نام کاربری:
پسورد:
ثبت نام
صفحه اصلی آرشیو Chat نقشه میانه اعضا گالری عکس ارتباط با ما

















تیغ شمشیرمان کند نخواهد شد.نقدی بر تورک ستیزان آذری پرست - سحر مییانالی

امتیاز : 0 از پنج بازدید کننده : 366 نفر

تقدیم به تمام آنانی که در راه حفظ و پاسداشت هویتمان در شهر مییانا گام بر می دانند.

تقدیم به دهها جوان با غیرت شهرمان که بی هیچ چشمداشتی و بدون کسب هیچ منافع مادی  و  با فعالیتهای فرهنگی خویش  میراث آبا و اجدادیمان را پاس داشته اند.

آیندگان از این انسانهای بزرگوار به نیکی و با احترام یاد خواهند کرد.

در قرن 21  که بشر در جوامع مختلف  حتی آزادی های نامتعارف جامعه اسلامی همچون  همجنس گرایی و ... را نیز بدست آورده است ما در حسرت و آرزوی روزی هستیم  تا فرزندانمان بر تخته سیاه معرفت، نام بلند خدا (تانری )و نام نیک وطن آذربایجان و نام محبت زای مادر( آنا) را به زبان مادریشان بنویسند. این خواسته پاک و اولیه ، این خواسته طبیعی و انسانی،صد سال تمام با سرنیزه پوتین پوشان و نویسندگان کافه نشین مرکز مواجه شده است. صد سال است که در صدر خواسته های ملتی بغایت با فرهنگ کماکان  حق تحصیل به زبان مادری می نشیند .

یک صده اخیر را روشنفکران تورک برخلاف روشنفکران جوامع متمدن که برای انسان مانیفستهای حقوق بشری نوشته و در آن بر حقوق زن و کودک  و بر انواع آزادی های بشر تاکید کرده اند تنها در پی آن بوده اند که کودک تورک وقتی پای بر دبستان می گذارد آب را "سو" بنویسد.حقی که نه تنها در جوامع امروزین که خالق انسان و پیامبرانش بر آن تاکید کرده اند .چنانچه خدواند  در کتاب مقدسمان و در سوره حجرات می‌فرماید ما همانا شما را از زن و مرد آفریدیم و شعبه‌شعبه و قبیله‌قبیله گرداندیم تا یکدیگر را بشناسید.» (حجرات/13) ، و باز وجود اختلاف بین رنگها و زبانهای مردم را از آیات خویش به حساب می‌آورد (روم/ 23ــ 3).این یعنی اصل پذیرش وجود اختلاف در بین اقوام، ملل و زبانها.

آیات دیگر قرآن که ناظر بر سیر و حضور در بین سایر اقوام و ملل است، نیز بر همین تعریف و شناخت تاکید می‌کند.

در حالی که خداوند وجود  زبانها و رنگها را از نشانه های قدرت خود می داند واسفا که در این بین بیماران فاشیست، این ایدئولوژی متولد اروپا و وارداتی ،این مجنونان مخالف اراده خداوند و حقوق انسان هنوز در پی آن هستند که بر ما  بفهمانند و بقبولانند که شما ملتی بس عقب مانده و بی شعور هستید و گذشته شما چیزی جز ننگ و عار برایتان نیست و اگر بخواهید در این خاک جایی برای شما وجود داشته باشد باید جلد خود عوض کنید و آنچه ما می خواهیم را به تن نمایید.

در قرنی که دیگر همه معضلها در جوامع متمدن برای بشر یکی یکی از میان برداشته می شود تا خوشبختی و رفاه و سعادت بر زندگی انسان حاکم شود ما کماکان  باید بر اثبات این برآییم که گذشته مان جدا از آن چیزی است که برایمان ساخته و پرداخته اند.

آنجا که" ادوارد سعید" روایتی ایدئولوژیک از تلاش های شرق شناسان اروپایی ارائه می کند و بر آنها می تازد که شما شرق را آنچنانچه می خواستید در آثار خود آفریده اید غرق در این حسرت می شویم که ای کاش تقدیرمان جز زاده شدن در شرق می بود.

ما قربانی یان سیاست هایی شده ایم که تاوانش را دهها سال است که می پردازیم.از آن زمان که عبدالله انصاری(استاندار زمان رضا شاه) مرثیه خواندن به زبان مادریمان را در مراسم های سوگواری قدغن کرد و جمعیت تبریز را خرشماری نامید و از زمانی که تاریخ پیشگان سیاسی به یاری شرق شناس غربی تاریخمان را جعل کردند تا به امروز که اس ام اس هایمان به تیم محبوبمان به مقصد نرسید و از تماشاگرانمان نمایش کاریکاتورگونه ای ارائه دادند تا بگویند هنوز فرهنگتا ن فرسنگها از ما عقب تر است و تا همین لحظه حسرت انگیز که باید برای اثبات حقانیتمان با خطاروندگان وطنی مان بحث و جدل نماییم ....

آری زمانی که بشر دهها سال است که حقوق خود را کسب کرده است ما باید نه تنها حسرت آن را داشته باشیم که شاید روزی دلها به ترحم آید و به واسطه انسان بودنمان انسان وار زندگی کردن را اجازه یابیم  بلکه باید در پی اثبات غیر ضروریات تاریخی نیز  باشیم.در پی اثبات آن باشیم که گذشته ما آنچنان که شما می گویند آمیخته با توحش و بی تمدنی و بی فرهنگی نیاکانمان نیست.ثابت کنیم که تاریخ در این کشور به گونه دیگر نوشته شده است.

فاشیسم ابتدا داشته هایمان را تحریف می کند،سپس به استناد آن تحریف تحقیرمان می کند و آنگاه که همه چیز مهیای پذیرشمان شد آغوشش را برایمان باز می کند تا در آن جای گیریم و آنوقت است که  لباس همرنگ خود را تنمان می کند و خنده ای مستانه از سر کیف و احساس قدرت سر می دهد و فریاد می زند "آسوده بخواب ما بیداریم"....

فاشیسم  هر که را که در این سیر از خود بیگانه شدن مقاومت نماید متهمش می کند به پان .... و تجزیه و ....بی کلاسی و بی فرهنگی و .... و آنکه را با راحتی در آغوشش جای گرفته است  نوازشش می کند.آه که چه تحقیرآمیز است آنوقت که دیگر خود نیستیم و میراث اجدادیمان را ارزان  به یغماگران سپرده ایم تا به باد فراموشی دهند....

فاشیسم همان است که می گوید اجداد تو تورک نبودند آذری بودند. و طنز تلخ آنجاست که آنچه امروز حقوق انسانی اش می دانیم بدست آوردنش به اثبات و نفی تاریخ رسمی مشروط است.بارها شنیده ایم که:"شما ترک نیستید که از حقوق زبانی دم می زنید شما آذری هستید .....اگر اینقدر می خواهی ترک ترک بکنی گورتو از این مملکت گم کن برو پیش همزبانانت تو ترکیه".به گاه دفاع از حقمان "ترک احمق" و "ترک خر" و عقب مانده و پان ترکیست می شویم و زمانی که طبق خواسته آنها آذری باشیم و دم از حق و حقیقت نزنیم "آذری عزیز" و با کلاس خواهیم بود و زیبنده تمام صفات خوبی که همچون مدال افتخار بر سینه آنها نقش بسته است.

برای راحت بودن خودت راحت زیستنت کافی است سر فرود آوری و بگویی من آنی هستم که شما می پسندید.و این یعنی از دست دادن  شرف و حیثیت و عزت،یعنی خلاف حق و حقیقت،خلاف انسانست و خلاف اراده خداوند....

فاشیسم علاوه بر انسان ستیز بودن دین ستیز است.وقتی که در اندیشه آنها استوانه ای گلی که تنها به رویت اسلام ستیزان انگلیسی رسیده است مقدم تر از قرآنمان قرار می گیرد.آنجا که عرب وحشی تلقی می گردد عربی که چهارده معصوممان برخواسته از آنان است.

فاشیسم در خاک من آلت دست بیگانه شده است.بیگانه ای که در پی شکستهای جنگ های صلیبی (جنگ بین مسلمین و مسیحیان) اصلی ترین سیاست خود را ایجاد تفرقه نهاد و در این راه نیز چه پیروز گشت.

امپراطوری قاجار جای خود را به دست نشانده اسلام ستیز داد تا ترک در ادبیات معاصر "خر" باشد و عرب "سوسمار خوار".....امپراطوری عثمانی نیز جای خود را به دهها کشور مسلمان داد تا از دل یکی از آنها کشوری بنام اسرائیل سربلند نماید .....و اینگونه هر روز که می گذردبا ایجاد سیاست تفرقه تضعیفمان می گردانند.آری فاشیسمی که می خواهد آذری را جایگزین ترکی گرداند آلت دست است.

وقتی که شهید مطهری ترکها را "سیف الاسلام" می نامد پرواضح است که  تلاش بیگانه کند و کند تر کردن این شمشیر خواهد بود  تا تسلطشان را روز به روز بر دنیای مسلمین فزونی دهند."تورک" با "آذری" شدنش دیگر شمشیر چوبی "دن کیشوت" هم نخواهد بود.

فاشیسم سه دهه است که از مسند قدرت پایین کشیده شده است ولی اندیشه اش در برخی مکانها و زمانهای جاری است .فاشیسمی که در دنیا جایی برای خود ندارد در آخرین سالهای عمرش در خاک ما دیوانه وار از مرزهای راسیسم و نژاد پرستی هم گذشته است.

 ولیکن جنون او از آن بابت است که می داند  همراه با پیشرفت جامعه و آگاهی من و تو جایش تنها در زباله دان تاریخ خواهد بود.



بهمن :1388/11/3 - 17:22:02
یاشا


ashina :1388/11/4 - 21:22:00
یه پیشنهاد:
هر نفر یه وبلاگ
با توجه به عدم اطلاع رسانی درست در رسانه ها در خصوص آزربایجان و تراختور و انعکاس کم و غرض آلود حماسه 2 بهمن مردم آزربایجان,بیاید دست به دست هم دهیم و با ایجاد وبلاگهایی و انعکاس اخبار آزربایجان و تراختور به زبانهای مختلف در بلاگرهای معروف دیگر کشور ها,حرکت ملی و تراختورو جهانی کنیم.
لطفا این پیشنهادرو اطلاع رسانی کنین


1388/11/5 - 03:12:17


"هایی قاباغا سالمایین" سحر مییانالی :1388/11/6 - 16:20:54
در تعریف پان تورکیسم یکی از محققان ارمنی به نام لندروش خورشیدیان(که خود نه مخالف پان تورکیسم که بیشتر مخالف تورکها است) می گوید:
ایدئولوژی ملی اقوام ترك است كه هدفش گردآوری همه اقوام پراكنده ترك از اروپای غربی تا خاور دور و از چین تا اقیانوس منجمد شمالی، تحت حكومت واحد است.اگر این تعریف از پان تورکیسم را بپذیریم پان تورکیست کسی خواهد بود که با حذف کلیه اقوام و ملل در جغرافیای یاد شده خواستار تشکیل کشور واحد تورک است.گرچه تعریف های دیگری نیز از پان تورکیسم(بیشتر از نگاه مخالفان) شده است ولیکن وجه اشتراک این تعاریف بیشتر در تاکید بر افراطی گری ایده لوژی پان تورکیسم بر حذف دیگر اقوام و ملل از صحنه گیتی در کنارداشتن عقیده برتری نژادی طرفداران این ایده لوژی ، بنیان نهاده شده است.به طور خلاصه تر پان تورکیست کسی است که نژاد تورک را برتر از نژادهای دیگر دانسته و در جغرافیایی که تورکها در کنار دیگر اقوام زندگی می کنند خواستار تصفیه نژادی هستند.
در کشور ایران و پس از کنار زده شدن حکومت تورک قاجار در سال 1304 شمسی حکومت پهلوی با دسیسه و یاری انگلیسی ها بر سر کار آمد.رضا شاه به عنوان بنیان گذار این حکومت یکی از اهداف اصلی خود را تشکیل کشوری قرار داد که در آن تنها و تنها یک ملت وجود داشته باشد.بدین ترتیب برای اولین بار سیاسیت تحریف تاریخ،تحقیر اقوام و سرکوب و قتل عام اقوام غیر فارس علی الخصوص بزرگان و روشنفکران تورک در راس برنامه ها قرار گرفت.(برای اطلاعات بیشتر به کتاب گذشته چراغ را آینده است رجوع نمایید).
این سیاست علیرغم داشتن مخالفان بسیاری در دوره های مختلف کماکان با اشکال مختلف تاکنون به حیات خود ادامه داده است که بعضا بدانها اشاره نموده ام.نقل قول است که در دوره رضا شاه وی دستور داده بود هر کسی از تورکان که از خارج تهران به پایتخت وارد می شوند را استحمام دهند.گرچه این کار عملا شاید امکان پذیر نباشد ولیکن عمق سیاستهای تحقیر آمیز و برتری نژادی رضا شاده و دستگاه حکومت وی را می رساند.(برای آگاهی از این تحقیرها به کتاب یاد شده فوق رجوع نمایید).البته سیاست تحقیر نژادی رضا شاه و پسرش تنها به تحقیرهای شفاهی ختم نشد.بلکه به منظور تحمیل پوششی هویتی جدید برای اقوام غیر فارس و در راس آن تورکها تاریخ ایران به مدد استعمارگران خارجی به طور کامل وارونه گشت.تئوری "آذری" ابداع و بسط یافت و....
در طی 9 دهه اخیر چنانچه گفتم سیاستهای یکسان سازی فرهنگی کماکان اجرا شده و کنون نیز ادامه دارد.با وجود این تورکها علیرغم وارد شدن صدمات جبران نپذیر به حیات خود ادامه دادند.گرچه شهرهای تورک نشین بسیاری در دهه های گذشته با سیاستهای یاد شده زبان و فرهنگ و در کل هویت تورکی خود را از دست دادند(تورکهای مهاجر و بومی تهران،کرج،شهریار،قزوین،همدان و...)ولیکن بدلیل ریشه دار بودن هویت تورکی این هویت نه تنها حفظ شد بلکه در سالهای اخیر و به دنبال آگاهی عمومی تورکها از حقوق طبیعی و اولیه خود هویت تورکی تقویت نیز گشته است.
در سالهای اخیر در بسیاری از مناطق آذربایجان و تورک نشین هژمونی گفتمان فارسی واپس زده شد و مردم در تلاش برای احیا آنچه آن را متعلق به خود و خود را وابسته به آن می دانند فزونی یافت.
این تلاشها بیشتر پیرامون مطالبه حقوق از دست رفته فرهنگی و زبانی متمرکز شده است.آنچه در تمامی میثاقهای و منشورهای حقوق بشری بدان تاکید اساسی شده است.حقوقی که امروزه در دنیا بسیار اولیه و طبیعی شمرده می شود ولیکن ملت ما از داشتن آن محروم است.حقوق که حتی در قانون اساسی بدان تاکید شده است.حقوقی که دین نیز آن را به رسمیت می شناسد.
با این وجود صاحبان هویت های کاذب در این دهه های اخیر که این حقوق و مطالبات را با پاردایم های ذهنی خود در تضاد دیده و تمامی افکار خود را در این صورت در حال به چالش کشیدن می بینند با این خواستهای طبیعی،انسانی و اولیه به مخالفت می پردازند.کسانی که از بدو چشم گشودن به دنیا،آغاز تحصیل و شکل گیری شخصیتشان عظمت،پیشرفت و توسع ایران را در گرو حذف قومیتهای غیر فارس و امحا هویت ملی آنها دیده و این ایده را ایده مطلق و غیر قابل انعطافی می بینند طبیعی است که در مقابل خواستهایی غیر از خواستهای خود مخالفت نمایند.این افراد که دانسته و یا ندانسته تمامیتخواه فرهنگی باید بدانها گفت در نتیجه تبلیغات و تغذیه های فکری جهت دار در طول یک صده اخیر چنان به تفکر و بینش خود اعتقاد دارند که هر آنچه مخالف آن را ببینند و احساس نمایند ایده هایشان به چالش کشیده است با آن به مخالفت پرداخته و با انگ و تهمت سعی می کنند خواسته های دیگران را به حاشیه رانند.
متاسفانه فضای حاکم نیز به یاری این افراد می شتابد.وقتی که افکارهای شوونیسیتی و نژاد پرستانه حتی در ارگانها و سازمانهای مختلف به حیات خود ادامه می دهد طبیعتا چنین افرادی پشتوانه های قوی تری نیز برای خود مشاهد کرده و کماکان بر افکار غیر بشری خود تاکید می نمایند.(در روزهای اخیر تنها به برنامه 90 پخش شده از رسانه ملی!!! توجه نمایید).
کسی که با پذیرفتن و به جان خریدن تمامی هزینه ها و خطرات در پی کسب حقوق خویش است به راحتی مارک پان تورکیست بودن را بر پیشانی خود می بیند.کخالفان حقوق بشری در اولین برخورد با یک فرد هویت طلب انگ پان تورکیست بودن و تجزیه طلب بودن را به او می چسبانند.
آیا با تعاریف فوق کسی که از تاریخ و فرهنگ و زبان خود دفاع می نماید پان تورکیست است؟کسی که بر اولیه ترین حقوق انسانی خویش تاکید می نماید تجزیه طلب است؟کسی که می خواهد رسانه ملی برای او نیز باشد به زبان مادریش از این رسانه برنامه ببیند نه توهین و تحقیر بیگانه است؟کسی که می گوید چرا آذربایجان مرا بایکوت فرهنگی کرده اید که من ناچار به مهاجرت از موطنم باشم آلت دست بیگانه است؟کسی که می گوید چرا کتابهای درسی که با پول من و ما چاپ می شوند به آبا و اجداد ما توهین می کنند را می توان پان تورکیست نامید؟
کدام یک از همشهریان مییانا و در کل تمامی تورکها که از میراث آبا و اجدادی خویش دفاع کرده اند خواستار نابودی فارس و کرد و عرب و... شده اند که ما بگوییم پان تورکیست هستند؟؟
کدام یک از ما تاکنون گفته ایم که نژاد ما برتر از دیگران است تا پان تورکیست باشیم؟؟؟
کمی انصاف داشته باشید.
حال بگذارید از طرف مقابل برایتان بگویم:
واژه پان‌ايرانيسم براى نخستين بار پیرامون سال ١٣٠۵ خورشيدى از سوی دکتر محمود افشار يزدى در مجله کابل بکار برده شد. در اين نوشته، دکتر افشار يزدى از هماهنگی و اتحاد ميان ايران و افغانستان سخن گفته و سختى‌هایی را که در این راه می‌دید بازگو کرده بود.محمود افشار که میلیاردها دارایی خود را در جهت تقویت زبان فارسی و از بین بردن زبانهای دیگر هزینه کرد کسی که پیشنهاد می دهد چگونه باید کودکان تورک را فارس نماییم چنین تعریفی از پان ایرانیسم ارائه می دهد!!!
او و همفکرانش نژاد موهوم آریایی را نژاد برتر دانسته و خواستار حذف گفتمانهای غیر فارسی در ایران هستند.
آنها دیگران را برنمی تابند.نه عرب را نه تورک.نه تنها خواستار احقاق حقوق آنها نیستند بلکه درصدد حذف آنها هستند تا به زعم آنها کشورهای فارس زبان افغانستان و ایران و تاجیکستان با یکدیگر متحد گشته و کشور فارسی زبان قدرتمندی را تشکیل دهند آنهم با حذف غیر فارسها!!
حال خود قضاوت کنید پان ما هستیم یا آنها؟
آنها می خواهند پیش دستی نمیند تا رسوا نشوند به قول خودمان"هایی قاباغا سالیرلار"


سحر :1388/11/6 - 16:22:17
امیدوارم که در نوشته فوق کسانی برای اظهار وجود خود در پی کشف غلطهایی املایی حوزه و حوضه از این قبیل برنیایند.و تنها در پی نقد تفکر باشند.
نقد یک جریان فکری اگر چارچوبهای خود را حفظ نکند به سوی اهانت و لودگی و تمسخر و در کل لمپنیسم پیش خواهد رفت.مسئله ای که تنها بر ضعف شخصیتی و تهی بودن فرد ناقد دلالت دارد و سعی بر کتمان بی سوادی آن فرد..


samed :1388/11/7 - 23:30:37
cokh sagol
manim suzeimi dedun har kim uzin istir taneya adena bir shy yapeshterelar (pan turk,separatis jodai talab )yanei har kim azerbaijan adi galsa dilina o jodai talabde

sag va salamat galasus bir hamshahri


سحر مییانالی(seher )1388/11/8 - 16:47:51
من جوابتان را در نظرات قبلی داده ام و به تکرار آنها رغبتی هم ندارم.
اما باز از الطافات شما سروران ابهاماتی در ذهنم تجلی یافت که از شما خواهم خواست بدان آنها جواب دهید:
1_نژاد آریایی چست؟
2-مشخصات کسانی که نژاد آریایی هستند چیستند؟(رنگ،فرم صورت،اندازه قد و...)
3-آیا افغانی های چشم بادامی،جنوبی های مو فرفری و ریز هیکل با رنگ تیره،تورکهای رنگ سفید و درشت هیکل،شمالی هایی که پشت سر آنها صاف و عموما با بینی بزرگ و کردها هم همینطور و فارسها با ویژگی های خاص،آیا تمامی مردومان ساکن ایران با رنگها و قیافه های متفاوت و ...همه از نژاد آریا هستند؟
4-فرق تورک اصل(عثمانی) با تورک فرع(یعنی ما) در چیست؟قیافه مان؟لهجه مان،دینمان؟ و...؟وقتی خود پان فارسیستها این اربابان گرامی خودبیگانگان وطنی تورکهای تورکیه،آذربایجان،عراق،ازبکستان و... را از تورکهای اوغوز می دانند شما با چه معیاری این تفکیک بندی را انجام میدهید؟
5-کوروش هر که بوده باشد متعلق به قوم ما نیست!البته شما می توانید او را جد و نیای خود بدانید اما این چگونه تمدنی است که ملکه ساکاها سر بریده او را درون تشت خون می گذارد و می گوید هر چه توانی از این بخور تا سیراب شوی؟آیا یک فرد خونریز که مدام در حال قشون کشی به اقوام دیگر و محو تمدنها بوده است می تواند منمدن باشد؟کسی که با محرم خود(آنهم با کشتن همسر وی) ازدواج می کند تا صاحب تخت و تاج بشود می تواند بویی از تمدن برده باشد؟
6-در مورد کوروش فرض می گیریم که گفته های شما کاملا صحیح بوده باشد.وی اولین منشور حقوق بشری را تدوین کرده است.حال چگونه است که فرزندان وی بویی از حقوق بشر نبرده و انسانهایی که در خاک ایران زندگی می کنند را تفکیک بندی قومی کرده و آنها را نه مستحق برخورداری از حقوق انسانی خویش که مستحق اضمحلال و استحاله می دانند؟
7-در آذربایجان اقوامی همچون سومر،اورارتو ومانناها پیش از ورود آریاییان مورد ادعای شما زندگی کرده اند که از متمدن ترین اقوام دنیا بوده اند که اتفاقا همگی اینان از پروتو تورکها بوده اند.چگونه است که تاریخ ایران و تاریخی که شما بدان باور دارید از کوروش و قوم پارس شروع می شود؟
آیا این همان نفوذ افکار پان آریانیستی در ذهن شما نیست؟
به گواهی تاریخ سومریان(که اتفاقا نیای ما مییانالی ها نیز محسوب می شوند.برای آگاهی به کتاب میانه دروازه آذربایجان قاسم مهداد رجوع نمایید.) از لحاظ تمدن سرآمد تمامی ملل دنیا بوده اند چرا در کتابهای درسی و کل کتابهای تاریخ رسمی نشانی از آنها نیست؟
آثار کشف شده در گوی مچید تبریز!آثار کشف شده در جیرفت و سیستان،تپه های باستانی ساوج بولاغ که همگی حداقل مربوط به 5000 سال پیش می باشند نشانگر وجود تمدن متحیر کننده در این مناطق می باشند که اتفاقا با ورود پارسیان به ایران از بین رفته اند!چرا در تاریخ ایران از آنها صحبت نمی شود؟؟؟!!!

دوستان من فرض کنیم که بنده پان تورکیست هستم یعنی تورکها را برتر از دیگران دانسته و خواستار اتحاد کل تورکهای دنیا هستم آنوقت شما که هستید که از ملتی به غیر از خویش دفاع می کنید.شما هر که باشید تورک هستید که یا از مناطق دیگر امده اید و از دوران باستان در آذربایجان بوده اید برای شما باید چه لقبی در نظر گرفت که آبا و اجداد خود را رها کرده و از پارسیان که دیگر وجود ندارند دفاع می نمایید؟چه صفتی زیبنده شما خواهد بود؟

در ضمن آقا محسن بنده وبلاگی ندارم که به شما معرفی کنم.
جناب طاهر و شما اگر جنبه دارید ابتدا تاریخ نیاکان خود را بدانید و بخوانید و بدانید که که هستید و سپس از ساسانیان که در ازدواج با محارم شهره هستند دفاع نمایید.

اگر جنبه دارید من جواب تک تک سئوالاتم را از شما می خواهم.بدون طفره رفتن،پرداختن به حاشیه و ... جوابها را برای همگان آشکار نمایید.و از توهین و افترا و ... بپرهیزید.


سحر مییانالی(seher )1388/11/8 - 16:57:42
وسئوالی دیگر از جناب محسن و طاهر
ما می گوییم که در حال حاضر تورک هستیم و می خواهیم آن راحفظ کنیم.می گوییم که دوست داریم تاریخمان تحریف نگردد،زبانمان،موسیقی مان،آداب و رسمومان،فرهنگمان را که یا به ادعای شما هزار سال پیش اجدادمان از مناطقی نا معلوم آورده اند و یا از ازل در هیمن مکان بوده اند را حفظ نماییم.
می خواهیم که هویت مان در کل حفظ شود.از کلیه حقوق انسانی برخوردار شویم که هم در دینمان بدان تاکید شده هم در منشورهای حقوق بشری و هم در قانون،می خواهیم اقتصادمان پیشرفت نماید تا ملتمان در آسایش زندگی کنند.
می خواهیم بزرگانمان بجای کوروش و داریوش،حضرت محمد و علی(ع) باشد.
و در همه این خواستها بدون آنکه به قومی دیگر اهانت نماییم خواستار حفظ تمامیت ارضی کشورمان هستیم.
حال شما چه می خواهید؟لطفا بی حاشیه رک و پوسکنده بفرمایید.منتظرم


سحر :1388/11/8 - 17:22:19
جناب آقای عزیزی
از شما بدلیل ایجاد فضایی دموکراتیک در سایت برای تبادل افکار بسیار متشکرم.خواهشمندم که تهدیدات برخی از تمامیت خواهان را وقتی که از بیان منطق عاجز می شوند را جدی نگیرید.تهمتهایی همچون تجزیه طلب ،پانتورکیست،ضد ایران و... تماما حربه هایی هستند برای کنار زده شدن حقیقت و پنهان آن و ایجاد فرصت برای ظهور و بروز و تداوم افکار نژاد پستانه،ضد اسلامی و ضد دینی
لذا برماست که اتفاقا با پاسخ های منطقی چنین افکار خطرناکی را پاسخ دهیم.
از شما خواهش می کنم که مطالب باستان گرایان(که با طرح عظمت دروغین ایران قبل از اسلام در پی وارد نمودن ضربه به بنیانهای دینی ما هستند) را به هیچ وج سانسور ننمایید.به آنها اجازه خودنمایی دهید.پاسخشان را خواهند شنید و مسلملا خوانندگان گرامی سایت خود حق را ازباطل تشخیص خواهند داد.

فقط با مشخص نمودن خطوط قرمز همچون

- اهانت به قومیتهای ساکن ایران( در حال حاضر)
- تبلیغ افکار جدایی طلبانه
- تبلیغ افکار ضد اسلامی و دینی
- بکار گیری الفاظ توهین آمیز
-تاکید بیش از حد دوران باستان برای تقویت افکار ضد اسلامی
-تبلیغ قهرمانان افسانه ای و شاهان دوران باستان و آلترناتیو ساختن آنها به جای بزرگوارنی همچون پیامبر و امامان(دقت فرمایید که در تبلیغ این افراد برخی از شاهان همردیف پیامبران قرار می گیرند)

مانع حضور افراد نادان و یا افرادی که فعالیتهای آنان کاملا جهت دار است...در سایت شوید.

با تشکر


سارای فردی :1388/11/8 - 21:47:17
متنی که راجع به شمشیر وترکها وآذری بود خیلی جالب وخوب بود.من به شخصه واقعا خوشحالم که ترکها بعد از مدت ها سربلند کردند وحقوقشون رو شناختن و در جهت بازپس گیری اون قدم برمی دارند.


سارای فردی :1388/11/8 - 21:47:59
متنی که راجع به شمشیر وترکها وآذری بود خیلی جالب وخوب بود.من به شخصه واقعا خوشحالم که ترکها بعد از مدت ها سربلند کردند وحقوقشون رو شناختن و در جهت بازپس گیری اون قدم برمی دارند.


reza :1388/11/9 - 01:45:39
مطلبتان بسیار زیبا و در خور تحسین است
موفق باشید


سحر :1388/11/9 - 20:07:06
سایین عزیزی
مومکن اولورسا سیته نین قالبین ده دئشیشیک لیک وئرین.
"آزربایجان حاققیندا" بولومنده ن ایستقبال چوخ اولوب و مطلب لر نئچه گونده ن آرتیق او بولومون ایلک صفحه سینده قالمیر.یئری وار بو بولومون فضاسین آرتیراسیز.
یاشامالی سیز


ائلشن مییانالی(Elshen )1388/11/11 - 13:32:14
گؤزه ل یازدینیز...
فارسجا یازماغین، دوشونجه یایماغدا تقدیره لاییق دیر.
تورکجه یازاق - اوغورلار


سيد علي علوي(seydali )1388/11/12 - 12:21:26
سيد علي :
شما به بهانه اسلام مي خواهيد ملي گرايي ايراني را تحت شعاع قرار دهيد و اين مسئله را جا بيندازيد كه كه هر كس از ايران باستان سخن گفت و به آن افتخار كرد مسلمان نيست ولي بايد بگويم كه كور خونديد و دستتان براي همه حتي آذري زبانان هم رو شده است ، شما با صحبتهايتان تمام تاريخ را به زير سوال برديد ، از تاريخ قوم يهود گرفته تاتاريخ ملي ايران و تاريخ اسلام ، البته ما نبايد نگران باشيم چون تاريخ جديدي در حال شكل گرفتن است به نام تاريخ پورپيرار .
شما حكومت كثيف و منحوس قاجار رامپراطوري مي ناميد؟سلسه اي كه اگر خيانتشان را دريك كفه ترازو وخيانت ديگر وطن فروشان را در كفه ديگر ترازو بگذاريم سهم قجرها بيشتر خواهد بود . اين مقوله
پان تركيسم آشي است كه انگليس با دستان هنرمند سياستمداران يهوديش پخته تا سدي بسازد براي جلوگيري ازحمله آن زمان روسيه تزاري به مستعمرات انگليس و حالا هم استفاده ديگري از اين حربه مي كند كاري كه تا حالا خوب جواب داده ( البته با كمك بعضي وطن فروشان عقده اي).
باز هم اين را مي گويم شما دين را بهانه قرار
داده ايد براي پيشبرد اهدافتان ،در ضمن هيچ كس استوانه حقوق بشر كوروش كبير راباقرآن مقايسه نمي كند ولي همين استوانه به قول شما گلي گواهي است بر بزرگ بودن كوروش كه به دست متجاوزان به ايران شهيد شد ، اين همان سند افتخار ايرانيان است كه به آن مي بالند ، شما دوست عزيز كه دم ازقرآن مي زنيد چرا متوجه نشديد در قرآن كريم از كوروش كبير به بزرگي ياد شده است ،كوروشي كه كم از يك پيامبر نيست.


سحر :1388/11/12 - 14:02:45
دوست من
شما که اینگونه به پورپیرار استناد کرده اید خوب هست که بدانید:
پورپیرار می گوید قوم یهود کوروش را برای نجات آن قوم از دست بابلیان اجیر کرد.
می گوید روایت رسمی تاریخ باستان ایران تحریف مشترک انگلیس و یهود است برای متمدن جلوه دادن پارسیان
می گوید کوروش نه تنها یک انسان عادل نبود بلکه او را خونخواری بیش نمی داند.
در رابطه با حکومت قاجار کمی انصاف داشته باشید.تاریخی که برای این حکومت نوشته شده است ماحصل نفرت حکومت پهلوی و روشنفکران فارس هست که همیشه با تورکها با کین رفتار نموده اند.

تاریخ قاجر را که توسط افراد بی طرف نگاشته شده را مطالعه نمایید تا بدانید که چه جفایی در حق شاهان قاجار شده است.


سيد علي علوي :1388/11/12 - 16:40:17
ايشان (پورپيرار) با استناد به كدامين سند اين حرفها را مي زند؟
شما مي فرمائيد كه قوم يهود براي رهائي از دست بابليان كوروش را اجير كردند ، آيا قومي كه در بند باشه توان چنين كاري را دارد؟ اصلا چه دليلي داره كه يهود بخواهد به تاريخ ايران شاخ و برگ بدهد، خداوكيلي بيائيد با انصاف باشيم دنيا شخص كوروش را به چه عنوان مي شناسند؟ آيا همان استوانه منشور حقوق بشر كوروش براي اثبات بزرگي كوروش كفايت نمي كند ؟
در رابطه با سلسه قاجار شايد كمي اغراق شده باشد ولي چيزي كه من خودم با چشم سر مي بينم اينست كه ايران را با بي لياقتي تيكه تيكه كردند حالا ديگه بماند كه جناياتي در حق ملت ايران كردند كه شما خود بهتر مي دانيد، فكر نكنيد من حامي حكومت پهلوي هستم ، آنها هم وطن فروشاني بودند بدتر از سلاطين قجر.


سحر :1388/11/13 - 00:26:10
جناب "سید علی"
شما همچنان که اشاره کردید یک ناسیونایست ایران گرا هستید.همچنان که در مقالات و نظراتم پیرامون این ایده ئولوژی توضیح دادم ناسیونالیسم ایرانی برخلاف بسیاری از جوامع یک ناسیونالیسم تهاجمی برای ایجاد جامعه ای یک دست است.
به عبارت دیگر باید از ناسیونالیسم رمانتیک ایرانی که با تکیه بر تحریفات تاریخی دوران پیش از اسلام سعی بر برتری فرهنگی،تمدنی و نژادی قوم پارس دارد به راسیسم فارس تعبیر نمود آن هم در دنیای مدرن امروزین که دیگر برای راسیسم و فاشیسم جایگاهی وجود ندارد و از آنها به عنوان ایده ئولوژی های متحجر و غیر انسانی یاد می شود.
راسیسم فارس که از آن با اصطلاح پان آریانیسم یاد می شود ایده ئولوژی غیر انسانی است که در ایران اولین و اساسی ترین دشمن خویش را عرب و تورک دانسته و با استفاده از تمامی امکانات و ابزارهای در اختیار داشته و به یاری بیگانگان همواره سعی در تحریف و تحقیر دو ملت یاد شده و امحا آنها دارد.
طنز تلخ اینجاست که این ایده ئولوژی در بین عده قلیلی از پان آریانیستهای تورک بسیار شدید تر است.چرا که این مانقورد ها در بین ملت تورک علی الخصوص در آزربایجان گرچه در گذشته تعداد نسبتا قابل توجهی را شامل می شدند ولیکن با موج بیداری ملی این اندیشه چنان در حال واپس زده شدن است که صاحبان آن را عصبی و حتی افسرده ساخته است.این عصبیت اتقاقا منجر به گرفتن حالت تهاجمی و افراطی از سوی ایشان نیز شده است.


سحر :1388/11/13 - 00:26:45
...ادامه

مانقوردهایی(از خود بیگانه شدگانی که بر علیه ملت خویش فعالیت می کنند) که از میان ملت عرب و تورک برخواسته اند زمانی که خود را در شرف پیروزی می یافتند با شکست در اجرای سیاستهای یکسان سازی ملی حتی از رفتارهای عقلانی و منطتقی نیز بازمانده اند .به همین دلیل در برخورد با واقعیتهای امروز جامعه تورک و به چالش کشیده شدن اندیشه هایشان چنان از موضع غیر منطقی و دگماتیستی مقابله می کنند که چالش کشنده ایشان نیز ادامه بحث و شرکت در گفتگو را نیز بی فایده می پندارد.از این رو ادامه بحث با ایشان نیز چندان امیدواره کننده نخواهد بود.
خلاصه تر آنکه امثال من روز به روز امید به رهایی اندیشه های غیر انسانی این افراد را از دست داده و به این نتیجه می رسند که انرژی و وقت خویش را صرف بازگشت و رجعت این افراد به خویشتن و ملت خویش نکنند.
در خصوص شما و کسانی مثل شما نیز همین امر صادق است.امثال شما چشم هایتان را به روی واقعیتها بسته و گوشهایتان را شنیدن حقایق محروم نموده اید.آنچه در مقاله فوق برآن شده ام نیز برای جواب به تک تک پان آریانیستها کافی است ولی باز با این حال برای بسیاری که تشنه شنیدن و دیدن حقایق هستند و روشن ساختن اذهان سعی بر آن خواهم شد تا ایده ئولوژی و نوع نگاه شما و ادعاهایتان را به چالش بکشم....


سحر :1388/11/13 - 00:48:39
...ادامه
اما در خصوص سئوالاتتان باید بگویم:
ادر ایتدا بای از شما بخواهم که در گفتگوهایتان را کسی را به داشتن اندیشه ای که خود را صاحب آن نمی داند ملقب ننمایید.بر خلاف شما که از ناسیونایسم ایرانی یاد نموده و از آن دبه نوعی دفاع نموده اید من خود را نه یک پان تورکیست بلکه یک فرد حق طلب و هویت طلب دانسته و از این موضع با شما وارد بحث گشته ام.آنچه از پان تورکیسم تعریف نموده ام را می توانید با رجوع به دیگر نظراتم جسته و با اندیشه های من مقایسه نمایید!
شما در گفته هایتان از ناصر پورپیرار یاد کرده و از او دفاع نموده اید و آوردن پاره ای از ادعاهای ایشان ازجانب من از این این جهت بوده است.
حال اگر احساس می نمایید که گفته های ایشان را با بازبینی مجدد آثار ایشان و اعتقادات خود مطابق هم نمی دانید عنوان نمایید.
اما پورپیرار در بیان مزدور بودن کوروش برای یهودیان به تورات استناد می کند و عنوان می کند که در تورات یهودیان با تقدیر از کوروش وی را نجات دهنده قوم خویش دانسته و در ازای این عمل مقادیری سیم و زر به وی داده اند.در تورات این چنین آمده است که قوم یهود کوروش و قوم پارس را در مقابل اعطای مزد برای یاریشان فراخوانده اند.


سحر :1388/11/13 - 00:50:32
...ادامه
در اینکه چرا قوم یهود و همچنین انگلیس ها اینگونه از کوروش و قوم پارس دفاع می نمایند مطلب مفصلی می توان نگاشت که وقت و مکان دیگری می طلبد.اما تنها نگاهی به تاریخ معاصر نشان می دهد که اهداف آنها از این عمل چه بوده است.شاید همین کافی باشد که در حال حاضر دری زبانهای هموطن (دری ها از نسل پارسیان نبوده و حتی در زمان هخامنشیان آنها در افغانستان برای خود حکومت داشته اند) که خود را میراث دار پارسیان و کوروش می دانند در نتیجه هویت سازی کاذب اولین دشمنان خود را تورکها و عربها دانسته و همواره بر دشمن بودن این دو ملت با خویش تاکید کرده اند.این به مفهوم شکاف در دنیای اسلام است که یهود و انگلیس از آن بهره می جویند.تورک ستیزی و عرب ستیزی در حال حاضر نه تنها به صورت اندیشه نهادینه شده است بلکه در حال اجرا نیز نمی باشد.


سحر :1388/11/13 - 00:57:42
...ادامه
در خصوص کوروش باید گفت وی هر که باشد چه در قابل افتخار چه ماییه ننگفبرای ملتی است که خود را میراث دار وی میداند.لذا یک تورک ساکن اذربایجان نمی تواند به او مفتخر باشد چرا که کوروش از لحاظ مذهبی و نه قومی سنخیتی با ملت تورک ندارد.
در ثانی اگر فرض بر این باشد که وی واقعا مدافع حقوق بشر بوده (که نبوده،جانشین او داریوش ،از بریدن گوش و بینی و دست اسیران خود گفته در .شهرهای سوخته هم که تاریخ ویرانی آنها مطابقت با زمان داریوش و کوروش دارد گواه بی تمدن بودن و ووحشیت این قوم اسلاو می باشد.در شهرهای سوخته گنجینه ها دفن شده و کشته ها دفن نگشته اند.شهرهایی که تمدن ساکنان آن همگان را متحیر ساخته است.به عبارتی هخامنشیان مهاجر با نابودی تمدن اقوام ساکن در ایران پایه های قدرت خویش را تثبیت نموده اند) چرا که کسانی که خود را میراث دار او می دانند این چنین مانع از احقاق حقوق انسانی من تورک می شوند.
چنانچه می دانید در مانیفستهای حقوق بشری ،کاملا بر حقوق اولیه زبانی و فرهنگی و ملی تاکید شده است.حال چرا پان آریانیستهای مدافع کوروش که وی را برای خود پیغمبر می دانند این چنین با این احقاق حقوق ملتهای ساکن در ایران مخالفت نموده و این حقوق را نه تنها به رسمیت نمی شناسند بلکه کسانی را که آن را مطالبه می کنند به متهم به تجزیه طلبی و ... میکنند؟
شما ادعا می کنید که اجداد شما 2500 سال پیش منشور حقوق بشر تدوین نموده اند ولی حال سیاست یکسان سازی ملی را تعقیب می نمایید!!!


سحر :1388/11/13 - 01:06:09
...ادامه
اما سلسله قاجار پس از روی کار امدن دست نشانده پهلوی همواره مورد جفا قرار گرفته است.به گونه ای که بازماندگان آن مورد قهر و کین واقع شده اند و کلیه خدمات آنها انکار شده است.شاهان قاجار اتفاقا در سیر ورود مدرنیسم به ایران از پیش قراولان بوده و پیشرفت ایران تاکید نموده اند که نمونه های فراوانی از آن می توان عنوان نمود.ولیکن دوره زمامداری آنها مصادف با کشمکشهای قدرتهای جهانی و به قدرت گرفتن استعمار گشته است.که در این کشاکشها نیز قسمتهایی از ایران به ناچار جدا شد.ولیکن شما تنها به مقاومت دوره فتحعلی شاه به رهبری عباس میرزا و جانفشانی های آنها بیندازید تا تلاش و رشادت های آنها برای حفظ همه خاک کشور را دریابید.
اما فراموش نکنید که بسیاری از خاکهای ضمیمه شده به ایران همچون ارمنستان و گرجستان در دوره قاجار بوده که آنها نیز از لحاظ دینی هیچ قرابتی با ایرانیان نداشته و خود به جدایی و پیوستن به روسیه تلاش نموده اند.برای درک این موضوع تنها به نقشه اواخر دوره زندیه و ابتدای قاجار نگاهی بیاندازید


سحر :1388/11/13 - 01:06:10
...ادامه
اما سلسله قاجار پس از روی کار امدن دست نشانده پهلوی همواره مورد جفا قرار گرفته است.به گونه ای که بازماندگان آن مورد قهر و کین واقع شده اند و کلیه خدمات آنها انکار شده است.شاهان قاجار اتفاقا در سیر ورود مدرنیسم به ایران از پیش قراولان بوده و پیشرفت ایران تاکید نموده اند که نمونه های فراوانی از آن می توان عنوان نمود.ولیکن دوره زمامداری آنها مصادف با کشمکشهای قدرتهای جهانی و به قدرت گرفتن استعمار گشته است.که در این کشاکشها نیز قسمتهایی از ایران به ناچار جدا شد.ولیکن شما تنها به مقاومت دوره فتحعلی شاه به رهبری عباس میرزا و جانفشانی های آنها بیندازید تا تلاش و رشادت های آنها برای حفظ همه خاک کشور را دریابید.
اما فراموش نکنید که بسیاری از خاکهای ضمیمه شده به ایران همچون ارمنستان و گرجستان در دوره قاجار بوده که آنها نیز از لحاظ دینی هیچ قرابتی با ایرانیان نداشته و خود به جدایی و پیوستن به روسیه تلاش نموده اند.برای درک این موضوع تنها به نقشه اواخر دوره زندیه و ابتدای قاجار نگاهی بیاندازید


سيد علي علوي(seydali )1388/11/13 - 09:17:32
سحر هموطن عزيز
اگر من گفتم كوروش بزرگ است استناد كردم به كتب معتبر تاريخي وهمچنين به كتاب تورات و قرآن كريم
(سوره كهف آيه 82) كه با فرضيه هاي ساختگي و تخيلي
آقاي پورپيرار و دوستانشان خللي در آن ايجاد نمي شود
و رد اين موضوع فكر نمي كنم كار آساني باشد چون بايد با تاريخ به مبارزه برخاست .
در مورد ظلمي كه به شاهان قاجار رفته بايد بگويم كه اصولا شاهان آدمهاي مستبدي بودند از سلسه هخامنشي گرفته تا پهلوي ولي شاهان قاجار روي هر چه مستبد و خائن را سفيد كردن به گواه تاريخ البته.
شما گفتيد من ايران گرا هستم ،درسته ولي نه اون چيزي كه شما فكر مي كنيد من خواهان يك ايران يك پارچه هستم نه يك ايراني كه يك گوشه آن به بهانه هاي واهي سنگ دشمن را به سينه بزنند ودر گوشه ديگر به بهانه مذهب برادر كشي شود.


سيد علي علوي(seydali )1388/11/13 - 09:43:22
در رابطه با دشمني ايرانيان با تركها واعراب بايد خدمت شما عرض كنم كه اين موضوع به ساليان دور برمي گردد زماني كه تركها به مرزهاي ايران شبيخون مي زدند و باعث قتل وغارت مي شدند واعرابي كه به بهانه اسلام چه ظلمهاي كه به ايرانيان نكردند و اين موضوع ارتباطي به زمان حال ندارد، شما خود بهتر مي دانيد بعضي از دوستان خود به دنبال دشمن تراشي براي خود هستند دشمني خيالي به نام قوم فارس .
نظر شخصي بنده اين است كه يك پان ترك و يك پان آريائيسم هيچ فرقي باهم ندارندچون هر دو باعث تفرقه مي شوند پس بيائيم آب را در آسياب دشمن نريزيم.


ائلشن مییانالی(Elshen )1388/11/13 - 13:50:03
شما ابتدا برای ما ایران، قوم فارس، آریایی و کتب معتبر تاریخی را تعریف کنید.
شما در نوشته هایتان به پورپیرار اشاره کردید و بعد در جواب سئوال سحر که می گوید پورپیرار اینطور گفته (که صحیح می فرمایند)، می گویید به کدام استناد.
اگر به خود زحمت داده مستندات ایشان را که در چند جلد کتاب (دوازده قرن سکوت)وسی دی موجود می باشد، مطالعه فرموده بودید، شاید از دگماتیزم بیرون آمده بودید و درست بحث می کردید.
جناب علوی
1. ذوالقرنین قرآنی، همانا اسکندر می باشد که در قرآن بدان اشاره شده است.
2. قاجار ها با تمامی خوب و بدیشان، امپراطوری بودند. چرا به سلجوق ها و صفویان و ... اشاره نمی کنید.
3. ایران با تورکان و اعراب دشمنی ندارد (لااقل اکثر مردم ایران)و توهمات خود دال بر توطئه های خارجی ها را وارد بحث ماهیتی ملت های گوناگون نکنید.
4. اگر اصرار بر پان تورک بودن ما دارید، اشکالی ندارد و اگر پان تورکیسم این است، ما پان تورکیم و همانا شما فاشیست و پان فارست می باشید.


سحر :1388/11/13 - 18:38:06
جناب سید علی
در خصوص اینکه قرآن کریم و تورات از کوروش به نیکی یاد کرده اند باید بگویم که در قرآن به هیچ عنوان از کوروش ستایشی نشده است.تفسیراتی که از ذوالقرنین می شود تنها احتمال اینکه ذوالقرنین همان کوروش است را می دهد.احتمالی که بسیار ضعیف و به دور از منطق است و تنها از سوی کوروش پرستان این مسئله جدی انگاشته می شود.اما مفصلا دلیل حمایت یهود از کوروش و ذکر نام او در تورات با صفات شایسته را توضیح دادم.

اما در خصوص پورپیرار چنانچ گفتم وی نه یک تورک،نه یک عرب و ... بلکه ایشان فارس اصیل است و خود می گوید تا 150 سال پیش می دانم که هیچ کدام از نیای من غیر فارس و تورک نبوده اند.لذا آن تاریخی که پورپیرار بیان می کند را بایست مهم و قابل اعتماد ارزیابی کرد.


سحر :1388/11/13 - 18:38:41
...ادامه
واقعیت نیز اینست که تاریخ رسمی ایران چنان اکنده از نحریف و دروغ است که اثبات خلاف آن برای کسی مثل پورپیرار سهل و آسان است.و تاکنون جواب منطقی در مقابل ادعاهای ایشان ارائه نشده است.
پورپیرار می گوید نژاد آریا وجودندارد.
پارس مشتق از پرسه زدن و پارس سگ است که این اسم را ایرانیان به هخامنشیان اطلاق نموده اند و زبان آنها زبانی نزدیک یه اسلاو است و ربطی به زبان "دری" کنونی ندارد.
می گوید که تخت جمشید یک بنای نیمه تمام است و همه اینها را با ادله و اسناد کافی و محکم باثبات می نماید که خود می توانید مطالعه نمایید.



:1388/11/13 - 18:39:10
...ادامه
اینکه می فرمایید که هجوم تورکها و عرب ها با قتل و غارت صورت گرفته است که باید گفت قتل و غارت در جنگ یک امر کاملا طبیعی است.
اسکندر نیز چنین کرد و کوروش و داریوش بدتر از آن کردند.
ولی در رابطه با ورود اعراب(اسلام) ایرانی ها با آغوش باز از دین اسلام استقبال کردند و ذر مقابل اعراب مقاوت چندانی نشان ندادند که اعراب بخواهند قتل و غارت زیادی از خود نشان دهند.
اعراب تقریبا از مسیر کرمانشاه به ایران وارد شده و مسیر کرمان و خراسان را برگزیده (شاید به دلیل آب و هوایی) و در خراسان ساکن شدند.
مذهب تشیع هم تقریبا داوطلبانه از سوی ایرانیان پذیرفته شد.ذکر همین نکته کافیست که شمال ایران تا قرن دوم هجری و پس از دویست سال به اشغال اعراب درنیامد و در زمان زیدیه شمالی ها (گیلکها و طبریان ) اسلام را پذیرفتند.
تنها مکانی که در مقابل اعراب تا مدت مقاومت کرد آذربایجان به رهبری بابک خرمدین بود...

در خصوص قتل و غارت تورکان نیز چنین رویدادی حادث شده است.
تورکان به سیرزمینی وارد شده اند(بیشتر ورود آنها از زمان غزنویان است) که در اکثر نقاط آن با هم زبان های خود درآمیخته و زندگی مسالمت آمیزی در پیش گرفته اند...


:1388/11/13 - 18:39:37
...ادامه

اما دلیل اصلی فارسها با عربها و تورکان علی الخصوص تورکان ریشه های تاریخی دیگری دارد.
فارسها پس از اسلام به مدت حدود 2 قرن تحت سلطه اعراب و پس از آن به مدت هزار سال زیر سلطه ما تورکان بوده اند.به دلایل شاید خصلتهای قومی شان نیز بالترین مقام آنها فعالیتشان در دیوان بوده است.
در تاریخ آمده است که یک سرباز فارس(دری) همواره به خود می بالیده است که تحت رهبری یک تورک در میادین جنگ حضور می یافته است.
کتابهایی همچون شاهنامه هم تصورات و تخیلات ملت مغلومبی است که در رویاهای خود در پی پیروزی بر دشمنانشان 0تورکها ) بوده اند...

به هر حال در صده اخیر روشنفکران فارس برای بازیابی و ترمیم هویت ملی و غرور ملی شان دست به تحریف در تاریخ برده و مخصوصا پس از به قدرت رسیدن به یاری دستهای بیگانه علاوه بر درخشان جلوه دادن تاریخ نیاکان خود برای توجیه مغلوبیت حداقا 1300 ساله شان اقوامی همچون تورک را وحشی و غیر متمدن نشان داده اند تا فرزندانشان غرور ملی از دست یافته را بازیابند و هویت کاذب جدیدی کسب نمایند...

در آخر هرگز خود را یک ایران گرا ننامید چرا که تاکید بر تمامیت ارضی ایران در ایرانی گرایی نیست و همه خواستار این مهم هستیم.
ایران گرایی در ساده ترین تعریف و در نهایت تخفیف،تلاش برای از بین بردن اقوام غیر فارس و این یعنی عمل غیر انسانی


سيد علي علوي(seydali )1388/11/14 - 11:50:49
دوست من Elshen من اعتقاد دارم در حال حاضر قومي به معناي واقعي كلمه به نام قوم فارس وجود ندارد وشايد هم شما هر كس را كه به زبان فارسي صحبت مي كند قوم فارس اطلاق مي كنيد همان چيزي كه شما از آن براي خود يك دشمن خيالي ساختيد.
در مورد قوم آريا هم بايد بگم كه شاخه اي ازيك نژاد بزرگ است بنام هندواوروپايي كه خود آريايها به شاخه هاي ديگري تقسيم مي شود مثل كرد ، لر ، گيلك و .......... كه بعضي ها ازروي غرض ورزي ويا كم اطلاعي آنها را جدا از هم مي دانند .
در مورد كتب معتبر هم خدمت شما عرض كنم تاريخ نگاران باستان يونانيان بوده اند كه به بعضي از آنها تاحدودي وبه ناچار بايد استناد كرد همينطور كتب عهد عتيق يهوديان و معتبرتر از همه قرآن كريم است.

در مورد آقاي پورپيرار هم اگر اشاره كردم منظورم اين است كه ايشان در حال ساختن يك تاريخ جديدي هستند كه از تخيلات ايشان تراوش كرده و ايشان براي رد كل تاريخ خيلي بايد تلاش كنندو براي رد تاريخ موجود بايد دلايل محكمه پسند بياورد، البته شايد سخنان ايشان به مزاق بعضي ها خوش بيايد وبه اين نظريات آقاي پورپيرار استناد كنند.
بنده هم نوشته هاي آقاي پورپيرار را خوانده ام و هم سي دي هاي ايشان را ديده ام چيزي كه من دستگيرم شد اينه كه ايشان مردم ايران مردمي از كره مريخ تصور كرده كه براي مدتي به سرزمين ايران آمده وشروع به ساخت بناهاي مثل تخت جمشيد كردند وآنها را نيمه كاره رها كرده و دوباره به كره مريخ بازگشتند.


سيد علي علوي(seydali )1388/11/14 - 11:52:23
... ادامه
1-در مورد ذوالقرنين كه در قرآن ازآن نام برده شده است احتمال قريب به يقين اين است كه آن شخص كوروش مي باشد چون شخصي كه در قرآن به آن ذوالقرنين اطلاق شده است شخصي بوده موحد و يكتاپرست ، شخصي بوده كه به عنوان ناجي قوم يهود از آن ياد مي شود، شخصي بوده كه جهت حركت ولشكركشي او از شرق به غرب بوده (آنجا كه دريا خورشيد را در سينه خود جاي مي دهد)، تشبيهاتي كه از ذوالقرنين در قرآن بيان شده كاملا مطابق با نقش برجسته هاي است كه ددر پاسارگاد يافت شده (انساني بالدار و داراي 2شاخ به مانند قوچ كه شاخها يكي به سمت شمال وديگري به سمت جنوب است)، ساخت سدي از فلز كه جلوي هجوم اقوام وحشي شمالي(ياجوج وماجوج) را بگيرد.
اين نشاني ها هيچ كدام با اسكندر همخواني ندارد ، در زمان اسكندر چيزي به نام توحيد در اورپا معني نداشت كه او بخواهد موحد باشد، جهت لشكر كشي اسكندر هم كه مشخص است از غرب به سمت شرق بوده.
2-در مورد امپراطوري قاجار بايد بگويم كه قاجارها وارثان امپراطوري بزرگي بودند كه به مرور زمان وبا بي لياقتيشان قسمت زيادي ازآن را از دست دادند (در اينجا بحث سر ترك يا غير ترك بودن سلسه قاجاريه نيست بحث سر بي كفايتي شاهان قاجار است و بر عكس آن كه در زمان پادشاهان صفويه دوران شكوه ايران است).
3- در مورد اعراب و تركان هم شما اگر به نوشته قبلي من توجه فرموده باشيد عرض كردم اگر ايرانيان دشمني با اين دو قوم داشته اند مربوط به قرنها پيش است و مربوط به حال نمي شود كه بعضي از دوستان در جهت رسيدن به اهداف خود ايرانيان را دشمن اين دو قوم قلمداد مي كنند(همان دشمن ساختگي و فرضي به نام قوم فارس).
4- شمابرادر هر مرام و عقيده اي داريد محترم هستيد و تازماني كه براي تماميت ايران مشكلي ايجاد ننمائيد ايراني و برادر ما هستيد.
در جواب سحر كه نوشتند آقاي پورپيرار فارس اصيل هستند شايد اينطور باشه كه شما مي فرمائيد ولي اين دليل بر اين نمي شود كه ما حرفهاي اور ملاك قرار داده وكل تاريخ را تحريف شده و ساختگي بپنداريم ، ايشان نظرياتي دارد كه با تاريخ موجود همخواني ندارد و براي اثبات گفته هاي خود بايد ادله اي بياورد كه برگفته هاي بقيه تاريخ نگاران برتري داشته باشد، نمونه آن رد نژاد آريا است ويا ادعاي نيمه كاره بودن تخت جمشيد.
باز هم در مورد دشمني ايرانيان با تركان و اعراب بايد بگويم درست است كه ايرانيان با آغوش باز اسلام را پذيرفتند ولي آيا كساني كه به اسم اسلام برمردم ايران ظلمها وستمها روا داشتند مسلمان بودند( بني اميه و بني عباس)؟
اينكه شما گفته ايد يك ايراني افتخارش سربازي تحت فرماندهي يك ترك بوده اين چيزي است كه من براي اولين بار ميبينم چون از زماني كه تركان پايشان به خاك ايران باز شد براي خدمت در ارتش و سربازي بود چون كاري ديگر از اين قوم بر نمي آمد.
در مورد شاهنامه هم خدمتان عرض كنم كه هيچ اشكالي ندارد كه بعضي ها شاهنامه را با 70000بيت را تخيلات و تصورات ملتي مي نامند و اين بزرگ بودن يك اثر را نشان مي دهد.
در مورد ايران گرايي اين تعريفي است كه شما از ايران گرايي ميكنيد وبگفته شما قومي است به نام قوم فارس كه مي خواهد همه رابين ببرد كه اين حرف ساخته پرداخته ذهن شما و بقيه دوستان است .
ودر آخر خيلي دوست دارم بدانم اگر بزرگاني مثل بابك خرمدين ، كلنل محمد تقي خان پسيان ، باقرخان ،ستارخان ،شهيد باكري و..... در زمان حال زندگي مي كردند آيا مثل بعضي ازدوستانمان كه داعيه هموطني با آنان را دارند اينگونه فكر مي كردند؟



سحر :1388/11/14 - 12:14:36
جناب سید علی
من فکر می کنم که به تمامی ادعاهای شما در قالب نظرات این مطلب و مطالب قبلی!!!! پاسخ کافی داده شده است.
آنچه آن را برای ائلشن طرح نمودید تکرار مکررات است که بدانها پاسخ داده شده است و ایشان نیز می توانند پاسخی نیز برای شما بدهند.

اما در مورد پورپیرار حرف مطلبی بسیار جالب و نکته داری اشاره نموده اید:
"ايشان نظرياتي دارد كه با تاريخ موجود همخواني ندارد"
مسئله دشمنی همفکران شما نیز با پورپیرار از همین جا نشات می گیرد.زمانی که ایشان تاریخ موجود(تاریخی رسمی9 را به چالش می کشد و با ادله کافی دروغین بودن تاریخ رسمی ایران را اثبات می نماید طبیعی است که واکنش هایی را به دنبال داشته باشد...
در مورد شخصیت شما نمی خواهم قضاوت زودهنگامی داشته باشم ولی برای من جالب است که شما فیلم ساخته پورپیرار را که در آن به خوبی اثبات می نماید که تخت جمشید یک بنای نیمه تمام است را دیده و ادعای ایشان را رد می نمایید!
از آن مهم تر شما وقتی کتابهای پورپیرار را مطالعه نموده اید نمی توانید با کلی گویی آن را رد نمایید.
اگر ایشان را مورخ قابلی نمی دانید برای به چالش کشیدن ادعاهایش تلاش نمایید و با ادله کافی و با برهان و منطق گفته های او را رد نمایید.
و در آخر در جواب سئوال شما شاید اگر بابك خرمدين ، كلنل محمد تقي خان پسيان ، باقرخان ،ستارخان ،شهيد باكري و..... زمان حال زندگي مي كردند نیز همچون ما می اندیشیدند و عمل می نمودند.



ائلشن مییانالی(Elshen )1388/11/18 - 04:36:19
آقای علوی
حرف های پورپیرار غیر منطقی نیست.
متاسفانه در این مناطق تعدد سلسله های حاکم و همچنین سیاسی بودن تاریخ در نزد حکام موجود، باعث تحریف تاریخ شده است.
واقعا فکر می کنم که جواب شما در پست ها داده شده است و نیاز به تکرار مکررات نیست.


نام و نام خانوادگی :




لوگین شوید تا امکان حذف نظرتان وجود داشته باشد.اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
 
نام کاربری:
پسورد:
ثبت نام
کاربران آنلاین


Programing: Miyanali.com    EMail: Info@Miyanali.com time(7s)