فراموش کردم
رتبه کلی: 4122


درباره من
تا بداند که شب ما به چه سان میگذرد
دردِ عشقش دِه
و عشقش دِه
و بسیارَش دِه...!

#مولانا




Sabaw (coCKY )    

2-1 اردیبهشت

درج شده در تاریخ ۹۶/۰۲/۰۱ ساعت 10:23 بازدید کل: 292 بازدید امروز: 1
 

نزدیک به دو ساله که پست مطلب نذاشتم یادم رفته

امتحان می کنیم:

1 2 3

 1 2 3

خب...

ازچی بگم عاخه؟

علی راجع به شخصیت من نوشت من از خاطراتمون مینویسم

4/فروردین/1395

سالروز آشناییمونه نه دوستیمون!!!!!

کلا حالش از همه بهم میخورد،حتی من:/

خب به خرعللح

اصن یه تفکرات عجیــــــبی داش درموردمo_O

نگم برات.....

خودش میدونه تو اون مغز معیوبش چی میگذشته;/

یاد اونروزا میوفتم دلم میخاد رو به قبله سرشو با گیوتین بزنم بدنشم با آر-پی-جی منهدم کنم(وحشی عمته)

یکی از اولین گفتمان هامون راجع به لاک زدن من بود!

میگف تو دیوونه ای که انگشت یکی مونده به آخریتو یه رنگ متفاوت میزنی؟

+دوس دارم خو

_صبا امروز یه دیوونه روانیو تو خیابون دیدم همه انگشتاش یه رنگ لاک داش ناخن یکی به آخریش فرق میکرد:/

بعد دیگه انگشت اشاره مو متفاوت زدم

که عمم کلی بهم خندید:این چه مدلشه باز؟؟؟عین آدم خب لاک بزن(به شما چه عاخهههههه؟)

تیر/95

زندگیمو از بدو تولد براش گفتم شاید یکم اون عقایدش عوض شه

عکس بریس رو که واسش فرستادم:

-کمرت بشکنهههههه

نه نشکنه

من بمیرم اصن:/

شهریور/95

اون پستی که گذاشته دزدی آثار من نوشتمش نمیدونم چرا شات گرفته تاالانم نگهش داشته!!!!!

البته یکی دیگه هم داره کُره بز(طبق فرمایشات خودش)

از آذرماه به بعد همش خاطره بود

یادم نیس کِی عکس زهرا رو کشیدم براش،گرچه خوب نشد خیلی

بقول خودش عین پیرزناس:/

اسفند/95

پست تولدم!

از 20 بهمن تا 1فروردین هرروز:صبا تولدت مبارک

خببببببببب باشه چرا خودتو میسایی؟

انتخاب لباس برا من:/

@parisa.tanposh

فیلمایی که گفتم ببینه و نظرش:

اینا چیه میبینی کوچولو؟اینا اصن مناسب سن تو نیس(fifty shades of grey)

اححححح چرا همشون بهم خیانت میکردن تو کل فیلم؟(the loft)

اینو دیده بودمش(evil dead)

وایییی صبا چه خوب بود این فیلمه باهاش گریه کردم.میدونم فیلمه و واقعی نیس ولی....(the fault in our stars)

خودِ نکبتش عاگستوس واترزِ منه

اواخر اسفند/95

روز آرزوها...(اینو خودشم نفهمیده هنوز قضیشو)

1/1/96

-20min

+10min

-5min

+2min

-1min

+30s

-10s

سال نو مبارک

و آرزوهامون برا همدیگه....

از خاطرات عید:

لالایی،تا شیش صب بیدار!

لیوان عابی که خالم بهم داد

شلوارم؛(

سقف چوبی خونه مامانبزرگه

زندگیم...

.....

درکل عید هرروزش و هرشبش به یادموندنی شددیگه نمیگم بقیشو پرایوِیته(نظرهردومونه)

Uhahahaha;D

ولی واقعن راس میگه که:امسال شروعش خیلی خوب بود

!!!!!توجه!!!!!

خیلی کم حوصلس،ینی باهمه جورنمیشه وسنگین برخورد میکنه

جنبشودوسدارم،خیلی بالاس

مودب!!!!!!!(شایدم جلوی من سوسه میاد;/)

خیلی مهربونه همشم درحال طلب استغفاره(صباببخشیدکه اینجوری صباببخشیدکه اونجوری.احححح)

یه جوریایی قرداد شده انگار این استکیره:{(1606)}

دایرکت هم میفرسته1606

 

من نوشتن اصلا بلد نیستم ولی آبجی عنترم عالی مینویسه،با 10 سال سنش رتبه استانی میاره داستاناش هر سال.خاک بر سر من

خلاصه اینکه همینقد تونسم کُ* نویسی کنم:/

از یه پاندا توقع نداشته باشین

 خودم کلافه شدم از این چرت و پرتایی که نوشتم

زودتر بگم اصل مطلبو

تولدت مبارک توله موله

 

واست سه تا آرزو دارم:

1.همیشه لبخند رو لبات باشه

2.عاقل تر بشی

3.به هرچی میخوای برسی(خودت باید برسی،با آرزوی من غیرممکنه)

Kherret bowem

 

 

میدونم همه خسته شدین انقد طولانی بود

حالا خستگیارو بریز تو کمر

ریز ریز ریز ریز بیا عاها

درشتاشو علی تقبل میکنه

 

 

خب دیگه ادامه بدین...

#شاد_باشید

#دکتر_پاندا

2/2/96

الان ینی میری تو 20 سالگی؟ناموص واری؟

(مث کتاب کودک شکلک نداش دیگه،ببخشید)

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۶/۰۲/۰۷ - ۰۷:۵۶
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
3
1 2 3


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات