فراموش کردم
رتبه کلی: 654


درباره من
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خــاکـــــــ بـر سـرِ

تـمـامِ ایـن کـلـمـاتــــــــ

اگـر تـو از میانِ تمامشان

نفهمی مـن دلـتـنـگـم ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بی گناهی ...

کم گناهی نیست

در دیوان عشق

یوسف از دامان پاک خود

به زندان رفته است ...!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دسـتـهـایـم را

مـحـکـم فـشـار بـده

ایـنـجـا خـیـلی هـا

سـر جـدایی مـن و تـو

شرط بـسـتـه انـد ...!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من از قبل باخته بودم !

مچ انداختن

بهانه ای بـود ؛

برای گرفتن دوباره ی

دسـت تـــــو ...!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیـر کـرده ای !!!

عقربه ها گیر کرده اند

در گلوی مـن ...

انـگار کـه رد نمیشود

نـه زمــان !!!

نـه آب خــوش !!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود ...!

اینجا زمین است ...

رسم آدمهایش

عجیب است !!!

اینجا گم که میشوی

بجای اینکه دنبالت بگردن

فراموشت میکنند !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امپراطور سکوت (memorizezarifi )    

کاش تنها بودم نه بیکس ...

درج شده در تاریخ ۹۵/۱۲/۲۶ ساعت 20:52 بازدید کل: 128 بازدید امروز: 125
 

 

آدمها برای اینکه دور از هم باشند در خـانه های جدا زنـدگی می کنند

و به هنگام تسلیم فـریاد تَنهایی سر میدهند ...

آنها وقتی که دچار زیان میشوی بجای گرفتن دسـت هایت سرشان را فقط به علامت تاسف تکان میدهند ...

این روزها ، خـوب ترین حال بد را دارم ...

 

از غم داشتن امـروز وقـت نمی کنم به گذشته های خـوب نگاهی بیندازم

و چون حالم دَرد می کند شوق سـفر کردن به خیال آیـنده ای خوش در مـن نیست ...

کاش تَنها بودم نه بیکس ...!

 

آدمها اطرافم اسم های قشنگی دارند و زیـبا لِباس میپوشند ...

از آنها فقط همین را فهمیده ام ...

 

دوست و آشنا هم زیاد دارم ولی فقط اسمشان را بلدم ...

کاش بجای سرک کشیدن به زنـدگی دیگران به دلهای هم سر میزدیم

و بجای عِیب جویی از هم دلجویی میکردیم ...

آدمها وقتی دچار مشکل میشوی به رسـم عـادت برایت کلی حـرف قَشنگ ردیف می کنند

ولی به هنگام عمل تماشاچی بَدبختی ات میشوند ...

آنها فقط مِهربانی را تعارف می کنند نه خرج ...

شبیه این روزهای مـن ...

 

از دلگرمی زیاد زَمین خورده ام ...

کاش بجای این همه همدرد دستی از زَمین بلندم میکرد ...

سخت و دردناک است میان شهری پر از مَسجد و مومن به صلیب زنـدگی کشیده شده باشی ...

کاش بجای این همه آدم متظاهر شـهر پر از کافر انسان بود ...!

کاش تنها بودم نه بیکس ...

 

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۵/۱۲/۲۷ - ۰۰:۰۶
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات