فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 4895


درباره من
پیغام رئیس باغ وحش به بازدیدکننده گان
      باغ وحش مملو از جمعیتی بود که برای دیدن حیوانات آمده بودند، مدتی بعد به رئیس باغ وحش گزارش دادند که برخی از مردم هر نوع خوردنی به حیوانات می دهند و باعث مریضی آنها شده اند.رئیس باغ وحش رفت پشت بلندگو و اعلام کرد: شهروندان گرامی لطفا به هیچ کدام از حیوانات هیچ خوراکی ندهید...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۵۲ ( 0 نظر , 3 بازدید )
رضایت نامه والدین یک مدرسه در یکی از روستا / طنز
      در مدرسه ای در یکی از روستاها، از شاگردان خواسته بودیم که از پدرشان رضایت نامه ای بگیرند و بیاورند از دویست نفر شاگرد، فقط یکی بود که پدرش از او راضی نبود دیگر شاگردان رضایت پدر و مادر خود را فراهم کرده بودند! اما در این میان جمله های خوشمزه و بی معنا نیز وجود داشت که چند...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۵۱ ( 0 نظر , 2 بازدید )
موضوع انشا «ازدواج را توصیف کنید»
      پیش بابایی می روم و از او می پرسم: «ازدواج چیست؟»، بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید: «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!»، متوجه حرف های باب...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۵۱ ( 0 نظر , 2 بازدید )
توهم یک مرد (داستان طنز)
      مَردی , شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال اطرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه! این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، کیلومتر از جاده دور شده بودم که...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۵۰ ( 0 نظر , 2 بازدید )
روزه تون رو با چی باز میکنید؟؟ ( آخر خنده
)     پیج شبکه اجتماعی :" ؟!" ـــ :   ... ... ماشعیر مدرسان شریف ! ، ِ ، ؟ با فیتیلهبا کفش تن تاک خیلی راحت باز میشه    !!!!   منبع : 4جوک ...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۵۰ ( 0 نظر , 2 بازدید )
داستان جالب شرح حال یک زندگی
      از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به این دنیا نمی رسید.   از همون اول کم نیاوردم، با ضربه دکتر چنان گریه‌ای کردم که فهمید جواب «های»، «هوی» است.   هیچ وقت نگذاشتم هیچ چیز شکستم بدهد، پی‌درپی شیر میخوردم و به درد دلم توجه نمی ...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۴۹ ( 0 نظر , 2 بازدید )
مرگ :(
      ... ... ......... ، . 70 . . ،قاضی ، ! . ، ، ....... ! ! ؟ ......دیوونه هم !!! :|فرستنده : OneRepublic Soldierمنبع : 4جوک  ...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۴۹ ( 0 نظر , 2 بازدید )
داستان خلقت زن /طنز
      از هنگامی ک خداوند مشغول خلق زن بود شیش روز میگذشت. فرشته ای ظاهر شد و گفت: چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟ خداوند پاسخ داد: دستور کار اورا دیده ای؟باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، ک همگی قابل جایگزینی باشند، باید بتواند با خوردن غذای شب مانده کار کند. دامنی داشته...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۴۹ ( 0 نظر , 3 بازدید )
میخشو بکوب سر زبون من
      یه روزی یکی پیاده از شهر به ده می رفتظهر شد و گرسنه شد و زیر درختی نشست و لقمه ای رو که زنش برای تو راهی براش گزاشته بود رو بیرون اورد تا بخورههنوز لقمه اولو دهنش نگذاشته بود که سواری از دور پیدا شدمرد طبق عادت همه مردم بفرمایی زد و از قضا سوار ایستاد و گفت:رد احسان گناهه...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۴۸ ( 0 نظر , 4 بازدید )
یکی از سوتی های برنامه عمو پورنگ
    برنامه زنده ، برنامه عمو پورنگ :)(یه صدای دخترونه)- الو ؟- الو ؟- سلام- سلام- خوبی- مرسی . عمو پورنگ ؟- جانم ؟- من خیلی دوستتون دارم- منم خیلی دوستت دارم عزیزم . اسمت چیه ؟- کتایون- کتایون ؟ خوبی ؟- بله- کتایون ؟ من ازت سوال می پرسم . تو بگو کتایون . باشه ؟- باشه- کی از همه بهتره...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۰۹ - ۱۷:۴۸ ( 0 نظر , 2 بازدید )
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
کاربران آنلاین (1)