فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 15457


درباره من
.........
های های جون مادرت بمال دارم حال میکنم ...
*...مریم کیانی...* تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۸ - ۱۲:۲۳ 21 نظر , 44 بازدید
یه روز...
یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند كه یهو زنش با ماهی تابه می كوبه تو سرش. مرده میگه: برای چی این كارو كردی؟ زنش جواب میده: به خاطر این زدمت كه تو جیب شلوارت یه كاغذ پیدا كردم كه توش اسم سامانتا نوشته شده بود ... مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی ...
*...مریم کیانی...* تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۸ - ۱۲:۱۶ 14 نظر , 26 بازدید
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات