فراموش کردم
رتبه کلی: 450


درباره من
یشتر داستانهای اجتماعی می نویسم
بگذارید حرفهایم را آنطور که دلم می خواهد بنویسم نه آنطور که دیکته می شود .
حرفهایم نه ابهام دارد و نه ایهام .ساده می نویسم ساده بخوان
با تشکرات قبلی و قلبی : فرامرزی
ف.فرامرزی (anima )    

در گیر و دار امروز

درج شده در تاریخ ۹۲/۱۲/۱۳ ساعت 08:27 بازدید کل: 78 بازدید امروز: 77
 

خانه  دم فرو بسته و خلوت در ازدحام سکوت؛ تار و پود بوریای بی نقش ونگاری  را گره می زند 

در حسرت پیمانی نا نوشته ای امیر خاص می طلبد

 شهر در سپیدی برف غرق سووشون خسروان ؛به سیاهی تن در داده

آوایی بزم آتش بازی راه می اندازد و داعیه ی برتری نژاد و قوم و مسلک و مذهبی را غربال می کند.

تنهایی  ؛خیز بر میدارد و رضای یار را بر بقای بی شوقش ارجح می داند و باز عزم قله دارد

فروغی  سامان یافته از خیالستان بر دیار معشوق شور اهورایی می تاباند و استاد عشق لقب می گیرد.

شقایق ویار بلبل دارد و نیلوفر ویار قو

میرزایی قلم بدست از مدیران مکتب زندگی؛ نون بی واسطه می خواهد

پنبه های پرویزان دوران در دستان آلوده ی عابدان مدعی خدایی حلاجی می شود ....

 مفاهیم در پس واژه به بد تعبیری محکومند و تب دنیا زدگی بر عشق عارفانه می چربد .

ساده دلی در گوشه ی دیر به تزکیه نفس مدام وجدانش را بر دار مجازات می آویزد و دلش را حلق آویز می کند 

و مخش را به صلیب می کشد و نگاهش را نقره داغ  می کند و....باز شکوفه می زند عشق ممنوعه

روباهان پیر؛ طوق بندگی شیران تاجدار دیروز را به طیب خاطر حمل می کنند 

این جا زمین از سر دلتنگی برای رایحه ی انسان بوی نا گرفته است.

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۲/۱۲/۱۳ - ۰۸:۲۷
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
1 2


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)