فراموش کردم
رتبه کلی: 3758


درباره من
آیینه ای در برابر آیینه ات می گذارم
تا با تو
ابدیتی بسازم
جانای (Bime-Omr )    
آلبوم: 366
   
عنوان: 266 ( داشت باران می بارید ...)
266 ( داشت باران می بارید ...)
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ: بازدید کل: 27 بازدید امروز: 27

این تصویر توسط محراب عبوسی بررسی شده است.
توضیحات:
قطره قطره , نم نم و آرام آرام تا نزدیکهای شفق بارید
هر چه می بارید نه تمام می شد و نه من سیراب می شدم

آنقدر بارید که جسم و روحم را خیس کرد
و دیدم من هم دارم می بارم
باران شده بودم
آسمان بود که داشت برایم می بارید شاید هم شب بود و من نمی دیدم چه بود , بزرگتر بود کهکشان بود ...
بر وجودم بارید و یکباره آتش شد
از دهانم , چشمهایم و سرم زبانه کشید و به آسمان رفت
شهابی شد که مرا می چرخاند
ستاره ای شد که نمیشد گمش کرد
و دوباره باران شد

و باز بارید
و همچنان
دارد می بارد
و تا قیامت باز  
درج شده در تاریخ ۹۹/۰۸/۲۱ ساعت 12:47
برچسب ها:
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
تبلیغات

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم