فراموش کردم
رتبه کلی: 255


درباره من
تو طاقت پروانه را خواهی سرود - اما شمع - زیرکانه تر می میرد


آتشم که شعله میکشم
وای
شعله میکشم که آتشم
تقدبر
با من سرِ جنگ داشت تقدیر هر لحظه نشاند نقشی این پیر هر خوابِ خوشی که دیده بودم وارونه نشست و کرد تعبیر یک گوشه نشستم و شکستم شد زود برای زندگی دیر در خون، دلِ خسته را نشانده جز عشق دلم نداشت تقصیر یک روز شدم اسیر چشمی یک عمر اثر نکرد تدبیر بیماریِ چشمِ مستش انگار پیشم که رسید داشت واگیر...
تاریخ درج: ۹۴/۰۴/۰۴ - ۱۱:۲۶ 1 نظر , 5 بازدید

"آتش"
"اشتباه"
من اشتباه کرده ام از من قبول کن کمتر دلِ قشنگِ خود را مَلول کن ما را به اشتباه ببخش و ثواب کن فکری به حالِ این دلِ خامِ عجول کن صد بار گفته ام که من از دوستی به تو دارم خطا زیاد ، کرامت نزول کن بی تو خمار و زار و غریبم در زمین با بوسه های دل فریب مرا لولِ لول کن من خالی از تواَم که چنین سَ...
تاریخ درج: ۹۴/۰۴/۰۴ - ۱۱:۲۰ 1 نظر , 4 بازدید
امیر آفتاب
سودای تو هرچند خرابم کرده است همسنگ امیرِ آفتابم کرده است ما و نفسی که مانده ، سرشارم کن خورشیدِ تو رنگ ماهتابم کرده است یک شب زِ وفا به پرسشم آی و ببین شوق تو چه با دلِ کبابم کرده است هر سنگ جفا که بر دلم می بارید با عشق تو آیینه مآبم کرده است خون جگر از دیده روان است ولی یک قصّۀ کودکانه...
تاریخ درج: ۹۴/۰۳/۱۹ - ۱۰:۲۰ 2 نظر , 14 بازدید
سال نو مبارک
قِسمَتَم از عمر فقط درد شد اوّلِ نوروز دلم زرد شد پیر شدم در گذر کودکی با دلِ من درد هماورد شد همنَفسِ گرمترین ماهِ سال بودم و دیدم نَفَسَم سرد شد ساده بگویم : سفرم خوب بود همسفرم حیف که نامرد شد هدیه برایم گُل رُز می خرید خارِ دلم گُل که می آوَرد ، شد در نظرم رنگ حنایش نداشت عاقبت آن سِح...
تاریخ درج: ۹۳/۱۲/۲۷ - ۲۲:۰۶ 2 نظر , 30 بازدید
.......
رسیدی ز ناگاه ، ناگاه تر ز خورشید هم دیدَمَت ماه تر همه شهر افسونِ چشمت شدند من امّا به حُسنِ تو آگاه تر عزیزان مصری ، اسیر تواَند به مُلک دلی از همه شاه تر کشیدی دلم را به سوی خودت برای همین من شدم کاه تر تو در طالعِ من نبودی که بود مسیرم ز راهِ تو بی راه تر ز دامانِ تو ، دستِ کوتاهِ من...
تاریخ درج: ۹۳/۱۰/۰۸ - ۱۱:۳۱ 2 نظر , 77 بازدید
...
گفتی به من برای رهایی، برو بمیر ما خسته ایم از تو ، خدایی برو بمیر نوعی ریاضت است حضورت برای من درمانِ دردِ ماست جدایی ، برو بمیر رفتم به خاطر تو مُردَم برای تو دیگر نگو که : دوست نمایی برو بمیر من عاشق تو بودم و تو عاشقِ . . . نه ! هیچ دیگر نسوزد "آتش" و جایی برو بمیر "آتش" ...
تاریخ درج: ۹۳/۱۰/۰۸ - ۱۱:۳۰ 1 نظر , 47 بازدید
.......
بخند ، خندۀ تو مایۀ غنی سازی است و صبح رویِ تو آغازِ نور پردازی است همیشه مُستند چشم تو تماشایی است نگاهِ ساده ات انگیزۀ نظر بازی است کمی بایست ببینم شکوهِ محشر را که شرمسار تو سَرو ، از حدیثِ طنّازی است دمید ، صبح به امّیدِ دیدن رویت ستاره در هوسِ یک بغل هم آوازی است به دورِ خویش ز عشق تو...
تاریخ درج: ۹۳/۱۰/۰۸ - ۱۱:۲۸ 2 نظر , 54 بازدید
.......
غمی به وسعت چشمت شده گلو گیرم به جز نگاهِ تو ، از هر چه خوانده ام سیرم به امتدادِ نگاهت دلم گره خورده است که پای چشمِ تو آیینه وار درگیرم مرا به بند کشیدی ، نگفته ای امّا چه کرده ام که چنین مستحقّ زنجیرم ؟ قرار ما جدایی نبود ، یادت هست ؟ که با چه شیوه ای در آورده ای به تسخیرم ؟ هجومِ فاصله...
تاریخ درج: ۹۳/۱۰/۰۸ - ۱۱:۲۶ 2 نظر , 45 بازدید
" حصار لحظه ها "
دوباره می نشیند در نگاه خسته ام مهتاب سرابِ جادۀ رؤیا شود در چشمِ خُشکم آب کسی از پشت این دیوار تنهایی صدایم زد پرید از دیدۀ سنگین من ناگاه رنگِ خواب بیا بشکن حصار لحظه های انتظارم را که می ترسم بمیرد در فراقت سینۀ بی تاب میان کوچه های آشنایی چاه می روید بیا ما را از این گردابِ وحشتناکِ غم ...
تاریخ درج: ۹۳/۱۰/۰۸ - ۱۱:۲۴ 1 نظر , 83 بازدید
"برگرد"
انگار کمی خسته تر از زنجیرمچندی است که با حالِ خودم درگیرمانداخته پنجه در گلویم بُغضیدرگیر هزار خوابِ بی تعبیرم . . .از این همه آسمان ندارم سهمیمن قسمتِ خاکِ مرده خوارِ پیرمحق دارد اگر کسی مرا نشناسدوقتی که خودم عاجزم از تفسیرمتقدیر نشانده بود ما را با همآبی تو و ، من سیاه شد تصویرمای کاش که...
تاریخ درج: ۹۳/۰۶/۲۲ - ۲۰:۴۴ 6 نظر , 151 بازدید
" حصار "
وقتی خمار جرعه به کامِ تو می شودحتمأ هزار قرعه به نامِ تو می شودرندانه جام خالی ما را شکسته اندمستی فراهم از لبِ جامِ تو می شودچشمم به دستِ ساقی بزم کسی نبوددل مست ، از صفای مدام تو می شودوقتی دلم هوایی دیدارِ خوبِ توستمحوِ شکوفه های کلامِ تو می شودشُکر خدا در سفرِ سوز و سازِ ماهمراهمان دعای دوامِ ت...
تاریخ درج: ۹۳/۰۶/۰۴ - ۰۰:۱۶ 9 نظر , 107 بازدید
عیدتون مبارک
عیدتون مبارک
"چه خواهد شد"
راستی اوضاع خیلی درهم استبیشتر سهمِ دلِ مردم غم استعشق را می شود در قصّه خوانددوستی با نامرادی با هم استآدمِ گندم نمایِ جُو فروشمُهرِ پیشانیش داغی مبهم استگشته تسخیرِ حرامی جاده هاپاسبان در خواب پُر پیچ و خم استذهن حّوا بوی گندم تا گرفتاین کمی از حال و روزِ آدم استبی خیالِ فاعلاتُن فاعلاتوزن شعرِ در...
تاریخ درج: ۹۳/۰۴/۲۲ - ۲۱:۰۶ 5 نظر , 115 بازدید
" ستاره "
می میرم از شوقِ تو اینجا کُنجِ خانهریزد ز لبهایت ستاره ، دانه دانهمن عاشقِ آن خنده های تلخ گونملبخند های ساده ، امّا عاشقانهقربانِ چشمان سیاه و مست و گرمتعمر من است آن گیسوان جادُوانهبا رشتۀ عمرم گره خورده است زلفتمن هستم و تنهایی و عمری بهانهتریاکِ لبهای تو زهر و پادزهرموقتی...
تاریخ درج: ۹۳/۰۴/۲۲ - ۲۱:۰۰ 5 نظر , 102 بازدید
"هرچه بادا باد"
ببین دارم در این ویرانۀ آباد می سوزممیان سوختنها میزنم فریاد: می سوزمصدایم در صدای سوزِ هیزمها ز هم پاشیدز ترسِ شعله ها می لرزم و آزاد می سوزمبسوزانند، می سوزم ، دهان امّا نمی دوزمشبِ یلدا شده روزم ، به دستِ باد می سوزمبه حکمِ مؤمنان گفتند : باید سوخت کافر رادَم ایمانشان گرم است و از بنیاد می سوزماگ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۳/۲۵ - ۱۲:۱۵ 9 نظر , 147 بازدید
"جدی نگیرید"
گفتم که تعریف مرا جدٌی نگیریدحرفی زدیم امٌا شما جدٌی نگیریددر یک غزل گیرم که حرفی از تو گفتیملطفا شما آن قدرها جدٌی نگیریداحوالمان بد بود یک چیزی نوشتیمهذیان ِ تب های مرا جدٌی نگیریدشاید نگاهت قالب یک مثنوی شدیا مولوی باشید یا جدٌی نگیریدشاعر اگر اغراق می گوید, بگویددقٌت بفرمایید تا جدٌی نگیری...
تاریخ درج: ۹۳/۰۳/۲۱ - ۱۰:۱۲ 4 نظر , 110 بازدید
"شب زده"
میان شب زدگانی که دشمن سحرندبه جُرم دوستیِ با سپیده متّهممزمین پُر است از آدم, پُر است ازگندمولی فقط منِ گندم ندیده متّهمم"آتش"...
تاریخ درج: ۹۳/۰۳/۲۰ - ۱۰:۱۶ 5 نظر , 126 بازدید
"بوی مهتاب"
من ساکن این محنت آباد خرابمدر جاده های دورِ حیرت, نقشِ آبمروحِ سحر بودم ولی چندی است اینجامانندِ شب چشم انتظار آفتابماز اشتیاقِ چشمۀ خورشید مستمبا ساغری از چشمِ میگونی خرابممهر آشنا و بی خبر از رویشِ ماهدر حسرتِ یک جرعه بوی ماهتابمکوهم که در پای محبت استوارمهر چند در کار شکستِ خود حُبابمبا کول...
تاریخ درج: ۹۳/۰۳/۱۴ - ۱۲:۱۸ 4 نظر , 131 بازدید
 بگذر ای باد سحر از سر_
بگذر ای باد سحر از سر_ "آتش" نفسی, نیستی گر به سر_ مهر, بیا جنگ کنیم
کی شود آیی و با گرمای تن آتش بسوزانی . . .
کی شود آیی و با گرمای تن آتش بسوزانی . . . ...
تاریخ درج: ۹۳/۰۱/۲۶ - ۱۳:۲۷ 6 نظر , 264 بازدید
"این که هستم"
بگذار بگویم این که هستم تا چشم تو هست می پرستم بگذار بگویم : آی مردم عمری است از آن نگاه, مستم بگذار همه مرا ببینند با جام شکوهمند دستم آیینه ی لحظه هات بودم وقتی که به دست تو شکستم این فاصله بین ما مهم نیست من سایه به سایه با تو هستم چندی است ز شش جهت بریدم از هرچه به جز تو , دل گسستم ج...
تاریخ درج: ۹۲/۱۲/۰۲ - ۰۹:۴۲ 7 نظر , 201 بازدید
با توام . . .
با توام . . .
"گلایه"
سلام ،حال شما؟خوب ! مرحمت دارید خوشا به حال شما کاین همه صفت دارید که در حوالی _این قحطی _ سلام و علیک زحال بنده بپرسید ، مرحمت دارید شما که خوب از احوال ما خبر دارید چرا که بر همه حالی مراقبت دارید چقدر لاف رفاقت ، و نا رفیقی ها از آن کسی که به نوعی معاشرت دارید بگو به آن که فراموش کرده ما ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۸/۲۶ - ۱۱:۲۲ 12 نظر , 243 بازدید
................................
دست‌هایت دور است دردهایت نزدیک....
تاریخ درج: ۹۲/۰۶/۲۱ - ۱۲:۲۹ 10 نظر , 238 بازدید
فاصله
چقدر فاصله داریم تا تهی بودن! چقدر یک شب _ بی درد_ سر نیاسودن! هنوز چشم من از خواب صبح وا نشده خمار جرعه ی خوابی به هر جهت بودن نگاه کن که نگاهت خلاصه ی دریاست گرفته حال_ مرا این کویر _ فرسودن مرا برآور از این ترسناک مردابی نمی توان قدمی سوی شوق پیمودن بیا که هر چه به غیر از تو , پیش من هیچ ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۴/۲۲ - ۱۰:۰۸ 14 نظر , 393 بازدید
افسانه
کسی ما را نمی فهمد بیا تا زود بگریزیم نگشته راه ها تا باز هم مسدود بگریزیم بیا از کوچه های خلوت و تاریک ِ پچ پچ ها به دل های پر از فریاد ِ درد آلود بگریزیم اگر حرف مرا جایی نخواهی برد، می خواهم شبی تا قصٌه های کوچ ِ نامحدود بگریزیم پر از تردید ماندی تازه اینجا اوٌل راه است به سختی م...
تاریخ درج: ۹۲/۰۲/۱۱ - ۱۱:۰۸ 12 نظر , 341 بازدید
کابوس
کابوس بود و ضربه ی ساعت تمام ِ شب می ریخت ثانیه ها را به کام ِ شب گویا به قاب چوبی ِ دیوار مسخ بود افتاده بود پای گریزش به دام ِ شب معذور بود ساعت و باید که می رساند با دور ِ تند عقربه هایش پیام ِشب سر در پر ِ خیال برده بود روز تا خورده بود سکه ی دولت به نا...
تاریخ درج: ۹۲/۰۱/۲۸ - ۱۰:۱۶ 15 نظر , 286 بازدید
گلایه {چهار پاره}
شبی سرد با یک کتاب آمدی پر از مبهم ِ خالی ِ فلسفه از اشراق بیرون کشاندی مرا &n...
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۲۷ - ۱۰:۴۳ 32 نظر , 729 بازدید
نیمایی
سال ها در پی تو می گشتم، هر کجا شاخه ی سبزی بود، آب ، مهتاب ، افق،..... و نمی دانستم، گوشه ی باغچه ی کوچک ِ من، لای گل های رز و کاغذی ام خواهی بود...... .................................................... چشم هایت آسمان است ، پر از ساده ی ابر، که دلش میخواهد، یک نفس گریه کند......
تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۱۴ - ۰۹:۴۱ 20 نظر , 492 بازدید
املاک اکازیون فروش ویژه فلش مموری با قیمت ویژه در ماه مبارک رمضان کیــــــــ خـــــــدا میاد تــــــورو بسوزونهــــــــــ؟؟ دوستان گُل بیاید یه لحظه وجــــــود خــــدا چند جمله از هبوط..... گمگشته کنعانیم فروش زمین با هماهنگی بنیاد مسکن در آچاچی متری 200هزارتومان 25درصدتخفیف به مناسبت عید فطر. کلاس های تابستانی زبان انگلیسی ویژه ورزشکاران ومربیان شهرستان میانه/با18سال سابقه