فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 745


درباره من
یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
در خانه، جماعتی پی معجزه‌ها
بر طاقچه، قرآن فراموش شده
::
در این همه رنگ، آنچه می خواهی نیست
در این همه راه، غیر گمراهی نیست
در شهر خیابان به خیابان گشتم
آنقدر که آگهی ست آگاهی نیست
::
در اوج، خدا را سر ساعت خواندند
ما را به تماشای قیامت خواندند
از کوچ پرندگان سخن گفتی و من
دیدم که نمازی به جماعت خواندند
::
آن مست همیشه با حیا چشم تو بود
آن آینه ی رو به خدا چشم تو بود
دنیا همه شعر است به چشمم اما
شعری که تکان داد مرا چشم تو بود
::
ما سینه زدیم بی صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند..
مهدی آپاچی (mehdi-m5 )    

راه باز یابی استعداد

درج شده در تاریخ ۹۶/۱۰/۲۵ ساعت 10:12 بازدید کل: 143 بازدید امروز: 136
 

یک روز صبح با صدای استارت ماشینی از خواب بیدار شدم. استارت مداوم بود و جرقه‏‌ها زیاد و مایع قابل احتراق؛ اما با این وصف حرکتی نبود و پیشرفتی نبود. من به یاد جرقه‌‏هایی افتادم که در زندگی خودم مدام سر می‌‏کشیدند. و به یاد استعدادهایی افتادم که قابل سوختن بودند. و به یاد رکود و توقفی افتادم که با این همه جرقه و استعداد گریبان‏گیرم بوده است. در این فکر رفتم که ببینم نقص از کجاست که شنیدم راننده می‏گوید باید هلش داد. هوا برداشته است. و همین جواب من بود. هنگامی که هواها وجود مرا در بر می‏‌گیرند و دلم را هوا بر می‏‌دارد، دیگر جرقه‏‌ها برایم کاری نمی‏‌کنند و اگر می‌‏خواهم به راه بیفتم باید هلم بدهند و ضربه‌‏ام بزنند و راهم بیندازند تا آن همه استعداد راکد نماند.

 

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۶/۱۰/۲۵ - ۱۰:۱۲
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (4)