فراموش کردم
رتبه کلی: 450


درباره من
یشتر داستانهای اجتماعی می نویسم
بگذارید حرفهایم را آنطور که دلم می خواهد بنویسم نه آنطور که دیکته می شود .
حرفهایم نه ابهام دارد و نه ایهام .ساده می نویسم ساده بخوان
با تشکرات قبلی و قلبی : فرامرزی
ف.فرامرزی (anima )    

دغدغه

درج شده در تاریخ ۹۲/۱۱/۰۹ ساعت 08:27 بازدید کل: 127 بازدید امروز: 72
 

 

میبره و می دوزه!  کج و کوله وجویده جویده

این  حکم قضاوتو کی داده دستش ؟!

نفرین می کنه:

لعنت به کسی که چشم دیدن منو نداره

الهی بمیره 

چشش کور 

دهنشو گل بگیرند

الهی به زمین گرم بخوره

بازم تز میده:

 

زن باید چشمش به دهن شوهرش باشه

زن نباید بدون اجازه ی مردش آب بخوره 

زن باید با سلیقه باشه

زن نباید بی خودی بخنده 

زن باید...

زن نباید...

بعدش متهم می کنه:

پسرش بد ترکیبه 

شوهرش خیلی هیزه 

چشم داداشش شوره 

بد لباسه 

بد سلیقه است

موهاش حناییه صورتش لک وپیس داره

تو بشقابش مو دیدم

حکم نهایی صادر میشه:

باید تبعید بشه به سیبری

طناب دار حقشه ایکیبری

 حبس ابد  بخوره 

حبس خانگی براش بهترن گزینه است....

از مسندش پایین ...نه نمیاد 

آستر براش بی معنیه

ملاک یعنی خودش 

اول و آخر و ملاک همه چی یعنی خودش ..خودش و تنها خودش 

خوش سلیقه م ...خوشگلم ...رنگ موهامو ارغوانی کردم مد روزه

باید شاسی بلند بگیره برام 

انگشت من جهت حرکتش رو تعیین می کنه

جواهراتم تکه

گوشی موبایلم طلاست

بلند میشم تو قالب شخصیت تازه م که تو دستای اون فرم گرفته یه چرخی بزنم سرم می خوره به سقف .تا بخوام بر گردم می خورم به دیوار 

می خوام عینک بزنم هیچ جا رو نمی بینم چشامو می مالم ...وا ...عینک رو چشممم 

با انگشتام با ناخنهام زمینو می کنم چقدر سفته کف پوشش آسفالته ...

می خوام فکر کنم :فکر یعنی چی؟

مخم تعطیله

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۲/۱۱/۰۹ - ۰۸:۵۰
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)