فراموش کردم
رتبه کلی: 3758


درباره من
و مولانا شمس را گفت :
پس زخمهامان چه؟
و شمس پاسخ داد :
نور از محل آنها وارد می شود ...
آه لیلا...قبول کن سختست زندگی در مقام یک انسان
پشت کردم به عصمت خورشیدخاستم سایهء سرم باشیمهربانی چنان که میترسمکه مبادا تو خواهرم باشی پشت کردم به عصمت خورشیدبا تو دنیای بهتری دارمفکر کردم کسی کنارم هستفکر کردم برادری دارم دستهایی برای پا خوردنبوسه هایی برای پس دادنبه هوای کسی که خواهد رفتتن به فردای این قفس دادن خم شدی عاشقانه کز سر خاککاغذ...
تاریخ درج: ۹۶/۱۲/۱۴ - ۱۹:۰۹ ( 7 نظر , 216 بازدید )
میروم بی خیال خنده ی شهر
گاه یک دکتر عاشقت شده است !!! کار دکتر همیشه هم طب نیست ! مثل یک مار مست در الکل ... حال و روزم زیاد جالب نیست !   چشم هایش شبیه سگ پاکند بد بد هم که میشود خوب است او شبیه من آدم است اما جنس خاکش عجیب مرغوب است   آخرین پرده که تمام بشود یکه از هرچه نقش خواهم خورد بعد از این اعت...
تاریخ درج: ۹۶/۱۲/۱۴ - ۱۹:۰۷ ( 8 نظر , 167 بازدید )
تو ولی هیچکس نبودی زن
باید این شعر دستتان برسد تا من از راه می رسم بعدا" در تنم رخنه کرده ای بی هیچ در سَرَم چرخ می زنی ای زن در تنم رخنه کرده ای بدجور مثل مستی، که در تنِ خیام مثل شمسِ نشسته در رومی مثل خرقانِ بر سَرِ بسطام در سَرم چرخ زد صدایت تلخ مثل گلپونه های بسطامی مثل بَم، لرزه در تنم افتاد من فرو ریختم به آرامی...
تاریخ درج: ۹۶/۱۲/۱۴ - ۱۹:۰۰ ( 5 نظر , 151 بازدید )
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
کاربران آنلاین (0)