فراموش کردم
رتبه کلی: 322


درباره من
سلام
وقتی هرصبح چشممونو به این دنیا بازمیکنیم برای تشکر ازاون خداییکه فرصت دیدن یه صبح دیگه رو بهمون داد ازته دل شکر کنیم وبا صلواتی برای سلامتی امام زمان خدارا از خودمون خشنود سازیم .
برثانیه ظهورمهدی صلوات
آخرین پست من در این سایت
با سلام دوستان تصمیم گرفتم دیگه از این سایت خداحافظی کنم ازهمه دوستانیکه دراین مدت به مطالب من اظهار لطف فرمودند از صمیم قلبم سپاسگزارم وازهمه عزیزانیکه باعث رنجش ودلخوریشان شدم طلب حلالیت دارم ومطلب مهم این که هیچ موضوع یا مشکل خاصی پیش نیامده که باعث خداحافظی من ازاین سایت...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۱۳ - ۱۱:۱۹ 9 نظر , 723 بازدید
گلبرگی دیگر از گلستان
حکایت شماره 17 (باب اول) تنی چند از روندگان در صحبت من بودند ظاهر ایشان به صلاح آراسته و یکی را از بزرگان در حق این طایفه حسن ظنّی بلیغ و ادراریمعین کرده تا یکی از اینان حرکتی کرد نه مناسب حال درویشان ظنّ آن شخص فاسد شد و بازار اینان کاسد خواستم تا به طریقی کفاف یاران مستخلص ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۱۳ - ۱۰:۴۳ 1 نظر , 455 بازدید
گلبرگی دیگر از گلستان
حکایت شماره 16 (باب اول) یکی از رفیقان شکایت روزگار نامساعد به نزد من آورد که کفاف اندک دارم و عیال بسیار و طاقت بار فاقه نمی‌آرم و بارها در دلم آمد که به اقلیمی دیگر نقل کنم تا در هر آن صورت که زندگانی کرده شود کسی را بر نیک و بد من اطلاع نباشد. بس گرسنه خفت و کس ن...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۱۳ - ۱۰:۳۷ 0 نظر , 548 بازدید
به یادشان باشیم تا به یادمان باشند
پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند: هدیه مرده ها صدقه و دعاست. هر جمعه ارواح مؤمنین مقابل منزلهای خود می آیند و با صدای محزون و گریان فریاد می زنند: ای فرزندان من! و ای پدرم و مادرم و خویشانم بر ما مهربانی کنید، گرچه به یک درهم یا به یک قرص نان و یا لباسی برای ما خیرات ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۱۲ - ۲۲:۱۵ 12 نظر , 457 بازدید
همه به خاطر این متن همدیگه رو ببخشیم ومثل گذشته باهم دوستان خوبی باشیم .
چفیه هاتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم . پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است . کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود دیگر کسی نیست که در وصف گلهای لاله و شقایق شاعرانه ترین احساسش را بسراید و بگوید : چرا آلال...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۲۰ - ۱۰:۵۶ 48 نظر , 1463 بازدید
گلبرگی دیگر از گلستان
حکایت شماره 14 (باب اول) یکی از پادشاهان پیشین در رعایت مملکت سستی کردی و لشکر به سختی داشتی لاجرم دشمنی صعب روی نهاد همه پشت بدادند. چو دارند گنج از سپاهی دریغ ****دریغ آیدش دست بردن به تیغ یکی را از آنان که غدر کردند با من دَمِ دوستی بود ملامت کردم و گفتم دونست و بی سپاس ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۱۰ - ۱۵:۱۳ 8 نظر , 587 بازدید
وصیت نامه آموزنده اسکندر
وصیت نامه اسکندر پادشاه بزرگ یونان، الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۰۹ - ۰۰:۳۱ 9 نظر , 598 بازدید
مردان خسیس هرگز درمان نمیشوند
مردان خسیس: وقتی خرج کردن احساس بد ایجاد می‌کند شما ممکن است بشنوید که فردی خسیس است اما هنگامی می‌توان فردی را به‌عنوان شخصیت خسیس شناخت که چند ویژگی در او مشهود باشد. یکی از ویژگی‌های بارز فرد خسیس این است که فرقی نمی‌کند از لحاظ مالی، فرد توانمندی باشد یا ک...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۰۷ - ۲۰:۲۹ 20 نظر , 1391 بازدید
من که هرباراین داستانو میخونم لذت میبرم .............
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین " . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۰۷ - ۰۰:۰۹ 22 نظر , 780 بازدید
گلبرگی دیگر از گلستان
حکایت شماره 11 (باب اول) درویشی مستجاب الدعوة در بغداد پدید آمد حجاج یوسف را خبر کردند بخواندش و گفت دعای خیری بر من کن. گفت خدایا جانش بستان گفت از بهر خدای این چه دعاست گفت این دعای خیرست ترا و جمله مسلمانان را. ای زبردست زیر دست آزار ***گرم تا کی بماند این بازار به چه کار آیدت ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۰۶ - ۲۳:۱۷ 16 نظر , 731 بازدید
فکر کن ببین تو چطور دوستی هستی خیلی جالبه
يک دسته از ادم ها هستند که ترازويشان را توي دوستي در حال تعادل قرار داده اند. بي کوچکترين خطايي. رباتي مي شوند با برنامه اي عينا شبيه به خودت و هيچ تلاش و خلاقيتي فراتر از اين برنامه انجام نمي شود. اس ام اس بزني. اس ام اس مي زنند. زنگ بزني. زنگ مي زن...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۰۴ - ۱۰:۱۸ 22 نظر , 771 بازدید
گلبرگی دیگر از گلستان
حکایت شماره 9 باب اول یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری و امید زندگانی قطع کرده که سواری از در درآمد و بشارت داد که فلان قلعه را به دولت خداوند گشادیم و دشمنان اسیر آمدند و سپاه و رعیت آن طرف بجملگی مطیع فرمان گشتند ملک نفسی سرد بر آورد و گفت این مژده مرا نیست دشمنانم راست یعنی ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۰۱ - ۱۲:۲۸ 9 نظر , 584 بازدید
تقدیم به همه گلهای سایت میانالی ..........
. ستایش مخصوص خداوندی است که بر ما، با هدایت به شاهراه ستایشش، منت نهاد و ما را اهل ستایش قرار داد که از سپاس گزاران احسان او باشیم … و سپاس خداوند را که دین آسمانی اسلام را برای ما مختص ساخت تا در سایه سار آن، به سر منزل سعادت و خرسندی اش روان گردیم … و ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۳۱ - ۱۵:۲۷ 11 نظر , 1135 بازدید
جوانمردی ازبین خواهدرفت ..............
ﺭﺳﻢ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﯼ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﻱ ﺍﺯﺑﻴﺎﺑﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﮔﺬﺷﺖ . ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺘﻲ ﺩﻭﺭ ﺁﺩﻣﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﻧﻘﺶ ﺑﺮ ﺯﻣﻴﻦ، ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻛﻤﻚ . ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﺷﺘﺎﻓﺖ . ﻏﺮﻳﺒﻲ ﺑﻮﺩ . ﺗﺸﻨﻪ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﻪ . ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪﻥ . ﺍﺯ ﺍﺳﺐ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻣﺪ، ﻣﺸﻚ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻟﺐ ﻫﺎﻱ ﺧﺸﻜﻴﺪﻩ ﺍﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺑﺶ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺳﻴﺮﺍﺏ ﺷﺪ . ﻏﺮﯾ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۳۰ - ۰۲:۱۸ 7 نظر , 456 بازدید
وقتی که از جوانیت چیزی نماند تابه پایشان بریزی......
وقتي كه از تمام خوشي هايت گذشتي و زندگي ات را وقف فرزندانت كردي وقتي كه آنها را به آرزو هاي كوچك و بزرگشان رساندي وقتي كه ديگر از جوانيت چيزي باقي نماند تا به پايشان بريزي آنوقت مي تواني در خانه سالمندان رسم روزگار را تحسين كني !!! ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۳۰ - ۰۲:۰۲ 9 نظر , 306 بازدید
جون هرکی که دوست داری بیا یه نگاه بنداز برو نظر وتشکرلازم نیست
دوستان عزیزم شب جمعه همه امواتمون منتظر احسان ماهستند با قرائت فاتحه ای آنها را شادنماییم لطفابرای شادی روح شهدای اسلام وایران وهمه بدوارثان وبی وارثان مسلمان نیز صلواتی هدیه کنیم.به امید آمرزش همه امواتمون وبه امید روشنی شب اول قبرمان به نور مولا علی ع ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۳۰ - ۰۱:۰۸ 10 نظر , 568 بازدید
ادب دوستان سایت بیاین سرقرار6
حکایت شماره 6 (باب اول) یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده تا به جایی که خلق از مکاید فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند چون رعیت کم شد ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند. هر که ف...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۲۷ - ۲۳:۰۵ 6 نظر , 536 بازدید
تقدیم به ادب دوستان سایت
حکایت شماره 2 (باب اول) یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشم خانه همی‌گردید نظر می‌کرد سایر حکما از تأویل این فرو ماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت هنوز نگران است که ملکش با دگران...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۲۴ - ۲۳:۰۹ 11 نظر , 626 بازدید
حتما بخون پشیمون نمیشی ...
كلاه فروشي روزي از جنگلي مي گذشت. تصميم گرفت زير درخت مدتي استراحت كند. لذا كلاه ها را كنار گذاشت و خوابيد. وقتي بيدار شد متوجه شد كه كلاه ها نيست . بالاي سرش را نگاه كرد . تعدادي ميمون را ديد كه كلاه ها را برداشته اند. فكر كرد كه چگونه كلاه ها را پس بگيرد. ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۹ - ۲۰:۱۵ 16 نظر , 774 بازدید
آیا دیگران از ما ادب بیاموزند یا ما از آنها بی ادبی را؟خیلی جالبه حتما بخونین
شخص اول هر روز صبح برای خرید روزنامه کنار دکه می‌ایستاد، سلامی به روزنامه‌فروش می‌کرد و روزنامه‌ی همیشگی خود را برمی‌داشت و می‌رفت اما هیچگاه جواب سلام خود را از روزنامه‌فروش نمی‌شنید! تقریبا هر روز شخص دیگری نیز همان ساعت برای خرید روزنامه&z...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۷ - ۱۸:۳۹ 7 نظر , 749 بازدید
نظر وامتیازهیچکس برام مهم نیست ازاین به بعد برا دل خودم مینویسم...............
آموزش نماز شب نماز شب 11 رکعت است( اگر وقت کم داشتید میتونید فقط ٢ رکعت نماز شفع یا حتی یک رکعت نماز وتر رو بخونید ۴ نماز ٢ رکعتی همانند نماز صبح بنام نافله شب ١ نماز ٢ رکعتی به نام نماز شفع( بهتر است در رکعت اول بعد از حمد سوره ناس و در رکعت دوم بعد از حمد سوره...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۶ - ۰۳:۱۰ 3 نظر , 312 بازدید
مينويسم روي هرگل نام زيباي تو را
كي شود در‎ ندبه هاي جمعه پيدايت كنم؟ گوشه اي تنها نشينم تا تماشايت كنم مينويسم روي هرگل نام زيباي تو را تا كه شايد، اين شب جمعه ملاقاتت كنم بي قرارم *مهديا* از بهر ديدار رخت تا به كي از مادرت زهرا، تمناي...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۵ - ۱۴:۰۵ 5 نظر , 372 بازدید
مداحی ای قلم .................
باسلام اي آقا
شبتان مهتابي... 
روز ميلاد شما در پيش است...
 عرض تبريك آقا...
و كمي بي تابي...
 چشم عالم به دقايق نگران خواهد شد!
كوچه ها منتظرند...
 دشت ها حوصله سبزه ندارند دگر...
 پس چرا دير آقا؟!
اي نفس ها به فداي كف نعلين شما!
اندكي تند...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۵ - ۰۱:۲۴ 15 نظر , 685 بازدید
هنوزم انتظارم انتظار است
همه گويند به تعجيل ظهورش صلوات كاش اين جمعه بگويند به تبريك ظهورش صلوات ميلا نور هدايت ومنجي بشرست بر تمام عاشقان و منتظرانش مباركباد دوستان خوبم خيلي التماس دعا دارم ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۴ - ۱۷:۴۷ 5 نظر , 542 بازدید
دگر برخیز از این خواب گرانت
بهوش ای جان که جانان خواهد آمد دگر یوسف به کنعان خواهد آمد دگر برخیز از این خواب گرانت که روز وصل یاران خواهد آمد مکن اندیشه دیگر از شب سرد که صبح شام هجران خواهد آمد بگو دیگر برو فصل خزانی که آن فصل گل افشان خواهد آمد دگر ای شب پرس...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۴ - ۱۷:۱۳ 6 نظر , 315 بازدید
از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمند تر هم هست؟ :
در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن ک…ی؟ در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه ی طراحی مایکروسافت و تو ذهنم پی ریزی می کردم،در فرودگاهی درنیویورک قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنا...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۴ - ۱۶:۵۶ 8 نظر , 361 بازدید
الهی نگاهی ................
سلام دوستان ازتون خواهش میکنم براسلامتی مادرم دعاکنید مامانم حالش خیلی بده وبااینکه چهل ونه سالشه ولی پاهاش دیگه از کارافتاده وبه زور حرکت میکنه .شمارو به مهدی فاطمه قسم میدم براش دعاکنین .آخه اون تنها همدم من تو این دنیاست نه خواهری دارم که حرفاموبهش بگم نه د...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۱۰ - ۱۷:۰۹ 27 نظر , 618 بازدید
چه کسی از فرشته ها بالاتراست؟
خدا به فرشته ها شعور داد بدون شهوت به حیوان ها شهوت داد بدون شعور و به انسان هر دو را انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند از فرشته ها بالاتر است و انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند از حیوان پـسـت تر ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۰۹ - ۱۴:۴۸ 20 نظر , 575 بازدید
آنا جان ................
( قند ) خون مادر بالاست ، دلش اما همیشه ( شور ) می زند برای ما . . . اشکهای مادر ، مروارید شده است در صدف چشمانش دکترها اسمش را گذاشتهاند آب مروارید ! حرفها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد ! دستانش را نوازش می کنم ؛ داستانی دارد دستانش . . . ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۰۹ - ۱۴:۳۴ 23 نظر , 703 بازدید
داستان بسیارجالب سه آمریکایی وسه ایرانی .....
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۴/۰۷ - ۲۰:۰۰ 11 نظر , 585 بازدید
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات