:۰۹ 277 نظر , 46 بازدید
عاشقی یعنی همین...
عاشقی یعنی همین...
باران...
نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن . . . ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۲/۰۳ - ۲۳:۳۶ 202 نظر , 44 بازدید
تقـــدیــم بــه زهـــرای مهـــربــونـم
تقـــدیــم بــه زهـــرای مهـــربــونـم
با تو...
با تو...
آسمان...
آسمان نیستم که هر پرنده سهمی از من باشد من آن پرنده ام که سهم آسمانش را از چشمان “تو” میخواهد . . ...
تاریخ درج: ۹۲/۱۲/۰۱ - ۲۲:۳۳ 260 نظر , 41 بازدید
خدایا...
خدایا آبروی مرا با توانگری نگهدار و شخصییت مرا با تنگدستی از بین مبر... مبادا از خواران تو روزی بخواهم و از آفریده های بد کردارت طلب مهربانی کنم... مبادا در حالتی قرار گیرم که به تعریف و تمجید کسی بپردازم که به من چیزی داده و از کسی که مرا از امکانات منع کرده است بدگویی کنم..... ...
تاریخ درج: ۹۲/۱۰/۱۱ - ۲۳:۵۰ 111 نظر , 150 بازدید
تقدیم به تو ...
تقدیم به تو ...
وداع
وداع
بر باد رفته...
کفش هایت از رفتن میگویند پاهایت از خستگی اما... سفر از موهایت آغاز شد که دادی بر باد.... که بر باد رفتم.... ...
تاریخ درج: ۹۲/۱۲/۱۶ - ۲۳:۴۲ 123 نظر , 53 بازدید
عطر نرگس...
عطر نرگس...
تو اینجایی
تو اینجایی! کنار دستم ... شانه به شانه ی زندگی ام تو اینجایی ! لابه لای زبان گنگ این حروف ... در فاصله ی بین سطرهایم ... در ابتدای هر بند ، لبخند به دست نشسته ای نه نه قصر می خواهم نه باغی سرسبز تنها پنجره ای می خواهم رو به خوشبخت ترین کوچه دنیا که گاهی فقط گاهی تو از آن میگذری......
تاریخ درج: ۹۲/۰۹/۰۴ - ۲۳:۰۷ 194 نظر , 218 بازدید
صدقه
هر روز پسرکی فقیر برای سیر کردن قلبش سر کوچه ای به گ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۹/۲۱ - ۰۰:۱۴ 187 نظر , 228 بازدید
دلتنگی...
برای بودن لازم است گاهی نباشی! شاید نبودنت بودنت را به خاطر آورد ... ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۹/۱۵ - ۲۱:۵۴ 223 نظر , 214 بازدید
بن بست...
ماه من ، غصه چرا ؟!آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روزمثل آن روز نخستگرم وآبي و پر از مهر ، به ما مي خندد !يا زميني را که، دلش ازسردي شب هاي خزاننه شکست و نه گرفت !بلکه از عاطفه لبريز شد ونفسي از سر اميد کشيدودر آغاز بهار ، دشتي از ياس سپيدزير پاهامان ريخت ،تا ب...
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۰۳ - ۱۵:۲۱ 169 نظر , 502 بازدید
نفسی...
نفسی دعا بخوان از ته دل . پی قافیه باش. حرف دل خود شعری است که خدا خدای آن قافیه است. و تمنای نگاهت وزنش. و غمی به وسعت مشرق زمین مفهومش . راستی گریه یادت نرود شعر بی موسیقی بیمار است... ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۷/۲۰ - ۲۳:۴۳ 155 نظر , 228 بازدید
سفر...
کفش های ماه را به پا کرده ام ... دوباره عازم توام ... ای باد پاییزی،قدری نسیم باش!بنگر چه درد داردقلبِ درختها!تعجیل از چه روبرگها مسافرند......
تاریخ درج: ۹۲/۰۸/۰۲ - ۲۱:۱۵ 158 نظر , 244 بازدید
راز عشق...
درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ. گلها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزارتا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود .دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید... خدا گفت: "راز رسی...
تاریخ درج: ۹۲/۰۶/۰۷ - ۱۹:۴۵ 150 نظر , 279 بازدید
تباهی
در شهری که خورشید را به قیمت شمعی نمی خرند پروانه شدن یعنی تباهی... ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۵/۲۱ - ۱۵:۲۸ 153 نظر , 258 بازدید
فال
از کودک فال فروشی پرسیدند:چه میکنی؟گفت:از حماقت انسان ها تکه نانی در می اورم""اینها از منی که در امروز خو دمانده ام فردایشان را میخواهند.......
تاریخ درج: ۹۲/۰۵/۰۴ - ۲۳:۲۰ 194 نظر , 294 بازدید
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
کاربران آنلاین (3)