فراموش کردم
رتبه کلی: 962


درباره من
دست نوشته های یک رهگذر
*******************
برداشتهای کوچکی از زندگی
*******************
مرثیه ای بر آرزوهای سوخته نسل ما
*******************
.
.
امیدوارم دست نوشته های مرا با صبوری بخوانی و کاستی هایش را بر من ببخشایی
.
.
.
*****دالان بهشت*****
دالان بهشت (pesare-khub )    

باورم کن، ای تو تنها باور من...

درج شده در تاریخ ۹۳/۰۶/۲۹ ساعت 23:15 بازدید کل: 162 بازدید امروز: 161
 

باور

اینها را دیوانه ای میگفت:

تابستان دارد تمام میشود پاییز در راه است بگذار ندانم سرما در پیش است بگذار از جامعه بی خبر باشم. از مرگ و میرها ... از عقد و پیوندها... بگذار ندانم که بر علیه که جفا کرده... کودتا کرده..

بگذار بی خبر باشم از وضع جیب پدر...ما که خرجی نداریم... اگر بر خرید گلدانهای زیادی که می خشکانیم خاتمه دهیم...

ما که خرجی نداریم... 

شکم گنجشک ها خالی نمی ماند... هرچه قدر هم مردم فقیر باشند... تحریم ها زیاد... روباه ها خرگوش گیر می آورند.... ببرها به شکار می روند و کلاغ ها به زندگی های طولانی شان ادامه می دهند...

بگذار از همه چیز بی خبر باشم... به من نگو که بد بخت شده ایم... من را نترسان از قحطی... من خوب می دانم که شکم گنجشک ها خالی نمی ماند...

******

شب است و آسمان اتاقم تاریک، سرم را می کنم توی مجازستانم و آسمان اینجا هم روشن تر نیست. رهبرِ ارکستر کلاغها قار قاری می کند و از پشت پنجره ها دور می شود. من هنوز اینجا هستم و فکرها دوره ام کرده اند. من هنوز اینجا هستم و "گویی شب هنوز، ادامه ی همان شب های بیهوده است.

 *********************

و تو ای نازنین!!!

باور کن حقیقت از آنچه که در نوشته هایم میخوانی تلختر است...

 

دالان بهشت

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۳/۰۶/۲۹ - ۲۳:۱۹
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
1 2


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (2)