فراموش کردم
رتبه کلی: 455


درباره من
ویرانه
آنچه تو می خوانی ترانه نیست اعتراض نیست اعتراف عاجزانه به تنهاییست وقتی که ویرانه ایست دیگر آن باغی که می دانی !! بغض ها با سرعت سرسام آوری اشک می شوند . . . . ...
تاریخ درج: ۹۷/۰۲/۱۴ - ۰۰:۴۷ 25 نظر , 199 بازدید
زنانگی ...
دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده برای شیطنت های بی وقفه، بی خیالی هر روزه، ناز و کرشمه ی من وآیینه، خنده های بلندو بی دلیل، برای آن احساسات مهار نشدنی... حالا اما... دخترک حساس و نازک نارنجی درونم چه بی هوا این همه بزرگ شده.. چه قدی کشیده طاقتم.. ضرب آهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزن...
تاریخ درج: ۹۷/۰۲/۱۲ - ۰۲:۰۳ 13 نظر , 114 بازدید
درد و درمان
درد و درمان
  لبخندت
لبخندت
جای خالی اش
دکتر می گوید دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی. به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر می گوید. پوسیدگی نداشتی ولی سیستم من را ریخته بودی به هم و جای بقیه را تنگ کرده بودی دندانم مقاومت ...
تاریخ درج: ۹۶/۱۲/۱۱ - ۰۲:۳۶ 29 نظر , 243 بازدید
فراموشی
صبح از خواب بیدار می‌شوی و صورت نشسته زره جنگ می‌پوشی و آغاز به جنگیدن می‌کنی ... با لشکرِ غم‌ها... لشکرِ دلتنگی‌ها... لشکرِ نگرانی ‌های آینده... لشکرِ خاطرات... لشکرِ گذشته... لشکرِ نیازهای عاطفی... لشکرِ مادیات... یک‌ روزهایی آدم به خودش می&zwnj...
تاریخ درج: ۹۶/۱۱/۰۶ - ۱۷:۱۰ 37 نظر , 211 بازدید
طاعون....
اصل سرماخوردگی این‌ست که بابای آدم اول بگیرد. به مامان بگوید: «یه سوپی چیزی بار بذار» بعد بروند توی اتاق کوچکه، همدیگر را ماچ کنند. سرما را بدهد به مامان. مامانِ آدم، نارنگی پوست بکند با آن دست‌های نرمش، هی مفش را بکشد بالا، هی دستمال را فرو کند زیر بینی بامزه&zwn...
تاریخ درج: ۹۶/۱۰/۲۲ - ۰۱:۵۲ 24 نظر , 209 بازدید
عاشقانه تاریخی
آغوش تو دروازه های تخت جمشید است می خواستم تو پادشاه کشورم باشی آتش کشیدی پایتخت شعر و شورم را افسوس که میخواستی اسکندرم باشی این روزها حتی شبیه سایه ات هم نیست مردی که یک شب بهترین تعبیر خوابم بود مردی که با آن جذبه ی چشم رضا خانیش یک روز تنها علت کشف حجابم بود در بازوانت قتلگاه ک...
تاریخ درج: ۹۶/۰۹/۰۸ - ۰۱:۲۷ 48 نظر , 705 بازدید
سی سالگی ...
سی سالگی به بعد که عاشق شوی دیگر اسمش را نمی نویسی کف دستت و دورش قلب بکشی یا عکسش را بگذاری لای کتاب درسی ات و هی نگاهش کنی سی سالگی به بعد که عاشق شوی یک عصر جمعه ی زمستانی یک لیوان چای می ریزی می نشینی پشت پنجره ...
تاریخ درج: ۹۶/۰۸/۰۸ - ۲۱:۲۰ 48 نظر , 275 بازدید
مخاطب خاص ندارد ...
گاه آدم دلش می‌خواهد، روی صفحه مجازی‌اش بنویسد: لعنتی‌ترین! دلتنگم، آن‌قدر که: بلندترین فریادها هم نمی‌تواند یک ذره‌ای از این حناق کم کند. بنویسد و خلاص! آن‌قدر که حتی فکرش را نکند این‌همه ماه صبوری کردنش باد هوا می شود که کسی آن دورها هوا برش می&z...
تاریخ درج: ۹۶/۰۷/۱۲ - ۲۲:۴۰ 32 نظر , 205 بازدید
کاش خوابت مرا می دید ...
. . . . عکس؟عکس است دیگر جان‌که ندارد حرف که نمی‌تواند بزند! نمی‌تواند خیلی کارها بکند چون فقط یک عکس‌است می‌گفت عکست چقدر آرام است عکس است دیگر، جان که ندارد خوب مجبور است آرام باشد، مجبور است که محفوظ به‌حیا باشد مجبور است که با همه‌چیز بسازد!...
تاریخ درج: ۹۶/۰۷/۰۵ - ۱۹:۳۰ 16 نظر , 142 بازدید
......
......
آرام جانم می رود ....
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود ... ...
تاریخ درج: ۹۶/۰۶/۱۸ - ۱۱:۴۶ 34 نظر , 141 بازدید
خستم ازین حال خرابم
خسته ام از روزگار از چهره ام معلوم نیست... خنده ام مصنوعی است،این واقعا معلوم نیست... آدمی شادم میان دیگران اما چرااشک چشمانم ولی از دیدشان معلوم نیست... شعرها و جمله ها شیرین براید از دلم این تلخی ،چرا شیرینی اش معلوم نیست... خسته ام از گریه از نزدیک بودن های دورالتماس چشم های...
تاریخ درج: ۹۶/۰۶/۰۷ - ۱۹:۵۰ 21 نظر , 298 بازدید
نیستی...
تهران! به اندازه تمامِ چراغ‌های خاموش شده‌اَت دلم گرفته اَست... . . . زندگی پانتومیم است! حرف دلت را به زبان بیاوری، باختی...! ...
تاریخ درج: ۹۶/۰۶/۰۲ - ۱۹:۴۳ 18 نظر , 136 بازدید
خنده های زورکی
به گریه مُبتلاترم به بغض های پشتِ هم به خنده های زورکی که تَن نمیدهد به غم !...
تاریخ درج: ۹۶/۰۵/۲۸ - ۲۰:۵۲ 19 نظر , 128 بازدید
بدنبال ارامش
خوشبخت ‌شدن را، گذاشتم روی طاقچه برای روز مبادایم این‌روزها مدام دنبالِ یک آرامش میگردم، آغوشی که بوی دوست داشتنِ مادرم را بدهد ... وقتی دلت گرفته باشد تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند باز هم دل تو بارانیست خیس‌تر از دریا، خراب...
تاریخ درج: ۹۶/۰۴/۲۸ - ۰۱:۴۱ 32 نظر , 337 بازدید
خاطرات
خواب دست نیافتنی‌ترین فعل شب است! هر شب دست و پای خیالمان را "به تخت می‌بندیم" و تاخود صبح، مشغولِ ترک اعتیادِ خاطراتی هستیم که بههنگام تنهایی سراغمان می‌آیند ...
تاریخ درج: ۹۶/۰۴/۲۴ - ۰۱:۴۲ 15 نظر , 108 بازدید
دارم میرم خونه ، خونه عشق
خانه ی پدری کجاست؟ خانه ی پدری آنجاست که همیشه و بی قید و شرط دوستت می دارند، خانه پدری آنجاست که هر چقدر که نروی یا دیر بروی بدون سوال و گله منتظرت می مانند، در خانه ی پدری تو همیشه جوان ، زیبا و منحصر بفردی ، خانه ی پدری امن ترین و راحت ترین جای دنیاست درست م...
تاریخ درج: ۹۶/۰۴/۲۲ - ۱۸:۵۴ 12 نظر , 99 بازدید
عاشقانه ...
زمان اشیانه ها و عاشقانه ها. مادر هنوز با من بود. زمانی که زمین در کف دستان و بهشت زیر پاهایش بود. و اسمان در چشمانش برق میزد. و ای وای از لحظه هایی که نگاهش ابری می شد و گریه می کرد. سیل بود که جانم را می برد و طوفان پنجه بر شیشه دلم می کشید. هنوزگاهی خش خش ناخن های باد را م...
تاریخ درج: ۹۶/۰۴/۰۶ - ۰۱:۳۶ 31 نظر , 151 بازدید
.....
شبیه خاکستر سیگار پیرمردی شده ام که آلبوم عکسهای قدیمی اش را با حسرت ورق میزند و هر از گاهی دستی به عکسی میکشد و نگاهی در آینه به موههای سپیدش میکند ! میخندد و لبخند بر صورتش میخشکد و میگرید و میمیرد …...
تاریخ درج: ۹۶/۰۳/۱۹ - ۰۳:۵۷ 28 نظر , 132 بازدید
صبورم اما ...
یک عده را باید "نگه داشت" نباید رها کرد تا که ببینی قسمتِ تو هستند یا نه! گاهی قسمت «دست گذاشته زیر چانه‌اش» که ببیند آدم چه می‌کند و دقیقا تا کجا پیش می‌رود سر به سر آدم می‌گذارد، دور می کند قایم می‌کند پشتش و می‌گوید: باد...
تاریخ درج: ۹۶/۰۳/۱۸ - ۰۰:۰۸ 29 نظر , 146 بازدید
کافه ...
در پی کافۀ دنجی هستم ته یک کوچۀ بن بستِِ فراموش شده که در آن، یک نفر از جنس خودم دست و دلبازانه،از خودش دست بشوید گهگاه... و حواسش به فراموش شدنها باشد... کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه... کافه ای دود زده با دو سه تا شمعِ نه چندان روشن... و گرامافونیکه بخواند: ...
تاریخ درج: ۹۵/۰۸/۲۲ - ۱۸:۵۵ 47 نظر , 293 بازدید
هر شب
به پیامایی که شب موقع خواب میبینین بیشتر توجه کنین آدما قبل خواب دلتنگ تر میشن ... ...
تاریخ درج: ۹۵/۰۵/۱۰ - ۲۳:۳۰ 39 نظر , 264 بازدید
فاصله
این روزها نسخه فاصله گرفتن را می پیچم برای هر کسی که رنجم می دهد! برای هر کسی که با حسادت های بچه گانه اش آرامشم را به هم می ریزد! از آدم هایی که زیاد دروغ می گویند فاصله می گیرم از ادم هایی که زیاد ظلم می کنند فاصله می گیرم! از آدم هایی که حرمت دل دیگران را نگه نمی دارند فاصله می گیرم... ...
تاریخ درج: ۹۵/۰۴/۳۰ - ۱۷:۳۲ 20 نظر , 641 بازدید
برای تو ...
وقتی برای خودم می نویسم خشک می شوم مثل دریاچه ی ارومیه... وقتی با تعریف دیگران می نویسم می شوم مثل زاینده رود... که با سطل خیسش می کنند!! وقتی برای تو می نویسم می شوم خلیج فارس آنقدر زیباکه دیگران نوشته هایم را به اسم خود ثبت می کنند مثل خلیج عربی.... ...
تاریخ درج: ۹۵/۰۴/۳۰ - ۱۶:۲۰ 9 نظر , 276 بازدید
بزرگ باش
گاهـــــــی سکوت کـــن ماننـــــــدخورشیــــــــــــد گاهــــــی لبخـــند بــــزن مثــــل مــــــــــــــــاه گاهــــــی ســــرت را رو بــه آســـمان کـن و چشم هایـــت را ببند گـــــــــــاه بگـــــــــــو حــــــرف هایـــــی را کـــه بــــرای نگفــتتن داری گـــــــــــاه بــــه دل یـــ...
تاریخ درج: ۹۵/۰۴/۲۰ - ۱۹:۴۳ 18 نظر , 218 بازدید
چقدر خوب شد که زن شدیم!
چقدر خوب شد زن شدیم! کمد و اتاقمان را به هم می‌ریزیم و همه چیز را از اول سرجایش مرتب می‌گداریم آن وقت فکر می‌کنیم آماده‌ایم برای گرفتن تصمیمات بزرگ! وسط غم‌بادهای روزانه شروع می‌کنیم به شستن ظرف‌ها و بازی کردن با کف روی ...
تاریخ درج: ۹۴/۱۲/۱۸ - ۱۷:۲۷ 48 نظر , 536 بازدید
...
گاهی فقط دیدن سادگی هاست که حال آدمو خوب می کنه......
تاریخ درج: ۹۴/۰۸/۰۳ - ۱۵:۴۶ 20 نظر , 280 بازدید
تمام شد ... ؟!!!!!
دکتر علی شریعتی محرم هم تمام می شود... به خانه هایمان میرویم ومهیا میشویم برای همه انچه که بوده ایم. حسین را هم درون پستو هایتان پنهان کنید تا سال دیگر . چون علم و کتل ونخل و زنجیرهایتان. اکبر و اصغر و قاسم و عباس را هم! عباس را نه! به کارتان می اید . برای قسم ...
تاریخ درج: ۹۴/۰۸/۰۳ - ۱۴:۳۸ 15 نظر , 307 بازدید
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات برتری تیم موی تای میانه در مسابقات قهرمانی رده های سنی استان