فراموش کردم
رتبه ویژه: 15
رتبه کلی: 77


درباره من
گل آبی من (ALI-ZERO )    

6بهمن سالگرد حاج میرزا جعفر مجتهدی (در محضر لاهوتیان)

درج شده در تاریخ ۹۷/۱۱/۰۵ ساعت 23:59 بازدید کل: 65 بازدید امروز: 65
 


123

1.ولادت: حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی در سال ۱۳۰۳ شمسی به دنیا آمد


پدر و مادر: پدرش حاج میرزا یوسف مجتهدی تبریزی است که در سال ۱۳۲۵ درگذشت در زمان درگذشت حاج میرزا یوسف مجتهدی، حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی ۲۲ سال داشت و در همین سال ۱۳۲۵ بود که حزب دموکرات تبریز را به تسلط خود درآورد. مادر حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی بانویی به نام فاطمه و دارای مقامات معنوی بالایی بود.
دوران کودکی و نوجوانی: میرزا جعفر در دوران کودکی مؤذن محله خود بود. خودش به این کار علاقه داشت و صدای بسیار خوبی داشت. در بازار مغازه داشت و لوازم کفاشی می فروخت. میرزا جعفر ورزش هم می کرد و بدن موزون و قوی داشت. روزی میرزا جعفر در نانوایی به پخت بد نان اعتراض کرد. نانوا به جای پذیرش اعتراض میرزا جعفر گفت: نان ما همین است می خواهی بخر، نمی خواهی برو بیرون. میرزا جعفر او را گرفت، از زمین بلند کرد و می خواست داخل تنور بیندازد. مردم مانع شدند.
میرزا جعفر کفش های چرمی به پا می کرد، کفش های چرمی مخصوصی داشت و با آنها راه می رفت. او بسیار سفر می کرد. میرزا جعفر در دوران نوجوانی و جوانی مداحی اهل بیت و ذکر مصائب می کرد. میرزا جعفر از همان دوران جوانی شروع به تهذیب نفس کرد و با امیال نفسانی مبارزه کرد. در داستان زندگی او آورده اند که روزی گرفتار دام شیطان شد و او را به بهانه کمک به پیر زن به خانه ای بردند. ناگهان میرزا جعفر دید در دام شیطان است و همچون یوسف گرفتار شده است. ناگهان راه چاره را یافت. چشمش به پله هایی افتاد که به پشت بام می رساند. از میان شیاطین فرار کرد به پشت بام و از پشت بام خود را به پایین انداخت. ساختمان سه طبقه بود و میرزا با این که خود را از آن بالا به پایین پرت کرد ولی هیچ آسیبی ندید و فرار کرد و از دست آن شیاطین انسی رها شد. در آن حال که از پشت بام ساختمان سه طبقه ای پایین می آمد، دست غیبی به کمک او آمد و میرزا جعفر آن را احساس می کرد و آن دست غیبی همواره میرزا جعفر را نگهداشت.
وفات: حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی پس از چهار سال اقامت در جوار حرم حضرت امام رضا(ع) ظهر روز جمعه ششم رمضان ۱۴۱۶ ه.ق مطابق با ۱۳۷۴ ه.ش وفات کرد.
برخی از کرامات او:
در ص ۳۲۹ کیمیای معرفت به نقل از آیت الله بهاءالدینی آورده است که روزی حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی سوار قطار شد تا به مشهد برود. در سبزوار از قطار پیاده شد و به مدرسه ای در سبزوار رفت و به مدیر مدرسه گفت: همه بچه ها را هر چه زودتر به حیاط مدرسه بیاور تا برایشان سخنرانی کنم. مدیر مدرسه گفت: شما چه کسی هستید و از طرف چه کسی آمده اید؟ حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی گفت: این حرفها را کنار بگذار و بچه ها را بیرون بیاور. مدیر گفت: الان همه بچه ها در کلاس ها هستند ودرس می خوانند. حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی آن قدر اصرار کرد که مدیر مدرسه راضی شد زنگ مدرسه را زد و همه بچه ها و معلم ها بیرون آمدند وقتی همه در حیاط جمع شدند و حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی «بسم الله» را گفت، ساختمان فرو ریخت و پس از فرو ریختن ساختمان حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی گفت: «والسلام علیکم و رحمه الله» و رفت و به این ترتیب جان چهارصد نفر کودک و معلم ها را نجات داد.
در ص ۳۳۵ آورده است: حاج میرزا جعفر مجتهدی تبریزی می گفت: هر وقت چشمانم را بر هم می گذارم به همت مولایم علی همه عالم را می بینم.
در ص ۳۳۵ می گوید: حاج میرزا مجتهدی تبریزی می گفت: چنانچه مولایم علی به من اذن بدهند همه بیماران را با یک یا علی شفا می دهم.
۲- در مورد شخصیت عرفانی شیخ به این نکته توجه شود، عارف هر گاه به عنوان فرهنگی یاد شود، یعنی کسانی که جزء عرفا می باشند و هر گاه با عنوان اجتماعی یاد شود، عرفا مساوی با متصوفه می باشد. (مرتضی مطهری، علوم اسلامی، کلام و عرفان، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۲، درس اول، ص ۱۸۶-۱۸۹)
از این جا باید گفت: که ما دو نوع عارف داریم، عرفای متصوفه، و فقهای عارف که عرفانشان برگرفته از قرآن و روش اهلبیت(ع) است مانند مرحوم علامه قاضی طباطبایی، علامه سید محمد حسین طباطبایی، مرحوم بهاء الدینی و ...
123

این مطلب توسط محراب عبوسی بررسی شده است.
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم