فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 10526


درباره من
احمد اسماعیلی (AHMAD177 )    

رقیه کبیری

درج شده در تاریخ ۹۵/۱۲/۱۷ ساعت 15:05 بازدید کل: 289 بازدید امروز: 283
 

 

رقیه کبیری "گونه باخان" شاعره میز Ruqayye Kabiriرقببه کبیری


-----
 (ایشان تخلصی انتخاب نکرده،بخاطر شهر زادگاهش خوی-شهر آفتابگردان- بنده به نام گونه باخان شاعری-نامیدم)

"رقیه کبیری» را می‌توان شاعرو نویسنده پرکار آذربایجان شرقی نامید. انتشار منظم رمان‌ها، داستان‌های کوتاه و سفرنامه‌ها ومجموعه شعر به قلم او در چند سال اخیر، این نویسنده را به یکی از چهره‌های ادبی استان تبدیل کرده است. وی متولد 1341 خوی(-شهر آفتاب گردان) است وتحصیل کرده علوم آزمایشگاهی تبریز، که بیشتر وقت خود را به ادبیات اختصاص داده است.داستان ورمان وسفرنامه های فراوانش اورا بیشتر داستان نویس شناسانده تا شاعر اما چون آوردن نمونه داستان ورمان شایداز حوصله این مقال خارج باشد به چند نمونه 
 ترجمه شده شعرهاش بسنده میکنیم.

زندگی
--------
پرده ای ناگشوده
پنجره ای بسته
و هوایی نافذ از تَرَک ِ شیشه
 همه ی زندگیست!

شاید هم زندگی
زنی که
درمقابل آینه
فراموش اش می شود
تارموهایش
در دندان شانه ها
و گرم می کند دستانش را
 درداغی ِ فنجانها ...

شاید هم گرمی ِ نانی
در دستان مردی
که لبخندش را زیر سبیلی
 می پوشاند ...

------

حسرت
------
یک لب خنده
دوسبد بوسه
آغوشی از عشق
 لب پنجره می چینم ...

دستها در گیسوانم می لغزد
و آینه به رویم می خندد
مبل پذیرایی خمیازه می کشد.
زنگ در حسرت دستانت را دارد
و خیالم می پرد
 رو شیشه ی پنجره ها .

----------------

تب ام را بگیر تبریزم
---
تبریزمن !
تبم را بگیر
در استخر "شاه گُلی"
که آبش به گل نشسته.
قلبم را بگیر
تا انگشتانت
رنگی شود
از آجرهای مسجد کبود .
آفتابگردان های خوی
تخمه می شکنند
و گریه ی رودها را دارند
که جاری بودند و روان .
برکه ی " قورو گُل "
اردک هایش را پر می دهد
وبرای ارومیه
دل می سوزاند .
بیا
تو ومن
"ارک "را در کنار رود
به پا سازیم
و سوگواره هارا
به تبر ویران کنیم 
و بگوییم زنده باد تبرها!
آغوش ات را برایم وا کن تبریز!
سینه ام عطر تو دارد
و گیسوانم
از طوفانهای تو
موج برمی دارد .
در مه تو گم می شویم
و کسی نمی بیند
به گاهی که گیسوانم را در تن ات می پیچی .
تور عروسی ام را بردار
 تب ام را بگیر تبریزم.

--------------
ترجمه : علیرضا ذیحق
-----------------------------
بغضی ازآثار چاپ شده: 
داستان رمان
1- اوره ییم آغرییر (حیکایه توپلوسو- باکی شهرینین قانون انتشاراتینین طرفیندن نشر اولوب)20122-جی ایلینده نشر اولونوب

2- بو قاپی هئچ چالینمایاجاق( حیکایه توپلوسو- انتشارات یاران- تبریز)

3- ائویم (رومان) – انتشارات یاران- تبریز (ائویم رومانی 2016-جی میلاد ایلینده باکی شهرینین قانون انتشاراتی طرفیندن لاتین الفباسیندا چاپ اولوب)

4– آنلاین یازیلار( مکتوب فرموندا یازیلمیش یازیلاردان عبارت دیر) – انتشارات یاران- تبریز

5- ایچیمده‌کی قیز( حیکایه توپلوسو)- انتشارات یاران- تبریز

6- یئردن اوجا تورپاق – رومان (علمی- تخیلی) انتشارات موغام- تبریز

7- دونیا قابار چالیب یولداش (حیکایه توپلوسو) انتشارات موغام- تبریز

8 ساچاقدان آسیلمیش اژدها (خانبالیق سفرنامه‌سی)، چین سفریندن یازیلار. انتشارات موغام- تبریز

9- قوشلار داها قورخمورلار (رومان) انتشارات یانار- آیدین

زیر چاپ:
11- اؤزبکیستان سفرنامه‌سی چاپ مجوزی آلیب و تئزلیکله نشر انور واسطیه‌سی ایله چاپ اولوناجاق

شعرهای چاپ شده:
11- تبریزیم! آل تبیمی، شعر توپلوسو، انتشارات نباتی. تبریز

2- بیر اوجاقدا ایکی کول توپاسی- اصلی کرم دن یئنی آنلاتی(اورتاق یازیلمیش شعر- رقیه کبیری و کیان خیاو) بو کیتاب 1392ینجی ایلده «کتاب تبریز» مسابیقه سینده اوچونجو مقامی قازاندی. انتشارات یاران- تبریز

3- دنبال چشمانت می گردم( پرویز جبرائیلین سئچیلمیش شعرلرینین فارسجا ترجمه سی) انتشارات کشمر

 منابع:ویکی پدیا،ایشیق،قیزیل فلم...
این مطلب توسط موسی اصلانی بررسی شده است.
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)