فراموش کردم
رتبه کلی: 2


درباره من


چشمهایم را به مسخره گرفت و گفت مگر کاکتوس ها هم عاشق میشوند؟؟؟







اینجا بهترین روزهایم را گذراندم
ترک نمیکنم خاطراتم را





کاکتوس ( scarecrow )    
آلبوم: VvXvF
   
عنوان: باز هم یادت
باز هم یادت
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ: بازدید کل: 74 بازدید امروز: 73

این تصویر توسط موسی اصلانی بررسی شده است.
توضیحات:



روز هم رفت و دوباره شب مهتاب آمد
خاطراتت همه در این دل بی تاب آمد

باز هم تاول چرکین غمی سر وا کرد
سوز ناخوانده ی دل، ساز کسی برپا کرد

یاد آغوشِ زنی، گرم و فراموش شده
یاد صدها سخن و وعده ی خاموش شده

گفته ات در شب بارانی اول دیدار
بوی تن پوش تنت در، شبِ دائم بیدار

زیر لب زمزمه می کردی امُ و می رفتی
از من و جاذبه ی عشق به من می گفتی

گفتی و گفتن تو شعله ی این خاطره شد
نفس از خواب و خور افتادهِ و چون شب پره شد

ماه بانوی من ای معتکف قِصّه ی من
شاهد هر شبه ی این دل پر غُصّه ی من

ته این کوچه بن بست سراب است سراب
حال این شاعر بیچاره خراب است خراب

تخت جمشید دلم قلعه ی افسونی بود
فاتحم حیف، که اسکندر مقدونی بود

حرف حرف همه ی مثنویم شد غزلی
مثل یک خانه پس از زلزله روی گسلی

نیت بستن راه تو به اشعار چه شد..؟
نیت کندن دل از تو به یک بار چه شد..؟

باز این آخر شعرم به خیالت پیوست
داستانی شد و با فکر محالت پیوست

باز باران شد و من یاد خدا افتادم
غزلی از تو و....ای وای ز پا افتادم...

 
درج شده در تاریخ ۹۵/۱۲/۱۴ ساعت 22:48
برچسب ها:
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
تبلیغات

1
2
3
1 2 3


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم