فراموش کردم
اعضای انجمن(187) ارتباط با مدیریت انجمن طریقه آپلود عکس ، فیلم وموسیقی میانالی از نگاهی متفاوت طریقه قرار دادن موسیقی و کلیپ در مطلب
جستجوی انجمن
زرین. (i1u2 )    

حسن آقا...

منبع : http://www.cloob.com/name/dr.mg
درج شده در تاریخ ۹۶/۰۸/۲۸ ساعت 15:51 بازدید کل: 138 بازدید امروز: 133
 


جوانتر که بودم به خاطر دارم موبایل کالایی لوکس بود و هر کسی قدرت تهیه ش را نداشت.آنهایی هم که داشتند با تفاخر توی یک کیف مخصوص سر کمرشان می بستند تا به بقیه بفهمانند که در سلسله مراتب اجتماعی به طبقات بالاتری تعلق دارند.
آن زمان ها در همسایگی مان حسن آقا نامی زندگی می کرد که کارمند دون پایه یک اداره بی اهمیت بود با سه تا بچه قد و نیم قد و با حقوقی ناچیز که اجبارا خیلی وقت ها از این و آن پول دستی می گرفت تا بتواند سر و ته ماه را به هم بچسباند. 
اما مدتی بود می دیدیمش موبایلی سر کمر بسته و کیف سامسونت در دست( از آن ها که معمولا مهندس ها و دکترها و دانشجوها داشتند) با سینه جلو داده و سر بالا گرفته انگار به ریاست جای مهمی رسیده باشد تووی محل تردد می کرد.خیلی وقت ها هم یک گوشه می ایستاد و کیف را بین دو پایش نگه می داشت و در حالی که با یک دستش گوشی را گرفته بود و دست دیگرش را تووی هوا تکان می داد سعی می کرد چیز مهمی را تووی کله پوک کسی آنور خط فرو کند.
اهل محل و خصوصا ما جوان تر ها که از سر بیکاری و کنجکاوی اتفاقی نبود که از زیر نگاه تیزبینمان رد بشود حسابی تعجب کرده بودیم که چطور شد حسن آقا ناگهان اینقدر وضع مالیش خوب شده که موبایل و سامسونت دست می گیرد.
هر کس نظری داشت.بعضی ها می گفتند لابد ارثی چیزی گیرش آمده.اما از کجا؟ ما که پدر و مادر خودش و زنش و حتی بیشتر فک و فامیلش را می شناختیم.آدم استخوانداری بینشان نبود.
عده ای دیگر می گفتند شاید از کسی امانت گرفته باشد.اما آن روزها موبایل قرض دادن مثل این بود که یک نفر جت شخصی اش را به دوستش قرض بدهد!
و اما یکی دو نفر که از بقیه به اصطلاح تیزتر بودند قسم می خوردند که آن دستک و دمبک الکیست و به همه ثابت می کنند که حسن آقا همه ما را سر کار گذاشته است.نهایتا با هم قرار گذاشتیم سر از کارش در بیاوریم.
اونوقت بود که یک روز عصر به شوخی جلویش را گرفتیم و یکی از بچه ها از او خواست اجازه بدهد با موبایلش یک تماس کوچولو بگیرد.حسن آقا با شرمندگی عذرخواهی کرد که نمی شود چون منتظر تلفن مهمی است!
اما دوست ما ول کن نبود.از او اصرار و از حسن آقا انکار که همانجوری شوخی شوخی دو نفر دستانش را گرفتند و یکی از بچه ها موبایل را از کیف کمریش درآورد اما چیزی که دیدیم موبایل که نه بلکه یک رادیو جیبی ارزان طرح موبایل بود که گذاشته بود تووی کیف کمری!
یکی دیگر از بچه ها هم که کیف سامسونتش را به غنیمت برده بود درش را باز کرد اما محتوای داخل آن از موبایل قلابی هم خنده دارتر بود.
یک ظرف فلزی مخصوص غذا!
ناگهان شلیک خنده بچه ها رفت هوا.
یکی به آن دوستمان که با موبایل قلابی ور می رفت گفت بده ما هم یه زنگ بزنیم.
آن یکی ظرف غذا را انداخت طرف این یکی و به مسخره گفت : ببین نقره ست؟
این یکی جواب داد: نه پلاتینه.طلای سفید!
و باز خنده که یک وقت دیدیم اشک توو چشمان حسن آقا جمع شد.با صدایی که می رفت تا به هق هق تبدیل بشود گفت:
چرا این کارو با من می کنید؟
چرا آبروی منو می برید؟
به کدومتون آزار رسونده بودم که با من اینکارو می کنین؟
خواستگاری خواهر کدومتون اومده بودم که خواستین دروغ و راستم رو در بیارین و مچم رو بگیرین؟
کجای دنیاتون رو خراب کردم که الان درستش کردین؟؟؟
من که سرم توو کار خودم بود.
من که با کسی کاری نداشتم.
فقط شخصیت جدیدم رو دوست داشتم!
چرا از من گرفتینش؟
آخه چرا؟؟؟
بعد آرام نشست روی زمین ظرف غذا را گذاشت تووی سامسونت و رادیو جیبی را گرفت و انگار که با پتک زده باشی تووی کمرش خمیده و با شانه هایی آویزان بی سر و صدا گذاشت و رفت!
خدا ما را ببخشد.
اکنون که به آن روز و آن اتفاق فکر می کنم می بینم هر ماسکی برای عوامفریبی نبوده و نیست.درست مثل ماسک حسن آقا.
بعضی ماسک ها کاربرد شخصی دارند.
آزاری به کسی نمی رسانند. 
فقط حس و حال خوبی به صاحبانشان میدهند.
از داشتنشان لذت می برند.
پس بیایید تا پا به دنیای حقیقی ما نگذاشته اند در نوع لذتشان دخالت نکنیم.
وقتی آنها می تواند با تناقض درونشان بسازند ما هم می توانیم با آن کنار بیاییم.
این روزها خود واقعی بودن کمیاب است.
منصفانه نیست آن را از همه طلب کنیم.
خصوصا در دنیای مجازی که آدم ها بیشتر با آرزوهایشان زندگی می کنند تا واقعیت هستی شان. 
کاشکی بیشتر با هم مدارا کنیم.
ای کاش به ماسک همدیگر دست نزنیم.

 

نویسنده: م.گلپور

 

 

این مطلب توسط جلال علی اصغری بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۶/۰۸/۲۹ - ۱۶:۴۹
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات