فراموش کردم
رتبه کلی: 803


درباره من
سلام من سودا هستم
عکس خودم نیست ولی خیلی شبیه اینم.......... /بعضیا بی جنبه نشن /خیلی از دوستام بهم میگن که بگو خودشم ولی یه چیزی به نام عذاب وجدان وجود داره
اهل تهرانم/اریا شهر
20سالمه
دانشجوهستم
رشتم ریاضی فیزیک
درمورد ترمم سوال نکنین یا دانشگاهم چون تو هچل میندازید منو /دردسر سازه
دوستی خارج از نت قبول نمیکنم
هرکی به مطلب هام یا عکسام نظرمیده حتما جوابشو میدم
اذیتت نکنین چه دختر چه پسر
تقاضای دوستی هیچ کس رد نمیشه

پدرمو تو یه تصادف از دست دادم
نینجتسو کارم
شماره هم به هیچ کس نمیدم درخواست ازلکی ندین پس
دوس پسرم ندارم
همتونو دوس دارم
بای
تنها کسم ارش ارش ارش
از اول:░▒███████
░██▓▒░░▒▓██
██▓▒░__░▒▓██___██████
██▓▒░____░▓███▓__░▒▓██
██▓▒░___░▓██▓_____░▒▓██
██▓ _______________ ░▒▓██
_██▓▒░______________░▒▓██
__██▓▒░____________░▒▓██
___██▓▒░__________░▒▓██
____██▓▒░________░▒▓██
_____██▓▒░_____░▒▓██
______██▓▒░__░▒▓██
_______█▓▒░░▒▓██
_________░▒▓██
_______░▒▓██
_____░▒▓██



ترس
♥]▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒ %0
بخشش
♥]██▒▒▒▒▒▒▒▒ %15
حرس
♥]███▒▒▒▒▒▒▒ %25
کینه
♥]████▒▒▒▒▒▒ %35
عصبانیت
♥]██████▒▒▒▒ %65
استراتژی
♥]███████▒▒▒ %75
خودباوری
♥]████████▒▒ %85
جسارت
♥]██████████ %100
جنگ
♥]██████████ %100
همبستگی
♥]██████████ %100
صداقت
♥]██████████ %100
برادری
♥]██████████ 100%


sevda sarvari (nemikhamet2012 )    

یادم باشد....

درج شده در تاریخ ۹۱/۰۷/۱۹ ساعت 15:54 بازدید کل: 332 بازدید امروز: 26
 
... و حال شده ام مردی با آرزوهایی بزرگ...اما خسته...

... دلم پرواز می خواهد...

... دیگر کوله ام خالیست...

... دیگر صدای باران هم درمان نیست...

... باید بروم...

... جای من اینجا نیست...

... بروم آنجایی که باران از اوست...

... جایی فراسوی ابرها...

... آنجا که سنگها هم نفس می کشند...
 
 راهها به دو راهی ختم نمی شوند...

... و دستها تنها برای دستگیری دراز می شوند...

... و آغوشها تنها برای نوازش باز می شوند...

... آنجا که بوی یاس را به ارزش محبت می فروشند...

... و آنجا که مردمش می دانند... خط گندم يعنی ...
 
نيمی بردار و نيمی ببخش...

... آنجا که روح... جسم را نگه می دارد..
 
و آنجا که آبی نیست ...
 
آبی تر است...

... آنجا که دیگر نفس نیست...

... همه اش عشق است و عشق است و عشق...

...

... اما نه....

... هنوز قلم به دستانم چسبیده...

... انگار هنوز هم باران درمان است...

...

... رهگذر...دیگر چیزی از کوله ات باقی نمانده...
 
گویی پایان راهی...

... یادت باشد... در انتظار باران باشی... کفشهایت تشنه اند...

...

... یادم باشد... در انتظار آسمان بنشینم..
 
خاک همیشه خشک است...

... یادم باشد... در انتظار خورشید بنشینم...
 
ماه همیشه تاریک است...

... یادم باشد... در انتظار گندم بنشینم..
 
نان همیشه تلخ است...

... یادم باشد... در انتظار نگاه بنشینم..
 
زبان همیشه دروغ است...

... یادم باشد... در انتظار دوست بنشینم..
 
 
بی گانه همیشه خسته است...

... یادم باشد ... در انتظار او بنشینم..
 
او همیشه هست..
 
همیشه مهربان است...
تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۱/۰۷/۱۹ - ۱۵:۵۴
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات