نام کاربری:
پسورد:
اعضای انجمن(37) همه اخبار و مطالب میانه صفحه اصلی انجمن شهـدای مـیـانـه هنرمندان میانه میانه ای های مؤلف معلمان پیشکسوت و نمونه درباره میانه بهمراه جزئیات مقررات انجمنهای سایت نظرات انجمن
جستجوی انجمن
مدیریت انجمن:

اسماعیل مختاری

محمد الدار (eldar )    

آشنای با یکی از تاریخ نگاران ایرانی ،استاد پرویز رجبی (قسمت دوم)

درج شده در تاریخ ۸۸/۱۱/۱۷ ساعت 21:27     بازدید: 963 نفر
 

 

 

پرویز رجبی نویسنده مجموعه بزرگ پنج جلدی " هزاره های گمشده" که تاریخ ایران تا دوره اسلامی است ، پراز خاطره است خاطره های که او را در بر میگیرند وبه سالهای دور و سرزمین های دور میبرند. خاطره های از پدر و کودکیش ،خاطره ای از دیدار با پدرش پس از بیست سال . که عطا الله مهاجرانی وزیر سابف فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته بود با خواندن آن گریسته است. همان خاطره ای که او بعد از 23 سال توسط بزرگ علوی نویسنده معروف ایرانی در آلمان از زنده بودن پدرش در آذربایجان شمالی ( آذربایجان شوروی سابق!) آگاه میشود و برای دیدار او با قطار عازم مسکو و گنجه میشود . پس از دیدار پدر، شب در هتل با صدای شر شر آب بیدار می شود و می بیند پدرش در حمام در حال شستن چیزی است و آهسته دارد گریه میکند. تا او را میبیند با صدای بلند به هق هق می افتد و میگوید: فکر کردم بیشتر از بیست سال است که برای پسرم کاری نکرده ام . بعد با دیدن جورابهای تو گفتم حداقل آنها را بشویم.

 

 

خانه پدری در آقکند

پرویز رجبی میگوید: دوست دارم آقکند بروم و بمیرم! او از آن روستا خاطره های بسیار دارد . پدرش را آخرین بار در همان روستا دیده است. آخرین باری که پدرش را دید، پدرش عکاسی با خود آورده بود تا از آنان عکس بگیرد و دیگر او را ندید تا جوانیش . کودکیش در آن روستا گذشته است. وقتی آن روستا را ترک کردند زمین و خانه داشتند، همه را وانهادند و رفتند. حالا شنیده است که آنجا شهر شده است. خانه شان فرو ریخته است و دلش پر میزند برای دیدن آنجا. سالهاست که گذرش به آن طرفها نیفتاده است.بعد از ترک روستا یکبار آنجا رفته است ، زمانی که دانشجو بود در آلمان ، او راه بین آلمان و ایران را با ماشین طی میکرد. در راه میانه-زنجان سر ماشین را کج میکند وبه روستای آقکند میرود. خانه کودکیش را پیدا کرد و تماشا کرد و برگشت. بدون آنکه کسی او را بشناسد ویا درست تر اینکه بگذارد کسی بشناسدش. می گوید: روی زمین ها عده ای کار می کردند و در خانه کسانی می نشستند. نمی خواستم کسی را نگران کنم.اما هنوز دلش در کوچه پس کوچه های آن جاست.

او می گوید: قدیمی ترین خاطره ای که به یاد دارم از کوچه ای است که گاوی به من نگاه میکرد.این را وقتی میگوید که می پرسیم چرا نوشتن را انتخاب کرده اید؟ او میگوید چشمم همیشه باز بود و بعد به یاد این خاطره می افتد.

پرویز رجبی رئیس گروه ایران شناسی در مرکز دایره المعارف اسلامی بود و حاصلش نوشتن 400 مقاله در این مرکز بود.

 به همت مجله بخارا و در ادامه نشست‌های این مجله در سال 86 نشستی به نام «شب پرویز رجبی» برگزار ‌شد،‌ ضمن نمایش فیلم مستندی از زندگی پرویز رجبی و پخش تصویر و سخنان پروفسور ماری کخ، ایران شناس آلمانی، دکتر توفیق سبحانی، دکتر روزبه زرین کوب،‌ فرید وحدت، رضا مرادی غیاث آبادی و محمد علی اینانلو، به سخنرانی پرداختند و در پایان و پس از سخنان چند دقیقه‌ای پرویز رجبی، کیانوش کیانی، آخرین اثر خود را به رجبی تقدیم کرد

تالیف:

۱- کریم خان زند و زمان او ، ۱۳۵۲، ۱۵۵۴، ۱۳۵۶، ۱۳۷۵.

۲- معماری ایران در عصر پهلوی ، ۱۳۵۶

۳- جندق و ترود دو بندر فراموش شده کویر بزرگ نمک ، ۱۳۵۳، ۱۳۵۶، ۱۳۸۴

۴- جشن‌های ایرانی ، ۱۳۵۸، ۱۳۷۵ ، ۱۳۸۵

۵- تاریخ خط میخی فارسی باستان ، ۱۳۵۹

۶- مهر ایران، ۱۳۷۷

۷- تخت جمشید بارگاه تاریخ ، ۱۳۷۷

۸- ارج نامه شهریاری ، ۱۳۸۰

۹- ایران شناسی ، فرازها و فرودها ، ۱۳۸۱

۱۰- هزاره‌های گمشده: اهورمزدا ، زرتشت، اوستا ، جلد ۱، ۱۳۸۰، ۱۳۸۳

۱۱- هزاره‌های گمشده: هخامنشیان به روایت ، جلد ۲، ۱۳۸۰، ۱۳۸۳

۱۲- هزاره‌های گمشده: از خشیارشا تا فروپاشی هخامنشیان ، جلد ۳، ۱۳۸۰، ۱۳۸۳

۱۳- هزاره‌های گمشده: اشکانیان ، جلد ۴ ، ۱۳۸۱ ، ۱۳۸۳

۱۴- هزاره‌های گمشده: ساسانیان ، جلد ۵ ، ۱۳۸۲ ، ۱۳۸۳

۱۵- ترازوی هزارکفه ، ۱۳۸۳

۱۶- شما در این خانه حقی ندارید ، ۱۳۸۳

۱۷- ایران، ۱۳۸۴

۱۸- سده‌های گمشده، مجلد ۱، از فتح ایران به دست اعراب تا بر آمدن صفاریان (۱۳۸۵)

۱۹- سده‌های گمشده، مجلد ۲، صفاریان ، سامانیان ، غزنویان ، غوریان (۱۳۸۵)

۲۰ - سده‌های گمشده، مجلد ۳، علویان ، دیلمیان ، آل زیار و آل بویه (۱۳۸۵)

۲۱ - سده‌های گمشده، مجلد ۴، سلجوقیان (۱۳۸۷)

۲۲ - فرمایش‌های شاهان، آماده چاپ در سال ۱۳۸۵

۲۳ - سفرنامه اونور آب، ۱۳۸۴-۱۳۸۵

۲۴ - خوشا شیراز...، زیر چاپ، ۱۳۸۵

۲۵ - تاریخ جامع کاشان، برای بنیاد کاشان، آماده چاپ

۲۶ - تاریخ ایران در دوره ایلامی، مادی و هخامنشی (کتاب درسی دانشگاه پیام نور)، ۱۳۸۴

۲۷ - تاریخ ایران در دوره سلوکیان و اشکانیان (کتاب درسی دانشگاه پیم نور) ۱۳۸۴

 

منابع: روزنامه اعتماد. روزنامه بهار. مجله ایران دخت و سایت ویکی پدیا



اسماعیل مختاری(miyanehpix )
۸۸/۱۱/۱۸ - 06:23
سلام

دستتان درد نکند. منتظر مطالب بکر تان هستیم.
اسماعیل مختاری(miyanehpix )
۸۸/۱۱/۱۸ - 06:27
با سلام مجدد

در مقابل نوشته تان امکان انتخاب نوع مطلب وجود دارد. با انتخاب اخبار میانه، چون این مطلب به میانه مربوط می شود، آنرا به قسمت مطالب میانه منتقل کنید. با کلیک روی تصویر هم در آنجا می توانید عکس مرتبط با این مطلب را قرار دهید. دستتان درد نکند.
ائلشن مییانالی(Elshen )
۸۸/۱۱/۱۸ - 12:42
ساغ اولون
آمما نیه ایکی قیسمت ائله دیز؟ بیلمیرم.
بیر قیسمت ده یئر اولاردی!
مجید موسوی(majidatash )
۹۰/۰۳/۲۵ - 13:19
در بهار سال ۱۳۱۸ در روستای امامقلی، حدود ۴۰ کیلومتری قوچان، به دنیا آمد. کودکی را در زادگاه پدرش در روستای آق‌کند، بین میانه و زنجان سپری کرد و در همان جا به مدرسهٔ ابتدایی رفت.

چون پدرش از فعالان فرقه دمکرات بود بعد از سقوط حکومت پیشه‌وری پدرش به شوروی گریخت و او هم‌راه مادر به قوچان رفت و در حالی تحصیل در کلاس اول ابتدایی را ادامه داد که فارسی کمی می‌دانست و در مدرسهٔ قبلی‌اش تنها زبان ترکی آذربایجانی را تدریس کرده‌بودند. در مشهد دیپلم گرفت و به استخدام ادارهٔ فرهنگ قوچان (آموزش و پرورش کنونی درآمد و آموزگاری را پیشه کرد. در سال ۱۳۳۸ به تهران آمد و در بانک صادرات استخدام شد و تا ۱۳۴۲ در آن بانک کار می‌کرد.

در سال ۱۳۴۲ با کمک قاضی خیرخواهی در دادگستری قوچان به آلمان رفت برای ادامهٔ تحصیل. در سال ۱۳۴۹ وقتی از آلمان بازگشت دارای دو دختر به نام‌های کتایون و بیتا بود و از دانشگاه گوتینگن آلمان دکترا گرفته بود.[۲] در بازگشت نخست به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد و بعد توسط ساواک اخراج شد. پس از اخراج از وزارت علوم و آموزش عالی در سال ۱۳۵۳ سرانجام مرکز تحقیقات ایران‌شناسی را تأسیس کرد. بعد از انقلاب این مرکز تعطیل شد و اجازهٔ ورود به دانشگاه را نیز به وی ندادند. تأسیس مهد کودک و رانندگی یکی از سرویس‌های این مهد کودک به مدت ده سال تنها شغلی بود که داشت.

در ۱۳۶۷ مجدداً به آلمان رفتند و به مدت ۶ سال به تحقیق و تدریس در دانش‌گاه‌های دانشگاه ماربورگ و گوتینگن مشغول بود. در ۱۳۶۹ دیوان عدالت اداری رای به محکومیت دانشگاه در اخراج وی داد اما این رای توسط دانشگاه نادیده گرفت شد. سرانجام در ۱۳۷۳ به ایران بازگشت و رییس بخش ایران‌شناسی دایرةالعمارف بزرگ اسلامی را به عهده گرفت.

۱۳۷۹ سالی بود که براثر سکته مغزی و فلج شدن نیمی از بدن خانه‌نشین شد اما هم‌چنان به کار تحقیق و ترجمه اشتغال دارد.

پرویز رجبی در پاییز و زمستان ۱۳۸۹ یک دوره سخت بیماری و شیمی‌درمانی را به سلامت پشت سر نهاد.


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون (خانم خانما)اپیلاسیون (خانم خانما) ماه رجب و رغایبچگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانه دار قالی و دخترکآموزش زبان انگلیسی ازطریق پیامک برای کتاب معروف۵۰۴ لغت ضروری زبان انگلیسی تنها در ۷۰ روز.فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615رتبه بندی شرکتهادوست دارم
کاربران آنلاین


مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است