تقدیم به تمام آنانی که در راه حفظ و پاسداشت هویتمان در شهر مییانا گام بر می دانند.
تقدیم به دهها جوان با غیرت شهرمان که بی هیچ چشمداشتی و بدون کسب هیچ منافع مادی و با فعالیتهای فرهنگی خویش میراث آبا و اجدادیمان را پاس داشته اند.
آیندگان از این انسانهای بزرگوار به نیکی و با احترام یاد خواهند کرد.
در قرن 21 که بشر در جوامع مختلف حتی آزادی های نامتعارف جامعه اسلامی همچون همجنس گرایی و ... را نیز بدست آورده است ما در حسرت و آرزوی روزی هستیم تا فرزندانمان بر تخته سیاه معرفت، نام بلند خدا (تانری )و نام نیک وطن آذربایجان و نام محبت زای مادر( آنا) را به زبان مادریشان بنویسند. این خواسته پاک و اولیه ، این خواسته طبیعی و انسانی،صد سال تمام با سرنیزه پوتین پوشان و نویسندگان کافه نشین مرکز مواجه شده است. صد سال است که در صدر خواسته های ملتی بغایت با فرهنگ کماکان حق تحصیل به زبان مادری می نشیند .
یک صده اخیر را روشنفکران تورک برخلاف روشنفکران جوامع متمدن که برای انسان مانیفستهای حقوق بشری نوشته و در آن بر حقوق زن و کودک و بر انواع آزادی های بشر تاکید کرده اند تنها در پی آن بوده اند که کودک تورک وقتی پای بر دبستان می گذارد آب را "سو" بنویسد.حقی که نه تنها در جوامع امروزین که خالق انسان و پیامبرانش بر آن تاکید کرده اند .چنانچه خدواند در کتاب مقدسمان و در سوره حجرات میفرماید ما همانا شما را از زن و مرد آفریدیم و شعبهشعبه و قبیلهقبیله گرداندیم تا یکدیگر را بشناسید.» (حجرات/13) ، و باز وجود اختلاف بین رنگها و زبانهای مردم را از آیات خویش به حساب میآورد (روم/ 23ــ 3).این یعنی اصل پذیرش وجود اختلاف در بین اقوام، ملل و زبانها.
آیات دیگر قرآن که ناظر بر سیر و حضور در بین سایر اقوام و ملل است، نیز بر همین تعریف و شناخت تاکید میکند.
در حالی که خداوند وجود زبانها و رنگها را از نشانه های قدرت خود می داند واسفا که در این بین بیماران فاشیست، این ایدئولوژی متولد اروپا و وارداتی ،این مجنونان مخالف اراده خداوند و حقوق انسان هنوز در پی آن هستند که بر ما بفهمانند و بقبولانند که شما ملتی بس عقب مانده و بی شعور هستید و گذشته شما چیزی جز ننگ و عار برایتان نیست و اگر بخواهید در این خاک جایی برای شما وجود داشته باشد باید جلد خود عوض کنید و آنچه ما می خواهیم را به تن نمایید.
در قرنی که دیگر همه معضلها در جوامع متمدن برای بشر یکی یکی از میان برداشته می شود تا خوشبختی و رفاه و سعادت بر زندگی انسان حاکم شود ما کماکان باید بر اثبات این برآییم که گذشته مان جدا از آن چیزی است که برایمان ساخته و پرداخته اند.
آنجا که" ادوارد سعید" روایتی ایدئولوژیک از تلاش های شرق شناسان اروپایی ارائه می کند و بر آنها می تازد که شما شرق را آنچنانچه می خواستید در آثار خود آفریده اید غرق در این حسرت می شویم که ای کاش تقدیرمان جز زاده شدن در شرق می بود.
ما قربانی یان سیاست هایی شده ایم که تاوانش را دهها سال است که می پردازیم.از آن زمان که عبدالله انصاری(استاندار زمان رضا شاه) مرثیه خواندن به زبان مادریمان را در مراسم های سوگواری قدغن کرد و جمعیت تبریز را خرشماری نامید و از زمانی که تاریخ پیشگان سیاسی به یاری شرق شناس غربی تاریخمان را جعل کردند تا به امروز که اس ام اس هایمان به تیم محبوبمان به مقصد نرسید و از تماشاگرانمان نمایش کاریکاتورگونه ای ارائه دادند تا بگویند هنوز فرهنگتا ن فرسنگها از ما عقب تر است و تا همین لحظه حسرت انگیز که باید برای اثبات حقانیتمان با خطاروندگان وطنی مان بحث و جدل نماییم ....
آری زمانی که بشر دهها سال است که حقوق خود را کسب کرده است ما باید نه تنها حسرت آن را داشته باشیم که شاید روزی دلها به ترحم آید و به واسطه انسان بودنمان انسان وار زندگی کردن را اجازه یابیم بلکه باید در پی اثبات غیر ضروریات تاریخی نیز باشیم.در پی اثبات آن باشیم که گذشته ما آنچنان که شما می گویند آمیخته با توحش و بی تمدنی و بی فرهنگی نیاکانمان نیست.ثابت کنیم که تاریخ در این کشور به گونه دیگر نوشته شده است.
فاشیسم ابتدا داشته هایمان را تحریف می کند،سپس به استناد آن تحریف تحقیرمان می کند و آنگاه که همه چیز مهیای پذیرشمان شد آغوشش را برایمان باز می کند تا در آن جای گیریم و آنوقت است که لباس همرنگ خود را تنمان می کند و خنده ای مستانه از سر کیف و احساس قدرت سر می دهد و فریاد می زند "آسوده بخواب ما بیداریم"....
فاشیسم هر که را که در این سیر از خود بیگانه شدن مقاومت نماید متهمش می کند به پان .... و تجزیه و ....بی کلاسی و بی فرهنگی و .... و آنکه را با راحتی در آغوشش جای گرفته است نوازشش می کند.آه که چه تحقیرآمیز است آنوقت که دیگر خود نیستیم و میراث اجدادیمان را ارزان به یغماگران سپرده ایم تا به باد فراموشی دهند....
فاشیسم همان است که می گوید اجداد تو تورک نبودند آذری بودند. و طنز تلخ آنجاست که آنچه امروز حقوق انسانی اش می دانیم بدست آوردنش به اثبات و نفی تاریخ رسمی مشروط است.بارها شنیده ایم که:"شما ترک نیستید که از حقوق زبانی دم می زنید شما آذری هستید .....اگر اینقدر می خواهی ترک ترک بکنی گورتو از این مملکت گم کن برو پیش همزبانانت تو ترکیه".به گاه دفاع از حقمان "ترک احمق" و "ترک خر" و عقب مانده و پان ترکیست می شویم و زمانی که طبق خواسته آنها آذری باشیم و دم از حق و حقیقت نزنیم "آذری عزیز" و با کلاس خواهیم بود و زیبنده تمام صفات خوبی که همچون مدال افتخار بر سینه آنها نقش بسته است.
برای راحت بودن خودت راحت زیستنت کافی است سر فرود آوری و بگویی من آنی هستم که شما می پسندید.و این یعنی از دست دادن شرف و حیثیت و عزت،یعنی خلاف حق و حقیقت،خلاف انسانست و خلاف اراده خداوند....
فاشیسم علاوه بر انسان ستیز بودن دین ستیز است.وقتی که در اندیشه آنها استوانه ای گلی که تنها به رویت اسلام ستیزان انگلیسی رسیده است مقدم تر از قرآنمان قرار می گیرد.آنجا که عرب وحشی تلقی می گردد عربی که چهارده معصوممان برخواسته از آنان است.
فاشیسم در خاک من آلت دست بیگانه شده است.بیگانه ای که در پی شکستهای جنگ های صلیبی (جنگ بین مسلمین و مسیحیان) اصلی ترین سیاست خود را ایجاد تفرقه نهاد و در این راه نیز چه پیروز گشت.
امپراطوری قاجار جای خود را به دست نشانده اسلام ستیز داد تا ترک در ادبیات معاصر "خر" باشد و عرب "سوسمار خوار".....امپراطوری عثمانی نیز جای خود را به دهها کشور مسلمان داد تا از دل یکی از آنها کشوری بنام اسرائیل سربلند نماید .....و اینگونه هر روز که می گذردبا ایجاد سیاست تفرقه تضعیفمان می گردانند.آری فاشیسمی که می خواهد آذری را جایگزین ترکی گرداند آلت دست است.
وقتی که شهید مطهری ترکها را "سیف الاسلام" می نامد پرواضح است که تلاش بیگانه کند و کند تر کردن این شمشیر خواهد بود تا تسلطشان را روز به روز بر دنیای مسلمین فزونی دهند."تورک" با "آذری" شدنش دیگر شمشیر چوبی "دن کیشوت" هم نخواهد بود.
فاشیسم سه دهه است که از مسند قدرت پایین کشیده شده است ولی اندیشه اش در برخی مکانها و زمانهای جاری است .فاشیسمی که در دنیا جایی برای خود ندارد در آخرین سالهای عمرش در خاک ما دیوانه وار از مرزهای راسیسم و نژاد پرستی هم گذشته است.
ولیکن جنون او از آن بابت است که می داند همراه با پیشرفت جامعه و آگاهی من و تو جایش تنها در زباله دان تاریخ خواهد بود. |