فراموش کردم
اعضای انجمن(187) ارتباط با مدیریت انجمن طریقه آپلود عکس ، فیلم وموسیقی میانالی از نگاهی متفاوت طریقه قرار دادن موسیقی و کلیپ در مطلب
جستجوی انجمن
مدیر انجمن: جلال علی اصغری
قریشی (arksava )    

گویند:

منبع : http://wikiblog.persianblog.ir/tag/%D8%AD%DA%A9%D8
درج شده در تاریخ ۹۵/۱۲/۰۷ ساعت 22:03 بازدید کل: 78 بازدید امروز: 1
 

 

 

 

 

گویند:


مردی دو دختر داشت یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد.



چندی بعد همسرش به او گفت : ای مرد سری به دخترانت بزن و احوال آنها را جویا بشو.



مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت و جویای احوال شد. دخترک گفت که زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم اگر باران ببارد خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم.



مرد به خانه کوزه گر رفت. دخترک گفت کوزه ها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم، اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست.



مرد به خانه خود برگشت همسرش از اوضاع پرسید مرد گفت:
چه باران بیاید و چه باران نیاید ما بدبختیم...!



حال حکایت امروز ماست.


باران ببارد خیلی ها بی خانمان  میشوند و خواب ندارد،
و اگر نبارد خیلی ها آب و غذا ندارند...

این مطلب توسط جلال علی اصغری بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۵/۱۲/۲۵ - ۱۲:۵۰
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر

1
2
1 2


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات