فراموش کردم
اعضای انجمن(447) شعری تکان دهنده درباره امام زمان حضرت مهدی عدالت و لطف خدا پیامبر اکرم : توبه زیباست ولی در جوانی زیباتر قدرت بدنی حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در جوانی بی حسین احساس پیری میکنم ارتباط با مدیریت انجمن مذهبی
جستجوی انجمن
قربانی علی (aliali11 )    

مجمع تقریب در یاداشهای دکتر سبحانی

درج شده در تاریخ ۹۸/۰۴/۰۲ ساعت 01:15 بازدید کل: 122 بازدید امروز: 122
 

یاداشت های حضرت آیت الله استاد دکتر محمدتقی سبحانی در کانال خود در مورد کنفرانس تقریب:

 

یاداشت اول:

کنفرانس وحدت اسلامی، از رؤیا تا واقعیت

سی و دومین اجلاس بین المللی وحدت اسلامی دیروز ۵ آذرماه در غیاب نمایندگان رسمی مذاهب اسلامی و بدون حضور رهبران سیاسی جهان اسلام، به کار خود پایان داد.
دبیر کل مجمع تقریب بین المذاهب پیش از تشکیل کنفرانس نوید داده بود که «تلاش برای ایجاد اختلاف و ستیز در جهان اسلام با تلاش‌های گسترده مجمع تقریب مذاهب اسلامی و نهادهای تقریب‌گرا شکست خورده و ما در این کنفرانس آغاز این پیروزی را به جشن خواهیم نشست و اعلام خواهیم کرد که صفحه جدیدی در جهان اسلام در حال باز شدن است که در این صفحه نو شاهد غلبه جریان وحدت‌گرا در جهان اسلام هستیم.» و درباره فلسفه وجودی کنفرانس در وبگاه این مجمع می‌خوانیم: «هدف از برگزاری کنفرانس وحدت، ایجاد زمینه‌های اتحاد و هم بستگی جهان اسلام و هم فکری علما و دانشمندان، جهت نزدیک سازی دیدگاه های علمی و فرهنگی آنان در زمینه های فقهی، اصولی، کلامی، تفسیری و نیز بررسی مسائل و مشکلات مسلمانان و ارائه ی راه حل های مناسب و موضع گیری مشترک در برابر آن است.»
سخن در این است که کنفرانس وحدت با هزینه‌های فراوان مادی و معنوی، تاکنون تا چه اندازه به آرزوهای خود نزدیک شده و ادامه این مسیر تا چه حد می‌تواند کمکی به آرمان‌های مورد نظر بکند. یک ناظر بیرونی با نگاهی واقع‌بینانه به صحنه درگیری‌های موجود در جهان اسلام، پرسش‌هائی را فراروی خویش می‌بیند که لازم است مسئولان امر، به دور از شعارها و بیرون از فضای رسانه‌ای به این سوالات پاسخ دهند:
1 در کنفرانس امسال طرف‌های درگیر در جدال‌های جهان اسلام که قرار بود به «جشن پیروزی»بنشینند، چه کسانی بودند؟ و کدامین «صفحه جدید در جهان اسلام» در این اجلاس گشوده شد؟ و دقیقا کدام‌یک از اعضای حاضر قرار است این صفحه جدید را رقم بزنند؟!
2 در کنفرانس کنونی برای «ایجاد زمینه‌های اتحاد و همبستگی جهان اسلام» چه اقدامی صورت گرفت؟ و اساسا کدامین اعضای حاضر در این کنفرانس از چنین ظرفیتی برخوردار بودند؟ و با کدامین ساز و کار سیاسی و فرهنگی قرار است این اتحاد و همبستگی در جهان شکل گیرد؟
3 در کنفراس کنونی چگونه و بین چه کسانی «هم فکری علما و دانشمندان، جهت نزدیک سازی دیدگاه های علمی و فرهنگی آنان در زمینه های فقهی، اصولی، کلامی، تفسیری» انجام شد و با توجه به کارنامه چند کنفرانس گذشته دقیقا چه چالش‌های فکری و علمی در بین کدامین متفکران شیعی و سنی به بحث گذاشته شد و مستندات پیشرفت در این موضوعات در کجا گرد آمده است؟
4 اما در خصوص «مسائل و مشکلات مسلمانان و ارائه ی راه حل های مناسب و موضع گیری مشترک در برابر آن» گذشته از تکرار جنایات اسرائیل و سعودی و خط و نشان کشیدن برای دشمنان، واقعا کدامیک از مشکلات جهان اسلام در این کنفرانس مطرح شد و چه راه حل‌هائی در برابر وضعیت بغرنج سیاسی، مذهبی و اقتصادی مسلمانان ارائه گردید و دقیقا چند نفر از شرکت‌کنندگان در کنفرانس چنین صلاحیتی داشتند و تا چه اندازه این کنفرانس را برای چنین هدفی جدی گرفتند؟

بی‌پرده باید گفت که همه شاخص‌ها نشان می دهد که کنفرانس وحدت اسلامی همچون سایر قطعات پروژه تقریب در این کشور، سالهاست که از کار افتاده و این پیکره نیازمند یک تعمیر بلکه تعویض اساسی است.
در یادداشت‌های بعدی در اندازه بضاعت خود خواهم نوشت که پروژه تقریب در جمهوری اسلامی از سه بیماری بنیادین رنج می برد و تا این رویکرد اساسی اصلاح نشود، نه تنها به پیشرفت این پروژه نمی‌توان امید بست، بلکه با رفتن در بیراهه‌ها، به تدریج ظرفیت‌های اندکِ بازمانده نیز ناامید و زمین‌گیر خواهد شد.
این سه مشکل اساسی عبارت است از :
1 خلط میان اهداف چندگانه در میدان تقریب (از همگرائی مذهبی گرفته تا همزیستی اجتماعی و تا همکاری بین المللی) و در نتیجه سردرگمی در میان راهبردهای ناهمگون.
2 ناتوانی در بسیج امکانات و اهرم های موثر در جهان اسلام و ناکارآمدی در بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و مزیت‌های نسبی
3 عدم بهره‌مندی از یک شبکه انسانی و رسانه‌ای هوشمند و کنشگر برای تعامل با نخبگان و گروه‌های موثر در بین شیعیان و اهل سنت و فقدان یک منطق و گفتمان تو‌در‌تو و اثربخش برای گفت و گو با گروه‌های درگیر و رقیب.

کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی: t.me/mtsobhani

 

 

 

 

 

 

 

پروژه تقریب؛ آورده‌ها و آسیب‌‌ ها
قسمت اول: آورده‌ها

هر چند موضوع همگرائی میان مذاهب اسلامی پدیده تازه‌ای نیست ولی از پیدائی «پروژه تقریب بین مذاهب» چندان زمانی نمی گذرد. تاریخچه این ماجرا را بهتر از همه، راینر برانر در کتاب «التقریب بین المذهب الاسلامیه فی القرن العشرین»(ترجمه و نشر مرکز الحضاره بیروت) روایت کرده است و از این رو ما را از تکرار این تاریخ بی نیاز می‌سازد.
اما آنچه برای ما اهمیت دارد، مروری بر عملکرد تقریب‌گرائی در چند دهه گذشته‌ و تجربه اندوزی برای روزهای پیش روست.

آورده‌های تقریب
برافراشتن شعار وحدت اسلامی و پیگیری پروژه تقریب، البته به جای خود، آثار مبارکی داشته است که بسادگی نمی توان از آن چشم پوشید. از جمله پیامدهای این حرکت را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1برداشتن بانگ وحدت و همدلی با مسلمانان از سوی ایران و تشیع، حجت را بر دیگران تمام کرد و حسن نیت پیروان اهل بیت(ع) را در همگرائی اسلامی نشان داد.
2این اقدام نشان داد که جامعه شیعه به مسائل امت اسلامی توجه ویژه دارد و حاضر است سهم خویش را در حفظ کیان امت اسلامی و مقابله با دشمنان مسلمین به خوبی ادا کند.
3شعار تقریب تا حدودی بستر تعامل ایران و تشیع را با گوشه‌ای از جهان اسلام آرام کرد و زمینه گفت و گو با بخشی از مسلمانان را بر شیعیان گشود. برنامه‌های تقریب هر چند لایه‌های عمیق تقارب را هدف نگرفت، اما در همدلی با علاقه‌مندان تشیع از بین سنیان تلاش درخوری داشت.
4 همراهی گروهی اندک از علمای اهل تسنن با پروژه تقریب، سبب شد که جبهه مخالفان دچار شکاف گردید و دشمنان تشیع از یکپارچه کردن اهل تسنن و مشروعیت بخشی به اندیشه تکفیر شیعه بازماندند.

در یک کلام، تلاش تقریب را به کلی نمی توان ناکام دانست و دستاوردهای آن را ناچیز و ناپیدا انگاشت، چرا که برای ارزیابی دقیق آورده‌های تقریب، باید وضعیت موجود را با شرایطی سنجید که همین تلاش‌ها هم صورت نمی‌گرفت و با رخنه بیشتر دشمنان، آتش فتنه بیش از این دامن شیعیان را در برمی گرفت.

ادامه در قسمت دوم (آسیب‌ها): t.me/mtsobhani/305

 

 

 

 

پروژه تقریب؛ آورده‌ها و آسیب‌ها
قسمت دوم: آسیب‌ها

آسیب‌های تقریب
با این همه، چنان که در یادداشت قبلی «کنفرانس وحدت اسلامی، از رویا تا واقعیت» نوشتم، رویکرد و روش پیگیری پروژه تقریب در ایران به گونه ای بود که نه تنها این هدف بلند را به تدریج به محاق برد بلکه آسیب‌های بزرگ دیگری را دامن زد:

1 صاحبان پروژه تقریب، به دلیل فقدان راهبرد روشن، به خلط معانی و مفاهیم گرفتار آمدند و با در آمیختن سه گزینه متفاوت در پروژه تقریب (وحدت اسلامی، همزیستی مسلمین و اتحاد ملل اسلامی) عملا به هیچ یک از اهداف سه‌گانه دست نیافتند. تفاوت این سه پروژه و راهبردهای هر کدام را در یادداشت بعدی با نام «تقریب و سرگردانی در میان سه تئوری رقیب» تقدیم خواهم کرد.

2 اصحاب تقریب راه رهائی از بحران‌ پراکندگی و پاره‌پاره‌‌شدن جهان اسلام را در انکار اختلافات عمیق تاریخی و معرفتی میان گروه‌های اسلامی می‌دیدند و با اصرار بر «پرده پوشی» و «کوچک انگاری» مبانی اختصاصی مذاهب، از شناخت ریشه‌های این درگیری‌ها در‌ ماندند و فرصت تفکر و تلاش برای درمان این بیماری و یا کم‌کردن عوارض آن را از دست دادند.

3 گفتمان تقریب بر این پایه استوار شد که اختلافات مذهبی، نه تنها «جزئی»و کم‌شمار است بلکه از «امور ظنی» و «اجتهادی» می باشد و بیشتر جنبه «تاریخی» دارد و امروزه چندان به کار نمی آید. این در حالی بود که شیعیان و سنیان نه تنها این دسته از مبانی خویش را بر حق می دانستند بلکه باور به مبانی رقیب را به بدعت و انحراف و حتی طرد و تکفیر می‌نواختند. انکار این امور در بین طرفداران تقریب از شیعه و سنی، عملا آنان را در مقابل اکثریت جامعه مذهبی خود گذاشت و رویکرد وحدت اسلامی به انزوا رفت و پروژه تقریب شیعی-سنی به پروژه اختلاف شیعی-شیعی و اختلاف سنی-‌سنی تبدیل گشت.

4 پروژه تقریب با انکار اختلافات عمیق تاریخی میان دو گروه شیعه و سنی- در سطح عالمان و عوام- نه تنها قدرت برنامه ریزی برای کم کردن دامنه نزاع را از دست داد، بلکه شیعه را در معرض اتهام به نفاق و دوروئی و کتمان عقاید خویش در پشت پرده اصل تقیه قرار‌ داد.

5 انقلاب اسلامی ایران بر پایه فرهنگ تشیع شکل گرفت و به صورت طبیعی، بسیاری از مسلمانان را به سوی خویش فراخواند و مسئولان جمهوری اسلامی نیز نه تنها از این گرایش‌ها استقبال کردند بلکه نفوذ فرهنگ تشیع را به عنوان بخشی از فرایند صدور انقلاب تلقی کردند. این پدیده، به همراه شعارهای تقلیل‌گرایانه تقریب، جمهوری اسلامی را به تناقض در گفتار و کردار متهم ساخت و گفتمان اصحاب تقریب از سوی اهل تسنن به یک مجامله و یا حتی به فریب و خدعه تعبیر شد.

6 اهل تقریب با وابسته‌کردن پروژه‌های «همزیستی اسلامی» و «اتحاد ملل اسلامی» به اموری همچون اشتراک عقیدتی و فقدان اختلافات فکری و فقهی، نه تنها در پیشبرد اصل وحدت اسلامی در درون و بیرون کشور دچار چالش‌های جدی شدند، بلکه عملا فرصت تبیین معارف ناب اهل بیت(ع) را نادیده انگاشته و با پرده‌انداختن بر اختلافات، باب گفت‌و‌گوهای علمی میان علمای مسلمین و تلاش برای تقارب معرفتی را به انسداد کشاندند.

7 پروژه تقریب پس از انقلاب اسلامی، در متن دستگاه دیپلماسی سیاسی زاده شد و همگام و همرو با سیاست‌های رسمی جمهوری اسلامی به پیش رفت. پیشبرد این پروژه در بیرون از محیط‌های علمی و به دور از دسترس‌ عالمان شیعه و سنی ، رنگ سیاست‌ورزی را بر فضای گفتمانی تقریب حاکم کرد و ابعاد فرهنگی و اجتماعی وحدت اسلامی در زیر هنجارهای سیاسی کم‌رنگ شد. به این ترتیب، با شدت‌گرفتن منازعات سیاسی دولتها با ایران، پروژه تقریب نیز دستخوش فراز و فرود گشت و امروزه برنامه‌های تقریب در جهان اسلام به عنوان چرخه‌ای از زنجیره دیپلماسی سیاسی ایران تعبیر و تلقی می شود و با ناکارآمدی برنامه‌های آن، از سوی دوستان نیز جدی گرفته نمی شود.

فهرست بالا که بر آن باز هم می توان افزود، نشان می دهد که مدیریت تقریب در ایران از فقدان یک قوه تفکر راهبردی رنج می برد و تجربه اندوزی و بازاندیشی در این مجموعه چندان جایگاهی ندارد.

این آسیب‌ها را در یادداشت‌های بعدی، ریشه‌یابی کرده و سپس‌تر به تبیین اصول راهبردی برای وحدت راستین امت اسلامی خواهیم پرداخت.

کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی: t.me/mtsobhani

 

 

 

 

تقریب، سرگردان در میان سه تئوری رقیب
قسمت اول

دعوت به وحدت اسلامی در حدود یک قرن و اندی است که با عناوین گوناگون تکرار می شود، اما به نظر می رسد که این اندیشه هنوز هم به یک گفتمان روشن دست نیافته و از این رو، داعیان و دعوت‌شدگان نیز چندان به زمینه‌ها و زوایای آن آشنا نیستند.
در یادداشت پیشین با عنوان «پروژه تقریب، آورده‌ها و آسیب‌ها» اشاره شد که نخستین دشواری تقریب، بحران هویت و معنا است و از این جاست که راهبردها و راهکارها نیز در هم ریخته و به دلیل خلط‌ها و خطاها، اساس کار به تردید افتاده است.

سه تئوری رقیب
به نظر می رسد که سه تعریف یا تئوری مختلف از تقریب اسلامی در بین مسلمانان مطرح بوده و یا قابل طرح است، که نخست باید اینها را از یکدیگر بازشناخت:
1 اتحاد ملل اسلامی(همگرائی اسلامی)
این ایده که از زمان سید جمال به صحنه آمد، همواره بخشی از دغدغه منادیان تقریب بوده است. البته این نظریه از اساس یک «رویکرد سیاسی» در سطح بین الملل اسلامی است که با معیار «مصلحت اندیشی» و ‌به منظور «ایجاد جبهه متحد اسلامی» در برابر دشمنان و یا برای حل معضلات کلان جهان اسلام، تلاش می کند که رهبران سیاسی مسلمان را به دور از اختلافات مذهبی، بر گرد برنامه‌های عملیاتی گردآورد.

2 تعایش سلمی(همزیستی اسلامی)
این رویکرد پیشینه‌ای بلند در آموزه‌های‌ قرآن و سیره اهل بیت(ع) دارد و از اساس یک «رویکرد اجتماعی» است. این نظریه که با معیار «ارزش‌های اخلاقی و فقهی»، به دنبال احیای اخوت اسلامی است، می‌کوشد با تکیه بر مشترکات، اصل مدارای اسلامی را در بین مسلمانان تقویت کند و با برطرف کردن تنش‌های مذهبی و طائفه‌ای، «زیست مشترک و توام با احترام و آرامش» را در میان مسلمین تقویت و تحکیم کند.
بدیهی است که برخلاف رویکرد پیشین که مخاطبانش رهبران سیاسی و اقتصادی دنیای اسلام است، در اینجا خطاب اصلی بیش از هر کس، به سمت توده‌های مردم و گروه‌ها و نخبگان اجتماعی است.

3 وحدت اسلامی(همفکری اسلامی)
این نظریه که با تاسیس دارالتقریب در قاهره شکل عملی به خود گرفت و واژه تقریب را برای طرح خویش برگزید، آرمان خود را «نزدیکی اعتقادی و فقهی مذاهب اسلامی» قرار داد و از این رو علی الاصول یک «رویکرد معرفتی» است.
این دیدگاه معتقد است که علی‌رغم اختلافات دینی میان مذاهب اسلامی، اما زمینه‌های لازم و مشترک برای کم کردن فاصله‌های مذهبی در ابعاد مختلف علمی وجود دارد. این رویکرد با انتخاب الگوی گفت‌و‌گو و تعامل میان علمای مذاهب، سعی دارد که در گام نخست از بدفهمی‌های مذاهب نسبت به یکدیگر کاسته و سپس با تکیه بر قواعد و روش‌های مشترک، باب بحث را برای حل اختلافات فکری و فقهی بگشاید.

هر چند این سه تئوری با رعایت اصول و معیارهای پیش‌گفته، با یکدیگر قابل جمع هستند، ولی چنان که دیدیم از نظر «موضوع»، «مخاطب»، «اهداف»، و «الگوهای رفتاری» با یکدیگر متفاوت است، به گونه‌ای که تنها با رعایت شرایط هر کدام، می‌توان به نتایج آن امید بست. نکته این جاست که با خلط و خطا در این زمینه نه تنها تئوری تقریب به ناکامی می انجامد بلکه نتایج زیانباری را بر مناسبات بین مذاهب بر جای می‌گذارد.

ادامه در لینک زیر:
https://t.me/mtsobhani/308

 

 

 

بازخوانی پرونده تقریب؛ رویکردها و چالشها؛
هنوز یک نظریه دینی در مورد تقریب نداریم/ آسیب‌های پروژه تقریب

آسیب‌های پروژه تقریب:
حجت الاسلام سبحانی در نشست علمی «بازخوانی پرونده تقریب؛ رویکردها و چالش­ها» گفت: مشکل جریان تقریب در ایران کنونی این است که هنوز یک نظریه دینی در مورد تقریب نداریم.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست علمی «بازخوانی پرونده تقریب؛ رویکردها و چالش­ها» با حضور حجت الاسلام محمد تقی سبحانی و حجت الاسلام مهراب صادق نیا چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۰ در دانشگاه ادیان و مذاهب، سالن امام موسی صدر برگزار شد.

در ابتدای جلسه حجت الاسلام سبحانی به تقسیم دیدگاه خود به دو بخش پرداخت؛ دیدگاه­ بنده در مورد تقریب دو بخش دارد که در این جلسه فقط به بخش اول آن می­پردازم، بخش اول دیدگاهی تحلیلی انتقادی و آسیب­شناسانه به تقریب در گذشته تاریخ آن است و بخش دوم ایده و طرح عملی بنده برای تحقق پروژه تقریب است.

ادامه در سایت خبرگزاری مهر:
https://www.mehrnews.com/news/4490517/

صوت نشست: t.me/mtsobhani/321

 

الگوی مطلوب تقریب؛ از نظریه تا تطبیق
قسمت اول

برای دستیابی به الگوی تقریب، باید پیشتر یک نظریه عام در تبیین وحدت اسلامی ارائه کرد و سپس در پرتو‌ آن نظریه و متناسب با سطوح و گونه های وحدت، به طراحی الگوهای خاص از وحدت اسلامی اقدام ورزید.
اما برای شناخت نظریه وحدت اسلامی، توجه به محور‌های زیر ضروری است:

1 اصول حاکم بر نظریه وحدت اسلامی
۱. ارزش وحدت:
وحدت در منطق عقل و وحی، ارزش ذاتی ندارد؛ بدین معنا که وحدت با دیگران به خودی خود یک اصل ارزشمند و ارزش‌آفرین نیست بلکه اعتبار و اهمیت خویش را از ارزش‌های دیگر می گیرد.
«وحدت» به دو رکن نیازمند است که یکی «محور وحدت» و دیگری «غایت وحدت» است و در صورتی که دست کم یکی از این دو رکن، از نظر عقل و شرع، ارزشمند باشد، وحدت نیز ارزشمند خواهد بود.
به بیان دیگر، وحدت در معنای مورد نظر ما، یک «مقوله بُرداری» است و بدون توجه به نقطه مبدأ و جهت، قابل تحقق نیست.

۲.مراتب و گونه‌های وحدت
وحدت یک «مقوله مشکک» نیز هست و متناسب با سه عنصر : اهداف، کنشگران و مخاطبان، سطوح مختلف و گونه‌های گوناگون می پذیرد. بنابراین ارزش و اعتبار وحدت در هر گونه، تنها به ارزشمندی در همان دو رکن (محور و غایت وحدت) بستگی دارد و باید بنای وحدت را بر همان اساس گذاشت و پی‌گرفت.
از این رو، خلط میان گونه‌ها و لایه‌های مختلف وحدت و عدم رعایت حدود و معیارهای هر کدام، به معنای بی‌ارزش کردن وحدت و ناکارآمد ساختن آن است.

۳.فرایندی بودن وحدت:
وحدت در میان جوامع انسانی، یک موضوع بسیار پیچیده و معلول مجموعه‌ای از شرایط معرفتی، سیاسی و تاریخی است و تنها در سایه بسته‌ای از اقدامات هماهنگ و حساب‌شده به صورت تدریجی تحقق خواهد یافت. از این رو، باید بیاد داشت که وحدت همچون اختلاف، یک مقوله فرایندی است که طراحی مراحل و لایه‌های آن، نیازمند پیش بینی است.

۴.اصل حق محوری:
از مهم‌ترین ارزش‌های ذاتی در حیات انسانی، «حقیقت‌‌جوئی» و «حق‌پوئی» است و بسیاری از ارزش‌های دیگر، در پرتو همین نظام حق و باطل، معنا و مفهوم می یابد.
تلاش برای دستیابی به حق و دوری از باطل، یک قاعده اساسی فطری و عقلی است و هیچ ارزش دیگری یارای معارضه با این اصل را ندارد و به هیچ بهانه نمی توان بشر را از پی‌جوئی حقیقت محروم کرد.

۵.اصل تولی حق و تبری از باطل:
حمایت از حقیقت و‌ مخالفت‌ با اندیشه و عمل ناصواب، یک قاعده عقلی و فطری است و در واقع، امتداد و پیامد همان اصل حق‌گرائی است.
این اصل را تنها در صورتی که با یک امر اهم در تزاحم قرار گیرد، می توان چشم پوشی کرد.
پذیرش حق و پرهیز از باطل، البته نشانه‌ها و پیامدهائی دارد که «گرایش و وازنش» و «نصرت و مقاومت» از لوازم آن می باشد. این امور را اصطلاحا «تولی و تبری» می گویند.
به گمان ما، این اصل در بین همه باورمندان به مکاتب الهی و حتی مکاتب بشری امری مقبول و یا دست کم معمول است.

۶.اصل تقیه:
تقیه به معنای «تامین اهداف با کمترین هزینه» یکی از احکام عقلی و شرعی است که از همان آغاز در دستور کار اهل بیت(ع) و پیروان ایشان قرار گرفته است. تقیه بر پایه اصل عقلی «ترجیح اهم و مهم»استوار است و از این رو تنها به صورت موقت و اقتضائی اعمال می گردد، وگرنه به فراموشی و فروپوشی حقیقت و بلکه به فروپاشی جبهه حق خواهد انجامید.
با این وصف روشن می شود که تقیه یک اصل عملی است و معنائی گسترده‌‌تر از تقیه خوفی و مداراتی دارد.

۷.اصل حرمت مسلمان:
حرمت خون، مال و عرض مسلمان از معارف مسلم اسلامی است که در آیات شریفه و روایات متواتر نزد شیعه و سنی بر آن تاکید شده و پایه اساسی همزیستی اسلامی و حفظ کیان امت است. از این روست که هر کس با اعتراف زبانی به ارکان عقیده ، عضوی از جامعه اسلامی به حساب می آید و تکفیر و تهدید او‌ امری ناشایست و نامشروع است، مگر آن که ضروری دین یا رسالت پیامبر(ص) را انکار کرده باشد و یا به باوری که مستلزم انکار رسالت است، تن در دهد.
اجرای عدالت مدنی و رعایت حق شهروندی برای آحاد مسلمانان، یکی از وجوه این اصل اساسی است.

قسمت دوم: t.me/mtsobhani/347

 

 

الگوی مطلوب تقریب؛ از نظریه تا تطبیق
قسمت سوم

3 به سوی یک الگوی جدید برای تقریب مذهبی
با توجه به کلان‌‌نظریه وحدت اسلامی، اینک باید به طراحی سه الگوی عملیاتی برای سه حوزه یادشده(همکاری، همزیستی و همفکری) پرداخت. البته این طراحی نیازمند بررسی‌های میدانی و بهره‌‌گیری از نگاه‌های کارشناسی است.
در این جا تنها در خصوص الگوی تقریب که حوزه سوم ‌بود، به بیان محورهائی می پردازیم:
۱.الگوی تقریب، نیازمند یک «سناریوی محتوائی» است که نقطه عزیمت و اولویت‌های موضوعی را به صورت پلکانی و‌ پیش‌برنده نشان دهد.
در این خصوص، تاکنون چند سناریو از سوی علمای شیعه و سنی پیشنهاد شده است که از جمله سناریوی خلافت اسلامی (علامه شرف‌الدین)، مرجعیت علمی (ایت‌الله بروجردی)، و نوسازی میراث حدیثی و تاریخی (علامه عسکری) و ... بوده است.
۲.الگوی تقریب نیازمند یک «نقشه راه عملی» نیز هست که ظرفیت‌ها و فرصت‌ها را نشان دهد و مسیر حرکت و‌ مخاطراتِ فراروی را بنمایاند. البته این محور را در قالب یک برنامه‌ریزی راهبردی باید طراحی و‌ارائه کرد.
۳.گفت‌و‌گو‌ در این سطح نیازمند یک «شیوه‌شناخت ویژه تقریب» است که روش بحث تقریبی را با رعایت حساسیت‌ها و با ترغیب اطراف گفت‌و‌گو‌ به ادامه بحث پیش‌نهاد کند. ایجاد فضاهای متنوع فیزیکی و مجازیِ کنترل شده، با تاکید بر چندجانبه‌گرائی و کاربردی بودن برنامه گفت‌و‌گوها، از دیگر ویژگی‌های این شیوه‌شناخت است.
۴. ...

کانال اطلاع رسانی دکتر محمد تقی سبحانی: t.me/mtsobhani/335

 

 

 

 

الگوی مطلوب تقریب؛ از نظریه تا تطبیق
قسمت دوم
۸.اصل تحمل و تعامل اخلاقی :
یکی از دستورات قرآن و توصیه‌های اکید نبی اکرم(ص) و اهل بیت مکرم(ع)، خوشرفتاری با مسلمانان و همدلی و همدردی با آنان در زندگی فردی و اجتماعی است. دستور به دیدار با دیگر مسلمانان و شرکت در مجالس مصیبت آنان، عیادت از بیماران و نیز ادای امانت و عدم غیبت و تهمت به آنان از جمله مصادیقی است که بارها بدان تصریح شده است. همچنین حمل به صحت در رفتار مسلمان و‌ احتمال معذوریت و محدودیت او و رعایت‌ استضعاف فکری و روحی، از جمله توصیه‌های اخلاقی کتاب و سنت ‌در حق دیگر مسلمانان است.
۹.مشارکت بر محور مشترکات:
خِرَد و تجربه تاریخی بشر به ما می آموزد که انسان برای دستیابی به اغراض خویش نیازمند همکاری با همنوعان است و تا جائی که ارزش‌های اساسی را خدشه دار نسازد، باید بر پایه مشترکات اخلاقی و فکری و نیز بر محور مصالح مشروع، با دیگران به تفاهم و تعامل پرداخت
قرآن کریم مسلمانان را به اعتصام به حبل الهی و تعاون بر نیکی و خیر فراخوانده و آنان را از دوستی با کفار نهی کرده است. ضرورت اتخاذ استراتژی‌های مشترک در برابر کفار و تلاش برای تامین نیازمندی‌های اقتصادی و رشد و اعتلای مادی و معنوی جامعه اسلامی، از جمله وجوه این اصل قرآنی است.
۱۰.اصل پذیرش اختلاف :
این واقعیت را باید پذیرفت که اختلاف در جامعه اسلامی همواره وجود داشته و خواهد داشت و علی رغم تلاش بایسته برای کم کردن اختلافات، باز هم نمی توان به حذف خلاف‌ها امید بست. از این رو، این تجربه بلند بشری را باید نصب العین خویش داشت که مخالفان را تحمل کرد و برای حل اختلافات فکری و عملی با روش‌های حکیمانه به چاره‌اندیشی پرداخت
توجه: از میان محورهای ده‌گانه، سه اصل نخست به تبیین ماهیت وحدت اختصاص دارد و سه اصل بعدی به منطق همگرائی فکری و معرفتی ناظر است و چهار اصل اخیر به حوزه رفتار و روحیات مربوط است.

2 نظریه عمومی وحدت اسلامی
با توجه به اصول یادشده می توان یک نظریه عمومی و سه الگوی وحدت اسلامی را استخراج کرد. نظریه و الگوهای تقریب باید با اصول بالا همخوانی کامل داشته و هیچ یک از اصول را نقض نکند.
نظریه عام تقریب را با مولفه‌های زیر می توان معرفی کرد:
۱.پیشبرد همزمان پروژه وحدت اسلامی در دو جبهه عملی و فکری ضروری است و همکاری در حوزه مشترکات با وجود گفت‌و‌گوی جدی در حوزه اختلافات فکری و علمی باید استمرار یابد.
۲.جداساختن سه حوزه همکاری، همزیستی و همفکری در پروژه وحدت، بر اساس سه شاخص اهداف، کنشگران و مخاطبان، و عدم خلط میان آنها و واسپاری هر حوزه به کنشگران ویژه آن، از پایه‌های اصلی نظریه وحدت اسلامی است.
فروپوشی حقیقت و یا پرده‌پوشی بر واقعیت، یکی از آسیب‌های جدی در راه رسیدن به یک تعامل فعال و شفاف است.
۳.حوزه «همکاری‌های جهان اسلامی» از منطق مدیریت سیاسی تبعیت می کند و با تکیه بر مشترکات موجود و بر محور مصالح سیاسی و اقتصادی، به پیمان‌های رسمی و غیر رسمی می انجامد. کنشگران در این حوزه رهبران سیاسی و یا قدرتمندان در طوائف و اقوام در درون کشورهای اسلامی هستند. و اولویت در این بخش، پشتیبانی از کیان مسلمین در مقابل جبهه کفر و شتاب بخشیدن به رشد و توسعه اقتصادی و سیاسی و فرهنگی در جوامع اسلامی است.
۴.حوزه «همزیستی‌ اجتماعی مسلمین» از اساس یک مقوله اجتماعی است و از منطق تعایش و تعامل میان گروه‌های اجتماعی و سیاسی پیروی می کند. در این لایه، کنشگران اصلی همان آحاد جامعه اسلامی و یا نخبگان اجتماعی اند و شیوه همگرائی، برقراری روابط عاطفی و اخلاقی بر پایه مشترکات اعتقادی و فقهی موجود میان آنها است.
اولویت در این بخش، بالا بردن ظرفیت‌های روحی و رفتاری در میان مردم به منظور پذیرش اختلاف و جلوگیری از نفوذ تفکرات تکفیری و بر‌هم‌زدن آسایش و آرامش مردم مسلمان است
۵.حوزه‌ «همفکری میان علمای مسلمین» به منظور بحث بر سر موارد اختلاف و یا موضوعات مورد ابتلاء است. این بخش که شایسته نام تقریب بین مذاهب است، جزء جدائی‌ناپذیر پروژه وحدت اسلامی می باشد که با دو هدف زیر صورت می گیرد: ۱) روشنگری درباره آموزه‌های مذهبی و برطرف کردن ابهامات و اتهامات و نیز کم‌کردن اختلافات اعتقادی و فقهی و ۲) بررسی معضلات و مشکلات علمی و عملی مهم در جهان اسلام و ارائه راهکارهای اسلامی از سوی مذاهب.
کنشگران در این عرصه، تنها نخبگان دینی و مذهبی هستند که با ایجاد تفاهم بیشتر به تدریج تاثیرات آن در محیط اجتماعی و سیاسی نیز ‌نمودار می‌گردد. شیوه پیشبرد این پروژه، گفت‌و گوهای روشمند و جدی در فضای دوستانه و حقیقت جویانه است و از دخالت عناصر سیاسی در این فرایند پرهیز می‌شود و تبلیغات رسانه‌ای و کشاندن پای غیر متخصصان در این عرصه سخت آسیب‌ساز است.
قسمت سوم: t.me/mtsobhani/348

این مطلب توسط میثم عظیمی. بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۸/۰۴/۰۲ - ۰۱:۱۹
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (2)