فراموش کردم
رتبه کلی: 3758


درباره من
و مولانا شمس را گفت :
پس زخمهامان چه؟
و شمس پاسخ داد :
نور از محل آنها وارد می شود ...
لک زده لبخندت را
 " مردد بود زنگ خانه را بزند یا نه هی این پا و ان پا می کرددستش را که بالا برددید , تمام قدش را در خانه جا گذاشنه است ! "  جانلی از در خانه اش برگشت و مثل هر شب , سرش را رو به آسمان کرد و برای ستاره ای که روزی محبوبش گفته بود خواستی پیدایم کنی به آن ستاره بگو , زمزمه کرد : " محبوبم!جهانم...
تاریخ درج: ۹۹/۱۲/۲۸ - ۰۱:۴۸ ( 6 نظر , 47 بازدید )
هیچ
پر بکش تا همیشه ها ( یارا )  من تو را در قفس نمی خواهم   زندگی واقعیتی تلخ است این که ما عاشقیم خیلی نیست عشق باید به قهقرا نرود  درد جان جان همیشه نیلی نیست   همیشه هر چیزی فراترش را دارد مثلا فراتر از راه رفتن پرواز فراتر از رود دریا فراتر از زمین کهکشان   فرا...
تاریخ درج: ۹۹/۱۲/۲۲ - ۱۹:۴۷ ( 9 نظر , 47 بازدید )
جانلی
  ای آنکه از وجود و عدم در گذشته ای  از خطه ی خیال گذر می کنی نکن   ای مه که چرخ زیر و زبر از برای توست ما را خراب و زیر و زبر می کنی... نکن     وقتی بوی سحرگاهی و نمناک اقیانوسی که هرگز نرفته ام به مشامم می رسد و بوی خاکی که سالها تکه های دلم را بر زیر و زبر این خاک...
تاریخ درج: ۹۹/۰۶/۲۶ - ۱۰:۱۴ ( 4 نظر , 57 بازدید )
زیباترین نامه ی جهان
دخترم جرالدین, از تو دورم , ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمیشود. تو کجایی؟ در پاریس , روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه لیزه؟ این را میدانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی ,آهنگ قدمهایت را میشنوم.شنیده ام نقش تو در این نمایش پرشکوه, نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است...
تاریخ درج: ۹۹/۰۵/۳۰ - ۱۳:۲۹ ( 3 نظر , 85 بازدید )
« جهنمده بیتن گول » رکورد دار بیشترین روزهای عاشقی
 جهنمده بیتن گول » حکایتی است واقعی از ماجرای عاشق شدن دختری (سوری) از روستای « الموت »یکی از توابع قزوین به یک پسر اردبیلی به اسم ایوب که ظاهرا" آنجا سربازمعلم(سپاه دانش) بوده است. این ماجرا حدود 30- 40 سال پیش اتفاق افتاده و این دختر خانم"هفتاد ساله (سوری) هم اکنون در اردبی...
تاریخ درج: ۹۹/۰۲/۲۴ - ۰۰:۳۷ ( 6 نظر , 145 بازدید )
آخرین دیدار استاد شهریار که منتظر پری بود , و نیامد
  وه چه تاریخی ترین شب می گذارد عمر من تا که طوفانی ترین یادی بماند یادگار تیره طوفانی که گر بر کوهساران بگذرد باز نگذارد به جز خاکستری از کوهسار در پناه شب امید آخرین دیدار هست پایدار ای صبح و ما را در پناه شب گذار ای سحر امشب خدا را پرده از رخ وامگیر وامگیر این آخرین امیدم از دیدار یا...
تاریخ درج: ۹۹/۰۲/۱۵ - ۲۰:۱۱ ( 11 نظر , 145 بازدید )
رقص عشقهای بی پایان
  بین ما هرچه که بوده ست و گذشته ست گذشتعمر رقصی زد و چون باد شب از شصت گذشت خوب یا بد نرسیدیم به هم حیف نبود؟این همه عشق که در کوچه ی بن بست گذشت حکم کن باختم از پیش تو آسی ، عاصی!بُر بزن باز ببازم گُلم این دست گذشت من زمین خوردم ویک عمرنشد دست تو رایک بغل سیر بگیرم زده شد جَست گذشت زندگی...
تاریخ درج: ۹۹/۰۲/۰۷ - ۰۲:۵۱ ( 8 نظر , 135 بازدید )
سیصد گل سرخ , یک گل نصرانی / ما را ز سر بریده می ترسانی؟؟
کادر درمانی یک بیمارستان پشت لباسشان نوشته بودند: ما گر زِ سر بریده میترسیدیم در محفل عاشقان نمی رقصیدیم عجیب منقلب شدم ، حالی بس نگفتنی من این شعر رو میشناختمقطره اشکی هم سرازیر شد عجب ، عجب تاریخ چه ها که نمیکند در تبریز ، این شعر بیش از ۱۰۰ سال است که ورد زبان هاست اصل شعر اینگونه است: سیصد...
تاریخ درج: ۹۹/۰۲/۰۱ - ۲۳:۳۷ ( 3 نظر , 142 بازدید )
«شراب عشق 22 ساله »
  در چشم منحنیِّ زمین خیره می شوماز چشم تو به روزنی از بغض دور دستمی ترسم از عبور هماهنگ «قو» ی ها پائیز فصل مردن من در خود من است امشب شروع می شوم از بام خانه ات تا انتهای دورترین حس که با من است بر دوشم است وزن دماوند رو به عرشاین من که می برم نه منم عشق یک زن است از خود عبور م...
تاریخ درج: ۹۹/۰۱/۲۹ - ۱۸:۰۷ ( 4 نظر , 204 بازدید )
بیر گوزل شعر
قوزولار روحومو اوتلار جاناوارسیزلیقدان و چوبان قوردو بئجرمک‌ده داوارسیزلیقدان   هر یئتن سئوگیلیمین پئنجره‌سین بویلاندی کؤنلومون شهری تالانماقدا دووارسیزلیقدان   بیر آغاج کؤرپونون اوستونده اوزانمیش دره‌یه اؤزونو اؤلدوره‌جکمیش گئجه نارسیزلیقدان   بو آغاجسیز ...
تاریخ درج: ۹۹/۰۱/۲۱ - ۰۱:۱۲ ( 8 نظر , 131 بازدید )
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
کاربران آنلاین (0)