نام کاربری:
پسورد:
ثبت نام
صفحه اصلی آرشیو Chat شطرنج نقشه ها اعضا گالری ارتباط با ما



















فلسفه عید نوروز در اسطوره شناسی تورکان و فارس ها. - ائلشن مییانالی

امتیاز : 4 از پنج بازدید کننده : 605 نفر

اوْغوزها كه نام خود را از قهرمان نام‌آورشان «اوْغوزخان» گرفته بودند، قبيله‌ي بزرگي از توركان بودند كه در قرن ششم ميلادي همه‌ي قبيله‌هاي ساكن چين تا درياي سياه را كه امروزه سواحل جنوبي آن متعلّق به جمهوري تركيه است، به صورت امپراتوري واحدي درآوردند. اينان كه اسلاف توركان آزربايجان به شمار مي‌روند در كتاب‌هاي تاريخي عرب «غُز» ناميده شده‌اند.

بر اساس اسطوره‌ها پسر اوْغوزخان به جهت هراسي كه از زمستان داشت سه فصل سال را به تدارك خورد وخوراك و آسايش زمستاني مي‌گذراند. امّا يكي از اين سال‌ها زمستاني بسيار سخت پيش آمد چنان كه آذوقه‌ي زمستانيش ته كشيد. به ناچار روز سي‌ام از چلّه‌ي بزرگ از زاغه‌ي خود خارج شد تا چيزي براي خوردن بيابد امّا هر چه گشت هيچ نيافت. سر و پايش يخ بست و نوميد و پشيمان راه برگشت پيش گرفته بود كه به توله گرگي برخورد. توله گرگ به او گفت: «در اين برف بوران به كجا مي‌روي؟» پسر اوْغوزخان آن چه را كه پيش آمده بود باز گفت و از تنگناي زمستاني گله‌ها كرد. توله گرگ گفت: «قدري جلوتر، يك گلّه گوسفند، يك بغل سنبل، يك چرخ نخ‌ريسي و يك آسياب دستي در انتظار توست. آن‌ها را به زاغه‌ي خود ببر. با گوشت گوسفندان شكمت را سير كن، از پشمشان براي خود لباسي تهيّه كن. دانه‌هاي گندم را نيز در آسياب دستي آرد كن و با آن ناني تهيّه نما تا به بهار برسي.» پسر اوْغوزخان چنان كه توله گرگ گفته بود نمود و سلامت و سرخوش به بهار رسيد و شروع سال را از همان روز محاسبه كرد و به آن اوْغوز بايرامي (عيد اوْغوزي) لقب داد.

در اسطوره‌هاي فارس، نوروز به جم يا جمشيد (دوّمين پادشاه پيشدادي) نسبت داده شده. گويند نخستين روزي كه مجلس فراهم نمود تا به دادرسي بپردازد روز هرمزد بوده است. از آن پس آن روز را نوروز نام كردند و اين جشن از جمشيد يادگار ماند.



Altay :1388/12/14 - 10:19:24
Salam sayin bey . Sag ol . Ancaq türklerin bayrami nece ve neden qutlamaqlari yazdiginizla ferqli ve daha eski chaglara qayidir . Ha bele dünya yaranishi . Baxiz : sumer esatiri , soy koku , oguzname , ayin düshünce . Yashayin


ائلشن مییانالی(Elshen )1388/12/14 - 11:56:37
Salamlar Altay Bəy
Bu Araştırma yanlız oğuz Bayramın bir usturə baxımından izah edir yoxsa azəerbaycan bayramının kökü neçə baxımdan Araştırıla bilər.
sonunda diqqətinizdən təşəkkür edirəm və sizdən də gözəl yazılar Azerbaycanımız haqqinda gözlürük.


:1388/12/14 - 14:59:09
میگم که خداوند اگه این گرگو نمی آفرید شما پانترکها چیکار میکردید بقاء نسلتون نجات از سرما و چله های زمستانتان خدا خیلی بهتون رحم کرده


ائلشن مییانالی :1388/12/14 - 15:44:48
سلام
عزیزم این بحث از منظر اسطوره شناسیه!
تلویزیون صدا و سیمای پارسی! شبکه 4 بحث گذاشته که واقعا این آرش کمانگیر عجب آدمی بوده که تیر رو به هوا پرت می کرده و برنمی گشته، بعد نتیجه می گیریه باروت رو آرش کمانگیر کشف فرمودند و بدنسازی رو رستم!!!
احتمالا شما واقعیت رو از اسطوره تمیز نمی دید!


:1388/12/14 - 15:52:46
عزیزم داشتن اسطوره نه تنها عیبی نداره خیلی هم خوبه ولی داشتن اسطوره همه فن حریف واقعا نوبره در ضمن این اسطوره ای که دائم ازش دم میزنید مال کشور مغولستانه نه آذربایجان ما که روزی این مغولها با خاک یکسانش کردن


:1388/12/14 - 17:32:37
بابا از تو بعیده که اینقد سنگ ترکها رو به سینه میزنی ندونی که کتیبه ارخون کی و از کجا کشف شده حالا ما بیسواد تو که خیلی ادعات میشه بفرما برای دیگران تا بدونند دوستان کتیبه ازخون قدیمی ترین نوشته ترکی در قرن هشتم در امپراطوری ترکان شمالی که در سال 644 استقلال خود را از امپراطوری چینی تانگ بدست آوردند طبق اسناد این امپراطوری در امتداد رود سلنگا (مغولستان) و قرقیزها در امتداد رود ینی سی (روسیه)می زیستند ولی همان طور که میبینید در هیچ یک از آثار بدست آمده اسمی از آذربایجان که موطن ترکان اغوز باشه اشاره ای نشده است.
--------------------------------------------
ائلشن:
سلام دوست عزیز.
با اینکه بحث ما به کتیبه ارخون ربطی نداره! ولی تاریخ خط ارخون به 522 میلادی بر می گرده که متعلق به گؤک تورک ها می باشد. شما از تورکان ایغور اسم می برید ولی اگر به اینسایکلوپدیا دقت کنید، منطقه ای نواری شکل که از تورکیه تا به مغولستان و تاتارستان دارای زبان مشترک تورکی و امپراطوریهای گسترده به نام "اورال آلتای" مشاهده خواهید کرد که در زیل آن تاریخ زبان ها و تمدن های آن نام برده شده و همچنین با مطالعه ایران تورکلرینین اسکی تاریخی اثر دکتر زهتابی به تقسیم بندی تورک ها که ما نیز شامل اغوزها می شویم پی خواهید برد...


آلتای :1388/12/15 - 11:28:13
سلام . دوست عزیز اساطیر روان جمعی یک ملت هستند و التزامی جهت سندیت تاریخی ندارند . یکی از خصوصیات اساطیر و آیینهای اساطیری ملموس بودن آن در زمان معاصر است ( نگاه کنید به انسان و سمبل هایش نوشته کارل گوستاو یونگ ) . همانند مراسم قربانی کردن که به دوران توتمیسم تعلق دارد و هم اکنون نیز اجرا می شود .لذا بحث در مورد سند کتبی و مکان آن بیهوده است . متن کتیبه های یاد شده(اورخون) نیز ربطی به اساطیر نداشته و شرح حال سه تن است . در این راستا میتوانید به کتاب سه سنگیاد باستانی نوشته دکتر صدیق مراجعه کنید . اما در مورد نوروز و پیشینه آن بحث بسی طولانی است ، هر چند بر من تعلق آن به آذربایجان و تورکان مبرهن است . شما نیز می توانید منابع زیر را مطالعه فرموده و در احراز نتیجه مختارید .اوغوزنامه ، آیین دوشونجه ( ناصر منظوری ) ، اساطیر بین النهرین ( هنریتا مک کال ) ، کور اوغلو ( طهماسبی ) . شاد باشید .


:1388/12/15 - 13:43:01
آلتای جون تو که اسمت هم مغولیه تو لازم نیست که به من توصیه کنی کدوم کتابها را بخوانم در مورد اینکه فرمودی کتیبه اورخون ربطی به این قضیه نداره من هم با تو موافقم ولی منظور من از آوردن اسم آن کتبیه میخواستم یاد آوری کنم که نقل آن افسانه ها که یکی از آنها افسانه بزقورد میباشد که اکنون به عنوان سمبل پانتورکیسم در همه جا به چشم میخوره از کجا کشف شده و متعلق به چه کشورهایی می باشد
و نیز در مورد عید نوروز که میفرمائی مربوط به ترکان می باشد و بر همگان مبرهن است لازم که خدمتت عرض کنم که هم مسلکان ترکیه ای شما چند وقت پیش مدارکی جعلی به سازمان یونسکو تقدیم کرده بودند که عید نوروز مربوط به آنها می باشد ولی متاسفانه دماغ سوخته و دست از پا درازتر برگشته بودند


سيد علي علوي(seydali )1388/12/15 - 14:02:12
1-نرود ميخ آهنين در سنگ،خودتو خسته نكن رفيق.
-----------------------------
ائلشن:
خسته نباشی!!!


آلتای :1388/12/15 - 14:27:39
سلام . در مورد نام آلتای ( آل + تای ) ، آل به معنی سرخ و تای به معنی کوه است که آل در تمامی ملت های تورک به کار می رود .لغت تای شکل تغییر یافته داغ می باشد .ت با د هم مخرج می باشد مانند اود و اوت ( آتش ) ، و غ نیز در تورکان آسیای میانه به جای غ به کار می رود . این تغییر در لغات زیر نیز به چشم می خورد : توغوق = تویوق ( مرغ ) . سوغوق = سویوق ( سرما ) و مثالهای دیگر . آلتای یعنی کوه سرخ .ضمنا بنده گفتم که بر من مبرهن است نه بر همگان . منظور من از تورک علاوه بر ترکیه آذربایجان را هم شامل می شود . اگر منابع ذکر شده در نوشته قبل را مطالعه فرمایید ممنون می شوم .


تو هین کیهان به ترکها :1388/12/15 - 14:38:32


مهندس از اینجا رانده، از آنجا مانده: دیدی زن، چه چیزی یعنی چه خاكی بر سرم شد؟
خانم مهندس: چی بگم!
مهندس: بگو « یك یا حسین تا میرحسین بره پیش صدام حسین».
خانم مهندس: وا! این چه حرفیه كه می زنی؟
مهندس: اصلاً همون نقاشی می كردم بهتر بود؛ آخه بگو تو رو سننه به اینگلاب مخملین؟
خانم مهندس: حالا عیبی یخ!
مهندس: اون طوری می مردم، لااقل منو تو چیز یعنی تو قطعه هنرمندان دفن می كردند. الان بمیرم حكما ملت منو تو قطعه منافقین دفن می كنن.
خانم مهندس: تقصیر «ممد تمدن» بود؛ خودشو كشید كنار، همه كاسه كوزه ها سرتو شكست.
مهندس: حالا باید چی كار كنم؟
خانم مهندس: یك بیانیه بده به مناسبت سیزده بدر.
مهندس: ولمون كن بابا، فقط به مناسبت «ولنتاین» بیانیه ندادم!
خانم مهندس: رسانه های آن طرفی می گویند؛ ما باید از مهندس عبور كنیم.
مهندس: اینقدر كه از ما عبور كردن، از پل خواجو عبور نكردن!
خانم مهندس: بگیر، موبایلت داره زنگ می خوره.
مهندس: ببین كیه.
خانم مهندس: شماره «ممد تمدن» افتاده.
مهندس: بگو رفته دست به آب!
خانم مهندس: یعنی دروغ بگم؟
مهندس: این همه دروغ گفتیم، اینم روش.
خانم مهندس: بفرمایید.
ممد تمدن: من موبایل مهندس رو گرفتم؟
خانم مهندس: شرمنده، ایشون دست شون به چیز بنده.
ممد تمدن: یعنی باز داره می كشه؟
خانم مهندس: از دست شما می كشه، بسته!
ممد تمدن: حالا می شه گوشی رو بدین به خودشون؟
خانم مهندس: چند لحظه گوشی...(می خواد با خودت صحبت كنه)
مهندس: بگو، چیه؟
ممد تمدن: ای ناقلا، چی كار داشتی می كردی؟
مهندس: داشتم نقاشی می كشیدم.
ممد تمدن: نقاشی خوبه، چیز دیگه ای نكشی!!
مهندس: چنانكه از منابع موثق شنیدم، كشیدی كنار. فكر می كردم جا بزنی.
ممد تمدن: ولی من هنوز سبزم.
مهندس: قهوه ای ام باشی، دیگه هیچ فرقی نمی كنه. چه خبر از اون یكی؟
ممد تمدن: كی؟
مهندس: شیخ دیگه.
ممد تمدن: اتفاقاً پیش منه الان.
مهندس: گوشی رو بده، بهش.
ممد تمدن: بیا مهندس باهات كار داره.
شیخ: به شما كه عرض كنم؛ برای روز چهارشنبه سوری چند تا مسیر اعلام كردم، مردم بیان راهپیمایی.
مهندس: چه مسیرهایی؟
شیخ: مسیر شماره یك؛ خیابان ترقه، كوچه فشفشه، روی آتش.
مسیر شماره دو؛ مسجد ضرار، بزرگراه اكلیل سرنج، بن بست تجاوز، روی آتش.
مسیر شماره سه؛ خیابان نارنجك دستی، كوچه عبدالمالك ریغو، میدان قرص اكس، روی آتش.
مسیر شماره چهار؛ روی آتش، توی آتش، زردی من از تو، چیز تو از من.
مسیر شماره پنج؛...(الو؟الو؟)
شیخ: به شما كه عرض كنم؛ مهندس قطع كرد!!

ما پیروزیم



آلتای :1388/12/15 - 17:25:40
سلام.گرگ زمانی یکی از توتم های تورکها به شمار می رفت . پروفسور زهتابی در جلد اول کتاب تاریخ دیرین تورکان ایران خصوصیات و قدرت گرگ را علت توتم شدن آن در بین تورکان ذکر نموده است . همانطور که لک لک در مصر و کایوت ( نوعی گرگ ) برای بو میان آمریکای شمالی نقش توتم را داشته است . وجود چنین سمبلهایی از ضروریات است که در راستای پر رنگ شدن باور ملی نقش بازی می کند . ضمنا خواهشمند است بدون هیچ پیشینه ذهنی نظرات خود را درج فرموده و از پیش داوری و برچسبهایی از نوع پان پرهیز کنید . یادمان باشد که لازمه مبارزه با پان فارسیسم این است که خود در چهارچوب هیچ گونه پانیسمی تعریف نشویم . در مورد گرگ میتوانید به کتاب قوردلارا ساری ( به سوی گرگها ) نوشته مهندس کهریز میران مراجعه بفرمایید . شاد باشید


:1388/12/16 - 10:28:30
آللتای جون هر کاری کردی که اسم آلتای رو ترکی کنی بازم نتونستی و آخرش خودت هم اشاره کردی که اسمی از آسیای میانه است بگذریم
در مورد توتم بودن اسطوره بودن گرگ هیچ شکی ندارم حرف اینه که این اسطوره متعلق به منطقه جفرافیایی ما نیست البته شما میتوایند به عنوان اطلاعات عمومی در این سایت بهش اشاره کنید و خیلی هم خوبه ولی به عنوان تبلیغ من باهاش مخالفم شاید بگی که به خاطر اشتراک زبانی میشه اشتراک فرهنگی هم داشت که کاملا اشتباهه شما میدانید که ما چندین کشور داریم که به زبان اسپانیایی صحبت میکنند و حتی زبان رسمیشان هم هست از جمله ونزوئلا بولیوی اکوادور و چندین کشور که اکثرا هم از آمریکای جنوبی هستند که در دوران استثمار کشور اسپانیا تغییر زبان دادند اولا هیچ یک از این کشورها به خاطر اسپانیایی بودن زبانشان خودشونو اسپانیائی نمیدونند و از آن مهمتر برای خودشون فرهنگ جدا تاریخ جدا و اسطوره های جدا دارند.
----------------------------------
ائلشن:
اسطوره شناسی از زبان جدا نیست و اسامی و سمبولها ریشه در زبان دارند. آلتای نامی تورکی است ولی منطقه ای که اشاره می کنید اورال آلتای و زبان آن هم خانواده یعنی اورال آلتاییک (تورکی) می باشد.
ثانیا از منظر انسانی هیچ کس بر دیگری برتری نداره!!! احساس می کنم شما بعضی رو والا و بعضی دیگه رو پست قلمداد می کنید!


آلتای :1388/12/16 - 12:15:01
سلام . دوست عزیز بنده عرض کردم پروفسور زهتابی در کتاب تاریخ دیرین تورکان ایران توتم بودن گرگ را نوشته است .(تورکان ایران ) . در مورد تغییرات فونتیکی در زبان تورکی لطف کرده و کتاب سیری در تاریخ زبان و لهجه های تورکی نوشته دکتر هیئت را مطالعه فرمایید . من سعی میکنم در همه نظراتم منابعی را برای مطالعه و سندیت نظرات ذکر کنم ولی متأسفانه شما بدون مراجعه به آنها باز هم تکرار مکررات می فرمایید . شاد باشید .
------------------
ائلشن:
سایین بی
بو تیپ اینسانلارین دانیشیغی و استدلال نحوی منی بونا مجبور ائتدی کی، داها جاواب یازمییام!!! مطلب لری اوخویان یولداشلاریمیز اؤزلری دوز و یانلیشی آییرد ائتمه گوجونه صاحیب دیرلر...


:1388/12/16 - 12:33:18
ماهیت افرادی مثل زهتابی و دکتر هیئت رو من بیشتر از تو میدونم شما میفرمائید تاریخ دیرین ترکان ایران شما اگر تونستید یک سند یا یک نوشته از این ترکان ایران را قبل از دوران صفویه اینجا رو کنید من نیز تغییر رویه دادم و به شما ملحق میشوم.
------------------------------------------
ائلشن:
انگار شما از ما بیشتر با این افراد و ماهیت آنها آشنایی دارید!!! می شه لطفا در این مورد توضیح بدید!؟


آلتای :1388/12/16 - 15:31:01
سلام . یانیق تپه در نزدیکی تبریز ، فیروزتپه در اطراف ارومیه متعلق به دوران نئولیت (مرحله پایانی عصر حجر ) متقارن با هزاره 12 قبل از میلاد .علی کومک تپه در موغان ،دولما تپه و گوی تپه در تبریز و جام زرین بدست آمده از حفاریهای اطراف دریاچه ارومیه متعلق به دوران انئولیت ( مرحله گذر از نئولیت به عهد مفرغ ، دوران سنگ مس ) مقارن با هزاره 6 ق.م . محقق این اثر پروفسور هلن کانتور متخصص زبانهای ملل شرق و استاد دانشگاه شیکاگو وپروفسور پنتاس دلوکاز سرپرست گروه کاوشگران و استاد دانشگاه کالیفرنیا میباشند و در مجله " پیما "ی وابسته به یونسکو مقالات ارزشمندی را ارائه داده اند . مورخ نامی آمریکایی س.کرامر معتقد است که سومریان در هزاره 4 ق.م از حوزه دریاچه ارومیه به بین النهرین کوچ کرده اند . شهر یری با قدمت بالای 15 هزار سال و تندیسهایی با نام مکتب اوشاقلاری در خیاو ( مشکین شهر ). مکشوفات مسجد کبود در تبریز ( حتما ببینید ) . سر مفرغی مکشوف از سلماس . در موارد مذکور نقوش و سمبلهایی متعلق به تورکان آذربایجان وجود دارد . ضمنا به حکومتهای آراتتا ، ماننا ، میدیا ، ماساژتها ، لولوبیها و گوتیها و آثار آنها نگاهی بکنید . در مورد سند مکتوب می توانید به نوشته های دکتر صدیق در خصوص تاریخ کتابت کتاب دده قورقود مراجعه کنید . اینها چند نمونه از هزاران نمونه قدمت تورکان آذربایجان است . شاد باشید


ائلشن مییانالی(Elshen )1388/12/16 - 18:33:50
قیز قالاسی، قیزکؤپروسونون یازیسی، آق کند ماهالی و ترک شهریندن تاپیلان یئر آلتی اثرلر، نیه بللی اولمور!؟ نیه بونلارا صاحیب ذوران یوخدور!!! نیه بو اثرلرین تاریخی و هانسی دووره دلالت ائتمه یی آچیقلانمیر!؟
بو اثرلر بیزه اخوددوقلاری تاریخی سئوال آلتینا آپاریر!
ان سون مرند شهرینده تاپیلان بیر قیزیل قوش کی 6000 ایل بوندان اؤنجه یه اشارت ائدیر و ایندی اهورامزدا علامتی آدیلا آچیقلانیر! سئوال یئری یوخدور!؟


:1388/12/17 - 12:16:51
دوست من آلتای من خدمت شما عرض کردم که سند یا نوشته حالا این نوشته چه روی سنگ باشد چه روی پوست باشد چه روی گل فرق نمیکند همه آثاری که شما به آنها اشاره کردید نشانه قدمت آذربایجان است نه ترک بودن آذربایجان شاید به خاطر ترکی بودن اسم بعضی از این آثار شما میخواهید که آنها را به ترکان نسبت دهید که کاملا اشتباه است بلکه بیشتر اینها اسامی است که مردم محلی به آنها گذاشته اند و با توجه به اینکه زبان آذربایجان حدود 700 سال پیش به ترکی تغییر یافته گذاشتن این اسامی به آنها دور از ذهن نیست مانند گذاشتن اسم شهر سوخته در زابل بعد از کشف این آثار توسط مردم محلی که زبانشان فارس بوده است و نیز در مورد کتاب دده قورقود شما باز هم از جغرافیای ایران خارج شدید زیرا آن اثر مربوط به مردم قزاقستان است نه ایران


آلتای :1388/12/17 - 15:33:05
قارداشیم یازدیغیم قایناقلاری اوخویون . اینانماسیزسا ، منیم داها سؤزوم یوخدور . یاشایین


ائلشن مییانالی(Elshen )1388/12/17 - 16:15:39
ایندی گؤردون!
یئنه یورولما
بیزیم آماجیمیز بودور کی بو مطلب لری خالق اوخویا و اؤز نظرین وئره، بیر سیرا بئینی پاسلانمیش آداملارلا بیزیم ایشیمیز اولماز...


:1388/12/17 - 19:20:49
دوستان هدف از این بحثها بالا بردن اطلاعات و رسیدن به نتیجه می باشد نه کشیده شدن به جدالهای لفظی و یا خدائی ناکرده توهین به کسی من فقط گفتم که اگر مدرکی هست رو کنید اگر نیست که ترویج فرهنگ بیگانه چرا شما اگر یه کم منطقی با این قضایا برخورد کنید و حقیقتها را قبول کنید خواهید دید که شما از اصل خود غافل مانده اید با نوشتن واژه های مثل حرام زاده و غیره به غیر پائین آوردن فرهنگ خودنان هیچ کار مفیدی انجام نداده اید


:1388/12/17 - 23:15:52
فرهنگ بیگانه!!!
شما با فرهنگ ساختگی خودتون سرگرم شوید...
یاشاسین آزربایجانیمیز


:1388/12/18 - 16:45:29
بابا این چه فرهنگ واقعییه که حتی یک نوشته و یا سند تا کنون نتونستند ازش پیدا کنند اگر معنی فرهنگ واقعی اینه که آره شما راست میکین فرهنگ ما ساختگیه


ائلشن مییانالی(Elshen )1388/12/19 - 08:59:06
دوست عزیز به منابع ارائه شده در بحث های بالا مراجعه کنید.
مردم خودشون عقل و شعور دارند و درست و رو از غلط تمیز می دن.
هر کس می خواهد می تواند به تبلیغ فرهنگ پارسیان خودشون بپردازه!!!


:1388/12/19 - 12:51:53
دوست عزیز فرهنگ پارسی که احتیاج به تبلیغ نداره طلا که پاکه ... تو هم بهتره که بری یه کم واقع بین باشی همه اون موارد بالا به قدمت آذربایجان اشاره میکنه نه ترک بودن آذربایجان که یه بار بهش اشاره کردم شما موقعی میتونید حرفاتونو به کرسی بشونید که به یک نوشته به زبان ترکی که قدمتش بیشتر از 700 سال باشه واز ناحیه آذربایجان کشف شده باشه اشاره کنید
البته دیگران گشتن نبود تو هم نگرد نیستش


ائلدار میانالی(eldarmiyanali )1388/12/20 - 10:08:55
سالاملار
بی بونلارین سوزلری یوخدی اونان اوترودورکی باشلاییب لار بوش سوز دانیشماغا ایمکانی اولسا بوش سوزلره جاواب ورمییب و اوز گوزل فیکروزیاونلارینان کیرلندیرمیه سینیز
یاشاسین


:1388/12/20 - 10:23:15
تو با این نظرت هم یه جورائی خواستی جواب منو بدی پس معلوم میشه حرفام همچین هم بوش نیست دوست عزیز هم شهری


آلتای :1388/12/20 - 22:08:59
سلام . دوست عزیز تمام منابع مذکور دلایل مبرهنی در رد ادعای شماست . متأسفانه نخواندید ! همفکران شما با زیرکی تمام همواره توپ را به زمین ما انداخته و تمام انرژی ما را صرف چنین بحثهایی کرده اند ، که ما 700 سال پیش آمده و یا تورک شده ایم ! و مجال پرسش را از ما گرفته اند . بسیار خوب . فکر کنم ابن خلدون را می شناسید ، شاید هم !!! ابن خلدون پدر جامعه شناسی در تاریخ معروف خود می نویسد : ان ارض ایران هی ارض الترک . . . فاما علماء الفرس و نسابتهم فیابون من هذا کله : که ایران سرزمین ترکان است اما دانشمندان و نسابان فارس به کلی این مسئله را انکار می کنند . ( تاریخ ابن خلدون ، ج 2 ص 154 ) . به نوشته های زیر نگاهی بکنید لطفا : ( طبری ج 1 ص 404 ) ( طبری ج5 ص 226 و 309 ) ( لغت فرس ص 277 ) ( دیوان لغات الترک ، ترجمه فارسی ص 577 ) . حال شما با دلایل قاطع ادعای خود را اثبات کنید . چرا ما سعی در انکار آن داریم ؟!!! شما ثابت کنید .اصلا ما همین امروز تورک شده و به آن می بالیم . شما که از نوادگان آن تخت کیانی هستید چرا هویت خود را از دست داده و زبان باستان خود را تکلم نمی کنید ؟ چرا رسم الخط عربی داشته و بدون استعمال لغات عربی قادر به تکلم نیستید ؟ چرا سیر زبان فارسی از تاجیکستان به شیراز ( از قرن 3 تا قرن 8 ) است ؟ اول رودکی ( تاجیک ) ، فردوسی ، خیام . . .( خراسان ) ، خواجوی کرمانی ( کرمان ) ، سعدی ، حافظ ( شیراز ) .لطف کرده پاسخهایی مستند ارائه کنید . بنده حاضر به مباحثه حضوری نیز هستم .


:1388/12/21 - 08:50:34
سیز گئدین اؤز کیملیینیزی ایثبات ائدین. سیزین کیمی ساتقین اینسانلار آز اولماسادا! حقیقتی دئییشمز.
بو اینسانین یازدیغین اوخویون و اؤزونوز قضاوت ائدین:
"اول برو قانونو بخون بعد ادعا کن که به قانون عمل نمیشه قانون آموزش زبان مادری رو برای همه قومیت ها آزاد کرده ولی اونی که شماها میخوائید و تاکنون هم عملی نشده و تا آخر عمرتون هم عملی نمیشه آموزش به زبان مادریه!"
بو اینسانلا بحث ائتمک ایشتیباه دیر نیه کی چون اؤزون ایثبات ائده بیلمیر، ایستیر باشکالارین سئوال آلتینا آپارا!!! سن گئت ائله کوروشو ایثبات ائت و ار لوحلار کی 70 ایل قیدمتی واری ده هارادان گلیر!
آیری یئرده ده یازیب:
"در مورد پارسیان! طلا که پاکه چه منتش به خاکه!!!"
قبول ائدیرم کی پاکسیز!!! بو اینسانین فارس اولماغی از نوع پانفارس! شک سیزدیر!
---------------
بنده نیز حاضر به مباحثه حضوری هستم!!!


:1388/12/21 - 09:02:16
ایت هورر کروان کئچر!


:1388/12/21 - 15:27:01
دوست من بهتر بود به جای کپی برداری از سایتهای پانترکی میرفتی کل متن ابن خلدون در مورد ایران را مطالعه میکردی بعد اینجا میاوردی با عرض معذرت از مدیر سایت به علت طولانی بودن متن ناچارم کپی پیست کنم ابتدا متن عربی موضوغ
الفرس الخبرعن الفرس وذكر أيامهم ودولهم وتسمية ملوكهم وكيف كان مصير أمرهم إلى تمامه وانقراضه‏.‏ هذه الأمة من أقدم أمم العالم وأشدهم قوة وآثاراً في الأرض وكانت لهم في العالم دولتان عظيمتان طويلتان الأولى منهما الكينية ويظهر أن مبتدأها ومبتدأ دولة التبابعة وبني إسرائيل واحد وأن الثلاثة متعاصرة‏.‏ ودولة الكينية هذه هي التي غلب عليها الإسكندر والساسانية الكسراوية ويظهر أنها معاصرة لدولة الروم بالشام وهي التي غلب عليها المسلمون‏.‏ وأما ما قبل هاتين الدولتين فبعيد وأخباره متعارضة‏.‏ ونحن ذاكرون ما اشتهر من ذلك‏.‏ وأما أنسابهم فلا خلاف بين المحققين أنهم من ولد سام بن نوح وأن جدهم الأعلى الذي ينتمون إليه هو فرس‏.‏ والمشهور أنهم ن ولد إيران بن أشوذ بن سام بن نوح وأرض إيران هي بلاد الفرس‏.‏ ولما عربت قيل لها إعراق‏.‏ هذا عند المحققين‏.‏ وقيل‏:‏ إنهم منسوبون إلى إيران بن إيران بن أشوذ‏.‏ وقيل إلى غليم بن سام‏.‏ ووقع في التوراة ذكر ملك الأهواز كردامر من بني غليم‏.‏ فهذا أصل هذا القول والله أعلم‏.‏ لان الأهواز من ممالك بلاد فارس‏.‏ وقيل‏:‏ إلى لاوذ بن إرم بن سام وقيل إلى أميم بن لاوذ وقيل إلى يوسف بن يعقوب بن إسحاق‏.‏ ويقال إن الساسانية فقط من ولد إسحاق وأنه يسمى عندهم وترك وأن جدهم منوشهر بن منشحر بن فرهس بن وترك‏.‏ هكذا نقل المسعودي هذه الأسماء وهي كما تراه غير مضبوطة‏.‏ وفيما قيل‏:‏ إن الفرس كلهم من ولد إيران بن أفريدون الآتي ذكره وأن من قبله لا يسمون بالفرس والله أعلم‏.‏ وكان أول ما ملك إيران أرض فارس‏.‏ فتوارث أعقابه الملك ثم صارت لهم خراسان ومملكة النبط والجرامقة‏.‏ ثم اتسعت مملكتهم إلى الإسكندرية غرباً وباب الأبواب شمالاً‏.‏ وفي الكتب أن أرض إيران هي أرض الترك وعند الإسرائيليين أنهم من ولد طيراس بن يافث وإخوتهم بنو مادي بن يافث وكانوا مملكة واحدة‏.‏ فأما علماء الفرس ونسابتهم فيأبون من هذا كله وينسبون الفرس إلى كيومرث ولا يرفعون نسبه إلى ما فوقه‏.‏ ومعنى هذا الاسم عندهم ابن الطين وهو عندهم أول ابن الطين وهو عندهم أول النسب‏.‏ هذا رأيهم وأما مواطن الفرس فكانت أول أمرهم بأرض فارس وبهم سميت‏.‏ ويجاورهم إخوانهم في نسب أشوذ بن سام وهم فيما قال البيهقي الكرد والديلم والخزر والنبط والجرامقة‏.‏ ثم صارت لهم خراسان ومملكة النبط والجرامقة وسائر هؤلاء الأمم‏.‏ ثم اتسعت ممالكهم إلى الإسكندرية‏.‏ وفي هذا الجيل على ما اتفق عليه.

لطبقة الأولى تسمى البيشدانية والطبقة الثانية تسمى الكينية والطبقة الثالثة تسمى الأشكانية والطبقة الرابعة تسمى الساسانية ومدة ملكهم في العالم على ما نقل ابن سعيد عن كتاب تاريخ الأمم لعلي بن حمزة الأصبهاني وذلك من زمن كيومرث أبيهم إلى مهلك يزدجرد أيام عثمان أربعة آلاف سنة ومائتا سنة ونحو إحدى وثمانين سنة‏.‏ وكيومرث عندهم هو أول ملك نصب في الأرض ويزعمون فيما قال المسعودي‏:‏ أنه عاش ألف سنة وضبطه بكاف أول الاسم قبل الياء المثناة من أسفل والسهيلي ضبطه بجيم مكان الكاف والظاهر أن الحرف بين الجيم والكاف كما قدمناه‏


:1388/12/21 - 15:28:46
و اما ترجمه فارسی متن
یرانیان(الفرس)

خبر از ایرانیان(پارسیان) و ذکر وقایع و دولت​هایشان و نام​های پادشاهانشان و چگونگی فرمانروائیشان تا زمان انقراض آن

این امت یکی از کهن​ترین امت​های عالم است، از همه​ی امت​ها نیرومندتر و آثارش در روی زمین از همه فزونتر است. ایرانیان)پارسیان) را در جهان دو دولت بزرگ و دراز مدت بود: نخستین، دولت کیانی که آغاز آن با آغاز دولت​ تبع​ها و بنی اسرائیل یکی است. این سه دولت معاصر هم بوده​اند. مسلمانان بر دولت ساسانی غلبه یافتند. اما این که بگوئیم پیش از این دو دولت، دولتی دیگر وجود داشته است، بعید مینماید. البته اخبار در این باب متعارض است و ما آنچه مشهورتر است می​آوریم. در باب نسبشان، میان محققان در این خلافی نیست که آنان از فرزندان سام پسر نوح​اند و نام پسر آشور پسر سام پسر نوح​اند. برخی از محققان میگویند سرزمین ایران همان بلاد فارس است که چون معرب شد آن را اعراق خواندند. و برخی گویند که ایرانیان به ایران پسر آشور نسبت دارند و برخی گویند عیلام/غلیم پسر سام.

در تورات از پادشاه اهواز یاد شده است که او کدرلاعومر از فرزندان عیلام است. و این ریشه​ی این سخن است – و الله اعلم – زیرا اهواز از ممالک سرزمین ایران است. بعنی نیز گویند که ایرانیان از نسل لود پسر ارام پسر سام​اند، و بعضی گویند به امیم پسر لود منسوبند و بعضی گویند به یوسف پسر یعقوب پسر اسحاق. و بعضی گویند که تنها ساسانیان از فرزندان اسحاق​اند و اینان اسحاق را، ویرک گویند و نیایشان منوشهر پسر مشجر پسر فریقس پسر ویرک است. مسعودی این نامها را بدین گونه آورده است و چنانکه می​بینی همه​ی آنها غیر مظبوط​اند. و نیز گویند ایرانیان(پارسیان) فرزند ایران پسر فریدون​اند. و ما در آتیه در این باب سخن خواهیم گفت. و آنان که پیش از او بوده​اند بدین نام خوانده نمی​شده​اند-والله اعلم- و او نخستین کسی بوده که بر ایران-سرزمین فارس-پادشاهی کرده است و اعقاب او به توراث پادشاهی یافته​اند. سپس خراسان و مملکت نبطی​ها و جرامقه در تصرف آنان درآمده و قلمروشان از جانب غرب تا اسکندریه و از جانب شمال تا باب الابواب گسترش یافته است و در کتب آمده است که سرزمین ایران، همان سرزمین ترکان است. اسرائیلیان می​گویند که ایرانیان از فرزندان طیراس پسر یافث​اند و آنان را با برادرشان فرزندان مادای پسر یافث یک مملکت بوده است.

اما علما و نسب​شناسان ایرانی(پارسی)، هیچ یک از این اقوال را نمی​پذیرند و می​گویند که ایرانیان فرزند گیومرث هستند و فراتر از او نسبی نمی​شناسد. گیومرث در نزد آنان به معنی فرزند گل است و او نخستین فرزند خاک است و نسب از او آغاز می​شود.

امام سرزمینی که ایرانیان در آنها سکونت داشتند، در آغاز سرزمین فارس بود و بدین جهت آنان را فرس (فارسیان) خوانده​اند و در همسایگی آنان برادران نسبی​شان فرزندان آشور پسر سام ساکن بودند و آنان چنانکه بیهقی گوید: کردها و دیلم​ها و خزرها و نبطی​ها و جرامقه هستند. آنگاه خراسان و کشور نبطی​ها و جرامقه و دیگر این امت​ها را در تصرف آوردند. پس قلمرو فرمانشان تا اسکندریه کشیده شد.

در این نژاد، چنانکه مورخان آورده​اند چهار طبقه​اند: طبقه​ی اول را پیشدادیان گویند و طبقه دوم را کیانیان و طبقه​ی سوم را اشکانیان و طبقه​ی چهارم را ساسانیان. مدت پادشاهی اینان چنانکه ابن سعید از کتاب تاریخ امم علی بن حمزه​ی اصفهانی نقل کرده، از زمان گیومرث نیای​شان تا کشته شدن یزدگرد در ایام عثمان چهارهزار و دویست و قریب هشتاد و یک سال بوده. ایرانیان می​گویند، گیومرث نخستین کسی است که در روی زمین پدید آمده و به روایت مسعودی هزارسال زیسته است. مسعودی کیومرث را با کاف پیش از یاء دو نطقه تختانی ظبط کرده و سهیلی به​جای کاف جیم آورده و به نظرمی​رسد حرفی میان جیم و کاف باشد(=گ).

(العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، در 6 جلد، چاپ سوم، 1383، ناشر: پشوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. ) (167-168، جلد اول


:1388/12/21 - 15:34:53
حال خودتان قضاوت کنید که ابن خلدون در اینجا میخواسته که ایرانیان را ترکی بخواند یا نظراتی که در باره نژاد ایرانیان است مورد برسی قرار دهد که شما با زیرکی متین را آورده اید که به ترکی بودن ایران اشاره میکند البته اگر قانع نشدید بفرمائید تا من مدارک خود را در مورد زبان مردم قدیم آذربایجان خدمتتان ارائه نمایم


:1388/12/21 - 19:58:43
نه حتما می خواسته ایرانیان رو پارسیان معرفی کنه!!! آخه آدم حسابی تو خودت مگه کپی پیست نکردی از سایت های پانفارسیستی.
شما بیا با زبان منطق و حضوری با هم صحبت کنیم!!!
-------------------
ائله دئییر کی: نئجه سن قانمایام قالاسان یانا یانا!
بیلن بیلدی


:1388/12/21 - 20:20:18
آی کیو اگه بری اول نوشته های منو بخونی خودم از مدیر سایت هم معذرت خواستم که مجبورم به خاطر طولانی بودن متن کپی پیست کنم و تو نمیخواد که اینو کشف کنی بحث در این مطلب درباره ابزاری استفاده کردن از یک مطلب برای بهره برداری شخصی است که من خواستم اینو بهت گوشزد کنم پس ابن خلدون نمیخواسته که اشاره کنه که ایران از قدیم ترکی بوده نکنه باورتون شده که ایران از قدیم ترکی بوده
---------------------
ائلشن:
دوست فارس زبان عزیز.
لطفا یک مقدار با ادبیات بهتری صحبت بفرمایید!!!
ابن خلدون صراحتا بر این امر اشاره کرده و ما مطمئنیم ایران قدیم تورک بوده است.
ولی نظر هر کس محترمه


آلتای :1388/12/21 - 20:38:38
سلام . دوست عزیز بهتر است به جای مطالعه تألیفات و کتابهای تحریف شده چاپ داخله که با تفکرات پان فارسی و فاشیستی ماترک محمود افشارها ، فروغی ها و دیگر هم قطارانشان اداره و جهت دهی می شود به تألیفات مرجع مراجعه کنید . ( تاریخ ابن خلدون ، کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر و من عاصر هم . الطبعه الرابعه ، منشورات موسسه الاعلمی للمطلوبات . بیروت ، لبنان ) . ضمنا به سوالات مطروحه در نوشته قبلی ( دلایل سیر زبان فارسی بعد از قرن 2 از شمال شرق به مرکز ایران و علل عدم تشابه فارسی کنونی با زبان کذایی ادعا شده در 2500 سال پیش و . . .) پاسخهایی ارائه کنید . لطفا تشابهات عینی زبان گرانقدر تورکی را با زبان کهنترین تمدن ( سومر ) که یکی ازدلایلی قاطع بر تورک بودن سومریان است مد نظر داشته و از گزاف بپرهیزید .


آلتای :1388/12/21 - 20:39:43
سلام . دوست عزیز بهتر است به جای مطالعه تألیفات و کتابهای تحریف شده چاپ داخله که با تفکرات پان فارسی و فاشیستی ماترک محمود افشارها ، فروغی ها و دیگر هم قطارانشان اداره و جهت دهی می شود به تألیفات مرجع مراجعه کنید . ( تاریخ ابن خلدون ، کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر و من عاصر هم . الطبعه الرابعه ، منشورات موسسه الاعلمی للمطلوبات . بیروت ، لبنان ) . ضمنا به سوالات مطروحه در نوشته قبلی ( دلایل سیر زبان فارسی بعد از قرن 2 از شمال شرق به مرکز ایران و علل عدم تشابه فارسی کنونی با زبان کذایی ادعا شده در 2500 سال پیش و . . .) پاسخهایی ارائه کنید . لطفا تشابهات عینی زبان گرانقدر تورکی را با زبان کهنترین تمدن ( سومر ) که یکی ازدلایلی قاطع بر تورک بودن سومریان است مد نظر داشته و از گزاف بپرهیزید .


. :1388/12/21 - 20:58:12
Fars = afgan = ???!!!


:1388/12/22 - 11:59:02
بابا تو رو خدا آدمو با این نظریاتتون به خنده نندازین من تو همه بحث با امثال شما ها وقتی که کم آوردین رفتین سراغ سومری ها که چی چون زبان سومری التصافی است و زبان ترکی هم التصافی است پس این دو زبان با هم یکی هستند پس سومری ها ترکن در مورد بحث تحریف کتابی که من بهش اشاره کردم اولا این نوشته ترجمه هیچ یک از اون کسانی که شما نوشتین نیست(العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، در 6 جلد، چاپ سوم، 1383، ناشر: پشوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. ) (167-168، جلد اول
و تاریخشم که میبینی مربوط به 5 سال پیشه در ضمن من متن عربی اون نوشته رو هم آوردم اگه خیلی هم ناراحت تحریف هستی میتونی بری متن اصلی اونو پیدا کنی و با این نوشته مقایسه کنی تا ببینی چقد تحریف شده ولی یادت باشه شما وقتی به اون مطلب اشاره کردی که خیلی هم با غرض بود یعنی از این همه مطلب به اونی اشاره کردی که مد نظر خودت بود من نگفتم که شما قصد تحریف مطلب رو داشتین من کل مطلب رو اینجا آوردم که مردم خودشون ببینن و قضاوت کنند وگرنه من هم مثل تو به راحتی میتونستم به این جمله اشاره کنم
در کتاب ابن خلدون به این چمله اشاره کرده است
برخی از محققان میگویند سرزمین ایران همان بلاد فارس است که چون معرب شد آن را اعراق خواندند.


ائلشن مییانالی(Elshen )1388/12/22 - 12:13:14
دوست عزیز واقعا حرفی برای گفتن ندارید!!!
شما معتقد به این جمله ذکر شده توسط خودتون هستید و نظرتون نیز محترمه!!!!
"سرزمین ایران همان بلاد فارس است"


:1388/12/22 - 12:29:48
میخوای هر چی شما دوس داری اونو بگم اصلا همون که شما گفتی
در مورد با ادبیات بهتر صحبت کردن هم بهتره بی انصافی نکنی من با گفتن یه آی کیو بی ادب شدم ولی دوستان خودتان از نام بردن حرام زاده قانمایان فانمایاجاخ ایت هورر کروان گیچر نه تنها بی ادب نیستین بلکه احسنت و بارک الله هم دنبالشون هست
یادتون باشه که این سایت میتونه از همه جای ایران و حتی جهان بازدید کننده داشته باشه طوری رفتار نکنیم که رفتار و نوشته های بعضی ها به نام همه اهل میانه رقم بخوره


آلتای :1388/12/22 - 13:52:32
سلام . دوست عزیز . من از شما( و تمام دوستان ) تقاضا دارم تمام نظرات بنده رااز ابتدا( 9 نظر ) در باب این نوشته یک بار دیگر مرور بفرمایید ! شما و همفکرانتان همواره از دادن پاسخهای مکفی و قانع کننده شانه خالی کرده و باز توپ را به زمین ما انداخته اید و با زیرکی ( که جای تبریک دارد ) بحث ها را به هر سو که خواسته اید سوق داده اید ( بدون مطالعه منبعهایی که بنده معرفی کرده ام ) . حال لطف کرده و به سوالات بنده در نوشته های قبل پاسخی ارائه دهید . ضمنا نظر خود را در باب آقای پورپیرار و نوشته هایشان که دلایل قاطعی را در راستای رد شکوه تمدن 2500سال پیش ادعا شده از طرف جریان های شوونیستی فارس ارائه داده اند اعلام دارید .
سوالات افزوده شده در این نظر (سوالات قبل فراموش نشود ) :

1 - جریانهای فوق الذکر لغت ایران را چنین معنی می کنند : ایران = سرزمین مردان نجیب . آیا این لغت بدون داشتن ساختار تورکی دارای چنین معنی هست ؟

ایران = ایی + ار + ان .
ایی = خوب ، نجیب ( که هم اکنون نیز در میان ملل تورک مستعمل است )
ار = مرد ( نیاز به توضیح ندارد )
ان = پسوند مکان
2 - در مورد اسامی بومی که درون مرزهای آذربایجان وجود دارد و همگی لغات تورکی هستند نظرات خود را ارائه دهید . لطفا از دادن پاسخی با این مفهوم که مغولا آن اسامی را با خود آورده اند بپر هیزید که در آن صورت می بایست تمامی اسامی مکانهای ایرانی به تورکی تغییر می یافتند که می دانید در نواحی مرکزی ایران چنین نیست . ( البته زبان مغولی با زبان تورکی بسیار متفاوت است ! )


:1388/12/22 - 17:14:56
دوست عزیز من که گفتم حق با شماست و تسلیم شدم مهم برای من ایرانه که شما هم به آن اشاره کردید حالا چه ترک چه فارس در مورد پورپیرار باید خدمتتان عرض کنم که او نه به تاریخ پارسیان اعتقاد داره نه ترکان بلکه یک نویسنده سفارشی از دول عربی بود در جهت پان عربی ساختن ایران که به دلیل برخی نظریاتش در مورد ایرانیان که کاملا هم بی اساسه ولی باب میل شماست و دائم در بحثهایتان به آن اشاره میکنید
راستش ما اگه به گفته های اون اعتقاد داشته باشیم الان باید شک کنیم که ما زنده ایم یا اینکه در یه دنیای دیگه ای داریم زندگی میکنیم در ضمن اینو هم بگم که آقای ناصر بنا کننده که به پورپیرار معروف شد اگه خودش یه موسسه انتشاراتی نداشت هیچ یک از کتابهایش انتشار نمی یافت


آلتای :1388/12/22 - 19:59:32
سلام ، من از صداقت و درک عمیقتان کمال تشکر و قدردانی را دارم . شاد باشید .


هوچي :1389/1/2 - 15:44:49

پادشهان یکسره ترکان بدند ---- جمله شبان گله گرگان بدند...
اجنبیانی همه اهل جپو! ____ طایفه ی وردار و بزارو برو!!!
تازی و ترک و مغول و ترکمان ---- جمله بریدند از ایران امان
نای ببستند به مرغ سحر ---- بال شکستند ز طاووس نر...
بعد عرب هم نشد این ملک شاد --- رسته شد از چاله و درچه افتاد
نصف زبان را عرب از بین برد ---- نیم دگر لهجه به ترکان سپرد!!!


محمد مییانالی(memmed )1389/1/3 - 21:20:38
سلام دوست عزیز توصیه ای برای شما دارم : لطف کرده من بعد بجای ایران از فارس یا پارس یا پارسا یا پارسی یا پرشین یا آریا یا اصفهان یا شیراز یا کابل یا ما سی میلیون فارس دنیا استفاده نمایید تا انشقاق معنا صورت نگیرد.
با تشکر


:1389/1/8 - 11:44:33
عزیزان بدانند که من چند تا نظر دارم که اثبات می کند که این عید بزرگ مال ترکها است لطفاً این پان فارس ها با دقت گوش کنند:
1. اولاً این که اگر این عید مال فارس ها است چرا برای سفره از حرف سین برخی از نعمت ها را می گذارید مگر حرف اول شما الف نمی باشدچرا پس حرف سین
دوماً فلسفه ی این هفت سین در عید فارسی چیست؟
سوماً مگر این عید تاریخ 6000 ، بقول خودتان، ندارد پس چطور می شود که این عید مال فارس ها باشد چون قدمت فارس ها فوقش به 3000 سال می رسد
اما در ترکی :
ما بر این باوریم که این عید از آن ما است و هفت سینی که در سفره می گذارند همان « یدی سین » به معنی «هفت تاش » در ترکی است « سین » در این جا نه به عنوان یک حرف بلکه به عنوان پسوند شمارشی است که در ترکی کاربرد دارد بگذارید با یک مثال ساده روشنتان کنم :
بیرین،ایکی سین،اوچین،دورتین،بشین،آلتی سین،یدی سین و...
همان طوریکه می بینیداین ها واحد های شمارشی ترکی است به معنی های : یکیش َ،دوتاش،سه تاش،چهار تاش،پنج تاش،شش تاش،هفت تاش و...
«سین» که در تمام شماره های ترکی به معنی «تاش» وجود داشته ولی به مرور زمان از برخی از شماره ها به دلیل بهتر تلفظ شدن حذف شده است، در شماره های دو ،شش،هفت باقی مانده است.
و حالا بر می گردیم سراغ «یدی سین»:
ترک ها برای این که سال جدید سالی پر از نعمت داشته باشند هفت تاش رو یا شش تاش رو بر روی سفره ها قرار می دادند و فرقی نمی کرد که کدام نعمت رو بذارند ممکن بود که این نعمت ها هر سال فرق بکند یعنی چند نعمت خاص مثل سیر ، سمنو و یا دیگر چیز هایی که فارسها می گذارند همیشه بر روی سفره های عید آنها نبود و ممکن بود این نعمت ها با نعمات سال گذشته که بر روی سفره گذاشته بودند کاملاً متفاوت باشد.
فکر کنم پان فارس هایی که برای این یعنی « یدی سین » می خواستند معادل جایگزین پیدا کنند معادل اشتباهی پیدا کردند.




سيد علي علوي(seydali )1389/1/11 - 04:34:10
بااين استدلالي كه اختراع كردي من كه قانع شدم و حتما سازمان ملل هم تجديد نظر خواهد كرد.


ائلشن مییانالی :1389/1/11 - 09:19:31
سید جان!
قرار نیست کسی کسی را قانع کند!
این استدلال نیست و اتیمولوژی است و اینکار توسط زبانشناس برجسته کشور که اهل مییانا است، یعنی آقای ناصر منظوری نوشته شده است.
حال فرضا که این تئوری غلط باشد! فلسفه 7 سین آقایان فارس که تا به حال هیچ استدلالی برای آن پیدا نکرده اند از کجا آمده است!؟
آینه، ماهی، شیرینی و ... که سین نداره!!!


AZAR :1389/3/14 - 22:38:27
با سلام خدمت عزيزان و فرهنگدوستان آذربايجان مقدس
در اين وبلاگ سعي خواهد شد كه تاريخ بشريت از مبدا تا به امروز به همراه شما آذربايجانيهاي عزيز بررسي شود ضمنا در اين ميان تاريخ هاي تحريف شده نيز با دلايل منطقي بحث شده و به اطلاع عموم برسد در نهايت اينكه آذربايجانيها از چه قوم و متعلق به چه قومي هستند به ترتيب بررسي خواهد شد
شروع بشريت به 7000سال قبل از ميلاد به ابوابشر حضرت آدم برميگردد در اين ميان يافتن مكان حضرت آدم كه درچه منطقه اي زيست ميكرده حائز اهميت است شواهد حاكي بود كه مكاني زيست حضرت
آدم مابين كشور يمن و هندوستان بوده ولي اين مكان خيلي بزرگ تقريبا نصف دنيا بود لذا اين امكان نداشت در كتاب انجيل گفته شده كه جنت آدم يا اديم يا در عبري ادن درمكاني به نام بوشا (بوشا داغ نام كوهي در اطراف تبريز مي باشد) قرار دارد و در قران گفته شده كه جنت ادم در ميان 4 رود بزرگ محصور مي باشد در كتاب يهوديان اسم نگهبانان
حضرت آدم هيرو (منظور از هيرو فوران آتشفشانهايي بوده كه از كوهها اطراف فوران مي كرده) مي باشد و نام دو تا از رودخانه يخون و اوشون (ushun )مي باشد در هنگام حمله اعراب به آذربايجان و در منابع موجود عربي نام رودخانه يخون به رود ارس اطلاع شده و رودخانه اوشون همان قزل اوزن مي باشد
كه در منابع سومر نيز بدان اشاره شده است ضمن اينكه نام قديم شهرستان تورك خلخال هيرو اباد مي باشد و شهري بنام هيرو نيز در نزديكي خلخال وجود دارد لذا تاريخ شناسان قرن حاضر دانشگاه لندن با استناد به منابع قران و انجيل و همچنين منابع سومري و ... مكان دقيق آن را مابين كوههاي سهند(ساهان) و سبلان (ساوالان) مي دانند
لذا مقرر گرديده در سال 2012 به تعداد 12 جلد كتب جهاني تاريخ در اين دانشگاه چاپ شود كه جلد اول آن مربوط به سرزمين زيباي آذربايجان مي باشد ضمن اينكه اولين و بزرگترين تمدن بشري يعني تمدن سومر(سوم +ار كه توسط تاريخ شناسان بزرگ و با تعيين سنگ نوشته هاي آن اصالت و زبان آنها به تركها را تاييد نمودند ) از سرزمين آذربايجان مي باشد
نيز در جلد اول اين كتب خواهد بود


ساير دليل ها
1) سي دي تمام مطالب گفته شده بالا كه توسط تعدادي از تاريخ شناسان دانشگاه آكسفورد بصورت علمي و با نمايش سنگ نوشته ها و منابع علمي و آيات قران و انجيل با دلايل كاملا
منطقي در دست تعداي از عزيزان موجود است لذا چنانچه سايتي را عزيزان معرفي نمايند كه قابليت نمايش فيلم را داشته باشد بنده تمام آنها را در اختيار عزيزان خواهم گذاشت
(بصورت يك سي دي وفيلم مي باشد) لذا اين داشمندان با استناد به همان منابع ، چهار باغ در اصفهان و تاج محل در هندوستان كه از طريق 4 عدد نهر داراي آب از طرفين به يك
مكان مشخص مرتبط مي شوند را از آذربايجان به اين مكان ها با عنوان حكايت جنت بشريت انتقال داده اند

2) اثبات از طريق نام : كلمه آد در تركي به معناي اسم مي باشد پسوند { م } در تركي به كلمه اسم موجوديت مي دهد لذا آد +م به معني موجودي كه داراي اسم باشد يا هرچيزي
كه موجوديت داشته باشد لذا اولين چيزي كه براي يك انسان لازم است اسم مي باشد ضمنا نام فرزندان حضرت آدم به ترتيب هابيل و قابيل مي باشد كه اين اسامي فقط در آذربايجان موجود
مي باشد (هابيل كمانچه زن معروف آذربايجان شمالي مي باشد)و حضرت نوح پنجمين پيغمبر خدا مي باشد اسم همسر حضرت نوح ماراند مي باشد كه شهر مرند از همين نام گرفته شده است

3) كتابي به نام امپراطوري خزران نوشته آرتور كستلر آلماني كه با ترجمه يك فارس صورت گرفته كه در تمام كتابفروشي ها معتبر موجود مي باشد خواهشمند است عزيزان آذربايجاني حتما اين
كتاب را مطالعه بفرمايند در قسمتي از اين كتاب مي خوانيم كه حضرت نوح 7 فرزند داشت بنام هاي يافث سام حام كنعان و ... كه يافث نياي اقوام ترك مي باشد و در تمامي منابع تركها را
يافثي و عربها را سامي مي خوانند لذا در ادامه همان كتاب ياقث فرزندان زيادي داشت بنام هاي هون خزر باسيلي ترنياخ زگورا آوار (ماجار يا مجار) سابير ولگا وياقوت و ... كه در حال حاضر نيز با نام
هر يك از آنها يك قوم ترك نژاد در جهان موجود مي باشد براي مثال هونها امپراطوري بزرگ هون را آفريدند خزرها امپراطوري بزرگ خزر را آفريدند و نام درياي خزر از همانها مانده است
آوار به عنوان يك جمهوري خودمختار در روسيه مي باشدو مجار كشورمجارستان فعلي است كه يك ضرب المثل جالبي دارند . و آن اينكه زبان مجاري با زبان تركي آذري همانند سيبي است كه دو نصف شده
ضمن اينكه زبان كشور مجارستان تركي به لهجه مجاري مي باشد و سابير همان سيبري موجود در روسيه است كه يك جمهوري خودمختار مي باشد( با اين اوصاف كه در كتاب تاريخ دوره راهنمايي مي خوانيم
كه آرياييها از سيبري آمده اند نيز مردود مي باشد لذا سريعا لازم است كه مكان جديدي را براي خودشان دست وپا كنند) و در نهايت ياقوت يا ياكوت كه باز يكي از جمهوري هاي مختار روسيه مي باشد
به مركزيت ياكوتسك
4) پيدا شدن كشتي حضرت نوح در كوه آغري داغ تركيه (قبلا در روزنامه اطلاعات نيز چاپ شد)كه هم مرز با آذربايجان جنوبي مي باشد و نيز بررسي نوع چوبها بكار رفته كه فقط و فقط در
مناطق ارسباران آذربايجان جنوبي و در كناره هاي رود ارس مي باشد كه به عنوان درختان خاص ثبت جهاني شده اند
در مراحل بعدي با همكاري شما عزيزان مطالب بيشتري در رابطه با آذربايجان به اطلاع عزيزان خواهد رسيد لطفا همه عزيزان همكاري فرمايند
توركون ديلي تك سئوگيلي ايستكلي ديل اولماز اوزگه ديلي قاتسان بو اصيل ديل اصيل اولماز
عزيزان دليل نوشتن اين مطالب به لهجه 27 عربي يعني فارسي به اين دليل است كه به ياوه گوييهاي رضاخان يالان پالان و كسرويهاي پول پرست جواب داده شود و اصالت قوم مقدس آذربايجان
و بي هويت بودن فارسهاي بي وطن به اطلاع همه مردم رسانده شود و الا من هيچ فارسجا دانيشا و يازا بيلميرم يالنيز اوز آنا ديليمده يازيپ و بوگونه قده ر پوزموشام
ياشاسين آذربايجان و اونو سئون اينسانلار
www.elimyasha.com


AZAR :1389/3/14 - 22:51:05
در جواب آن عزيز مي توانم يگويم كه سنگ نوشته در آذربايجان جنوبي خيلي زياد است ولي متاسفانه به محض پيدا شدن آن را به تهران انتقال مي دهند و در آنجا آن را به قوم پليد ساساني كه در عرض يك روز از اعراب شكست خورد ومنهدم گرديد نسبت مي دهند زماني مي توانيم به اين بحث ادامه دهيم كه اجازه بدهند كارشناسان ترك يا كارشناسان خارج از كشور نيز نظر خود را بدهند و الا حرفهاي آن شخص پشيزي نمي ارزد در ضمن شما با اين همه صدا و سيما و هزاران ترفند نتوانستيد تركها را فارس كنيد به نظر خود شما در هشتصد سال پيش چطوري ممكن است كه در نبود صدا و سيما و ساير امكانات زبان آذربايجان تغيير داده شود ضمن اينگه مغول اگر ميتوانست زبان مغولي را در آذربايجان پياده مي كرد نه زبان تركي اوغوز را و لازم بذكر است كه زبان مغولي با زبان تركي متفاوت است زيرا همان گونه كه زبان ژاپني و كره اي و تبتي و منچوري و مغولي و اذربايجاني تركي محسوب مي شود اما فرق بين ژاپني با زبان تركي آذري تفاوت فاحشي دارد مبناي اين زبانها التصاقي بودن آنها است و ربطي به كلمات ندارد ضمن اينكه مغول از شمال غرب وارد كشور شد و اگر امكان داشت بايد زبان همه مردم را تغيير مي داد چرا فقط محوده آذربايجان را انتخاتب كرد واقعيت اينست كه اين اراجيف توسط رضاخان و بدست احمد كسروي ساخته شد و غير آن در هيچ جايي سنديت ندارد و اين اراجيف ديگر سركوفتي براي خود فارسهاي شوئينيست شده است و سخن پاياني اگر زبان مردم آذربايجان در 800 سال پيش تغيير د اده ميشد فقط كلمات تغيير داده مي شد و نمي بايست اين زبان خاصيت التصاقي به خود مي گرفت پس مرگ بر شوينيست


ایرج :1389/5/3 - 11:41:36
عزیزان ترک یاتورک یا حالا هراسم یا چیزی که بخواهید رو خودتون بزارید.مشکلتون این که دارای سواد ودر ک بالایی نیستین وبه حرفهای کوچه بازاری تکیه کردینه اگه از نژاد زرد هستین که قیافه وریخت نژاد زرد معلومه احتیاج به بحث جدل نداره می گی نه یک آیینه بردار خودتو نگاه کن اگه مثل چینی ها بودی ترکی اگه هم نبودی خوب از نژاد سفید هستی .اگرهم حد وسط بودی دورگه هستی


محسن کامرانی(kami2010 )1389/5/3 - 14:10:12
بجای اینکه تاریخ رو تحریف کنی یکم اطلاعات تاریخیت رو بیشتر کن...عزیز دل برادر!!!


ایرج :1389/5/4 - 11:17:58
دلایل من همین حرفهای کوچه بازاری که متاسفانه بازهم هم ازروی عدم درک تکرار نمودی .اگه مغولها قیافه شمار اتغیر داده اند پس مشکلتون با فارسها چیه جناب مرسلی اصلا من فارس نیستم من کرد هستم.من از عید نوروز هم که از روی ناچاری بخودتون نسبت دادین ناراحت نشدم وجر هم نخوردم همینطور که مولوی رو مصادره کردین فقط خواستم طبق شعری که مولوی داره البته اگه بتونید درکش کنید خواستم کمک تون کنم همون شعری که در رابطه با فیل در تاریکی هست وهرکی دست به یک جایش میزنه واستدلال می کنه مولوی نتیجه میگیره یکی چراغ بیاره و در نور ببینه چی هستش من نتیجه گرفتم نمی خواد به استدلال این واون گوش کنید فقط یک آیینه کافی هستش .مثل همون چراغ والبته من آیینه رو جای چراغ گذاشتم. این رو هم عرض کنم هیچ نژادی خالص نیست وتعصب نژادی هم من رو کور نکرده که واقعیت ها روهم نبینم . دیگر اینکه اگر شخصیت دیگه ای هم داشتید در تاریخ جای چنگیزخان نمی گذاشتید که جنایات اون برتمام بشریت پوشیده نیست .ضمنا اگه شما واقعا ترک باشی به خیلی از ملل بدهکار هستی از جمله(هندیها.ارامنه . چینی ها . اروپایی ها . عربها .روسها.همین مردم ترکیه فعلی وکلی دیگر از ملل هر ملتی کلی سر فصل از جنایات شما در تاریخش ثبت نموده است . پس بدهکار هستین . ونکته آخر اینکه برو تاریخ را بخوان ببین ترک ها با چه روشی در دستگاه خلافت عرب نفوذ پیدا کردن چون ادب اجاز نمی دهد من آن را بیان کنم.


محسن کامرانی(kami2010 )1389/5/4 - 15:13:38
آقای مرسلی من یک خراسانی هستم و فرق بین چهره ی خراسانیها رو از مغول ها بیشتر از شما می دونم.مغول ها دارای پوست زرد و چشم های تنگ و گونه های برامده هستند ولی هیچ کدام از اینها مشخصه مردم خراسان نیست.


نام و نام خانوادگی :




لوگین شوید تا امکان حذف نظرتان وجود داشته باشد.اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
 
نام کاربری:
پسورد:
ثبت نام


raters750;223;766;8;342;

Programing: Miyanali.com    EMail: azizi_php@yahoo.com time(12s) RSS