فراموش کردم
رتبه کلی: 962


درباره من
دست نوشته های یک رهگذر
*******************
برداشتهای کوچکی از زندگی
*******************
مرثیه ای بر آرزوهای سوخته نسل ما
*******************
.
.
امیدوارم دست نوشته های مرا با صبوری بخوانی و کاستی هایش را بر من ببخشایی
.
.
.
*****دالان بهشت*****
دالان بهشت (pesare-khub )    

صد سال تنهایی

درج شده در تاریخ ۹۴/۰۵/۲۸ ساعت 19:04 بازدید کل: 51 بازدید امروز: 47
 

////

 اهل سفر که باشی با آدمهای زیادی آشنا میشوی جاهای مختلفی را تجربه میکنی،یکی از این آدمها و مکانها،نماز خانه ها هستند و آدمهای نمازخانه نشین، شاید یکی از ناجورترین و کثیف ترین مکان های این مملکت نمازخانه های آن است،بعضی وقت ها ناچار میشوی، بعضی وقت ها واقعا دیر میشود و تو تن میدهی به نماز خواندن در چنین نمازخانه هایی و خب در تمام مدتی که به سجده میروی و با کفپوش زمخت و چرک آلود نفس به نفس میشوی و بدنت با زمین کثیف برخورد میکند مدام از خودت سوال میکنی؟" آیا این نماز میتواند درست باشد؟"

بدترین قسمت ماجرا اینجاست که همه جور آدمهایی هم به این نماز خانه ها رفت و آمد میکنند، بعضهایشان مسافرند،بعضی ها در راه مانده،مردان معتاد هم بینشان کم نیستند و دست فروش ها و در قسمت زنانه اش، زنهایی که میخواهند به بچه هایشان شیر بدهند و گاهی روسپی های ولگرد

دیدن هیچکدام از اینها اصلا هم برایم عجیب نیست،...ولی افراد دیگری هم هستند که هیچ شباهتی به کولی ها ،معتادها، مسافرهای در راه مانده و حتی دست فروش ها ندارند...پسرهای جوان قرطی و دخترهای تیشان فیشان...دیدن اینهاست که متعجبم میکند،کنجکاوم میکند.

وقتی که نمازم تمام میشود و میخواهم بلند شوم،وقتی که بوی گند جوراب تا اعماق ریه هایم نفوذ کرده ،بویی که رفته در وجود نمازخانه ها و هیچ جوره هم از بین نمیرود ،وقتی که چندش سر تا پایم را فرا گرفته،یواشکی نگاهشان میکنم که در گوشه ای نشسته اند و ساندویچشان را میخورند.باور کن عجیب است خیلی عجیب...در همه ی مکانهایی که نمازخانه ها در آنها وجود دارند از مساجد بین راهی گرفته تا پارکها، ایستگاههای راه آهن و فرودگاهها و ترمینالها...کلی صندلی تمیز و خالی وجود داشته باشد و تو یکی را ببینی که نشسته در بوی جوراب و زمین آلوده و دارد ساندیویچش را گاز میزند!!!..یعنی او چقدر تنهاست؟...یعنی تا چه اندازه حالش بد است؟...ومن یاد همه ی آن آدمهایی میافتم که در نمازخانه های زیادی دیده ام و شگفت زده ام کرده اند.

کوله ام را می اندازم روی شانه ام و از نمازخانه میزنم بیرون ، همه ی آدمهای دور برم را نگاه میکنم،نفس عمیقی میکشم و هوای آلوده را از ریه هایم ییرون میدهم،و سوالی مدام توی ذهنم تکرار میشود،به راستی یک آدم چقدر میتواند تنها باشد؟

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۴/۰۵/۲۸ - ۱۹:۰۴
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)