فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 2171


درباره من
هر کس واسه یه نفره همین
میر اسماعیل موسوی (asmail1109 )    

تلخ بود پایان عشق پاک و بی فرجام ما

درج شده در تاریخ ۹۴/۰۶/۳۱ ساعت 23:57 بازدید کل: 7 بازدید امروز: 7
 

در شب جشن عروسی ات از من یادی بکن

آن دمی که دست گرمت را به دستش می دهی

آن دمی که شادو خندان پا به مجلس می نهی

از من تنها به کام مرگ خفته یاد کن

 

از منی که آرزو کردم تو غمخوارم شوی

ازمنی که سوختم در حسرت دیدار تو

از من غربت نشین شهر غمها یادکن

از من غرق گناه و بی گناهی یاد کن

 

در شب جشن عروسیت به زیر لب بگو

نام یارت را فقط یکبار مثل نام من

تادمی این روح سرگردان من شادان شود

مست چون پروانه ای دورت بگردد جان من

 

آن دمی که میگذاری سر به روی شانه اش

لحظه ای از شانه های خسته ام یادی بکن

شانه های که به زیر کوه هجرانت شکست

 

گر که بخشید حق تعالی دختر زیبا به تو

آن دمی که شد به سن من به راه زندگی

بازگو جریان من ,این عشق بی فرجام من

تا که عبرت گیرد ازمن نازنین فرزند تو

تا نگردد شور یاری بی وفا مانند تو

تا نگردد عاشق سنگین دلی چون یار من

 

گر شنیدی قصه مرگ مرا روزی نه دور

پا به گورستان نه با یاد رفته با یار خویش

تا که روحم باز گوید کردهای یادی زمن

شعری از احساس خود با دست خط خودنویس

کن به زیر خاک دفنش در کنار گور من

تا دمی پروانه گردد,گرد شمعت روح من

 

گرچه باشد نوشدار بعد از مرگ من

وای بر من , وای برمن , وای برمن یار من

تلخ بود پایان عشق پاک و بی فرجام ما

 
تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۴/۰۶/۳۱ - ۲۳:۵۷
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات