فراموش کردم
اعضای انجمن(326)
جستجوی انجمن
مدیر انجمن: مهدی عزیزی
معصومه احمدی (helma1 )    

سایت میانالی و آشفتگی مناسبات جنسیتی ما : نقدی زنانه

درج شده در تاریخ ۹۳/۰۴/۲۵ ساعت 04:18 بازدید کل: 88 بازدید امروز: 82
 

بعد از اینکه عضو سایت میانالی شدم، دقایقی از سیر و سیاحتم در سایت نگذشته بود که صدای "پیامک گونه ای" توجهم را جلب کرد. وقتی کمی در قسمت های مختلف صفحه شخصیم تفحص کردم متوجه نوشته قرمز رنگی در بالای صفحه شدم: پیام جدید دارید

قسمت پیام ها را که باز کردم با این پیام مواجه شدم:

- سلام خوبید اگه بشه بیایید چت باهم اشنا شیم

هنوز چنددقیقه ای نگذشته بود که پیام دوم هم رسید:

سلام عشقم

و پیام سوم:

- حلما خانم ببخشید دلم گرفته

و پیام چهارم:

سلام من .... از میانه اگه قصد دوستی داری پیام بده

پیام پنجم:

ادب نداری یا کلاست بالاست که جواب نمیدی؟(در واکنش به سکوت من)

و همینطور سیل پیامک بود که به سویم سرازیر می شد.

برایم باور کردنی نبود که در طول دو روز عضویتم در سایت، بیش از پنج صفحه پیام خصوصی دریافت کرده باشم. ولی این واقعیت داشت. در ابتدا بسیار شوکه شدم. انتظار چنین وضعیتی را نداشتم. به خصوص اینکه اولین تمهیدی که به کار بسته بودم این بود که در بخش «درباره من» اکانتم، هویتم را به عنوان یک خانوم متأهل اظهار و اعلام کرده بودم. خوش خیالانه ذکر واژه تأهل را برای مشخص کردن حدود روابطم با جنس مخالف کافی می دانستم، غافل از اینکه حضرات مذکر، بسی فارغ از این قید و بندها هستند. پیام ها همچنان ادامه داشت. نمی دانستم قضیه چه بود؟! آقایان یا پیام "تاهل" را نمی خواندند، یا می خواندند و اعتنایی نمی کردند و یا شاید هم می خواندند و نمی دانستند معنای آن چیست!!!

گیج شده بودم. نمی دانستم باید چگونه با این دوستان شریف برخورد کنم. جواب که نمی دادم، خودشان جواب خودشان را می دادند(پیام از پشت پیام می فرستادند). جواب می دادم، جری تر و بی مبالات تر می شدند. جواب محترمانه می دادم، نامحترم می شدند، جواب نامحترمانه می دادم، ..... می شدند. بعضاً پیدا کردن لحن و زبانی که این دوستان را ملتفت کند، برایم ناممکن می شد. احساس می کردم من ونوسی هستم و این ها مریخی!!

از پی گیجی و سرگردانی، احساس رنجش و سرخوردگی می آمد. سرخوردگی از اینکه من در چشم این عالی جنابان فقط یک زن (یک ابژه جنسی) بودم که تمام خصوصیاتم خلاصه در جنسیتم (یک زن) بود. کسی که باید به او پیام خصوصی بدهی، او را به چت دعوت کنی، با او درد دل کنی، به او شماره بدهی و ... در این نوع برخورد، وجه انسانی خود را نادیده گرفته شده می دیدم.

چراهای زیادی برایم مطرح شد. برخورد با این پدیده، هم حس اعتراض اخلاقیم را برمی انگیخت و هم کنجکاوی جامعه شناسانه ام را(به عنوان یک دانش آموخته جامعه شناسی).

از نظر جامعه شناختی، این وضعیت یکی از نظریه های جامعه شناسی را برایم تداعی کرد: نظریه "آنومی" امیل دورکیم.

آنومی از نظر دورکیم وضعیت "بی هنجاری و بی قاعدگی" است. وضعیتی که جوامع، طی فرایند گذار از سنت به مدرنیته به آن دچار می شوند. در جریان این گذار، ارزشها، هنجارها و قواعد سنتی اهمیت و نقش خود را از دست می دهند در حالیکه هنوز ارزشها و هنجارهای مدرن هم مستقر و نهادینه نشده اند. در این زمان هم افراد و هم جامعه دچار آشفتگی میشوند چرا که قواعد چندان تعریف شده ای وجود ندارد تا افراد با توسل به آن ها رفتارهاشان را تنظیم کنند. این وضعیت به لحاظ جامعه شناختی وضعیت نابسامان و بیمارگونه ای است. به اصطلاح عامیانه، جامعه در این دوره همچون بازارِ شامی می شود که هر کسی در آن سازِ خویش را می زند. در وضعیت آنومیک، درگیری ها، دعوا و مرافعه ها، فحش و فحش کاری ها بین مردم بسیار افزایش می یابد؛ چرا که قاعده ای نیست تا فصل الخطاب بین طرفین مدعی باشد.

به نظر می رسد که حکایت جامعه امروز ما نیز حکایت وضعیت آنومیک است؛ آنومی که در همه حیطه های جامعه ما نمایان است و بیش از همه شاید در حوزه فرهنگ جنسی؛ فرهنگی جنسی که حقیقتاً نه سنتی و دینی است و نه مدرن. شیرگاوپلنگ است!!!

و اما سایت میانالی! گویا داستان سرگردانی ما در این سایت نیز مصداقی از مصادیق پرشمار آنومی است. درماندگی من به عنوان یک خانوم در تنظیم ارتباط خود با آقایان سایت، ظاهراً معلول چیزی نیست جز همین بی هنجاری و ابهام قواعد در حوزه روابط جنسیتی.

در دل این نکته، نکته هاست. نکته هایی که مجال پرداختن به همه آن ها را ندارم. همین قدر بگویم که احتمالاً بسیاری از آقایانی که به این نحو با خانوم ها برخورد می کنند، در خیال و تصور خود، رفتار خود را رفتاری مدرن می پندارند و شاید حتی در ذهن خویش، خود را روشنفکرانی می پندارند که قید و بندهای منسوخِ سنتی را دور ریخته اند و از این تصویرِ توهم گونه و کذایی لذت نیز می برند. ولی آیا واقعیت این چنین است؟ به نظر می رسد اینگونه نباشد. چنین رفتاری در واقع مدرن هم نیست. نه سنتی و دینی است و نه مدرن و روشنفکرانه. مطابق با کدام اصل روشنفکری و «مدرن بودگی»، مرد حق دارد به یک خانوم بی احترامی کند، او را اذیت کند و اگر جوابی از طرف خانوم دریافت نکند به او توهین و جسارت کند؟ آیا در مدرنیَت و روشنفکری، اخلاق و احترام متقابل منحل می شود؟

و توصیه ای دوستانه به این گروه از آقایان! بهتر است برای دقایقی هم که شده خود را جای خانوم ها بگذارند و از چشم آن ها به امور بنگرند. به نشانه هایی توجه کنند که حاصل رفتارهای افسارگسیخته آنان است؛ چرا خانوم ها در این سایت باید مجبور باشند چنین تأکید محکمی بر تأهل خود داشته باشند؟ چرا خانوم ها باید در پایان معرفی خود(در قسمت درباره من) به خواهش و تمنا از آقایان بخواهند که ایجاد مزاحمت نکنند و یا مجبور باشند از زبان تهدید(لیست سیاه) استفاده کنند؟! چرا باید بسیاری از خانوم ها تمایلی به استفاده از عکس های واقعی خود نداشته باشند؟ برای دقایقی انسانی بنگرید لطفاً.

و سخن پایانی اینکه مطمئناً شکایت ما از آقایان، تنها محدود به گروه نه چندان بزرگی از این آقایان است و مسلماً اکثریت آقایان سایت، قواعد تعامل انسانی را به خوبی رعایت می کنند( و از این بابت از آن ها متشکرم). و اینکه به قول مانوئل کاستلز، شبکه های مجازی، ساختار دموکراتیکی دارند و خود این ساختار دموکراتیک با امکان دادن به بحث های برابر، راه را برای ایجاد یک فرهنگ سالم و دارای نظم و قاعده در حوزه فرهنگ جنسی باز خواهد کرد و خود این نوشتن ها و بحث و گفت و گوها، غایتی جز رسیدن به وفاق و انسجام در زمینه قواعد و هنجارها ندارد.

 

 

 

 

این مطلب توسط موسی اصلانی بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۳/۰۴/۲۵ - ۰۴:۵۱
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
3
4
5
6
7
8
1 2 3 4 5 6 7 8


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات