فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 4353


درباره من
آتام بابک اوزوم تورکم
آنام تومروس اوزوم قوردام
اورک تاقت اوزوم دردم
سوزوم حججت اوزوم مردم
گوزوم خسته اوزوم مستم
ائلیم طوفان اوزوم دستم
یوردوم اویاق اوزوم سایاق
وطن تورباق اوزوم بوداق
ائلیم قودرت اوزوم قیرت
سازم ثیروت اوزوم قیمت
وطن جننت اوزوم داغام
یوردوم سئوینج اوزوم شادام
***nasiri*** (sasan-sn )    

....

درج شده در تاریخ ۹۴/۰۳/۲۱ ساعت 12:35 بازدید کل: 45 بازدید امروز: 45
 

دختری سوار تاکسی شد و کنار یک روحانی جوان و زیبا نشست.

او به روحانی نظر داشت ولی روحانی جوان از قصد دختر باخبر شد و زود پیاده شد...

راننده تاکسی که متوجه شده بود به دختر جوان گفت: روحانی شبها درقبرستانی مشغول عبادت است... تو امشب با لباس فرشتها برو و بگو من از طرف خدا آمده ام...

دختر جوان رفت و نصفه شب که روحانی مشغول دعا بود به پیش او رفت و درخواست خود را در لباس فرشته گفت... روحانی با هزار زور قبول کرد...

وقتی که کارشون تموم شد دختر ماسک خود را برداشت و گفت: سوپرااااایز...! من همون دختر توی تاکسیم...!!! روحانی هم ماسک خود را برداشت و گفت: زرشک!!! منم راننده تاکسیم.{#}..!!!

نتیجه: درسته که یوز ایرانی در حال انقراضه... اما پفیوز ایرانی شدیدا در حال تولید مثله{#}{#}!!!

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۴/۰۳/۲۱ - ۱۲:۳۵
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات