فراموش کردم
اعضای انجمن(187) ارتباط با مدیریت انجمن طریقه آپلود عکس ، فیلم وموسیقی میانالی از نگاهی متفاوت طریقه قرار دادن موسیقی و کلیپ در مطلب
جستجوی انجمن
کمال شاهمرادی (kamal739 )    

شیخ ابوسعید ابوالخیر، با مریدان از جایی میگذشت. چاه خانه ای را تخلیه میکردند.

منبع : https://www.google.com/search?q
درج شده در تاریخ ۹۴/۰۴/۰۸ ساعت 14:08 بازدید کل: 49 بازدید امروز: 47
 

شیخ ابوسعید ابوالخیر، با مریدان از جایی می‏گذشت. چاه خانه‏ ای را تخلیه می‏کردند.

کارگران با مشک و خیک، نجاسات را از اعماق چاه بیرون می‏کشیدند و در گوشه‏

ای می‏ریختند.

شاگردان شیخ، خود را کنار می‏کشیدند و لباس خود را جمع می‏کردند که مبادا، به نجاست آلوده شوند، و به سرعت از آن جا می‏گریختند.

شیخ ابوسعید، آنان را صدا زد و گفت: بایستید تا بگویم این نجاسات، به زبان حال، با ما چه می‏گویند.

می‏گویند: ما همان طعام‏ های خوشبو و خوش طعمیم که شما دیروز، ما را به قیمت‏ های گزاف می‏خریدید و از بهر ما جان و مال خود را نثار می‏ کردید و هر سختی و مشقتی را در راه به دست آوردن ما تحمل می‏کردید. ما را که طعام‏ هایی خوش طعم و بو بودیم، به خانه هایتان آوردید و به یک شب که با شما هم صحبت و هم نشین شدیم، به رنگ و بوی شما در آمدیم. حال از ما می‏گریزید؟!

بر ما است که از شما بگریزیم ...

 

این مطلب توسط جلال علی اصغری بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۴/۰۴/۰۸ - ۱۷:۱۶
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
3
1 2 3


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (3)