فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 145


درباره من
کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم بیا زودتر چیزها را ببینیم ببین عقربکهای فواره در صفحه ی ساعت حوض، زمان را به گردی بدل میکنند بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی "عشق" را.
" به سراغ من اگر می آیید آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من."

***********************
"باران باش ببار؛ نپرس کاسه های خالی از آن کیست."
برای عاشق شدن عاشق کسی شو که قلب بزرگی داشته باشه
تا واسه وارد شدن به قلبش خودتو کوچیک نکنی.
***********************
بزرگترین اقیانوس دنیا آرام است پس آرام باش تا بزرگ باشی . . .
*************************
من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که *سهراب* نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست؟
(فریدون مشیری)
مسافر خیال (ckakavak )    

من کی هستم!

منبع : http://vahidzahabi1.persianblog.ir/tag/%D8%B7%D9%8
درج شده در تاریخ ۹۳/۰۲/۲۷ ساعت 09:57 بازدید کل: 35 بازدید امروز: 35
 
من لئون تولستوی هستم

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت :

مادمازل من لئون تولستوی هستم .
زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟
تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید

که به من مجال این کار را ندادید !!

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۳/۰۲/۲۷ - ۰۹:۵۷
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات