![]() |
| صفحه اصلی | آرشیو | Chat | نقشه میانه | اعضا | گالری عکس | ارتباط با ما |
|
|
دانلود فایل صوتی سخنرانی دکتر انوشه در دانشگاه آزاد جهرم درباره عشق پاک (فایل صوتی و کامل) behshad : downlod nemishe منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ : دوست عزیز آقا مرتضی من هم میدونم که ذوالقرنین بودن کوروش یه امر حتمی نیست بلکه نزدیک ترین شخص را کوروش میدونند من نیز این امر را به صورت خلاصه و شما به تفصیل شرح دادید من میخوام بدونم که اونهائی که اسکندر را ذوالقرنین میدونند چه دلایلی دارند من واقعا کنجکاو شدم در این مورد دقيقه تنفس در تهران برابر با کشيدن 9 نخ سيگار است alimovahedim : با ابن وضع خدا به داد تهرانیها برسد منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : من قبلا" هم گفتم این موضوع اصلا" مشخص نیست تنها چیزی که در مورد اینکه ذوالقرنین که بوده 4 فرد مطرح است که مورد کوروش بیشتر به واقعیت نزدیک است که باز هم می گویم اصلا" مشخص نیست منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ : آقا مرتضی از احساس مسئولیت شما واقعا ممنونم و از داشتن هم وطنهای روشن فکری مثل شما احساس غرور میکنم و از مدیر محترم سایت نیز تقاضا میکنم که این موضوع رو که هنوز بحث در موردش هنوز داغ هست در صفحه اصلی سایت بزارند چون هنوز خیلی ها منتظرند ببینند که دلایل ذوالقرنین نامیدن اسکندر کدامها هستند چون من خودم واقعا کنجکاو شدم با تشکر مرد ویتنامی ۵ سال در کنار جسد همسرش می خوابید!+عکس hatelove : باور نكردنييه واقعا عجيبه اخه چه جوري بويه بده جنازرو تحمل كرده فلسفه عید نوروز در اسطوره شناسی تورکان و فارس ها. : بابا این چه فرهنگ واقعییه که حتی یک نوشته و یا سند تا کنون نتونستند ازش پیدا کنند اگر معنی فرهنگ واقعی اینه که آره شما راست میکین فرهنگ ما ساختگیه وای به روزی که آن کبوتر در ورزشگاه سهند تبریز جان می باخت! : من در این سایت کسی رو ندیدم که به زبان ترک توهین کنه و این شمائیئن که دائم در حال توهین به مفاخر ایرانیانین و دائم در حال القاء دشمنی فارسها با ترکها هستند درحالی که فارسها هیج گاه آذریها را غیر خودی نمی دانند بلکه همیشه و در همه جا از آنها به عنوان ایرانیان اصیل و حامی همیشگی ایران یاد کرده اند چسباندن واژه هایی مثل نژادپرستی شونیسم و پان القاء دشمنان ایران است که در جهت تجزیه ایران گام برداشته اند و شما نیز ساده لوحانه با آنها هم نوا شده اید شما اگر واقعا یه ایرانی بودین باید مینوشتین زنده باد ایزان یاشاسین آذربایجان یک شعار تجزیه طلبانه است پس زنده باد ایران واکنشها به اهانتهای عادل فردوسی پور به تورکها؛آقای فردوسی پور لطفا پایت را از گلیمت بیشتر دراز نکن ا.م : مرگ بر سبز.لطفا بحث سیساسی ممنوع مدال طلای پارالمپیک پکن در دستان کاظم رجبی احمد رزم آذر : با سلام من احمد رزم آذر ازاستان اردبیل از شهرستان پارس آبادمغان هستم در ورزش رشته وزنه برداری تمرین می کنم و رکردم 130کیلو است وزن54سن19نوجوانان شرکت می کنم می خواستم بپورسم با این وزنه می توانم به جای برسم یانه با تشکر (مربی آقای عوض وظیفه دمیرچی) 09370715754 نظرات در مورد نقشه تهران محمد اس : دوست عزیز زحمت کشیدی دستت درد نکنه ارث پدرمان را که نمیخواهیم استفاده کردم کارم راه افتاد امیدوارم که کمی در بالا بردن رزولیشن تصویر بیشتر مایه بذاری متشکرم مهم(اقتصادی) - نماینده میانه :اختصاص 10 ميليارد دلار به بخش صنعت تقويت صادرات را سبب مي شود فمنیسم که روز هشت مارس و بهش تبریک نگفتید : چقدر تپل شده یه کم عکسشو بکش ![]() 6 جمله ای که مردان دوست دارند بشنوند فمنیسم که روز هشت مارس و بهش تبریک نگفتید : چه با حال من که همیشه به همسرم می گم چقدر بد لباسی ! چقدر لاغری و قدت خیلی کوتاهه . همیشه کفش های پاشنه بلند می پوشم و با افتخار در کنارش راه می رم و بهش می فهمونم من خوش هیکل ترم.همیشه می گم حق با منه و جوری عنوان می کنم که کسی به تو نگاه نمی کنه جون اصلا جذاب نیستی. همیشه می گم خودم مردم و کارای مردونه هم می کنم.متاسفانه کچل نیست همیش می گم کاش کچل بشی خیلی حال می ده ![]() منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : در مورد ساختن جک هم یک موضوع ناراحت کننده اینه که این جوک ها در خود منطقه ساخته میشه با این تفاوت که میگن یک تبریزیه بود یا یک اردبیلیه بود یا غیره وقتی از آنجا بیرون میاد میگن یک ترکه بود همانطور که برای دیگر هموطنان این مرزو بوم جک می سازند منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : من این موضوع را قبول دارم که هیچ کس حق توهین به هیچ زبان و ملتی را ندارد این موضوع هم قابل بررسی است که وقتی صحبت ایرانی می شود تنها صحبت فارسی زبانان نیست این هم بگم من خودم ترک هستم و به این موضوع هم افتخار میکنم ولی اصالت همه ما ایرانی بودن ما است نه از دیدگاه فاشیستی تا 100 سال پیش هم آذربایجان جزئی از خاک ایران بود که بی کفایتی شاهان قاجار این بخش عزیز را از ما گرفت . من مسافرتهای زیادی به جاهای مختلف دنیا داشتم و تنها ملیتی را که دیدم متاسفانه هیچ وقت به یاری هم ملیت خود همت نمی کرد ایرانیان بودند و بیشترین انسجام هم در چینی ها دیده می شود. ولی در سفر آلمانم تنها کسایی که به من خیلی کمک کردن هم زبانای ترک بودن که اصلا" کاری نداشتن ترک کجایی فقط چون هم زبان بودیم به من کمک کردن ولی در همین ایرانمان وقتی یک اردبیلی به تبریز می رود و یا یک تبریزی به اردبیل می رود و افراد از لحجه صحبت کردنش این موضوع را متوجه می شوند پدر طرف را در می آورند من مشکلم اینه که چرا باید این جوری باشیم. اگر می خواهیم پیروز شویم باید با هم همدل باشیم فرق نمی کنه چی هستیم فارس/ترک/لر/کرد/عرب/بلوچ همه انسان هستیم دانلود فایل صوتی سخنرانی دکتر انوشه در دانشگاه آزاد جهرم درباره عشق پاک (فایل صوتی و کامل) روبن : فرمت دانلود بهتر به صورتی باشه که برای انواع موبایل خوانا باشه. 6 جمله ای که مردان دوست دارند بشنوند nazi : akhe vagti hamsaremon kachal bashe nemitonim kr dorog begim bayad begim azize delam to kachal hasti منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ : موافقم دوست عزیز ولی!!! آیا هویت ایرانی یعنی پارس بودن! ما می گوییم ایران یک کشور کثیر المله و موزاییکی است و الغاء یک فرهنگ و تاریخ و زبان واحد به کل ایران به همراه ممنوعیت تبلیغ تاریخ و فرهنگ و زبان برای ملل بزرگی مثل آزربایجان یک عمل فاشیستی می باشد. صحبت از فیلم 300 و توهین به ایرانیان می کنید! در صورتی که این فیلم توهین به پارسیان است و ما نیز آنرا محکوم می کنیم ولی آیا شما نیز توهین به تورک آزربایجانی را محکوم می کنید یا با این ملت به عنوان یک غریبه برخورد می کنید!!!(مثل جوک سازی به تورک ها، خر انگاردن تورک آزربایجانی، توهین به تاریخ و بزرگان آزربایجان، پارس انگاری ایرانیان، حل سازی فرهنگی-اجتماعی تورک ها، تبعیض اقتصادی آزربایجان و دیگر اقوام، مقایسه تبلیغ و کمک رسانی در دو زلزله اردبیل و بم!!!!!!!مگر آنها انسان نبودند). ایران برای همه ایرانیان.... وای به روزی که آن کبوتر در ورزشگاه سهند تبریز جان می باخت! : کسی با این کارا مخالف نیست! ما مخالف توهین به تورک آزربایجانی هستیم. ما مخالف توتالیتاریسم هستیم. ما مخالف آپارتاید و نژادپرستی هستیم. ما مخالف پارسی شناساندن ایران هستیم. ما مخالف ممنوعیت تدریس به زبان تورکی هستیم. ما مخالف پان فارسیسم هستیم. ما مخالف شوونیسم هستیم. ما مخالف الینه سازی هستیم. یاشاسین آزربایجان... فلسفه عید نوروز در اسطوره شناسی تورکان و فارس ها. : فرهنگ بیگانه!!! شما با فرهنگ ساختگی خودتون سرگرم شوید... یاشاسین آزربایجانیمیز معرفی یک سایت جالب (سایتی که عمر شما را پیش بینی می کند.) behnaz : سلام مهسا جون من7 مارچ2065وداع ميكنم مثل اينكه من زودتر از شما نسخه م پيچيده ميشه ![]() دانلود فایل صوتی سخنرانی دکتر انوشه در دانشگاه آزاد جهرم درباره عشق پاک (فایل صوتی و کامل) saeed : salam aali bood ye jiigare naze khoshkel bezange karesh daram 09362004808 فلسفه عید نوروز در اسطوره شناسی تورکان و فارس ها. : دوستان هدف از این بحثها بالا بردن اطلاعات و رسیدن به نتیجه می باشد نه کشیده شدن به جدالهای لفظی و یا خدائی ناکرده توهین به کسی من فقط گفتم که اگر مدرکی هست رو کنید اگر نیست که ترویج فرهنگ بیگانه چرا شما اگر یه کم منطقی با این قضایا برخورد کنید و حقیقتها را قبول کنید خواهید دید که شما از اصل خود غافل مانده اید با نوشتن واژه های مثل حرام زاده و غیره به غیر پائین آوردن فرهنگ خودنان هیچ کار مفیدی انجام نداده اید وای به روزی که آن کبوتر در ورزشگاه سهند تبریز جان می باخت! : دوست من یه کم به اعصابت مسلط باش این همه عصبانیت برای چیه شاید فکر میکنی که ما ترک زبان نیستیم و به زبان ترکی تعصب نداریم کاملا در اشتباهی ما مخالف جعل تاریخ برای بهره برداریهای سیاسی هستیم ما مخالف تشویق تیم ملی آذربایجان در مقابل بازی با ایران هستیم ما مخالف برافراشته شدن پرچم کشور بیگانه در بزرگداشت بابک در کلیبر هستیم ما مخالف فرستادن اس ام اس تبریک مبنی بر شکشت تیم ملی ایران برابر پرتغال هستیم حال اگر شما اسم این را بی تعصبی میگوئید پس اسم شما را چی باید گذاشت منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : تنها خواستم در اینجا به این موضوع اشاره کنم که اسکندر مقدونی به هیچ عنوان نمی تواند باشد چون فردی پارسا و خدا پرست نبوده در بین تمام شاهان ایران هم معدود افرادی بودند که معتقد و با ایمان بودند کوروش یکی از این پادشاهان بود . متاسفانه حملات بی رحمانه ای را غربیان در این روزها نسبت به گذشته ایران و ایرانی شروع نموده اند به عنوان مثال بو علی سینا را دانشمند عرب خطاب می کنند و رودکی را تاجیک و یا فردوسی را شاعر روس که جای تاسف است چند سال گذشته نیز شاهد نمایش فیلم 300 بودیم که ایرانیان را یک مشت افراد بی تمدن نشان می دهند در حالی که در طول تاریخ شاهد بودیم هر کس که به ایران تجاوز نمود چیزی به او دادیم و از ایران راهیش کردیم تا قبل از ورود اسکند به ایران اروپاییان دامن پا می کردند و ایرانیان شلوار را به عنوان یک پوشش به آنها دادند. بر خلاف تصور بسیاری چادر از ایران به کشورهای دیگر برده شده زیرا چادر در آن زمان پوشش زنان حرمسرا برای خروج از اندرونی بود و در آخر مغول ها با ورود به ایران با دانش علم آشنا شدند بگونه ای که شیفته آن گردیدند و مثال های دیگر فقط از شما عزیزان خواهش می کنم که در راه اطلاع رسانی باعث بی هویت شدن خود نشویم وظیفه ما زنده نگاه داشتن نام افرادی است که در راه خاک وطن جان خود را فدا نمودند تا کی می خوایم بشینیم چشم به سریال های مسخره جومونگ بندازیم سریالی که هویت ایرانیان را دزدیده بود زیرا در 2000 سال پیش تنها کشور ایران دارای نیروی دریایی رزمی و یگان زره پوش بود نام بزرگانی که در راه وطن جان دادند را از یاد نبریم ازآرتمیس اولین دریا سالار زن ایران تا کریم خان و باقرخان برزگ مردان دلیر ایران زمین و همچنین بزرگانی همچون جهان آرا و همت ها همه و همه جان خود را در راه وطن فدا نمودند تا ما امروز از آنها یاد کنیم و یادشان را جاودان نگاه داریم وای به روزی که آن کبوتر در ورزشگاه سهند تبریز جان می باخت! : اصلین دانان حرام زاده دیر!!! حیاتین آمانسیز بیر قانونی وار: "تعصب سیز میللت گرک خوار اولسون!" ------------------------------- ایت هورر کروان کئچر فلسفه عید نوروز در اسطوره شناسی تورکان و فارس ها. : اصلین دانان حرام زاده دیر!!! حیاتین آمانسیز بیر قانونی وار: "تعصب سیز میللت گرک خوار اولسون!" منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ Elshen : دوست عزیز متشکرم. ولی همانطور که اشاره کردید مدرکی قطعی دال بر ذوالقرنین بودن کوروش نیست و روایات متفاوت است!!! فلسفه عید نوروز در اسطوره شناسی تورکان و فارس ها. Elshen : ایندی گؤردون! یئنه یورولما بیزیم آماجیمیز بودور کی بو مطلب لری خالق اوخویا و اؤز نظرین وئره، بیر سیرا بئینی پاسلانمیش آداملارلا بیزیم ایشیمیز اولماز... فلسفه عید نوروز در اسطوره شناسی تورکان و فارس ها. آلتای : قارداشیم یازدیغیم قایناقلاری اوخویون . اینانماسیزسا ، منیم داها سؤزوم یوخدور . یاشایین معرفی یک سایت جالب (سایتی که عمر شما را پیش بینی می کند.) khobestan : جالب بید ، ممنون ازتون اگر هم 100 % درست نباشد ولی باز هم به آدم یادآوری می کنه که چه عواملی در طول عمر انسان موثرند درسته دوستان؟ منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : امید وارم مطالب گرداوری شده به کمک دوستان بیاید و این نکته را هم متذکر شوم که در اینکه کورش فردی متدین و خداپرست و درست کار بوده (طبق شواهد تاریخی و نوشته های قدما)شکی نیست ولی در ارتباط با ذوالقرنین بودن او گفته ها زیاد است ) در اینجا نیز به نکته اشاره می کنم که یکی از افتخارات ما ایرانیان این است که در طول تاریخ گذشته همیشه یکتا پرست بودیم و تا کنون هیچ نوشته و سند تاریخی دال بر بت پرست بودن ایرانیان یافت نشده منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : چند تن از بزرگانی که بر یکی بودن ذوالقرنین قرآن و مسیح عهد عتیق با کورش هخامنشی گواهی دادهاند عبارتاند از: مولانا ابوالكلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیرالبیان ( ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزی) علامه طباطبایی در تفسیر المیزان آیتالله العظمی ناصر مكارم شیرازی و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی،حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی) تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن ـ آیت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری) حجه الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی صدر بلاغی در قصص قرآن جلال رفیع در کتاب بهشت شداد دکتر فاروق صفی زاده در کتاب از کورش هخامنشی تا محمد خاتمی منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی قاسم آذینی فر در کتاب کورش پیام آور بزرگ دکتر فریدون بدره ای در کتاب کورش در قرآن و عهد عتیق محمد کاظم توانگر زمین در کتاب ذوالقرنین و کورش آیت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماینده مجلس خبرگان دوم استاد محیط طباطبایی حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : انطباق لشکرکشي هاي کوروش با لشکرکشي هاي سه گانه ذوالقرنين از همه گذشته كوروش سفرهايى به شرق غرب و شمال انجام داد كـه در تاريخ زندگانيش به طور مشروح آمده است، و با سفرهاى سه گانه اى كه در قرآن ذكر شده قابل انطباق مى باشد. نخستين لشکر كشى كوروش به كشور لیدیا كه در قسمت شمال آسياى صغير قرار داشت صورت گرفت، و اين كشور نسبت به مركز حكومت كوروش جنبه غربى داشت. اگر نـقـشه ساحل غربى آسياى صغير را جلو روى خود بگذاريم خواهيم ديد كه قسمت اعـظـم سـاحـل در خـليـجـك هـاى كـوچـك غرق مى شود، مخصوصا در نزديكى ازمير كه خليج صورت چشمهايى به خود مى گيرد. قـرآن مـي گـويـد ذو القـرنين در سفر غربيش احساس كرد خورشيد در چشمه گل آلودى فرو ميرود. اين صحنه همان صحنه اى بود كه كورش به هنگام فرو رفتن قرص آفتاب (در نظر بيننده ) در خليجك هاى ساحلى مشاهده كرد. (بعضي گمان کرده بودند منظور قرآن اين است که خورشيد در گل و لاي غروب مي کند!) دومين لشکركشى كوروش به جانب شرق بود، چنانكه هردوت مى گويد: اين هجوم شرقى كـوروش بـعـد از فـتـح لیدیا صـورت گـرفـت، مخصوصا طغيان بعضى از قبايل وحشى بيابانى كوروش را به اين حمله واداشت. قرآن لشکرکشي دوم ذوالقرنين را اينطور تشبيه مي کند: (حـتـى اذا بـلغ مـطـلع الشـمـس وجـدهـا تـطـلع عـلى قـوم لم نـجـعـل لهـم مـن دونـهـا سـتـرا) که اشـاره بـه سـفر كوروش به منتهاى شرق است كه مشاهده كرد خورشيد بر قومى طلوع مى كند كه در برابر تابش آن سايبانى ندارند اشاره به اينكه آن قوم بيابانگرد و صحرانورد بودند. سومين لشکرکشي کوروش بـه سـوى شمال، به طرف كوههاى قفقاز بود، تا به تنگه ميان دو كوه رسيد، و براى جلوگيرى از هـجـوم اقوام وحشى با درخواست مردمى كه در آنجا بودند در برابر تنگه سد محكمى بنا كرد. ايـن تـنـگه در عصر حاضر تنگه داریال ناميده مى شود كه در نقشه هاى موجود ميان ولادى كيوكز و تفلیس نـشان داده مى شود، در همانجا كه تاكنون بازماندههای ديوار آهنى موجود است، اين ديـوار هـمـان سـدى اسـت كـه كـوروش بـنـا نـموده زيرا اوصافى كه قرآن در باره سد ذو القرنين بيان كرده كاملا بر آن تطبيق مى كند. منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : بعضی دیگر گفتهاند: ذوالقرنین همان اسکندر مقدونی است که در زبانها نامی است، و سد اسکندر هم همانند یک مثلی شده، که همیشه بر سر زبانها هست. و بر این معنا روایاتی هم آمده، مانند روایتی که در قرب الاسناد از موسی بن جعفر (ع) نقل شده، و داستان عقبة بن عامر از فرستاده خدا، و داستان وهب بن منبه که هر دو در الدرالمنثور نقل شده. و بعضی از قدمای مفسرین از صحابه و تابعین، مانند معاذ بن جبل - به نقل گردهمایی البیان - و قتاده - به نقل الدرالمنثور نیز همین قول را اختیار کردهاند. و بوعلی سینا هم وقتی اسکندر مقدونی را وصف میکند او را به نام اسکندر ذوالقرنین مینامد، فخر رازی هم در برداشت بزرگ خود بر این دیدگاه پافشاری و پافشاری دارد. و خلاصه آنچه گفته این است که: قرآن دلالت میکند بر اینکه سلطنت این مرد تا اقصی نقاط باختر، و اقصای خاور و جهت شمال گسترش یافته، و این به راستی همان معموره آن روز زمین است، و همانند چنین پادشاهی باید نامش جاودانه در زمین بماند، اسکندر نیز در این ویژگی با کوروش میماند چون او پس از مرگ پدرش همه ملوک روم و باختر را برچیده و بر همه آن سرزمینها چیره شد، و تا آنجا پیشروی کرد که دریای سبز و سپس مصر را هم بگرفت. آنگاه در مصر به بنای شهر اسکندریه پرداخت، پس وارد شام شد، و از آنجا به قصد سرکوبی بنی اسرائیل به طرف بیت المقدس رفت، و در قربانگاه (مذبح) آنجا قربانی کرد، پس متوجه جانب ارمینیه و باب الابواب گردید، عراقیها و قطبیها و بربر خاضعش شدند، و بر ایران مستولی گردید، و قصد هند و چین نموده با امتهای خیلی دور جنگ کرد، سپس به سوی خراسان بازگشت و شهرهای بسیاری ساخت، سپس به عراق بازگشته در شهر «زور» و یا رومیه مدائن از جهان برفت، و مدت سلطنتش دوازده سال بود. اشکالی که در این قول است این است که: «اولا اینکه گفت پادشاهی که بیشتر آبادیهای زمین را مالک شده باشد تنها اسکندر مقدونی است» قبول نداریم، زیرا چنین ادعائی در تاریخ مسلم نیست، زیرا تاریخ، پادشاهان دیگری را سراغ میدهد که ملکش اگر بیشتر از ملک مقدونی نبوده کمتر هم نبودهاست. و دوم اوصافی که قرآن برای ذوالقرنین برشمرده تاریخ برای اسکندر مسلم نمیداند، و بلکه آنها را انکار میکند. برای نمونه قرآن کریم چنین میفرماید که «ذو القرنین مردی مؤ من به خدا و روز جزا بوده و خلاصه دین یکتاپرستی داشته در حالی که اسکندر بر پایه داستان یونانیان خداپرست نبودهاست، همچنان که قربانی کردنش برای مشتری، خود گواه آن است. و نیز قرآن کریم فرموده ((ذو القرنین یکی از بندگان درستکار خدا بوده و به داد و رفق مدارا میکرده» و تاریخ برای اسکندر خلاف این را نوشتهاست. و سوم در هیچ یک از تواریخ آنان نیامده که اسکندر مقدونی سدی به نام سد یاجوج و ماجوج به آن اوصافی که قرآن ذکر فرموده ساخته باشد. و در کتاب «البدایة و النهایه» در باره ذوالقرنین گفته: اسحاق بن آدمی از سعید بن بشیر از قتاده نقل کرده که اسکندر همان ذوالقرنین است، و پدرش نخستین قیصر روم بوده، و از دودمان سام بن نوح بودهاست. و ولی ذوالقرنین دوم اسکندر پسر فیلبس بودهاست. (آنگاه نسب او را به عیص بن اسحاق بن ابراهیم میرساند و میگوید او مقدونی یونانی مصری بوده، و آن کسی بوده که شهر اسکندریه را ساخته، و تاریخ بنایش تاریخ رایج روم گشته، و از اسکندر ذوالقرنین به مدت بس طولانی متاخر بوده. و دومی نزدیک سیصد سال پیش از مسیح بوده، و ارسطاطالیس حکیم وزیرش بوده، و همان کسی بوده که دارا پسر دارا را کشته، و ملوک فارس را ذلیل، و سرزمینشان را لگدکوب نمودهاست. در دنباله کلامش میگوید: این مطالب را بدان جهت خاطرنشان کردیم که بیشتر مردم گمان کردهاند که این دو نام یک مسمی داشته، و ذوالقرنین و مقدونی یکی بوده، و همان که قرآن نام میبرد همان کسی بوده که ارسطاطالیس وزارتش را داشتهاست، و از همین راه به خطاهای بسیاری دچار شدهاند. آری اسکندر نخست، مردی مؤ من و درستکار و پادشاهی دادگر بوده و وزیرش خضر بودهاست، که به طوری که پیشتر بازگو کردیم خود یکی از پیامبران بوده. و ولی دومی مردی مشرک و وزیرش مردی فیلسوف بوده، و میان دو عصر آنها نزدیک دو هزار سال فاصله بودهاست، پس این کجا و آن کجا؟ نه بهم شبیهند، و نه با هم برابر، مگر کسی بسیار کودن باشد که میان این دو اشتباه کند. در این سخن به کلامی که پیشترها از فخر رازی نقل کردیم کنایه میزند دقت نماید سپس به کتاب او آنجا که سرگذشت ذوالقرنین را بازگو میکند مراجعه نماید، خواهد دید که این آقا هم خطائی که مرتکب شده کمتر از خطای فخر رازی نیست، برای اینکه در تاریخ اثری از پادشاهی دیده نمیشود که دو هزار سال پیش از مسیح بوده، و سیصد سال در زمین و در اقصی نقاط باختر تا اقصای خاور و جهت شمال سلطنت کرده باشد، و سدی ساخته باشد و مردی مؤ من درستکار و بلکه پیغمبر بوده و وزیرش خضر بوده باشد و در درخواست آب حیات به تاریکی رفته باشد، حال چه اینکه اسمش اسکندر باشد و یا غیر آن.اصلاً در دوره صدر اسلام هیچگونه اطلاعی از اسکندر در میان اعراب وجود نداشتهاست اسکندر شخصیتی است که در قرون بعد و پس از ترجمه متون لاتین به عربی وارد ادبیات عرب شدهاست.منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ : در برخی احادیث اسلامی ذوالقرنین پیامبر و پادشاه شرق و غرب معرفی شده است. در کتاب نصایح چنین آمده است: خداوند هيچ پيغمبرى را پادشاهى نداد به جز چهار تن(بعد از حضرت نوح): ذوالقرنين- كه نامش عياش بود- داود، سليمان و يوسف؛ ذوالقرنين بر شرق و غرب حكومت كرد... همچنین در احادیث اسلامی از مسجد ذوالقرنین نیز یاد شده است. مسجد و ساختمان بزرگی که درازای آن ۴۰۰ ذراع بوده، که در ساختمان آن از تختههای چوب و مس و الواح مسین استفاده شده است. درازاى هر تخته چوب ۲۲۴ ذراع و فاصله دو ديوار ۲۰۰ ذراع و بلندى ديوارها ۲۲ ذراع گفته شده است.و مجلسی به نقل از ثعلبی محل ساخت سد ذوالقرنین را "پايان شرقى سرزمين ترك" خوانده است. ذوالقرنين داراى مشخصاتی بود، از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد: او شخصی با تاج یا کلاهی با دو شاخ است. خداوند اسباب پيروزي ها را در اختيار او قرار داد. او سـه لشگركشى مهم داشت : نخست به غرب، سپس به شرق و سرانجام به منطقه اى كه در آنجا يك تنگه كوهستانى وجود داشته، و در هر يك از اين سفرها با اقوامى برخورد كرد. خداوند او را قدرتمند کرده بود و اختیار جان و مال انسانها و عذاب و پاداش به آنها را به او داده بود. او مرد مؤ من و موحد و مهربانى بود، و از طريق عدل و داد منحرف نمى شد، و به همين جهت مشمول لطف خاص پروردگار بود. او يار نيكوكاران و دشمن ظالمان و ستمگران بود، و به مال و ثروت دنيا علاقه اى نداشت . او هم به خدا ايمان داشت و هم به روز رستاخيز. او سـازنده سدى است كه در آن از آهن و مس استفاده شد (و اگر مصالح ديگر در ساختمان آن نيز به كار رفته باشد تحت الشـعـاع ايـن فـلزات بـود) و هـدف او از سـاخـتـن ايـن سـد كـمـك بـه گـروهـى مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم ياجوج و ماجوج بوده است. او از کسانی بوده که خداوند خیر دنیا وآخرت رابه او عطا کرد. خیر دنیادرسلطنت و قدرت واختیاری که به او عطا شده بود و خیر آخرت ، برای اینکه او به گسترش داد و اقامه حق و به صلح و بخشش و رفق و کرامت نفس و گستردن خیر و دفع شر درآدمیان عمل میکرد. چنین بر میآید که او به وحی و یا الهام و یا بدست پیغمبری از پیغمبران تایید میشد، و به او کمک میکرد. اما از قرآن چيزى كـه صريحا دلالت كند او پيامبر بـوده استفاده نمى شود هر چند تعبيراتى در قرآن هست كه اشعار به اين معنى دارد. از بـسيارى از روايات اسلامى كه از پيامبر و ائمه نقل شده نيز مى خوانيم: او پيامبر نبود بلكه بنده صالحى بود. به جماعتی ستمکار در باختر برخورد و آنان را عذاب نمود(به این مفهوم که با آنها جنگید و آنها را شکست داد). سدی که بر روی قوم یاجوج و ماجوج بنا کرده در غیر باختر و خاور آفتاب بوده، چون پس از آنکه به خاور آفتاب رسیده پیروی سببی کرده تا به میان دو کوه رسیدهاست، و از مشخصات سد او افزون بر اینکه گفتیم در خاور و باختر جهان نبوده این است که میان دو کوه ساخته شده، و این دو کوه را که چون دو دیوار بودهاند به گونه یک دیوار دنباله دار در آوردهاست. و در سدی که ساخته پارههای آهن و قطر يعنى (مس گدازشده)به کار رفته است. منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : داستان ذوالقرنین در قرآن در سوره کهف به این شرح آمده است: و از تو در باره ذو القرنين مىپرسند. بگو: براى شما از او چيزى مىخوانم. (83) ما او را در زمين مكانت داديم و راه رسيدن به هر چيزى را به او نشان داديم. (84) او نيز راه را پى گرفت. (85) تا به غروبگاه خورشيد رسيد. ديد كه در چشمهاى گِلآلود و سياه غروب مىكند و در آنجا مردمى يافت. گفتيم: اى ذو القرنين، مىخواهى عقوبتشان كن و مىخواهى با آنها به نيكى رفتار كن. (86) گفت: اما هر كس كه ستم كند ما عقوبتش خواهيم كرد. آن گاه او را نزد پروردگارش مىبرند تا او نيز به سختى عذابش كند. (87) و اما هر كس كه ايمان آورد و كارهاى شايسته كند، اجرى نيكو دارد. و در باره او فرمانهاى آسان خواهيم راند. (88) باز هم راه را پى گرفت. (89) تا به مكان برآمدن آفتاب رسيد. ديد بر قومى طلوع مىكند كه غير از پرتو آن برايشان هيچ پوششى قرار ندادهايم. (90) چنين بود. و ما بر احوال او احاطه داريم. (91) باز هم راه را پى گرفت. (92) تا به ميان دو كوه رسيد. در پس آن دو كوه مردمى را ديد كه گويى هيچ سخنى را نمىفهمند. (93) گفتند: اى ذو القرنين، يأجوج و مأجوج در زمين فساد مىكنند. مىخواهى خراجى بر خود مقرر كنيم تا تو ميان ما و آنها سدى برآورى؟ (94) گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانايى داده است بهتر است. مرا به نيروى خويش مدد كنيد، تا ميان شما و آنها سدى برآورم. (95) براى من تكههاى آهن بياوريد. چون ميان آن دو كوه انباشته شد، گفت: بدميد. تا آن آهن را بگداخت. و گفت: مس گداخته بياوريد تا بر آن ريزم. (96) نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ كنند. (97) گفت: اين رحمتى بود از جانب پروردگار من و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زير و زبر كند و وعده پروردگار من راست است. (98) [۲] منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ مرتضی : جداى از مفسران دورهء اول ديگر مفسران در مقام تعيين مصداق براى ذوالقرنين احتمالاتى داده اند که درزير به پاره اى از اين احتمالات اشاره مى گردد: 1- معروفترين و قديمى ترين قول دربارهء ذوالقرنين اين است که وى همان ?اسکندر مقدونى ? يا ?رومى ?است (356ـ 323ق ) يعنى همان جهانگشاى معروف يونانى . مفسران بنامى چون طبرى , ميبدى ,بيضاوى , طبرسى و... اين نظريه را پذيرفته اند. ابن سينا در کتاب شفا و در بحث مناقب ارسطو مى نويسند: ارسطو معلم اسکندر بوده که وى در قرآن به نام ذوالقرنين آمده است (3). ابن خلدون نيز در مقدمهء خود که توسط محمد پروين گنابادى ترجمه شده است ذوالقرنين را همان اسکندر مقدونى معرفى کرده است . اگر چه در کتاب قرآن پژوهى , استاد خرمشاهى فخر رازى را در عداد کسانى شمرده که معتقدندذوالقرنين همان اسکندر است (4): ولى اين مفسر بزرگ بر مغايرت اسکندر با ذوالقرنين استدلال مى کند و معتقد است که ذوالقرنين پيامبر بوده است در حاليکه اسکندر شاگرد ارسطو بوده است و مورد امر و نهى وى و چنين کسى نمى تواند پيامبر باشد(5). 2- برخى معتقدند مراد از ذوالقرنين ?تبع الاقرآن ? پادشاه جنوب عربستان است . ابوريحان بيرونى که باحوادث تاريخى آشنا است ضمن رد نظريهء تطابق ذوالقرنين براسکندر اين ديدگاه را مطرح مى کند. وى باتوجه به اسامى نظير ?ذى يزن ? و ?ذوقهدان ? حدس مى زند که ذوالقدنين يکى از ملوک يمن است چون اول القاب پادشاه يمن ?ذو? آمده است و ذوالقرنين نيز با ذو شروع شده است پس بايد يکى از پادشاهان يمن باشد. 3- نظريهء سوم اين است که وى ?تين چى هوانگى تى ? بزرگترين پادشاه تاريخ چين است و مراد از سدى که در آيه از آن ياد شده است (سد يأجوج و مأجوج ) همان ديوار معروف و بزرگ چين است . 4- ديدگاه ديگر که از آن مفسران متأخر است و آنان با تأمل در شأن نزول آيات بدان ملتزم شده اند. اين است که ذوالقرنين لقب کورش بزرگ پادشاه ايران است . اولين کسى که اين نظريه را مطرح کرده است سرسيداحمد خان هندى است پس از اين مفسر معروف هند, شخصى بنام ابوکلام و زير پيشين هند با تمسک به يافته هاى خود از سراحمدخان , حوادث مهم زندگى کورش را با آيات قرآن تطبيق مى دهند. از جمله , حملهء کورش به ليدى را, بر رفتن و لشکر کشيدن ذوالقرنين به مغرب تطبيق کرده است و خورشيدى که در چشمهء گل آلود و غروب مى کند را رسيدن کورش به درياى اژه و ملاحظهء تصويرى از غروب آفتاب دانسته و مراء از قوم يأجوج و مأجوج را قوم مغول دانسته است . مفسر نامى شيعه مرحوم علامهء طباطبائى صاحب تفسير شريف الميزان اين نظريه را پذيرفته و بر تطبيق ذوالقدنين بر کورش کبير تمايل دارند.(6) مرحوم خزائلى نيز در کتاب اعلام قرآن بر اين رأى استدلهاى مبسوطى دارند. در اينکه ذوالقرنين کسب آراء ديگرى نيز هست که ذکر آنها مايهء طولانى شدن کلام خواهد بود, و ما به همين چهار رأى بسنده مى کنيم . از تطبيق و تعيين مصداق براى ذوالقرنين که بگذاريم دربارهء شخصيت و ويژگى هاى اخلاقى وى سخنان فراوانى گفته شده است . از جمله صدوق در کتاب حضال خويش مى فرمايند: ذوالقرنين در حقيقت يکى ازبندگان صالح خدا بوده و اميرالمؤمنين فرمودند که و فيکم مثله يعنى مثل او در ميان شما هست (7) که ظاهراً مراد امام از اينکه در ميان شما مثل او هست , خود حضرت مى باشد. و بعضى ها با استفادهء از اين روايت ذوالقرنين را بر حضرت على (ع ) تطبيق داده اند. کتاب خصال روايتى ديگر است از امام صادق (ع ) که مى فرمايد: ملوک روى زمين چهار نفر بودند دو نفر مؤمن معتقد که عبارتند از سليمان و ذوالقرنين . دو نفر کافر که عبارتنداز نمرود و بخت النصر.(3) از جمله خصائصى که از ذوالقرنين در آيات قرآن آمده است مى توان به موارد زير اشاره داشت : ـ لقب ذوالقرنين براى اين شخص , لقبى نيست که قرآن آنرا وضع کرده باشد. چون در شأن نزول آيات يادشده مى خوانيم که مردم از پيامبر (ص ) دربارهء شخصى بنام ذوالقرنين سؤال کردند و قرآن آيات يادشده را براى پاسخگويى نازل فرمود. پس قبل از نزول آيات يادشده مردم وى را ذوالقرنين لقب داده بودند. ـ بنا به فرمودهء آيات قرآن خداوند به ذوالقرنين تمکن و قدرت بخشيده بود و اسباب فرمانروايى وى رافراهم کرده بود. در آيهء 84سورهء کهف مى خوانيم : انا مکنا له فى الارض ? يعنى به وى تمکن داديم . ـ بنا به فرمودهء آيات قرآن وى اعمال بزرگى را در جنگهاى خويش انجام داده بود. (با توجه به مجموعه ءآيات يادشده ). ـ يکى ديگر از نسبتهايى که قرآن به ذوالقرنين داده است , ساختن سدى است . وى اين سد را براى رهايى مردم از قبيلهء يأجوج و مأجوج ساخته بود. اين نسبت را در آيهء 94و 95سورهء کهف مى خوانيم . ـ يکى ديگر از ويژه گى هاى ذوالقرنين اعتقادى وى ?خدا? و ?آخرت ? است . اين اعتقاد را مى توان از آيات 94و 95فهميد. اين رحمت پروردگار من است و آنگاه که قيامت برسد خداوند آنرا خرد خواهد کرد. ووعدهء پروردگار من حق و راست است . (آيه 98سورهء کهف ). ـ يکى ديگر از ويژه گى هايى که از مجموعهء آياتى که داستان ذوالقرنين را گفته اند مى توان فهميد اين است که وى پادشاهى دادگر بوده و نسبت به مردم مهربانى داشته است . اين توصيف از ذوالقرنين با حديثى که ازامام صادق (ع ) نقل شده سازگارى دارد. در پايان بايد يادآور شد, گذشته از اين اختلافاتى که دربارهء مصداق و خصوصيات ذوالقرنين وجود دارد,ذوالقرنين يکى از شخصيتهاى قصص قرآنى است و آنگونه که کل قصص قرآن آموزنده و قابل تأسى اندداستان ذوالقرنين نيز يک داستان واقعى است و قابل تأسى . منشور حقوق بشر کوروش کبیر، یاوه بزرگ بعدی قبلی
مرتضی : در اين نوشته ابتدا داستان ذوالقرنين را بر مبناى ترجمهء آيات يادشده مى خوانيم و سپس درباره ءشخصيت وى مطالبى ذکر خواهيم کرد. اما ترجمهء آيات 1) و از تو دربارهء ذوالقدنين مى پرسند. بگو: براى شما از او يادى خواهم کرد. ما او را در زمين مکانت داديم و راه رسيدن به هر چيز را به او نشان داديم . او نيز راه را پى گرفت . تا به غروبگاه خورشيد رسيد. ديد که درچشمه اى گل آلود و سياه غروب مى کند و در آنجا مردمى يافت . گفتيم اى ذوالقرنين خواهى عقوبتشان کن وخواهى با آنها به نيکى رفتار کن . گفت هر کس که ستم کند ما عقوتبش خواهيم کرد. آنگاه او را نزدپروردگارش مى برند تا او نيز به سختى عذابش کند. و اما هر کس که ايمان آورد و کارهاى شايسته کند اجرى نيکو دارد. و دربارهء او فرمانهاى آسان خواهيم راند. بازهم راه را پى گرفت . تا به مکان برآمدن آفتاب رسيد. ديد بر قومى طلوع مى کند که غير از پرتو آن برايشان هيچ پوششى قرار نداده ايم . چنيين بود و ما بر احوال او احاطه داريم . باز هم راه را پى گرفت . تا به ميان دو کوه رسيد. در پس آن کوه مردمى را ديد ه گويى هيچ سخنى را نمى فهمند. گفتند:اى ذوالقرنين , ياجوج و ماجوج در زمين فساد مى کنند, مى خواهى خراجى برخود مقدر کنيم تا تو ميان ما و آنهاسدى بر آورى ؟ گفت آنچه پروردگار من , مرا بدان توانايى داده است بهتر است . مرا به نيروى خويش مدد کنيد تا ميان شما و آنها سدى برآورم . براى من تکه هاى آهن بياوريد, چون ميان آن دو کوه انباشته شد . گفت : بدميد, تا آن آهن را بگداخت , و گفت : مس گداخته بياوريد تا بر آن ريزم . نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کند. گفت اين رحمتى بود از جانب پروردگار من . و چون وعدهء پروردگار من در رسد آنرا زير و زبر کند و وعده ءپروردگار راست است .(پايان ترجمه) شخصيت ذوالقرنين از اين جهت بحث انگيز و مبهم است که مفسران در تعيين شخصيت وى و اينکه اوکيست ؟ و چرا بدين نام خوانده شده است ؟ و همچنين در جغرافياى وقوع داستان و سد يأجوج و مأجوج .گرفتار اختلاف شده اند. مفسران دورهء نخست کمتر در تعيين مصداق ذوالقرنين کوشيده اند و بعضاً وى رايک شخصيت غير تاريخى قلمداد کرده اند و بيشتر, همت خود را صرف وجه نامگذارى وى کرده اند(2). اين مفسران در وجه نامگذارى وى آراء زير را ارائه کرده اند: 1- چون عمر وى طولانى بوده و باندازهء دو قرن زندگى کرده است وى را ذوالقرنين يعنى صاحب دو قرن خوانده اند. 2- چون وى کريم الطرفين بوده يعنى هم پدر و هم مادر کريم النفس و بزرگى داشته است وى را ذوالقرنين خوانده اند. 3- چون وى بر کلاهخود خود دو شاخک داشته است . و شاخک به معنى قرن است وى را ذوالقرنين يعنى صاحب دو شاخک خوانده اند. 4- چون وى موهاى پيشانى خود را مى بافته و چون دو شاخک برسرخود قرار مى داده وى ارا ذوالقرنين خوانده اند. در ميان مفسران قديم آنهائى که در مقام تعيين مصداق براى ذوالقرنين برآمده اند. در تعيين زمان حيات وى گرفتار نوعى ابهام شده اند, ازاينرو ذوالقرنين را متعلق به دوران حضرت ابراهيم و يا قبل از آن مى دانند واين بدان جهت است که اينان بين دورهء حضرت موسى و عيسى (ع ) شخصى بدين نام نشناخته اند به همين دليل وى را به آن دوران که قدرى تاريکتر است نسبت داده اند. لوگین شوید تا امکان حذف نظرتان وجود داشته باشد.اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین
|
||||