فراموش کردم
رتبه کلی: 79


درباره من
هیچ وقت کسی را



#ملامت و #سرزنش




نکنید حتی گناهکاران را به سبب



عملی که انجام داده اند ،


زیرا خداوند حتما در همان موضوع از



شما امتحان می گیرد.
قریشی (arksava )    
   
عنوان: اقاتقی....
اقاتقی....
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ: بازدید کل: 35 بازدید امروز: 35

این تصویر توسط میثم عظیمی. بررسی شده است.
توضیحات:
از نو جوانی علاقه داشتیم لباسهای عید مان را
اقا تقی خیاط بدوزه . چون همیشه لباسهایی میدوخت
که دیگر خیاطها نمیتوانستند. لباسها را مد روز میدوخت
خوش فرم بود.
اما مرحوم پدر میگفت نه پسرم صلاح نیست اون بدوزه
لباسهایی که اون بدوزه شگون نداره.
اقا تقی خیاط ادمی بود که خدا را قبول نداشت . میگفت
کسی را که من نمی بینم نمیتوانم بهش اعتقاد داشته باشم.
بغل جیبش یک بطری کوچک کتابی بود پرازعرق سگی گاهی
در میاوردیک قلپ میزد.
همیشه خداشنگول بود و شوخ.
جوانها دوستش داشتند. اما بقیه مردم نه.
برادری داشت به اسم رحیم اقا . رحیم اقا بر عکس تقی خیاط
ادمی بود معقول و مهربان و درستکار.این اقا رحیم همکلاسی ما بود
میگفت خجالت میکشم بگن تقی برادر منه.
سال 1382 بود که رحیم اقا زنگ زد گفت داداش تقی فوت کرده.
خوب اقا تقی سنش از 80 ببالا بود اما با این سنش همیشه شنگول.
با پسرم رفتیم منزلشان یه 20 نفری بودند.
انها هم بخاطر رحیم اقا امده بودند.
جنازه را بردیم بیمارستان جواز کفن صادر شد با امبولانس بردیم
مزار . بردند داخل غسالخانه ، ما هم تو محوطه رفتیم زیر یک درخت
نشستیم مرداد بود و هوا بس گرم.
زنگ زدند یک اخوند هم امد برای نماز و و تلقین.
وقتی کفنش کردند اوردند بیرون نماز میت اقا مه شد با لاالله الا الله بردیم
که دفنش کنیم قبر اماده بود.
گذاشتن داخل قبر اخوند نشست بالا سرش تا شروع کرد به گفتن تلقین
با اینکه هوا صاف بود و گرم رعد و برق مهیبی زد و همه ترسیدیم.
تگرگ بدی بارید ماشینایی که تو محوطه بوند چندتاش شیشه های جلو
و عقبشان شکست همه دویدیم زیر سایه بان محوطه ی اقا مه نماز میت.
وقتی بارش تمام شد برگشتیم که دفنش کنیم دیدیم قبر پر از اب و تگرگه و جنازه
تقی خیاط رو اب شناور، الله اکبر الله اکبر. همه هاج و واج بهم نگاه میکردیم.
اخوند گفت اینجا نمیشه دفنش کرد بلندش کنید ببرید غسالخانه کفنش را عوض
کنید دوباره یک غسلی بدهید . بلند کردند گذاشتن رو برانکاد بردن غسالخانه
بیچاره رحیم اقا رفت کفن خرید اورد .وقتی دوباره بردیم دفنش کنیم باز تگرگ
شدید بارید
اخوند شروع کرد به دعا خواندن و استغاثه. از قبر در اوردنش بردن زیر سایه بان
یکساعتی نشستیم اخوند گفت انشاالله الرحمن که مشگلی دیگه پیش نمیاد ببریم
دفنش کنیم. بردیم دفنش کردیم.

انهایی که کافر شدند بخدای خود . عذاب سختی در انتظارشان هست
همه ی اینها نشانه ای از ایات الهی هست برای زندگان.
منکر خدا شدن این نیست که مثل تقی خیاط بگی تا نبینم قبولش ندارم
انهایی که خدا و پیامبرانش را وسیله قرار میدهند برای رسیدن به اهداف
شوم خود. اموال مردم را میخورند. به اسم خداوند تبارک و تعالی انسانها
را میکشند . به بندگان خدا تهمت میزنند باید منتظر عذاب الهی باشند.
وعده ی خداوند منان تخلف ناپذیره.

الهی و ربی من لی غیرک
الهی و ربی لا یمکن الفرار من حکومتک
خدا یا تا مارا نبخشیده ای از این دنیا نبر.
خدایا ابروی مارا حفظ بفرما.
خدایا ما را محتاج ظالمان و نامردان دوران نفرما

الحمدالله رب العالمین  
درج شده در تاریخ ۹۸/۰۱/۲۲ ساعت 11:55
برچسب ها: اقاتقی 1
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
تبلیغات

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
کاربران آنلاین (2)