فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 48253


درباره من
*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود.
عشق، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد.
بالاترین نقطه ی زمین، شانه های پدر بود ...
بدترین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند.
تنها دردم، زانو های زخمی ام بودند.
تنها چیزی که میشکست، اسباب بازیهایم بود.
و معنای خداحافظ، تا فردا بود...!

.
.
.
.
.
.
همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،


پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.
...
...
...
...
...
...
...
z*sh
Lady zahra (Milod )    
   
عنوان:
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ: بازدید کل: 15 بازدید امروز: 15

این تصویر توسط میثم عظیمی. بررسی شده است.
توضیحات:
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که من

زده‌ام فالی و فریادرسی می آید

ز آتش وادی ایمن نه منم خرم و بس

هرکس آنجا به امید قبسی می آید

هیچکس نیست که در کوی تواش کاری نیست

هرکس آنجا به طریق هوسی می آید

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست

این قدر هست که بانگ جرسی می آید

جرعه‌ای ده که به میخانه ارباب کرم

هر حریفی ز پی ملتمسی می آید

دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است

گو بیا خوش که هنوزش نفسی می آید

خبر بلبل این باغ بپرسید که من

ناله‌ای میشنوم کز قفسی می آید

یار دارد سر صید دل حافظ، یاران

شاهبازی به شکار مگسی می آید

 
درج شده در تاریخ ۹۸/۰۷/۱۳ ساعت 09:19
برچسب ها:
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
تبلیغات

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم