فراموش کردم
رتبه کلی: 72


درباره من
alone girl (radin69 )    

واردِ فصلِ من شدیم جانم

درج شده در تاریخ ۹۷/۱۰/۰۲ ساعت 16:27 بازدید کل: 297 بازدید امروز: 297
 

........

واردِ فصلِ "من"شدیم جانم
 
فصلی که تا چشم باز کردم،
 
همه چیز نه سیاه بود،
 
نه رنگی!
 
سپیدِ سپید بود...
 
فصلِ تو گذشت
 
نشد در پاییزِ تو دل ببندیم
 
بیا و فصلِ مرا امتحان کن...
 
"باش"
 
تا با بودنمان،
 
زمین و زمان را سپید کنیم
 
........
 
 
بنا به ماندن اگر باشد،
 
من آدمِ در سایه بودن نیستم...
 
اینکه مخفی ام کنی و کسی وجودم را حس نکند...
 
اینکه بودنم را نفی کنی...
 
باید شانه به شانه قدم بزنیم 
 
تمامِ پیاده روهای شهر را...
 
باید تمامِ کافه های شهر؛
 
شاهدِ دو نفره هایمان باشد...
 
باید احساس کنم بودنت را!
 
من از دوست داشتنهای یواشکی بیزارم
 
........
 
حرف ها تا اون حد میتونن قوی باشن که
 
با یکیشون از ذوق تا صبح بیدار بمونی 
 
و با یکی دیگش تا صبح گریه کنی!
 
حواسمون به کلمات باشه
 
........
 
 
 
مسافرِ دی 
 
چمدانِ برفی اش را 
 
روی آخرین پلّه ی پاییز باز می کند؛
 
پای سرما به شهر باز می شود،
 
وَ من راه می افتم
 
که دلم را
 
برای زندگی کردن گرم کنم...!
 
خوب می دانم
 
از پسِ تمامِ سیاهی ها
 
رو سفید بیرون خواهم آمد...!
 
........
 
تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۷/۱۰/۰۲ - ۱۶:۲۹
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)