فراموش کردم
رتبه ویژه: 13
رتبه کلی: 164


درباره من
به نام حق

**** **** **** ****

سید مرتضی کاظمی هستم


**** **** **** ****

عاشق شهرم " قائمشهر هستم


**** **** **** ****

زندگی م منچستر یونایتد

عشق من سرآلکس فرگوسن

پرسپولیس جون منه

قرمز خونه منه

تیم ملی فقط هلند

" اریک کانتونا . . . دیوید بکهام

مارکو وان باستن . . . رایان گیگز

اسطوره های من هستن . . .

و البته سلطان علی پروین

سلطان علی دایی

جادوگر آسیا علی کریمی

مجتبی محرمی

و عقاب آسیا "عابدزاده کبیر"

**** **** **** ****

" زندگی

قصه تلخی ست

که از آغازش

بس که آزرده شدم

چشم به پایان دارم . . ."

**** **** **** ****

در پناه خالق تون باشین . . .

lll ... DeAD HeArT ... lll (SooOKOooT )    

"" . . . منو فانتزیام . . . . خیلی قشنگه . . . . . . ارزش یه بار خوندن رو داره . . . . .""

درج شده در تاریخ ۹۲/۱۲/۱۴ ساعت 23:43 بازدید کل: 84 بازدید امروز: 83
 

 

 
 
یکی از فانتزیام اینه که 
 
یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و 
 
من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم ، 
 
اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه 
 
و تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره
 
 وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن 
 
 همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ،
 
 اونی که با ارزش بود پدرتون بود  
 
بعدشم کت خودمو بندازم روی دوشم و 
 
برم توی افق محو بشم . . . !
 
**************************
 
**************************
 
 
یکی از فانتزیام اینه که 
 
برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس 
 
میخواد بعله رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: 
 
نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، 
 
من هنوز دوستت دارمممم … 
 
بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق !  
 
 *************************
**************************
 
یکی از فانتزی هام اینه 
 
برم سره کلاس هندسه،
 
بگم این درسا بسه
 
کاشکی این زنگ بخور دل به دلدار برسه !!
 
بعد استاد حذفم کنه !
 
من پاشم نگامو بندازم توو نگاش
 
درحالی که میرم تو افق،
 
بگم خوب دستِ منو خوندی
 
منو بدجوری سوزوندی  
 
************************
************************
 
یکی از فانتزیام اینه که 
 
وختی تو راهرو دارم راه میرم بخورم به یه دختره
 
کل وسایلش بریزه زمین 
 
منم از کنارش رد بشم و بگم
 
 اووی مگه کوری ؟
 
همش که نباید بریم براش جمع کنیم بعد عاشقش بشیم
 
 بریم بگیریمش !!! والا …  
 
**************************
**************************
 
یکی از فانتزیام اینه که
 
برم توی یه کافه و وقتی گارسون اومد
 
گفت چی میل دارین
 
مث توی فیلما بگم همون سفارش همیشگی . . . !
 
و بعدش سیگارمو روشن کنم و محو موسیقی در حال
 
پخش توی کافه بشم . . . !!!
 
***********************
***********************
 
یکی از فانتزیام اینه که 
 
وقتی پیر شدم 
 
یه عصا بگیرم دستم و برم توی پارک بشینم
 
به پیر مرد کنارم نشسته بگم
 
یه پسرم آمریکادکتره
 
یه دختر دارم که توی کانادا زندگی می کنه !
 
بعدشم رو کنم سمت افق و توی برگای سنگفرش پارک
 
محو بشم . . . !
 
***********************
***********************
 
 
یکی از فانتزیام اینه که
 
برم مطب یه دکتر و با لحن جدی و خسته به 
 
دکتر بگم
 
دکتر جان لطفأ حاشیه نرو 
 
بعدشم از پنجره مطب به افق خیره بشم و بگم
 
دکتر فقط بگو چن روز دیگه زنده می مونم . . . !
 
******************
******************
این مطلب توسط موسی اصلانی بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۲/۱۲/۱۶ - ۲۰:۳۹
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
3
4
5
6
7
1 2 3 4 5 6 7


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
کاربران آنلاین (0)