فراموش کردم
رتبه کلی: 3758


درباره من
و مولانا شمس را گفت :
پس زخمهامان چه؟
و شمس پاسخ داد :
نور از محل آنها وارد می شود ...
آه ... وقتی بریده شد ترمز
در سرم سوت می کشد ریلیکه قطارش به درّه افتادهآه...وقتی بریده شد ترمزبه کجاها که میرود جاده.... هم قطاری نداشتن درد استدردِ بدتر که هم قطارت...آه...گذر گرگ را ببین این بارکه به چشمان برّه افتاده پشت در پشت،ارث از پدرمگرگ بودم که گلّه را بدرمچنگ...دندان...وَ غافل از این که«عشق»یک قصه است...
تاریخ درج: ۹۷/۰۴/۱۷ - ۰۰:۵۱ ( 4 نظر , 139 بازدید )
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
کاربران آنلاین (0)