فراموش کردم
اعضای انجمن(461) ارتباط با مدیریت انجمن طریقه آپلود عکس ، فیلم وموسیقی میانالی از نگاهی متفاوت طریقه قرار دادن موسیقی و کلیپ در مطلب
جستجوی انجمن
ونوسVENUS (AHURA )    

زیستن و مردن

درج شده در تاریخ ۸۹/۰۴/۱۵ ساعت 11:36 بازدید کل: 385 بازدید امروز: 15
 

از غریبانه مردن باکی ندارم ،از غریبانه زیستن می هراسم  ،از گم شدن در این هوای مه آلود غریب می هراسم . هنوز هم آواز صمیمی مادر از سالهای کودکیم به گوش می رسد .کاش قصه آن شبها تکرار می شد .باید با طلوع دیگر خورشید طلوع کنم ،آن را دریابم وجاودانه ترین روزهای زندگیم را در پرتو انوارش به رقص در آورم .باید با آبرنگ رنگین کمان که امتداد آبی اش به رنگ پاکی دریاهاست زندگی ام را رنگ کنم .
وقتی که آمدم، دلم از هر چه آشنایی بود شکست....
نمی توانم چون دیروزها به طلوع سپید پس از غروبی دلتنگ امیدوار باشم .سر در گم ، کوچه های غربت زده را می نوردم وآخرین گامهای حیات خویش را بر جاده خاکی آرزوهایم می نهم .
دریغا که سنگفرش کوچه ها زیر رگبار کینه ها فرسوده می شود ومن زیر این باران نامهربان خیس می شوم .چتر های محبت بسته است وباید هوای غم آلود خاطره ها را تنفس کرد .دیشب وقتی صدای بغض آلود پرنده را شنیدم ،وقتی که نیایش گل سرخ را بر سجاده چمن نظاره کردم ونگاه عاشقانه دریا را به ماه دیدم ووقتی استقامت کوه را در طوفان دیدم آموختم که باید چنین باشم ،هنوز هم می توان امیدوار بود !!!!
بیا دو خط موازی نباشیم ، بیا دلتنگی هایمان را با کوچ پرستوها به دورترین نقطه زمین پرواز دهیم ،بیا برای دستهای هم ترانه بسراییم ودفترمان را پر از آواز قناری کنیم ،بیا برای هم بمانیم که گاهی دنیا مجالی برای مهربانی کردن نمی دهد...........

 

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۸۹/۰۴/۱۵ - ۱۱:۳۶
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:



لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (3)