فراموش کردم
رتبه کلی: 8100


درباره من
شگفتا وقتی که بود
شگفتا وقتی که بود نمی دیدم، وقتی که می خواند نمی شنیدم، وقتی دیدم که نبود، وقتی شنیدم که نخواند. چه غم انگیز است وقتی که چشمه ی سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد، و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب. چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد، و به هوا رفت، ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۹/۲۲ - ۰۹:۵۵ 2 نظر , 182 بازدید
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات