فراموش کردم
رتبه کلی: 957


درباره من
یک شهروند (YKSHH )    

گپ و گفتی با لیلی و مجنون خوزستان

درج شده در تاریخ ۹۱/۰۴/۰۷ ساعت 16:10 بازدید کل: 313 بازدید امروز: 34
 

فرهاد " نظامی" عاشق شیرینی بود که چیزی از زندگی کم نداشت و پادشاه ایران هم خواهان او بود اما علی عاشق زنی از دیار مسجدسلیمان است که حتی پا برای راه رفتن هم ندارد.

 

اختصاصی شوشان: به قول نظامی علیه الرحمه " جهان بي خاک عشق آبي ندارد " . اما عشق هم عشق های دیروز : عشق مجنون به لیلی . در این اوضاع و احوال وقتی اسم عشق و عاشقی بر زبان می آید هزاران فرسنگ با کوهکنی فرهاد و از خود بی خودی مجنون فاصله دارد. عشق های امروز بیشتر" رنگی و خیابانی" ست و به قول مولانا : عشق هایی کز پی رنگی بود ... مال و منال بر همه چیز سایه انداخته و کفه ترازوی محبت وزنی کمتر از کاه دارد.. و همین می شود که مهریه ها سر به فلک می کشد و اعتماد رنگ خود را می بازد و آخرش یا تحمل است و یا جدایی و طلاق . با این وجود هستند زنان و مردانی که روی شیرین و فرهاد را هم کم کرده اند و خود معیار عشق امروزی در دنیای سرعت و تکنولوژی شده اند. فروغ و علی زوج خوشبخت خوزستانی در زمره چنین افرادی هستند اما با یک تفاوت عمده و اساسی که هر کسی رو سفید از آن بیرون نمی آید . فرهاد " نظامی" عاشق شیرینی بود که چیزی از زندگی کم نداشت و پادشاه ایران هم خواهان او بود اما علی عاشق زنی ست که حتی پا برای راه رفتن هم ندارد. عاشق زنی معلول شده که از همان ابتدا خانواده اش مخالف چنین ازدواج بودند. و چنین است که فرهاد هم یارا و همطراز عشق علی نیست. درست است که فروغ از دو پا معلول است اما در مهربانی و شیرزنی چیزی از شیرین کم ندارد. فروغ بختیاری شیرزن مسجدسلیمانی است که با تمام محدودیت ها، زندگی اش سرشار از عشق و محبت است . در 21 سالگی سانحه رانندگی پاهایش را از او می گیرد و چند سال بعد علی به خواستگاری اش می آید و زندگی دو سر بُرد برایشان آغاز می شود ؛ یک سر قهرمانی فروغ در بازی های المپیک و یک سر ، سربلندی علی و فروغ در زندگی مشترک.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خانم بختیاری از کجا شروع کنیم؟

معمولا  شما خبرنگاران اولین چیزی که می پرسید می گویید خودتان را معرفی کنید (با خنده)

خب. خودتان را معرفی کنید

من فروغ بختیاری هستم متولد سال 1348 و 42 سال سن دارم.

کجایی هستید؟

مسجدسلیمانی

چه شد که به معلول شدید ؟

در سال 73 در یک حادثه رانندگی که خودم پشت فرمان نشسته بودم دچار تصادف و در نهایت قطع نخاع شدم. آن موقع دانشجوی ترم 5 رشته فیزیک دانشگاه چمران بودم.

روزهای اولی که فهمیدید دیگر نمی توانید روی پای خود بایستید چه حسی داشتید؟

آنقدر بعد از آن سختی کشیدم که روزهای اول را به کلی فراموش کردم.

و برخورد خانواده چه بود؟

خانواده به خواست پزشکان من را کم کم با این مساله مواجه کردند و من به مرور زمان فهمیدم که دیگر خوب نمی شوم.

امید به راه رفتن داشتید؟

اوایل فکر می کردم که با گذشت زمان می توانم پاهایم را حرکت بدهم ولی بعدها با مطالعه فهمیدم وقتی اعصاب مرکزی آسیب ببیند بازگشت غیر ممکن می شود.

واکنش شوهرتان در آن زمان چه بود؟

آن موقع مجرد بودم. من بعد از دو سال از این اتفاق ازدواج کردم. آن موقع خانواده خودم سختی خودشان را داشتند بالاخره وقتی یک عضو خانواده دچار مشکل می شود به نوعی تمام اعضای خانواده درگیر می شوند.

الان چند تا بچه دارید ؟

2 تا دختر دارم ؛ یاس 15 سال دارد و نیلوفر 13 سال

(از علی همسر فروغ می خواهیم که به جمع ما اضافه شود).

علی آقا چه طور شد که با یک دختر معلول ازدواج کردید؟

من و فروغ پسر خاله و دختر خاله بودیم. آن موقع پدر و مادرم در قید حیات نبودند و کسی برای عروسی ما نیامد کل فامیل مخالف بودند.

چرا ؟

می گفتند شما بچه دار نمی شوید

و شما چه کردید؟

من و فروغ قبل از ازدواج مشاوره رفتیم آنها هم گفتند ما می تواینم بچه دار شویم

ازدواج با یک فرد معلول مسئولیت های بیشتری به عهده شما گذاشت؟

فروغ با توجه به وضعیت اش توانایی های بالایی دارد درست است که ضعف حرکتی دارد ولی این ضعف نتوانسته جلوی پیشرفت او را بگیرد. فروغ در کارِ خانه و بیرون خانه موفق است و کارهایش را با عشق و علاقه انجام می دهد

عشق و علاقه ی شما به فروغ مثال زدنی است پس قبل از ازدواج هم او را دوست داشتید؟

(فروغ و علی هر دو می خندند )نه .آن زمان از این چیز ها نبود. من دو سال بعد از آن اتفاقی که برای فروغ افتاد با او ازدواج کردم.

الان خرید خانه را شما انجام می دهید ؟

بله.

فروغ خانم شما دخالتی در امر خرید نمی کنید؟

من در ماشین می نشینم و همسرم لباس ها و وسایل را می آورد در ماشین نشان من می دهدتا انتخاب کنم گاهی هم می دهم دیگران برایم بخرند ولی سفر خارج که می روم راحت هستم آنجا رفت و آمد معلولین مشکلی ندارد

کارهای خانه را خودتان انجام می دهید؟

بله . البته مادرم هم با ما زندگی می کند. وقتی در اردو هستم او از بچه ها مراقبت می کند ولی آشپزی شستن ظرف ها و سایرکارهای خانه با من است.

چه طور به ورزش روی آوردید؟

آن موقع یکی از بستگانم که معلول مادرزاد بود گفت من بازی پینگ پنگ می کنم و آنها هم به بازیکن احتیاج دارند. وقتی وارد شدم از این رشته خوشم آمد البته زمان دانشجویی هر ازگاهی بازی می کردم ولی نه به صورت حرفه ای. در همان سال ورودم در مسابقات کشوری  خوزستان توانست مقام سوم را کسب کند و در مسابقات تیم ملی در اردن توانستم مقام دوم را کسب کنم.

چه مدال هایی را کسب کردید؟

مدال نقره منطقه در سال 82 در کشور اردن ، مقام دوم قهرمانی آسیا و اقیانوسیه در سال 85 ،مقام سوم تیمی در بازهای گوانجو ، مقام پنجم مسابقات المپیک پکن و 11 سال است که عضو تیم ملی می باشم.

چه ساعت در روز تمرین می کنید؟

الان یک روز در میان به باشگاه جانبازان در کمپلو می روم ولی وقتی مسابقه باشد میز را در خانه می گذارم مبل ها راتغییر می دهیم به قولی دکوراسیون خانه عوض می شود تا من بتوانم روزی 4 ساعت تمرین کنم.

برای رفتن به باشگاه ماشین در اختیار شما قرار می دهند؟

نه . اصلا .. ایاب و ذهاب با خودمان است و همسرم مرا تا باشگاه می برد و می آورد. در بعضی استان ها ون های مخصوص معلولین وجود دارد و معلولین با آن ون ها به پزشک و سایر مکان های مورد نظر می روند ولی اینجا کوچکترین حمایتی از معلولین نمی شود حتی حقوق ماهیانه 25 یا 40 هزار تومانی بهزیستی هم دردی را دوا نمی کند. ورزشکاران معلول حتی حقوق ثابتی ندارند. معلولین در جامعه ما رها شده اند و هیچ کسی خود را متولی آنها نمی داند.

رفت و آمد در شهر  چگونه انجام می دهید؟

اصلا فرد معلول در جامعه ما نمی تواند رفت و آمد داشته باشد. وقتی یک پله کوچک برای شما مانع می شود آن موقع هیچ حرکتی از شما ساخته نیست. در این جا کرامات انسانی فرد معلول نادیده گرفته می شود.نیاز به وسایل بهداشتی فرد معلول زیاد است و بهزیستی هیچ حمایتی نمی کند اگر هم گاهی وسایل بهداشتی می دهد می گوید اینها را افراد خیّر آورده اند  ببینید وقتی معلولین اینقدر خوب در عرصه ورزش وارد شده اند این نشاندهنده این می تواند باشد که فرد معلول قابلیت های زیادی دارد و می تواند در سایر عرصه ها نیز موفق باشد.

آیا شهرهای دیگر مانند تهران از مناسب سازی بهتری برخوردارند؟

مناسب سازی تهران از اهواز کمی بهتر است ولی باز چیز ایده آلی نیست. شهرداری نباید به ساختمان هایی که برای معلولین مناسب سازی نشده اند پایانه کار بدهد حتی گاهی بعضی مکان ها شیب ورودی را آنقدر تند می سازند که سلامت فرد همراه سالم به خطر می افتد چه برسد به خود معلول.

و کلام پایانی شما؟

 

عشق در زندگی داشته باشید و عاشق واقعی باشید. به مسئولین هم می گویم که معلولین را در یابید هر نهادی که خودش را متولی می داند یک حمایت همه جانبه از این قشر بکند ...

 

 

 
 
تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۱/۰۴/۰۷ - ۱۶:۱۰
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات