فراموش کردم
رتبه کلی: 376


درباره من
به نام خدا.
حتی خودمم در شناخت خودم موندم....
یک آدم پر رمز و راز ...

روی پرده خانه کعبه این آیه از قران حک شده که
نَبِّئ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الغَفُــورُ الرَّحِـــیمُ
و من هنوز و تا همیشه به همین یک آیه دلخوشم ...
بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم.
دوست من میترسم که عمر مجال دوباره دیدت را ندهد...
اگر آمدی و نشانی من به گورستان شهر بود...
فقط خوبیهایم را به خاطر آور...
مهدی.ی (meya64 )    

ده مرد و یک زن...خیلی جالبه

درج شده در تاریخ ۹۲/۰۹/۱۲ ساعت 01:08 بازدید کل: 107 بازدید امروز: 20
 

ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودن. طناب

تحمل وزن یازده نفرو نداشت باید یکنفر طناب را رها میکرد

وگرنه همه سقوط میکردن.زن گفت من در تمام عمر همیشه عادت داشتم

که داوطلبانه خودم را وقف فرزندان و همسرم کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم.

من طناب را رها میکنم چون به فداکاری عادت دارم.در این لحظه مردان سخت به هیجان آمدن

و شروع به کف زدن کردن{#}

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۲/۰۹/۱۲ - ۰۱:۰۸
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات