نام کاربری:
پسورد:
ثبت نام
صفحه اصلی آرشیو Chat نقشه میانه اعضا گالری عکس ارتباط با ما

















بـــارخدایـــا تحمل شنیـــدن حرف هــای مخــالف را به مــن عطــا بفرمــــا. - ایران اذربایجان میانه

امتیاز : 0 از پنج بازدید کننده : 146 نفر

اکثرا سعی می کنم به هر پست و کامنتی واکنش ندهم خصوصا که موضوعات تکراری و بی اساس باشد ولی وقتی می بینم حقی از کسی ضایع می شود یا راهی به اشتباه می رود دیگر نمی توانم سکوت اختیار کنم.چند روزیست که در پستی با عنوان "وصیت نامه کوروش؟؟!!؟" تعدادی از همشهریان نظراتی را به عنوان موافق و مخالف بیان کرده اند اما موضوعی که باعث آزردگی خاطرم شد و باعث شد که این پست را بنویسم عدم تحمل شنیدن حرف مخالف از سوی برخی و روی آوردن به کلمات زشت و رکیک توسط عده ای از ایشان بود.حالا که با هویت واقعی وارد بحث می شوم نمی دانم که چه تضمینی وجود دارد که کم لطفی این اشخاص شامل حال بنده نیز نشده و از کم احترامی های ایشان در امان باشم خصوصا که ارسال پیام در این سایت آنلاین می باشد.امیدوارم که اتفاقی نیافتد که مجبور باشم ساعت به ساعت به این سایت بیایم تا نظرات را حذف یا ویرایش کنم.

از جناب سحر بخاطر روشنگری هایشان در ارسال پیام ها و همچنین رعایت حفظ ادب در ارسال پاسخ هایشان که مطمئنا برگ برنده ایست در مقابل مخالفان نهایت تشکر و قدردانی را دارم.

هر چند که با هیچ یک از مطالب و ادعاهای بی اساس خانم رمضانی که چیزی جز تکرار حرف های ملی گرایان افراطی که گاها منکر پیامبر اسلام شده و کوروش را پیامبر ایران می دانند که بی شک از روی نا آگاهی بوده است بر نمی تابم اما از ایشان نیز بخاطر رعایت احترام طرف مقابل تشکر می کنم.و امیدوارم که این سخن معلم انسانیت دکتر علی شریعتی شامل حال همه مان شود.

بـــارخدایـــا تحمل شنیـــدن حرف هــای مخــالف را به مــن عطــا بفرمــــا!

اما سخنم را اینگونه ادامه می دهم ...

نمی دانم چرا عده ای با شنیدن کوچکترین حرفی درباره یک شخصیت بلاد دیگر در سایتی که شاید بازدید کننده آن به 50 نفر هم نرسد فورا به آن وصله اهانت چسبانده و کاسه داغ تر از آش می شوند!ولی وقتی تمسخر ، اهانت و توهین به خود و همشهریان خود را مدام در رسانه ها می بینند نادیده می گیرند؟؟؟؟؟

نمی دانم کجای این درست است و آن یکی درست نیست که بگوییم که همه ما آریایی؟؟!؟ هستیم حتی ترک ها! چون نمی شود هم آریایی بود هم ترک!

اگر می خواهید داریوش و کوروش و فردوسی و ... را به ما بشناسانید و شک ما را برطرف کنید بهتر است که تکرار مکررات نکنید چون همه اینها را در دوران تحصیل به ما دیکته کرده اند بالاجبار مطالعه کرده ایم! پس بهتر است اینبار شما زحمت مطالعه را بکشید بخوانید و بشنوید  از دده قورقود از بابک از کوراوغلو از ...



ا.مختاري(miyanehpix )1388/10/25 - 19:43:51
احسنت! آقای نقیلو!


محسن قهرمانی :1388/10/25 - 20:24:19
با سلام
آقا نقیلو با اینکه تحلیل یا به عبارتی نصحیت شما خوب بود.ولی مسائل ارزشی و اسامی که ما ایرانی ها نسبت به آنها تعصب داریم جای هیچ گونه توهین نیست.شاید تعصب داشتن خوب نباشد ولی کوروش و ... ارزش و تاریخ ملت ماست به هیچ وجه قابل قبول نیست که به ایشان توهین شود.
شاید داشتن آرامش شنیدن توهین برای بعضی ها سخت باشد.
-----------
اهانت به ارزش ها و تاریخ ملت شما؟؟!؟ نه! بلکه اهانت به هر ملت و طایفه ای با هر تیر و رگه ای در هر کجای دنیا محکوم است.اما راه قدس از کربلا می گذرد!


سحر :1388/10/26 - 01:23:23
با سلام خدمت آقای نقیلو
نوشته تان با عنوان " بـــارخدایـــا تحمل شنیـــدن حرف هــای مخــالف را به مــن عطــا بفرمــــا." را خواندم.حق مطلب را ادا نموده اید.از این بابت از جنابعالی بسیار متشکرم.

برتولد برشت شاعر و نمایشنامه‌نویس بزرگ آلمانی می گوید: "آنکه حقیقت را نمی‌داند احمق است و آنکه حقیقت را می‌داند و آن را کتمان می‌کند تبهکار است". آنچه وظیفه خود می دانم بیان حقیقت است و دفاع از حق.و در این راه نیز به استقبال تمامی هزینه ها نیز خواهم رفت و تبهکار بودن را نیز نخواهم پذیرفت.تاریخ بشر خود شاهد فدا نمودن جان بسیاری بوده است که در راه دفاع از حق و حقیقت گام برداشته اند و نهراسیده اند از زندان و شکنجه و اعدام.گرچه این راهپویان حق و حقیقت این مصائب را به جان خریده اند و در زمانه خود از شیرینی ها و لذات زندگی دست شسته اند ولیکن ثمره زحمات آنان را مردمان دیگر بهره جسته اند.آیندگان اینان را همواره به نیکی یاد کرده اند.
انچه مرا به این داشت تا در رابطه با مطلالبی در این سایت زبان به انتقاد گشویم نیز از همین روحیه حق طلبی و حقیقت جوی ام نشات می گیرد. وزیر تبلیغات حکومت نازی ها "یوزف گوبلز" معتقد است که دروغ هر اندازه که بزرگ باشد موثرتر است.او بر این باور بود که اگر مردم تنها جزئی از دروغ را بپذیرند کافی است.در روایت رسمی از تاریخ ایران نیز تاریخ نگاران چنان دست به جعلیات و دروغ پردازی هایی زده اند که امروز سخن از نقد راندن تاریخ ایران از نظر باورکردگان آن گزاف و بیهوده خواهد نمود.

سالیانی پیش دوست خبرنگاری داشتم که به ناچار جلای وطن کرد و غربت نشین شد.دوستم روزی با من تماس گرفت و گفت:فلانی تو شعر "بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند" را که شنیده ای؟
گفتم:این را که در دوره ابتدایی برایمان تدریش کرده اند.
گفت:حتما این را هم شنیده ای که می گویند این شعر بر سر در سازمان ملل نقش بسته است؟
گفتم:خوب شنیده ام.
گفت:آیا تاکنون عکس و فیلمی از آن دیده ای؟
گفتم:نه!
گفت:فلانی از چندین روز پیش به هر موسسه و سازمان فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و وزارتخانه ها مراجعه کردم کسی نتوانست مدرکی دال بر وجود نوشته شدن این شعر بر سر در سازمان ملل ارائه کند.
دوست خبرنگارم بعدها عنوان کرد که حتی به سفارتخانه ها و از جمله سفارت سوئیس مراجعه کردم و در این سفارت بود که با خنده گفتند چنین چیزی صحت ندارد!

پرواضح است که بشر به دلایل روانی همواره از اینکه گذشته روشن و پرافتخاری داشته باشد لذت برده و باور آن را برای خود سهل و راحت تر می نماید و هیچ زمان به خود اجازه تردید در این خصوص را نمی دهد.
از 150 سال پیش که تاریخ نگاری ایران توسط انگلیس ها شروع گردید و تا این زمان تنها در سالهای اخیر بوده است که این تاریخ رسمی ایران(تاریخ رسمی یعنی تدوین آن از طرف حاکمان) به نقد و چالش کشیده شده است و عجبا منتقدان نیز هیچ وقت از گزند و آسیب حامیان این تاریخ جعلی بی نصیب نمانده اند.
در تاریخ رسمی ایران همواره تورکان اقوام وحشی یوده اند که بدترین صفات را دارا بوده اند و در مقابل قوم فارس از فرهنگ و تمدن والایی برخوردار بوده است.در یکی از همین کتابهای نگاشته شده توسط انگلیسی ها بنام "تاریخ باستان ایران" از سری کتابهای دانشگاه کمبریج در توصیف تورکها نوشته شده است: "ترکها از اقوام وحشی و بیابانگردی بودند که از ریشه و ساقه گیاهان و درختان تغذیه می کردند".وقتی چندین سال پیش این مطلب را خواندم با خود بسیار خندیدم.آیا پدران ما خرگوش بوده اند که این همه نعمت را برای تغذیه شان کنار گذارده و به سراغ ریشه و ساقه گیاهان و درختان بروند آنهم در بیابان؟؟!!!

در کتابهای درس تاریخ در دوره های مختلف همواره به صراحت به ریشه آبا و اجدادی ما توهین شده و ما را وحشی و بی تمدن و خونخوار توصیف کرده اند و ایرانی را به عرش اعلا برده اند و سرآغاز تمدن را آنان و فرهنگشان را والاترین و نژادشان را پاکترین عنوان کرده اند ایرانی که همردیف و مساوی است با قوم فارس و در آن نشان و ردی از ما نیست.

در این تاریخ شاهان قوم فارس عادل و مدافع حقوق انسانها و بشر و مالک تمامی صفات خوب هستند و حاکمان ما خوانخوار و ....
در این تاریخ کوروش و داریوش همردیف پیامبران و صالحان قرار می گیرد.از آنها در قرآن کریم به نیکی یاد می شود و یاجوج و ماجوج را طوایفی از ترکان می نامند.
آیا کوروشی که ملکه قوم ساکا(اسکیتها اقوامی از ترکها در اطراف دریای خزر و آذربایجان) تومروس سرش را در درون تشت پر از خون قرار می دهد و می گوید:"فرزندم و بسیاری از قوم مرا به خاطر زیادی خواهی هایت کشتی و خونشان را ریختی اکنون از این خون هر چه می توانی بخور و سیراب شو" می تواند طرفدار صلح و منجی انسانها باشد و خداوند نام او را درقرآن بیاورد؟
آیا داریوشی که در کتیبه بیستون سخن از بریدن دست و پا و گوش و بینی و کور کردن چشم اسیران و در نهایت کشتن آنها سخن رانده می تواند متمدن باشد و واجد صفات انسانی؟

تاریخ ما را بهر نیات سیاسی مشخصی نوشتند.و قوم فارس را از آن جهت هویت کاذب و جعلی دادند تا امروز بزرگترین شکاف در دنیای مسلمانان از جانب این قوم باشد.تنها قومی که همواره از اسرائیل دفاع می کند و نسل کشی آنان را نادیده می گیرد و تورک و عرب یعنی اکثریت مسلمانان جهان را وحشی و بی تمدن و دشمن خود می داند.

گرچه نوشتن در این باب زمان و حوصله زیادی می طلبد که من در حال حاضر از داشتن آن بی نصیبم ولیکن این خلاصه را از آن جهت نوشتم تا تنها جرقه ای باشد در ذهن هزاران "مریم رمضانی "وطنم که قربانی سیاستهای بیگانگانی شده است که ظهور و تقویت شوونیسم فارس منافع آنها را تامین می نماید.

زمانی من و امثال من هم بی اراده وار و ناخواسته قربانی همین سیاستها شده بودیم و همچو بسیاری از"مریم" و"طاهر"های وطنم فکر می کردیم.و امروز مانند بسیاری از جوانان تحصیلکرده مان حقیقت روشنی خود را به ما ارزانی داشته است تا از گذشته و تاریخ خود آگاه باشیم و بر آن افتخار نماییم.
دوستی همیشه می گفت:باید اجازه اشتباه فکر کردن را نیز به ملت خود بدهیم چرا که آنن مقصر چنین وضعیتی نیستند و دیر و یا زود به حقیقت آشنا خواهند شد.

برادرم امروز زمانی که در استادییوم بود(بازی تیراختور و استقلال) به من زنگ زد و گفت:سحر ما بازی را بردیم .گفتم:چند چند گفنت:پنجاه هزار به صفر






سحر :1388/10/26 - 01:24:54
مدیران محترم سایت اگر این مطلب رو به عنوان یک پست در قسمت "آذربایجان حاققیندا" درج نمایید از شما ممنون خواهم شد.


سحر :1388/10/26 - 01:35:05
در ضمن جناب نقیلو این کامنتهایی که از اینترنت اینجا کپی پست می شوند بسیار تکراری هستند و مانع از انعکاس نظرات می شود.


ایران اذربایجان میانه(huseynnegilu )1388/10/26 - 11:32:37
هموطنی در واکنش به این پست مطلب در قسمت نظرات درباره کوروش کبیر؟ مطالبی تکراری!! را در کمتر از 10 دقیقه کپی و پیست کرده بودند که باعث بروز اشکالاتی در ارسال نظرات می شد بنا به درخواست یکی از همشهریان این نظرات از این قسمت حذف گردید! اما چون احتمال دارد عده ای احساس کنند که حذف این مطالب از روی ضعف و یا عدم توانایی مخالفان در تحلیل آن بوده است به پست مطلب جدیدی به لینک زیر انتقال یافت.
http://www.miyanali.com/huseynnegilu/12


مريم رمضاني(mary )1388/10/26 - 13:25:58
آقاي نقيلو من بادقت حرفاتونو ميخونم واگه درست بود قبول ميكنم ودر غير اينصورت جواب ميدم و همين توقع را هم از شما دارم.چون حرف حساب جواب نداره.


مريم رمضاني(mary )1388/10/26 - 13:53:25
در ضمن هيچ شكي وجود نداره كه آذريها انسان هايي غيور و تعصبي هستند وميشه گفت كه همه انها باعث افتخار ماهستند.از دانشمندانش گرفته تا ورزشكارانش.واينكه من وصيت نامه داريوش را در اين سايت قرار دادم دليلش براي زنده كردن تاريخ وافتخار كردن به پادشاهان مقتدرمون بوده نه توهين به آذريها ها چون من خودم هم آذري هستم وافتخار مي كنم به آذري بودنم.درست نيست كه بيايم ملت ايرانو از هم جدا كنيم وبگيم كه فلاني تركه فلاني كرده فلاني فارسه و...
و همينطوردر جنگ تحميلي همه براي دفاع از كل شهرهاي ايران مبارزه مي كردند نه فقط براي نژاد خودشون.ستارخان وباقرخان هم فقط براي تبريز قيام نكردند بلكه براي يك ملت قيام كردند.
زنده باد ايران زنده باد ايرانيان ياشاسين آذربايجان و ياشاسين آذربايجانيلار


آیسن :1388/10/26 - 15:22:56
تو دوست عزيزم اميد وارم در پناه ايزد پاك سلامت باشي و الگويت كوروش بزرگ باشد.كوروش مردي از جنس حقوق بشر قرن هاست فوت كرده ولي همچنان باقي و پايدار است.كوروش سر از بالين ابديت بر گير ياران و دوستانت را نظر كن. كه همه دل در گرو انسانيت و حقوق بشرت دارند.


سحر :1388/10/26 - 18:57:49
سلام آیسن جان
می خواستم ازتون یک سئوال بکنم البته دیگران هم می توانند پاسخ آن را بگویند.
قبر کوروش کجاست؟


سحر :1388/10/26 - 18:59:18
بدون اینکه توضیحی درباره لینک پایین بدهم خود فرهنگ و تمدن نواده های مدافعان حقوق انسانها را مشاهده کنید!
http://tractorspor.ir/tractornews/210.html


آیسن :1388/10/26 - 20:42:05
ببخشید سحر خانم دور بر ندار منو مسخره می کنی با طرح این سئوالت؟ یعنی من نمی دونم قبر کوروش کجاست؟کار درستی نمی کنی!داری به همه توهین می کنی من هم آذری هستم ولی هیچوقت به خودم اجازه ندادم به هم وطنام توهین کنم چه بخوای چه نخوای کوروش و داریوش و سلسله ی هخامنش در ایران حکومت کردند و ما اول ایرانی هستیم بعد ترک پس چرا به اجدادمون توهین کنیم؟ تو رو خدا یه کم فکر کنید همین کاراو کردیم که فارس ها به ما می خندن.بیایید تعصب هامونو کنار بگذاریم و عوض خورد کردن و توهین کردن به هم در این مکان و این سایت یه چیزی یاد بگیریم و بتونیم دوستای خوبی برا هم باشیم.یاشاسین ایران ملتی


آیسن :1388/10/26 - 20:46:16
من تازه با این سایت آشنا شدم راستش می خواستم عضو شم ولی حالم از خودم ترک بودنم و این سایت به هم می خوره اینجا جز توهین به هم دیگه چیز دیگه ای ندیدم.بای


آیسن :1388/10/26 - 20:47:42
آقا سحر گندشو در اوردی! اینجا بوی تعفن می ده.برای مدیر سایت متاسفم که هیچ نظارتی رو مطالب نداره


سحر :1388/10/26 - 22:56:31
آیسن جان
من از شما فقط سئوال کردم که قبر کوروش کجاست؟
دیگه این اظهار نظرهای پارادوکسیکالت که انشالله در آینده راجع به آن بحث خواهم کرد چه نیاز است؟
با زهم سئوالم را از تمامی کوروش پرستان میکنم قبر کوروش کجاست؟


سحر :1388/10/26 - 23:02:29
آیسن عزیر
باز سئوال دیگه ازتون دارم و همینطور خانم رمضانی و کسانی که مثل شما فکر می کنند
منظور از زبان آذری همین زبانی هست که الان در مییانا به اون صحبت میشه؟اگه بله پس این زبان تورکی چیه؟
کوروش و داریوش چگونه اجداد ما محسوب میشن؟
اسکندر و چنگیز و تیمور و عمر هم در ایران حکومت کرده اند آیا اونها هم اجداد ما محسوب می شوند؟


سحر :1388/10/26 - 23:04:30
امیدوار هستم لااقل جواب این سئوالها رو برای خودت پیدا بکنی!و سریع به زمین و زمان توهین نکنی


مجید موسوی(majidatash )1388/10/27 - 02:08:57
به نظر من حقیقت را باید از زبان بی طرف شنید همه شما رو دعوت میکنم به خواندن کتاب سرزمین جاوید که اثری گرد آوری شده از نویسندگان و تاریخ نویسان اروپائی باترجمه ذبیح الله منصوری که عظمت وشکوه تمدن ایران را بیان میکند در ضمن عزیزان ما ترک نیستم ما آذری هستیم و تفاوت این دو قوم بر کسی پوشیده نیست
در مورد بریدن گوش و بینی و سایر اعضاء و جوارح که دوستان اشاره کردن باید عرض کنم که در قدیم قانون کاملا قانون جنگل بود یعنی بخور تا خورده نشی و لازمه بقاء یک کشور قدرت نظامی وکشور کشائی بوده و لازمه کشور گشائی هم ناگزیز حنگ بوده و همه میدانیم که در حنگ هم حلوا خیرات نمیکنن در ضمن در این کتاب به چگونگی رسیدن ایرانیان باستان به روحیه جنگ طلبی نیز کاملا اشاره شده که کاملا نوجیه پذیر است به همه شما مطالعه این کتاب را توصیه میکنم


سحر :1388/10/27 - 09:45:07
جناب آقای موسوی
لطف می کنید برای من توضیحی بدهید که ما چرا آذری هستیم و ترک نیستیم؟آیا این زبانی که الان به آن تکلم می کنیم آذری است؟


مجید موسوی(majidatash )1388/10/27 - 13:31:34
جناب آقا یا خانم سحر لطفا رجوع شود به کتاب آذری، یا زبان باستانِ آذربایجان نوشته احمد کسروی و در توضیح باید عرض کنم که زبان رایج حال هیچ گاه نمیتواند گواه بر تعلق داشتن بر قوم خاصی باشد این زبانی که اکنون در بین آذری ها مصطلح است سوغاتی از ترکان عثمانی است که به دلیل نقفوذشان در دوره امپراطوری عثمانی بر این خطه رایج شده حال اگر شما خودتان را از ترکان عثمانی میدانید من جای هیچ بحثی نمیبینم


مجید موسوی(majidatash )1388/10/27 - 13:33:53
این کتاب به بیگانه‌پرستانی که می‌خواهند برای آذربایجان و آذربایجانی "ملیت" جدا،‌ "زبان" جدا،‌ "تاریخ" جدا بسازند با دلیلهای دانشمندانه و گواههای استوار پاسخ دندان‌شکن داده و مشت سختی بر دهان دروغگوی آنان می‌زند. این کتاب نشان می‌دهد که "ملیت" آذربایجانی، "ایرانی"، زبانش "فارسی" (آذری) و "تاریخش" همواره با دیگر ایرانیان بهمبسته بوده و می‌باشد. این کتاب همچون استخوان درشتی در گلوی کسانی که می‌خواهند آذربایجان را بی‌سر و صدا ببلعند گیر کرده آنان را خفه می‌کند. این کتاب دسته‌های خیانت پیشه را سخت از جابدر برده و انان را بر این داشته که در پیرامون نویسنده‌اش به‌سخنان بی‌جایی برخیزند و دست به هوچیگری زنند. لیکن شما خوانندگان گرامی که میهن خود را دوست دارید این کتاب را که در زمینه خود بی‌مانند است با هوشیاری بخوانید و سپس درباره نویسنده‌اش بداوری پردازید


سحر :1388/10/27 - 14:27:10
جناب مجید موسوی
کتاب آذری یا زبان باستان کسروی را مطمئن باشید بنده پیش از شما خوانده ام و بر بی محتوایی و غیر علمی بودن آن پی برده ام.
کسروی می تواند یک مورخ آنهم مورخی که از دوره مشروطه نوشته باشد ولی هیچ وقت ایشان زبان شناس نبوده اند.
عزیز من خود کسروی هم ادعا نمی کند کهزبان تورکی از عثمانی آمده باشد بلکه او می گوید زبان تورکی از 1000 سال پیش و توسط تورکهای اوغوز آسیای میانه به آذربایجان آمد.کسروی به استناد چند روستای آذربایجان که به زبان تالشی صحبت می کند می گوید که این زبان باستان آذربایجان بوده!!!!!
اگر این چنین باشد پس وجود روستاهای تورک در اکثر نقاط ایران حتی در کرمان و بوشهر دلالت بر تورک بودن زبان آن مناطق در گذشته دارد.
بسیار راحت می توان اسنادی آورد که وجود تورکها در آذربایجان را به بسیار پیشتر از این در آذربایجان می رساند.
-کوچانده شدن 10000 خانوار تورک توسط انوشیروان به آذربایجان
- کتیبه مربوط به بیش از 2000 سال پیش در اطراف دریاچه ارومیه را چه می گویید که در آن از وجود قوم تورک در آذربایجان به صراحت گفته شده؟
-گزارش نماینده نماینده حکومت اموی در آذربایجان را چه می گویید که می گوید زبان مردم آذربایجان تورکی است؟(آنهم در 1300 سال پیش)
-در آذربایجان اقوامی که در چندین هزار سل پیش زندگی می کردند مانند سومریان،اورارتوها،ماننا ها همگی التصاقی زبان و از پروتو تورکها بوده اند.

فرض می گیریم که همه گفته های پان فارسیستها و نوچه های محلی آنها مبنی بر اینکه زبان آذربایجان از 1000 سال پیش تورکی گشته است را بپذیریم آنوقت:
-تورکهایی که از اسیای میانه آمدند چرا اقوام دیگر و از جمله فارس ها را تورک نکردند؟
-آیا تعداد این تورکها آنقدر زیاد نبوده که بتوانند مردم آذربایجان را تورک بکنند؟پس در این صورت ایا نیاکان ما با زتورک نبوده اند؟
دگردیسی زبان یک منطقه هم امر طبیعی است مثلا مصریا پس از مسلمان شدن دینشان عربی گشته است.آنوقت باید آنها بگوین که ما می خواهیم به زبان کسانی که در 1400 سال در مصر زندگی می کردند تکلم کنیم؟؟؟؟
و اما مسئله ای دیگر:
-حضور فارسها(دری) در ایران از چه سالی بوده؟
-ایا شمااز 1000 سال پیش می توانید نوشته و سندی در این رابطه ارائه دهید؟
-ایا می دانید که زبان کوروش و داریوش از زبان دری کنونی جداست و در 2500 سال پیش زبان مردم افغانستان که دولن کوشانیان در آن منطقه تشکیل شده به دری بوده است؟
اگر کافی نبود بگو تا برایت مقاله ای در این رابطه بنویسم.اما خواهشا اراجیف پان فارسیستها و دشمنان تورکها را برایم تکرار نکن و اگر می توانی بدون فرافکنی به سئوالات طرح شده جواب بده.


مجید موسوی(majidatash )1388/10/28 - 00:30:35
دکتر محمد جواد مشکور درباره آمدن تیره‌های ترک به آذربایجان می‌نویسد: پیشامدهای متناوب یکی پس از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. با نفوذ اقوام ترک و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان آذری محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد. در دوران مغول‌ها که بیشتر سربازان آنان ترک بودند و آذربایجان را تخت‌گاه خود قرار دادند، ترکان در آن جا نفوذ گسترده‌ای یافتند. حکومت ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو و اسکان آنها در آذربایجان بیش از پیش مایه رونق ترکی و تضعیف زبان «آذری» شد. جنگ‌ها و عصیان‌هایی که در فاصله بر افتادن و برخاستن صفویان پیش آمد سربازان ترک بیشتری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباش‌های ترک نیز مزید بر چرایی شد و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید.

ولادیمیر مینورسکی در دانش‌نامه اسلام فرایند تغییر زبان مردم آذربایجان را چنین توضیح می‌دهد: در حدود قرن شش هجری تحت لوای سلجوقیان قبیله غوز ابتدا در تعداد اندک و سپس در تعداد قابل توجهی آذربایجان را اشغال می‌نمایند. در نتیجه مردمان ایرانی‌زبان آذربایجان و نواحی ماوراء قفقاز تبدیل به ترک‌زبان شدند، هرچند که ویژگی‌های تمایزبخش زبان ترکی آذربایجانی، مانند آواهای پارسی و نادیده گرفتن تطابق صوتی، منشا غیرترکی جمعیت ترک‌زبان شده را منعکس می‌کند. [۶]

ریچارد فرای نیز زبان آذری را زبانی گسترده و زبان اصلی در جغرافیای آذربایجان می‌داند. به نظر وی این زبان غالب آذربایجان از قرن چهاردم میلادی به طور تدریجی جایگاهش را به ترکی آذربایجان داد.[۷]


پروفسور ژان دورینگ شرق‌شناس و موسیقی‌دان نیز تایید می‌کند که شهر تبریز در قرن ۱۵ میلادی هنوز ترک‌زبان نشده بود.جناب سحر درست آن نظرات قبلی اراجیف به اصطلاح شما پان فارسیستهاست در مورد نظرات اینان چه میگودید اینان که نه فارسند نه ترک لطفا شما هم مطالبتان را باذکر منبع درج نمائید تا ما هم مطالعه کنیم شاید هم حق با شما باشد با تشکر


سحر :1388/11/6 - 16:28:19
در تعریف پان تورکیسم یکی از محققان ارمنی به نام لندروش خورشیدیان(که خود نه مخالف پان تورکیسم که بیشتر مخالف تورکها است) می گوید:
ایدئولوژی ملی اقوام ترك است كه هدفش گردآوری همه اقوام پراكنده ترك از اروپای غربی تا خاور دور و از چین تا اقیانوس منجمد شمالی، تحت حكومت واحد است.اگر این تعریف از پان تورکیسم را بپذیریم پان تورکیست کسی خواهد بود که با حذف کلیه اقوام و ملل در جغرافیای یاد شده خواستار تشکیل کشور واحد تورک است.گرچه تعریف های دیگری نیز از پان تورکیسم(بیشتر از نگاه مخالفان) شده است ولیکن وجه اشتراک این تعاریف بیشتر در تاکید بر افراطی گری ایده لوژی پان تورکیسم بر حذف دیگر اقوام و ملل از صحنه گیتی در کنارداشتن عقیده برتری نژادی طرفداران این ایده لوژی ، بنیان نهاده شده است.به طور خلاصه تر پان تورکیست کسی است که نژاد تورک را برتر از نژادهای دیگر دانسته و در جغرافیایی که تورکها در کنار دیگر اقوام زندگی می کنند خواستار تصفیه نژادی هستند.
در کشور ایران و پس از کنار زده شدن حکومت تورک قاجار در سال 1304 شمسی حکومت پهلوی با دسیسه و یاری انگلیسی ها بر سر کار آمد.رضا شاه به عنوان بنیان گذار این حکومت یکی از اهداف اصلی خود را تشکیل کشوری قرار داد که در آن تنها و تنها یک ملت وجود داشته باشد.بدین ترتیب برای اولین بار سیاسیت تحریف تاریخ،تحقیر اقوام و سرکوب و قتل عام اقوام غیر فارس علی الخصوص بزرگان و روشنفکران تورک در راس برنامه ها قرار گرفت.(برای اطلاعات بیشتر به کتاب گذشته چراغ را آینده است رجوع نمایید).
این سیاست علیرغم داشتن مخالفان بسیاری در دوره های مختلف کماکان با اشکال مختلف تاکنون به حیات خود ادامه داده است که بعضا بدانها اشاره نموده ام.نقل قول است که در دوره رضا شاه وی دستور داده بود هر کسی از تورکان که از خارج تهران به پایتخت وارد می شوند را استحمام دهند.گرچه این کار عملا شاید امکان پذیر نباشد ولیکن عمق سیاستهای تحقیر آمیز و برتری نژادی رضا شاده و دستگاه حکومت وی را می رساند.(برای آگاهی از این تحقیرها به کتاب یاد شده فوق رجوع نمایید).البته سیاست تحقیر نژادی رضا شاه و پسرش تنها به تحقیرهای شفاهی ختم نشد.بلکه به منظور تحمیل پوششی هویتی جدید برای اقوام غیر فارس و در راس آن تورکها تاریخ ایران به مدد استعمارگران خارجی به طور کامل وارونه گشت.تئوری "آذری" ابداع و بسط یافت و....
در طی 9 دهه اخیر چنانچه گفتم سیاستهای یکسان سازی فرهنگی کماکان اجرا شده و کنون نیز ادامه دارد.با وجود این تورکها علیرغم وارد شدن صدمات جبران نپذیر به حیات خود ادامه دادند.گرچه شهرهای تورک نشین بسیاری در دهه های گذشته با سیاستهای یاد شده زبان و فرهنگ و در کل هویت تورکی خود را از دست دادند(تورکهای مهاجر و بومی تهران،کرج،شهریار،قزوین،همدان و...)ولیکن بدلیل ریشه دار بودن هویت تورکی این هویت نه تنها حفظ شد بلکه در سالهای اخیر و به دنبال آگاهی عمومی تورکها از حقوق طبیعی و اولیه خود هویت تورکی تقویت نیز گشته است.
در سالهای اخیر در بسیاری از مناطق آذربایجان و تورک نشین هژمونی گفتمان فارسی واپس زده شد و مردم در تلاش برای احیا آنچه آن را متعلق به خود و خود را وابسته به آن می دانند فزونی یافت.
این تلاشها بیشتر پیرامون مطالبه حقوق از دست رفته فرهنگی و زبانی متمرکز شده است.آنچه در تمامی میثاقهای و منشورهای حقوق بشری بدان تاکید اساسی شده است.حقوقی که امروزه در دنیا بسیار اولیه و طبیعی شمرده می شود ولیکن ملت ما از داشتن آن محروم است.حقوق که حتی در قانون اساسی بدان تاکید شده است.حقوقی که دین نیز آن را به رسمیت می شناسد.
با این وجود صاحبان هویت های کاذب در این دهه های اخیر که این حقوق و مطالبات را با پاردایم های ذهنی خود در تضاد دیده و تمامی افکار خود را در این صورت در حال به چالش کشیدن می بینند با این خواستهای طبیعی،انسانی و اولیه به مخالفت می پردازند.کسانی که از بدو چشم گشودن به دنیا،آغاز تحصیل و شکل گیری شخصیتشان عظمت،پیشرفت و توسع ایران را در گرو حذف قومیتهای غیر فارس و امحا هویت ملی آنها دیده و این ایده را ایده مطلق و غیر قابل انعطافی می بینند طبیعی است که در مقابل خواستهایی غیر از خواستهای خود مخالفت نمایند.این افراد که دانسته و یا ندانسته تمامیتخواه فرهنگی باید بدانها گفت در نتیجه تبلیغات و تغذیه های فکری جهت دار در طول یک صده اخیر چنان به تفکر و بینش خود اعتقاد دارند که هر آنچه مخالف آن را ببینند و احساس نمایند ایده هایشان به چالش کشیده است با آن به مخالفت پرداخته و با انگ و تهمت سعی می کنند خواسته های دیگران را به حاشیه رانند.
متاسفانه فضای حاکم نیز به یاری این افراد می شتابد.وقتی که افکارهای شوونیسیتی و نژاد پرستانه حتی در ارگانها و سازمانهای مختلف به حیات خود ادامه می دهد طبیعتا چنین افرادی پشتوانه های قوی تری نیز برای خود مشاهد کرده و کماکان بر افکار غیر بشری خود تاکید می نمایند.(در روزهای اخیر تنها به برنامه 90 پخش شده از رسانه ملی!!! توجه نمایید).
کسی که با پذیرفتن و به جان خریدن تمامی هزینه ها و خطرات در پی کسب حقوق خویش است به راحتی مارک پان تورکیست بودن را بر پیشانی خود می بیند.کخالفان حقوق بشری در اولین برخورد با یک فرد هویت طلب انگ پان تورکیست بودن و تجزیه طلب بودن را به او می چسبانند.
آیا با تعاریف فوق کسی که از تاریخ و فرهنگ و زبان خود دفاع می نماید پان تورکیست است؟کسی که بر اولیه ترین حقوق انسانی خویش تاکید می نماید تجزیه طلب است؟کسی که می خواهد رسانه ملی برای او نیز باشد به زبان مادریش از این رسانه برنامه ببیند نه توهین و تحقیر بیگانه است؟کسی که می گوید چرا آذربایجان مرا بایکوت فرهنگی کرده اید که من ناچار به مهاجرت از موطنم باشم آلت دست بیگانه است؟کسی که می گوید چرا کتابهای درسی که با پول من و ما چاپ می شوند به آبا و اجداد ما توهین می کنند را می توان پان تورکیست نامید؟
کدام یک از همشهریان مییانا و در کل تمامی تورکها که از میراث آبا و اجدادی خویش دفاع کرده اند خواستار نابودی فارس و کرد و عرب و... شده اند که ما بگوییم پان تورکیست هستند؟؟
کدام یک از ما تاکنون گفته ایم که نژاد ما برتر از دیگران است تا پان تورکیست باشیم؟؟؟
کمی انصاف داشته باشید.
حال بگذارید از طرف مقابل برایتان بگویم:
واژه پان‌ايرانيسم براى نخستين بار پیرامون سال ١٣٠۵ خورشيدى از سوی دکتر محمود افشار يزدى در مجله کابل بکار برده شد. در اين نوشته، دکتر افشار يزدى از هماهنگی و اتحاد ميان ايران و افغانستان سخن گفته و سختى‌هایی را که در این راه می‌دید بازگو کرده بود.محمود افشار که میلیاردها دارایی خود را در جهت تقویت زبان فارسی و از بین بردن زبانهای دیگر هزینه کرد کسی که پیشنهاد می دهد چگونه باید کودکان تورک را فارس نماییم چنین تعریفی از پان ایرانیسم ارائه می دهد!!!
او و همفکرانش نژاد موهوم آریایی را نژاد برتر دانسته و خواستار حذف گفتمانهای غیر فارسی در ایران هستند.
آنها دیگران را برنمی تابند.نه عرب را نه تورک.نه تنها خواستار احقاق حقوق آنها نیستند بلکه درصدد حذف آنها هستند تا به زعم آنها کشورهای فارس زبان افغانستان و ایران و تاجیکستان با یکدیگر متحد گشته و کشور فارسی زبان قدرتمندی را تشکیل دهند آنهم با حذف غیر فارسها!!
حال خود قضاوت کنید پان ما هستیم یا آنها؟
آنها می خواهند پیش دستی نمیند تا رسوا نشوند به قول خودمان"هایی قاباغا سالیرلار"


سحر :1388/11/6 - 16:28:48
امیدوارم که در نوشته فوق کسانی برای اظهار وجود خود در پی کشف غلطهایی املایی حوزه و حوضه از این قبیل برنیایند.و تنها در پی نقد تفکر باشند.
نقد یک جریان فکری اگر چارچوبهای خود را حفظ نکند به سوی اهانت و لودگی و تمسخر و در کل لمپنیسم پیش خواهد رفت.مسئله ای که تنها بر ضعف شخصیتی و تهی بودن فرد ناقد دلالت دارد و سعی بر کتمان بی سوادی آن فرد..


نام و نام خانوادگی :




لوگین شوید تا امکان حذف نظرتان وجود داشته باشد.اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
 
نام کاربری:
پسورد:
ثبت نام
کاربران آنلاین
علی هستم


Programing: Miyanali.com    EMail: Info@Miyanali.com time(5s)