فراموش کردم
رتبه کلی: 173


درباره من
مجید محمدی (alisan2904 )    

چطور می شود یک سخنور خوب شد و خوب و روان و راحت صحبت کرد چون من در صحبت کردن در یک جلسه رسمی می ترسم. لطفا مرا راهنمایی کنید.

منبع : تربیتی و مشاوره
درج شده در تاریخ ۹۲/۰۳/۳۱ ساعت 17:41 بازدید کل: 418 بازدید امروز: 135
 

منشاء مشکل شما کم رویی و نوعی اضطراب اجتماعی است . اضطراب اجتماعی از عدم یادگیری مهارت های اجتماعی ناشی می شود. یکی از ابعاد وجودی انسان که باید در محیط خانه و مدرسه متناسب با سایر ابعاد رشد کند, بعد اجتماعی است .

انسان موجودی اجتماعی است و باید در بستر اجتماع با همنوعان خود زندگی کند. برای این که بعد اجتماعی انسان رشد کند و در صحنه های گوناگون بتواند با دیگران روابط مناسبی داشته باشد باید مهارت های اجتماعی را یاد بگیرد.
 بعضی خانواده ها و یا بعضی از معلمان و مربیان در دوران کودکی و نوجوانی , زمینه رشد و شکوفایی کودک را آن طور که باید, فراهم نمی کنند و یا قادر به آن نیستند, یا امکانات لازم را ندارند و یا خودشان نیز در این زمینه دچار مشکل هستند. به هر دلیل , این فرایند اجتماعی شدن و یادگیری مهارت های ارتباطی با دیگران به درستی تحقق پیدا نمی کند وقتی نوجوان وارد صحنه های بزرگ اجتماعی می شود, فشار و ناراحتی های کم رویی را در خود بیش تر حس می کند; زیرا می خواهد دوست یابی کند, با همکلاسان خود صمیمی باشد, در کلاس درس در مقابل جمع کنفرانس دهد و... علی رغم این که توانایی لازم را برای یادگیری مطالب دارد و آنها را نیز خوب می داند, ولی از ارائه آنها در مقابل جمع عاجز است و دچار اضطراب , خجالت و کم رویی و عوارض ناشی از آن می شود. خوشبختانه یادگیری مهارت های اجتماعی و بر طرف کردن اضطراب و ترس در مقابل جمع , کاری است که امکان عملی آن وجود دارد و تجربه نیز آن را ثابت کرده است .
 بنابراین اگر کسی تصمیم جدی داشته باشد, می تواند با این مشکل مقابله کند و خود را درمان نماید و از حصار کم رویی رها شود و از توانمندی هایی که دارد بهره ببرد. در فرهنگ ملی و دینی ما ایرانیان , مانند سایر ملل , آداب و رسومی وجود دارد که اگر خوب رعایت شوند, فرایند اجتماعی شدن به آسانی تحقق پیدا می کند.
 از جمله این آداب , سلام کردن و احوال پرسی از دوستان و خویشاوندان است در برخورد و معاشرت با دیگران سعی کنید:
1- در دادن سلام پیش قدم باشید.
2- بعد از سلام با جملات مرسوم , احوال پرسی کنید و تا از شما جدا نشده اند سعی کنید از آن ها جدا نشوید.
3- تلاش کنید که در کارهای اجتماعی در محیط خانه , مدرسه و دانشگاه مانند اردو و بازی های دسته جمعی شرکت کنید و نقش فعالی را بپذیرید.
4- هنگام صحبت با دیگران یا در مقابل جمع به اعضای بدن خود (دست , پا, نحوه صحبت و...) هیچ توجهی نکنید و توجه خود را بر مطلبی که می گویید متمرکز کنید.
5- قبلا مطلبی را که می خواهید در مقابل جمع بازگو کنید چندین بار در مقابل آینه تکرار کنید و فرض کنید که در مقابل جمع می باشید.
6- سعی کنید بر آنچه می خواهید بگویید تسلط کافی داشته باشید.
7- اگر با شکست مواجه شدید, خود را نبازید و برای بار دیگر خود را آماده انجام آن کار بکنید.
8- قبل از این که در مقابل جمع قرار گیرید به خودتان تلقین کنید که ((می توانم در مقابل جمع صحبت کنم )).
9- وقتی حالت اضطراب پیدا می کنید سعی کنید همه ماهیچه های بدنتان را آرام و شل کنید.
10- برای شکستن جو حاکم بر جمع و آرامش در صحبت کردن سعی کنید داستان های کوچک , طنز, لطیفه های شیرین و مناسب را که افراد خبره در جلسات سخنرانی بیان می کنند, در دفترچه ای یادداشت کنید و شما نیز در شرایط مقتضی از آنها استفاده کنید. مطمئن باشید با جدیت , پشتکار و تمرین به خوبی می توانید بر مشکل اضطراب اجتماعی و کم رویی پیروز شوید.
لازم به ذکر است کسب چنین مهارتی نیازمند تمرین و گذشت زمان است و نباید انتظار داشت که یک شبه و بطور دفعی بر این مشکل فایق آیید بنابراین از تمرین و ممارست و سعی و تلاش بیشتر خسته نشوید.
سخنوری مهارتی است که با داشتن برخی ابزارهای لازم با تمرین و ممارست بدست می‏آید و همانطور که یکی از سخنرانان زبردست گفته یک هنر است طبیعی است در هر هنری اصول خاصی خود و شیوه‏های مشخص دارد. ما در اینجا به برخی اصول و روشهای لازم برای تقویت قدرت نطق و سخن گفتن را بیان می‏کنیم و امیدواریم مفید واقع شود.
 1. قبل از هر چیز باید خزینه‏ی لغات خود را گسترش داد. در صورتی که انسان از واژه‏ها، کلمات و جملات ترکیبی و اصطلاحات زیادی در حافظه‏ی خود داشته باشد هنگام سخن گفتن به دنبال کلمه و جمله‏ای نخواهد گشت و از کلمات مختلف و متکثری که در حافظه خود دارد استفاده کرده و متوقف نخواهد شد. و این امر در گرو مطالعه زیاد است بنابراین باید زیاد مطالعه کرد مطالعه در زمینه‏های مختلف و مورد علاقه.
 2. آشنایی با ادبیات فارسی که نقش زیادی در جمله‏بندی و ترکیب جملات دارد، شرط دوم پیدا کردن این مهارت است. در این زمینه خواندن متون ادبی مثل گلستان و بوستان سعدی و نظایر آن در فصاحت و بلاغت مؤثر است.
 3. تمرین و تکرار شرط اساسی این هنر و مهارت است. در هر موقعیتی هر چند کوچک و با تعدادی اندک موضوعی را آماده کرده درباره‏اش با دیگران به گفتگو و تبادل نظر، بپردازید و با شهامت کامل درباره‏ی آن موضوع (که قبلاً درباره‏اش خوب فکر کرده‏اید و یا مطالعه داشته‏اید) سخن بگوئید. مثلاً درسهای خود را برای هم‏کلاسی خود بیان کنید (اصطلاحا به قول طلاب حوزوی مباحثه کنید) و یا در کلاس درس، بطور پیشنهادی موضوعی را انتخاب نموده و کنفرانس بدهید و یا حتی در اتاقتان با دوست و هم اتاقی خود مطلبی را آماده کرده برای آنها بازگو کنید و... و به طور کلی به هر مناسبتی و در هر موقعیتی به ایراد سخن بپردازید. البته لازمه‏ی این امر تسلّط نسبی شما بر موضوع و مطلب مورد نظرتان است.
4. اعتماد به نفس شرط موفقیت در سخنرانی است اگر فرد از اعتماد به نفس کافی برخوردار نباشد در سخن گفتن ناتوان است و خجالت کشیده و نمی‏تواند در سخنرانی حتی گفتگوی کوتاه با دوست جدید و ناآشنای خود موفق شود.
 بنابراین اگر خجالتی هستید و جرأت صحبت کردن، سؤال کردن و حرف زدن در جمع و افراد ناآشنا ندارید توصیه می‏کنیم مقاله‏ی ضمیمه‏ی نامه را که در مجله پرسمان شماره 5 به چاپ رسیده مطالعه کرده و راهکارهای آن را عملی سازید.
 5. قبل از حرف زدن، خوب فکر کنید و جملات و کلمات را آماده کرده و در ذهن خود به آنها ترتیب منطقی دهید.
 6. با افرادی که از این مهارت برخوردارند ارتباط نزدیک‏تری داشته باشید و یا به نوارهای آنها گوش داده و درباره‏ی چگونگی ورود و خروج به سخنرانی و صحبت‏های او خوب دقت کنید.
 7. در این زمینه می توانید از کتاب های:
 1- سخن و سخنوری مرحوم فلسفی،
2- آیین سخنوری دیل کارنگی،
3- آیین سخنرانی شریعتی سبزواری استفاده کنید.
 یکی از علل نداشتن جرأت برای ارائه کنفرانس یا سخنرانی، نداشتن اعتماد به نفس کافی است. اگر بتوانید قبل از شروع کار، اراده و اعتماد به نفس خود را تقویت کنید و به خود تلقین کنید که قادر بر انجام این کار هستید، مشکل شما تا حد زیادی حل می شود. علاوه بر این، ما در اینجا به بعضی از راهکارهای دیگری که برای برطرف شدن این مشکل مفید است اشاره می کنیم، اما قبل از آن توجه شما را به مقدمه ای در این باره جلب می کنیم: اضطراب و ترس از شرکت در برنامه های جمعی علل زیادی دارد. یکی از آنها داشتن افکار منفی است و چون زیر بنای احساسات انسان افکار اوست، اگر این افکار منفی باشد احساسات او نیز منفی و تخریب گر خواهد بود.
 اگر شما بتوانید افکار منفی را تبدیل به افکار مثبت کنید ترس شما از بین می رود. در اینجا چند نمونه از افکار منفی را که منجر به ترس از سخن گفتن در حضور جمع می شود می آوریم. [اگر من صحبت کنم، می ترسم عصبی و مضطرب شوم و نتوانم نظراتم را به روشنی بیان کنم] [من نباید مضطرب شوم].
اگر نتوانم درست صحبت کنم، همه مرا مورد تمسخر قرار می دهند] [این اتفاق نشان می دهد من آدم بی عرضه و حقیری هستم]. در اینجا چهار نمونه از افکار منفی را آوردیم که نتیجه آنها دچار اضطراب و هراس شدن شما می شود. اگر شما بتوانید افکار بالا را با افکار مثبت عوض کنید یقینا مشکلتان حل می شود؛ یعنی به جای اینها این طور فکر کنید: [اگر من صحبت کنم ممکن است ابتدا عصبی و مضطرب شوم، اما این طبیعی است وقتی شروع کردم آرامش بیشتری پیدا می کنم. من بزرگترین جلسه گردان و سخنران دنیا نیستم، اما می توانم نقطه نظرهایم را ارائه دهم]. در مورد فکر [نباید مضطرب باشم] به خود بگویید: [هیجان داشتن اشکال ندارد همه ما در این موقع چنین احساسی پیدا می کنیم].
اما این که چرا باید این طور فکر کنیم به این دلیل است که ما اگر در مقابل اضطراب خود مقاومت کنیم وضع بدتر می شود پس باید آن را بپذیریم ولی بزرگ نمایی نکنیم.
در مورد این فکر منفی که ممکن است شما را مسخره کنند به خود بگویید: [لازم نیست همه مردم دنیا مرا قبول داشته باشند، زیرا من هرگز انسان کاملی نیستم؛ پس طبیعی است که مورد تمسخر عده ای باشم]. و در مورد این فکر منفی که آدم بی عرضه و حقیری هستید به خود بگویید: [هیچ رابطه ای بین خوب حرف زدن در جمع و این که من یک انسان حقیر و بی ارزش و بی عرضه باشم وجود ندارد.
 این فرض غلط است که اگر عده ای مرا قبول ندارند و حقیر پندارند، همه مردم مرا حقیر پندارند و هیچ کس مرا دوست نداشته باشد]. بنابراین ما می توانیم با اصلاح افکار منفی خود، بسیاری از احساسات نادرستمان را که برخواسته از این افکار منفی است از بین ببریم. حال با توجه به این مقدمه، پیشنهادات زیر را برای تقویت روحیه تان به هنگام حضور در جمع دوستان و آشنایان یا برای کنفرانس دادن، به شما ارائه می کنیم:
 1. هرگز خود را سرزنش نکنید.
 2. بر اساس شناختی که از خود دارید، برای خویش هدفی در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید؛ مثلاً بر اساس شناخت از خود، ارائه یک گزارش را به عهده گیرید؛ برای تهیه و کیفیت ارائه آن برنامه ریزی کنید و با تمرین در خلوت و نیز ارائه آن نزد دوستان صمیمی و گروهای کوچک خود را برای ارائه در کلاس آماده سازید.
 3. هنگام سخن گفتن، خود را گرفتار آداب و رسوم و تکلف‏های بی مورد نسازید. ساده، راحت و عاری از هرگونه آداب خاصّ هدفتان را بیان کنید. در فعّالیّت‏های آغازین، خواسته و هدف خود را به صورت یک جمله بنویسید و نوشته را بخوانید.
 4. پرسش‏ها و مطالب اولیه را کوتاه و مختصر انتخاب کنید.
 5. ارتباط بصری با مخاطب را حفظ کنید.
 6. همیشه سخن را با مقدمه، کلام یا یک کلمه جالب آغاز کنید، از به کارگیری کلمات پیچیده بپرهیزید. کلمات آغازین باید متدوال و جذاب باشند.
 7. قبل از سخن گفتن، مطلب مورد نظر را نوشته، در ذهن مرور و تمرین کنید و شکل بیان و مهارت لازم را فراهم آورید.
 8. به درستی علمیِ سخنی که می‏گویید و به جا بودن آن یقین داشته باشید و با مطالعه و پشتوانه علمی قبلی به میدان گفتار گام نهید.
 9. هنگام سخن گفتن، به دیگران و قضاوت و حرکات و سکناتشان هرگز توجّه نکنید. گفتارتان را پی‏گیرید و با خونسردی به هدف بیندیشید.
 10. موانع احتمالی و افکار و اعمال مزاحم را شناسایی و ذهن خود را برای مقابله با آن آماده سازید؛ مثلاً اگر خنده حاضران از ادامه سخن بازتان می‏دارد، شما نیز بخندید.
 11. به کار خود پاداش دهید. یک نفس عمیق، به خود آفرین گفتن یا باز گفتن تفصیلی و با آب و تاب آن برای نزدیکان می‏توانند پاداش به شمار آیند. 12. از جزئیات بکاهید و اصل سخن را به صورت خلاصه و گویا بیان کنید.
 13. اجازه سوء استفاده به دیگران ندهید. کافی است به کار خود ادامه داده، در صورت روبه‏رو شدن با واکنش آنان خود را در برابرشان احساس نکنید. 14. در انجام رفتارهای اجتماعی کوچک و در محیطهای دیگر که بیش‏تر احساس راحتی می‏کنید، فعال باشید. این کار را از سلام کردن، احوالپرسی، جواب سلام دادن، نگاه کردن، تعارف کردن و تعارف شنیدن آغاز کنید. و با تمرین به کارهای بزرگ‏تر و مهم‏تر گسترش دهید.
 15. با افراد فعال و پر تحرکی که احساس خجالت نمی‏کنند، بیش‏تر مأنوس باشید و از خجالتی‏ها فاصله بگیرید.
 16. همیشه کلامی برای گفتن و عمل یا هنری برای ارائه به جمع داشته باشید و آن را ارائه کنید. در جاهایی که کم‏تر احساس کمرویی می‏کنید و شبیه کلاس است، فعال‏تر باشید.
 17. توجه داشته باشید تا زمین نخورید راه رفتن نمی‏آموزید. پس باید نقد دیگران و تمسخر آن‏ها باشد تا شما مجال رشد یابید. بنابراین، اگر با عکس العمل دیگران روبه‏رو شدید یا در فعالیت‏های آغازین احساس ناتوانی کردید، از ادامه سخن یا عمل چشم پوشید؛ هر چند می‏توانید آن را ارائه کنید و از این راه برای ارائه بهتر و کامل‏تر مطالب آماده شوید. امید واریم با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، با همت عالی و بلند، راهکارهای عملی و روش‏های تغییر شناخت اهتمام کامل و دقیق و مستمر داشته باشید. تا به هدف نائل آیید.
 در اینجا باید یاد آور شد، این مقصود اندک اندک به دست می‏آید نه با چند جلسه تمرین و خواندن چند جلد کتاب. اجرای پیوسته دستور العمل‏ها، تکنیک‏ها و رفتارها در رسیدن به هدف سودمند است. اما برای مقابله با کسی که از شما انتقاد می کند، بهترین و مناسب ترین پاسخ آن است که کاری کنید انتقاد او از حالت خصمانه داشتن به حالت دوستانه تبدیل شود. شما با این کار هم انتقاد او را سازنده کرده اید، هم او را خلع سلاح کرده اید، هم دشمنی او را به دوستی مبدل ساخته اید و هم از اضطراب خود کاسته اید. برای این کار لازم است هیچ عکس العمل متضاد نشان ندهید و بلکه به بخشی از انتقاد او که دارای نکته مثبتی است اعتراف کنید و آن را قبول کنید.
 در اینجا با چند مثال مطلب را بیشتر توضیح می دهیم. فرض کنید سر قرار حاضر نشدید، دوستتان در مقام انتقاد از شما می گوید: [همیشه دیر می کنی. از انتظار کشیدن خسته شده ام] شما در پاسخ بگویید: [بله حقیقت دارد. دیر کردم و حق داری عصبانی شوی]. با این پاسخ هم دوستتان احساس می کند کسی به حرفش گوش داده و مورد احترام قرار گرفته است و هم از شدت ناراحتی او کاسته می شود.
 اما اگر حالت تدافعی بگیرید و عذر و بهانه بیاورید، او را عصبانی تر کرده اید. مثال دیگر: برای تهیه یک گزارش یا مقاله زحمت زیادی کشیده اید، ولی استاد یا همکلاسی تان به شما می گوید: [گزارش (یا مقاله) بسیار بدی نوشته ای حواست کجا بود.
 آیا هنگام نوشتن خیالاتی شده بودی؟] شما می توانید بگویید: [مثل این که نکته مهمی را فراموش کرده ام. البته وقت زیادی صرف تهیه این گزارش کردم. ممکن است نظر خود را بیشتر توضیح دهید؟]. این طرز برخورد از شدت عصبانیت استادتان می کاهد و به احتمال زیاد بهتر با شما گفتگو می کند و راهنمایی بهتری به شما ارائه می دهد.
 مثال دیگر: فرض کنید لباس تازه ای خریده اید و همه از آن تعریف می کنند ولی در این میان کسی به شما بگوید: [این پیراهن سبز روی تن تو گریه می کند] شما برای خلع سلاح کردن او بگویید: [ممکن است لباس سبز به تن من نیاید به نظر شما چه رنگی بیشتر به من می آید؟] شما با این پاسخ هم انتقاد او را محترمانه پاسخ داده اید و از این بابت رنجشی در دلتان ایجاد نشده و هم مانع این شده اید که به بحث بی فایده ای درباره رنگ لباس کشیده شوید. مثال دیگر: فرض کنید کمی اضافه وزن دارید و دوستتان می گوید: [پرخور چاقی هستی. اختیار غذا خوردنت را نداری] در پاسخ می توانید بگویید: [بله حق با توست باید از وزنم کم کنم بهتر است غذا خوردنم را کنترل کنم]. بنابراین در مواجهه شدن با انتقادهای دیگران سه راه وجود دارد:
 1. ناراحت شوید و واکنش تدافعی از خود نشان دهید.
2. خود خوری کنید و با ناراحتی سکوت نمایید.
 3. به روش هایی که در بالا گفته شد؛ یعنی پیدا کردن نکته مثبتی در انتقاد او و پذیرش آن و توضیح خواستن بیشتر درباره سخنانش، سعی کنید او را خلع سلاح کنید و از حالت تهاجمی به حالت سازنده تبدیلش کنید.
به نظر ما روشی که هم شما را راضی می کند و هم انتقاد کننده شما را قانع می کند و ناراحتی بین شما را به دوستی تبدیل می کند و هم او را آماده می کند که به سخن شما گوش دهد و به شما احترام گذارد، روش سوم است. در حالی که روش اول و دوم به عمق اختلاف و ناراحتی می افزاید و مشکلی را هم حل نمی کند.

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۲/۰۳/۳۱ - ۱۷:۴۱
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (2)