فراموش کردم
رتبه کلی: 157


درباره من
سلام دوستان عزیز

***حمید***

هستم
از شمال-گیلان
متنفر از دروغ و متنفر از زیر آب زدن همدیگر

به نظر من آدم تا زنده هست باید عاشقونه زندگی کنه
همه نوع مطلب میزارم
و دوستتون دارم

امیدوارم روزهای شادی در این سایت با دوستان داشته باشم.
موفق باشید.
-------------------------------------
برای آن عاشق بی دل می نویسم که حرمت اشکهایم را ندانست

برای آن مینویسم که معنای انتظار را ندانست،

چه روزها و شبهایی که به یادش سپری کردم

برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود

می نویسم تا بداند دل شکستن هنر نیست

نه دگر نگاهم را برایش هدیه میکنم ، نه دگر دم از فاصله ها میزنم

و نه با شعرهایم دلتنگی ها را فریاد می زنم

می نویسم شاید نامهربانی هایش را باور کند
-------------------------------------
بخونید
به نظر من جالبه

انسانها ماشــینی ، ارتباط وایرلــس ، دوستیها مــجازی،چَت رومهای دروغین،
بیوه های اینترنتی ،لبخندهای زورکی ،لذتهای آنی ،
بوسه های شکلکی،مجنونهای آنی، لیلی های آفی
حتی کودکان ؛ شادی را در پلی استیشن جستجو میکنند !
سفره های پُرمهر، بوی غذایِ نابِ پختِ مادری، در سفارش فست فود خلاصه شده است
معنی زندگی را در گــوگــل جستجو باید کرد.
نسلی شدیم که بهترین حرفای زندگیمان رانگفتیم،فقط تایپ کردیم
کاش آدمها به همین اندازه که در دنیای مجازی برای هم جذاب و جالب هستند در
دنیای واقعی هم بودند. دنیای مجازی، دلهای مجازی رابه ارمغان می آورد
در این دنیای مجازی همه هستند اما هیچکس نیست
ودر این میان چه انسانهای ساده وشریفی هستند که به بازی
گرفته شده اند وچه احساسات پاکی جریحه دار شده است
مواظب تایپ کردنمان باشیم ،همه دلهایِ دنیا مجازی ، مجازی نیستند
بیایید در این دنیای کوچک ، خودمان به خودمان خط بدهیم
واسیر خیالبافی های افراد این دنیا نشویم
ما هم روزی باید جوابگو باشیم....
مواظب کلیک کردنمان باشیم
Hamid Fallah (HM0024 )    
 
عنوان: پاییز عاشقونه مبارک
پاییز عاشقونه مبارک
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ: بازدید کل: 26 بازدید امروز: 26

این تصویر توسط محراب عبوسی بررسی شده است.
توضیحات:

این روزهایِ پایانیِ شهریور ، دلهره ی عجیبی دارد
دلهره ای از جنسِ حال و هوایِ نابِ کودکی ،
با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...
ما دیگر آن کودکِ بی غم و خندانِ سالهایِ دور نیستیم ، اما این دلهره ، یادگارِ خوبِ همان روزهاست ،
روزهایِ خوبی ، که نگرانیِ مان ، بخاطرِ معلمِ تازه ای بود که نمی شناختیم ،
و تمامِ ترسمان ، برای درس هایی ؛ که قرار بود سخت تر از سال هایِ قبل باشد ...
چه حال و هوایِ بی نظیری بود
هنوز هم که هنوز است ، پاییز ، دلنشین تر از تمامِ فصل هاست ،
قدم زدن در خیابان هایِ نارنجی و خِش خشِ جانانه ی برگ ها ، تسکینِ خوبی ست ...
اما کاش برایِ یک روز هم که شده به روزهایِ خوبِ کودکی بر می گشتیم ،
مثلا اوایلِ مهر باشد و حیاطی شلوغ و بچه هایی شاد و خندان ، که با اشتیاقی بی وصف ، لباس و کفش هایِ جدیدشان را به هم نشان می دهند ،
مثلا پاییز باشد و کودکی که بی غم و آسوده ، کوله پشتی اش را روی دوشش گرفته و سرخوش و لی لی کنان ، به سمتِ خانه می دود ،
و چه موسیقیِ دلنوازی ست ، خش خشِ برگهایِ پاییزی ؛
وقتی دلت کودکانه می تپد ،
وقتی نگرانِ هیچ چیز نیستی ...
نرگس صرافیان طوفان  
درج شده در تاریخ ۰/۰۶/۲۸ ساعت 09:56
برچسب ها:
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
تبلیغات

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
کاربران آنلاین (1)