فراموش کردم
رتبه کلی: 3758


درباره من
و مولانا شمس را گفت :
پس زخمهامان چه؟
و شمس پاسخ داد :
نور از محل آنها وارد می شود ...
لک زده لبخندت را
 " مردد بود زنگ خانه را بزند یا نه هی این پا و ان پا می کرددستش را که بالا برددید , تمام قدش را در خانه جا گذاشنه است ! "  جانلی از در خانه اش برگشت و مثل هر شب , سرش را رو به آسمان کرد و برای ستاره ای که روزی محبوبش گفته بود خواستی پیدایم کنی به آن ستاره بگو , زمزمه کرد : " محبوبم!جهانم...
تاریخ درج: ۹۹/۱۲/۲۸ - ۰۱:۴۸ ( 6 نظر , 48 بازدید )
هیچ
پر بکش تا همیشه ها ( یارا )  من تو را در قفس نمی خواهم   زندگی واقعیتی تلخ است این که ما عاشقیم خیلی نیست عشق باید به قهقرا نرود  درد جان جان همیشه نیلی نیست   همیشه هر چیزی فراترش را دارد مثلا فراتر از راه رفتن پرواز فراتر از رود دریا فراتر از زمین کهکشان   فرا...
تاریخ درج: ۹۹/۱۲/۲۲ - ۱۹:۴۷ ( 9 نظر , 48 بازدید )
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
کاربران آنلاین (0)